Skip to main content

Go Search
مقالات
اخبار روز
حراست از زبان دری
لغت نامه
آرشیف ویدیوها
جنتری
سایت های افغانی
اداره
Go Search
  
آریانا افغانستان آنلاین Ariana Afghanistan Online > دیکشنری  

دیکشنری

Modify settings and columns

 اصطلاحات ایرانی و معادلات دری آن

  
View: 
ملاحظاتFilterEdit
آ (الف مد دار)در حساب ابجد عدد یک است
(الف مد دار) اولین علامت نوشته در الفبای دری پیش از (ء)(همزه) است.
 
آئین نامهمرامنامه
 
آب بقاآب حیات
 
آب پز جوش داده
(مانند تخم جوش دادهٔ مرغ)
 
آب تازجریان سیل آسای آب
 
 
آب ترهتراتیزک
 
 
آب تنیآب بازی
 
آب جوبیر
 
 
آب خورقسمتی از تنۀ کشتی که در داخل آب است
ولی ما در افغانستان آبخور برای محلی میگوئیم که حیوانات از قبیل گاو و گوسفند و بز در آن کاه و جو خود را می خورند.
 
آب خوردهآب پاشی شده
بوی خاک آب خورده = بوی زمین آب پاشی شده
 
آب خوستجزیره
 
آب دهانتف
در مناطق غرب افغانستان هرات به (آب دهن) و (تف) بزاق کویند.
 
آب دوغ خیاردوغ بادرنگ دار
 
آب راهکاریز
 
آب راههآبرو
 
آب گوشتشوربا
 
آب مرواریدسیم او - سیماب
 
 
آب نباتشیرینی - دشلمه

 

 
آب کشچلو صاف
 
آبادانیعمران
 
آبادانیعمران
 
آبارهکاریز
 
 
آباژورشیت گروپ - شیت چراغ
کلمۀ مذکور ریشۀ فرانسوی دارد.
 
آبانعقرب
ماه هشتم سال شمسی.
 
آبجیخواهر کلان
لقبی است که در ایران باب احترام به خواهر کلان میگویند.
 
آبجیخواهر - همشیره
در مناطق غرب و هرات (دده) گویند.
 
آبچینجاذب
آب خشک کن هم گویند.
 
آبدار چیمسئول چای خانه
به کسی گویند که مسؤول فراهم کردن چای و شربت و آب است، خاصتأ در دربار شاهان.
 
آبدار خانهچایخانه
برای محلی که در آن آب و چای و شربت نگهداری میشود گفته میشود.
 
آبدانمثانه
در دری آبدان جائیست یا ظرفی است که درآن آب نگهداری میشود، آبدان بخاری یا مخزن آب آشامیدنی.
 
آبدان چاتی، آبدان
کلمۀ آبدان هم در زبان دری افغانستان معمول است در زبان عام آنرا (اودان) می گوئیم
 
آبریزبدرفت
 
آبستنحامله دار - باردار - شکم دار
آبسته کردن= قولبه کردن زمین برای کشت.
 
آبستنحامله
در زبان دری افغانستان به (آبستن) شکمدار هم گفته می شود.
 
آبستهقولبه
 
آبشخورمنشأ یا منشاء
ما در افغانستان در زبان دری برای آبشخور فارسی ایران (چشمه) و (سرچشمه) هم می گوئیم. و برای جایی هم گفته می ذشود که بتوان از آن برای نوشیدن آب گرفت.
 
آبگینهآیینه - پیمانه
 
آبگینه گرآیینه ساز
 
آبله کوبیواکسین کردن
 
آبونماناشتراک
کلمۀ آبونمان abonnement از زبان فرانسوی گرفته شده و تلفظ درست آن (ابونومان) است نه آبونمان
 
آبونهمشترک abonné
ابونی هم کلمۀ فرانسوی بوده که ایرانیها آنرا غلط تلفظ میکنند.
 
آبونهمشترک

آبونه هم از زبان فرانسوی گرفته شده ولی تلفظ آنرا درست ادا نمی کنند تلفظ آن چنین است (ابونی) و چنین نوشته می شود: abonnet

 
آبونوماناشتراک - حق اشتراک
ابونومان کلمۀ فرانسوی بوده abonnement که ایرانی ها آنرا غلط تلفظ میکنند، زیرا در ست آن ابونومان است، نه "آبونومان" مثلیکه امریکا را "آمریکا" میگویند.
 
آبکشسقاء
در زبان دری عامیانه و معمول مردم افغانستان (سقو) یا (سقاو) می گویند.
 
آپارتیبی حیا - با سر و صدا
آپارتی کلمۀ ترکی است، به کسی گفته میشود که بخواهد نظرش را با بی حیایی و سر و صدا ابراز دارد.
 
آت و آشغالکثافات
 
آتش بساوربند
 
آتش زاشعله ور
 
آتش زنهچقمق
 
آتش سوزیحریق
 
آتش گل کناطفائیه
 
آتش نشانیاطفائیه
 
آتشدانمنقل
 
آجرخشت
به خشت پخته (آجر داشی) می گویند.
 
آجر قرمزخشت پخته
 
آجرکاریخشت مالی
 
آجودانضابط - منصبدار - مامور پولیس
افسری که در نزد افسر عالی رتبه خدمت میکند. برای ضابط امر هم گویند. در زبان فارسی ایران اصطلاح (آجودان) را باری (یاور) هم استعمال می کنند. اصطلاح دری افغانی آن نه به معنی "ادبی" آن مثل یار و یاور بوده، بلکه یک منصب نظامی میباشد. خود کلمه از لفظ Adjutant مأخوذست.
 
آجیلمیوۀ خشک
مثل نخود و پسته و بادام و چازمغر و غیره
 
آجیلنقل باب
به شیرینی و نقل باب هم آجیل می گویند
 
آچاررنج
ما در افغانستان آچار به ترشی می گوئیم.
 
آچار رنچ، فانه
لفظ اچار در پشتو و هندی به معنی ترشی میباشد.
 
آخالمواد و مصالح تعمیراتی
از قبیل خشت - چوب - سنگ و غیره.آخال یک نوع اسب فوق العاده زیبا و قوی است که در شمال افغانستان پیدا میشود.
 
آخـَرآخـِر
آخـِر کلمۀ عربی است و تلفظ آن آخـِر است نه آخـَر مثلیکه ایرانی ها تلفظ میکنند.
 
آخر اندیشعاقبت اندیش
 
آخر اندیشیعاقبت اندیشی
 
آخر دستسرانجام
 
آخر سرسرانجام
 
آخربینعاقبت اندیش - دور بین
 
آخریانمتاع - مال التجاره
 
آخوندعالم دین - آخند
 
آخوندکبمبیرک
حشره ای با تنۀ دراز و دو جوره بال که خود را به شاخه های درختان می چسپاند.
 
آداپتهانطباق یافته
این کلمه را از زبان فرانسوی گرفته اند adapté ولی غلط تلفظ میکنند درست آن ادپتی است.
 
آداشهم نام
دو نفری که عین اسم را داشته باشند.
 
آدامزساجق
 
آدامسساجق
 
آدم حسابیآدم سنگین
 
آدم رباییاختطاف
 
 
آدم لخت کنآدم خانه لچ کن
 
آدمیرالامیر البحر
این کلمه از فرانسوی گرفته شده و غلط تلفظش میکنند تلفظ درستش ادمیرال است.
 
آدنومتومور
ادینوم از فرانسوی گرفته شده و غلظ تلفظ میکنند adénome ادینوم است نه آدنوم.
 
آذرقوس
ماه نهم سال شمسی.
 
آذر پرستآتش پرست
 
آذرگونگل شقایق
 
آذوقه سربازاناعاشه و اباته عسکرها
 
 
آذینزینت - زیور
 
آذینه جمعه
 
 
آرام پزدیگ برقی
 
آرام جاجای استراحت
 
آرام دهآرام بخش
 
آراماندنبازداشتن - بی حرکت ساختن
 
آرامگاهمقبره
ج
 
آرایشکرسلمان
ما در زبان دری افغانستان (سلمانی یا دلاک) می گوئیم
 
آردینهآردی
مثل حلوا - سمنک - لیتی - کیک و کلچه و غیره.
 
آرزمشرم، حیا
 
 
آرزوانهخواستنی - مرغوب
 
آرزوگرمشتاق -  متمنی - خواهان
 
آرشیتکتمهندس - انجنیر تعمیر
کلمۀ فرانسوی است architecte و تلفظ صحیح آن ارشیتکت است نه آرشیتکت.
 
آرمانایده آل
تصورات مطلوب، ارزو های نکو، ایده های رنگین
 
آرمان شهرمدینۀ فاضله
 
آرمانگراایده آلیست
 
آروارهالاشه
 
آروینتجربه
ج
 
آرککمان
 
آریبلی - آن
در زبان عام و روزمره بلی میگوئیم ولی در ادبیات و اشعار از آری زیاد استفاده میشود.
 
آریبله
ج * بله در ایران هم استعمال می گردد و آری در ادبیات دری افغانستان هم استفاده می شود.
 
آریمانآرزو - ایده آل
برای (آرمان) در زبان دری از کلمۀ (مطلوب) هم استفاده می شود
 
آز پیشهحریص - خود خواه
 
آزاد فکر آزاد اندیش
 
آزادگاه بازرگانیساحه آزاد تجاری، تشبس
ج
 
آزادوارمردانه - بزرگوارانه
 
آزارشآزردگی - رنج - زحمت
 
آزالازل - روز اول - روز نخست
کلمۀ ازل عربی است و ایرانی ها آنرا به غلط آزال تلفظ میکنند.
 
آزرمشرم - حیا
 
آزرمگینبا حیا - با شرم
بی آزرم = بی حیا.
 
آزمایش امتحان - مانور
در زبان دری هم مورد استفاده دارد، حتی گفته میشودکه: بگی آزمایشش کو!یعنی امتحانش کن! برای ازمایش در زبان دری افغانستان بنابر کانتکست جمله (سنجش - میزان) هم استفاده می شود. در زبان فارسی ایران برای مانور های عسکری هم (ازمایش نظامی) میکویند در حالیکه ذر افغانستان در زبان دری ما (مانور عسکری) میگوئیم. البته مانور از لسان های لاتین و سلاو در زبان دری آمده است.
 
آزمایش پزشکیمعاینۀ طبی
 
آزمایشگاهلابراتوار
 
آزمندحریص - خودخواه
 
آزمندحریص
 
آزموده کارکار آزموده - مجرب
 
آزمونامتحان - معاینه
 
آزورطماع - حریص
 
آزوغهآذوقه
آذوقه کلمۀ  ترکی است و ایرانی ها آنرا غلط تلفظ میکنند.
 
آژانپاسبان - ژندارم
اژان کلمۀ فرانسوی است agent تلفظ آژان غلط است.
 
آژنگچین - چین رو - چین پیشانی
 
آژیرزنگ - صدای آمبولانس
برای صدای موتر اطفائیه ، آمبولانس و پولیس هم گفته شده.
 
آژیرصدا - توله
به محور سنگ اسیا (آسه) میگویند.
 
آسدو سنگ آسیا یا دستاس
اس کلمۀ فرانسوی است as  تلفظ آس غلط است باید اس تلفظ شود.
 
آستوس یا طوس
در زبان دری میگوئیم (در قطعه بازی بهترین قطعه توس است) و در زبان فارسی ایران میگویند(در پر بازی بهترین پر آس است) کلمۀ آس در زبان فارسی ایران مثل اکثر کلمات از زبان فراسوی آمده است، یعنی As که نوشتن و تلفظ درست آن (اس) است نه (آس) مثلیکه برادران ایرانی ما می نویسند و تلفظ میکنند. آس مثل آمریکا غلط است.
 
آس شدنآرد شدن
آس کردن = آرد کردن
 
آسادشیر ها، جمع اسد
 
آسانسورلفت
اسانسور ascenseur کلمۀ فرانسوی است و تلفظ درست آن اسانسور است نه آسانسور.
 
آسانگذارصاحب گذشت - صاحب تحمل
 
آسایشگاهجای استراحت
جایی که موجبات استراحت و راحت و آرامش ضرورتمندان را با کمک های طبی و غذا و غیره مهیا می سازد. در افغانستان چنین موسسه ایرا وقتی بصورت رایگان برای ضرورتمندان خدمت میکند، (مرستون) هم می گویند که برای اول در عهد سلطنت اعلیحضرت محمد ظاهر شاه ایجاد گردید.
 
آستراستر - تکۀ داخل لباس
 
آسترولوژیستاره شناسی
استرولوژی کلمۀ فرانسوی است astrologie تلفظ آسترولوژی غلط است.
 
آسترولوگمنجم
کلمۀ فرانسوی است astrologue تلفظ آسترولوگ غلط است باید استرولوگ تلفظ شود.
 
آستینکآستینچه
 
آسفالتقیر
اسفلت کلمۀ فرانسوی است asphalte نه آسفالت - آسفالت کردن راه = قیر کردن سرک.
 
آسمنفس تنگی
اَسم کلمۀ فرانسوس است asthme تلفظ اسم غلط است.
 
آسمان غرنبهرعد و برق
در افغانستان در زبان عام به رعد و برق (بابع غرغری هم میگوئیم و در هرات ما (بابه قرقری میکویند
 
آسه یا اوستانولایت
 
آسیبصدمه
ج
 
آسیب دیدهمصدوم، صدمه دیده
ج
 
آسیمهآشفته - پریشان - مضطرب
 
آسیونسرگشته - سرگردان
 
آشغالخاکروبه - زباله
 
آشغالکثافات
 
آشغال دانیزباله دان
 
آشغال دانیزباله دانی
ظرف آهنی، چوبی یا پلاستیکی ای است که در آن کثافات را می ریزند.
 
آشغال کلهبی شخصیت - بی ارزش اجتماعی
 
آشفتگیمغشوشیت
اغتشاش، مغشوش سازی
 
آشفته رأیسرگشته - متحیر
 
آشفته روزکارپریشان حال - بدبخت
 
آشوریآسوری
مربوط به آسور ناحیه ای در دو طرف دریای دجله نزدیک سرحد فعلی عراق و سوریه.
 
آغ سقل یا آقسقالافسقال
آق سقال کلمۀ ترکی است برای ریش سفید و بزرگ فبیله بکار می رود.
 
آغازشروع
کلمۀ (آغاز) در زبان دری افغانستان و نزد مردم ما هم معمول و صورت استعمال دارد.
 
آغازیناولین - نخستین
 
آغوزفله
 
آفتاب گردانگل آفتاب پرست
در زبان عام به آن گل افتو پرست میگوئیم.
 
آفتاماتاتومات
 
آفرشآفرینش
 
آفریقاافریقا
 
آفرین انگیزتحسین بر انگیز
ج
 
آفرینشخلقت
 
آفندحمله - تعرض
برابی جنگ و جدال هم آفند گویند.
 
آفند بردنحمله کردن
 
آق سقالافسقال - حُقی
برای آدم های ریش سفید کلانکار گفته می شود.
 
آقاگردگروت
که با آرد، آب،  روغن، بوره و شیر درست می شود.
 
آگاتعقیق
اگت کلمۀ فرانسوی است agate آگات تلفظ نمی شود تلفظ درست آن اگت است.
 
آگاه مندبصیر - مطلع
 
آگاهیاعلان - اطلاع - اطلاعیه
برای خبر ویا مطلبی هم گفته میشود.
 
آگاهیاستخبارات
برای آمریت جنایی هم آگاهی می گویند که در زبان دری افغانستان معمول نیست
 
آگاهی نامه صورت دعوا
آگهی نامه هم میگویند.
 
آگرمانموافقنامه
این کلمه در زبان فارسی ایران از لسان فرانسوی گرفته شده و تلفظ آنرا بکلی تحریف کرده اند باید چنین تلفظ شود (اگریمان) و چنین نوشته می شود. agement 
 
آگنجروده و شکمبۀ گوسفند
برای کله و پاچه هم آگنج میگویند.
 
آگهه مندآگاه - هوشیار
 
آگینپـَر- پنبه - پشم
 
آلایندهالوده
 
آلرژیحساسیت
الرژی  کلمۀ فرانسوی و از زبان فرانسوی در فارسی ایران گرفته شده است. در فرانسوی چنین توشته می شود و تلفظ صحیح آن هم (الرژی) است نه (آلرژی) alergie
 
آلوشفتالو
 
آلوتمسق
 
آلو خراسانیآلو بخارا
 
آلو قیسیقیسی
 
آلودهجتل - کثیف
در فاسی ایران به ناپاک هم آلوده گویند. در افغانستان در زبان دری هم آلوده وجود دارد و در هرات باستان به آن (لمشت) گویند.
 
آلیعضوی
آنچه در ترکیب خود کاربن داشته باشد
 
آماتورشوقی
آماتور در زبان فارسی ایران از زبان فرانسوی گرفته شده و تلفظ صحیح آن امَتور است نه آماتور. و چنین نوشته میب شود amateur
 
آماجهدف - نشانه
ما در زبان دری افغانستان برای آماج حمله هم میگوئیم
 
آمادهحاضر
کلمۀ (آماده) هم در زبان دری افغانستان صورت استفاده دارد.
 
آماده باشتیارسی
در اردوی افغانستان (آماده باش) را (تیارسی) میگوئیم. مثلیکه برای (مانده نباشید) و یا بگفته ایرانی ها (خسته نباشید) (ستړی مه سی) میگوئیم.
 
آماده دیدنآماده کردن
 
آماراحصائیه -
برای معلومات و  ثبت احوال هم بکار گیرند.
 
آماریاحصائیوی
 
آماسپندیدگی- تورم
 
آمپاسزیـچ
در بازی شطرنج وقتی دیگر امان حرکت از بین میرود, امپس impasse تلفظ آمپاس غلط است.
 
آمپولپیچکاری
اصلا بوتل کوچکی است که دوای تزریفی در آن نگهداری میشود، برای گروپ هم استفاده میکنند چون در فرانسوی به گروپ برق آمپول میگویند.
 
آمپولپیچ کاری
ج
 
آمریکاامریکا
 
آمهدیوات یا دوات
 
آمودنآراستن - زینت دادن
 
آمودهآراسته شده
 
آموزانهمعلمی اجیر
معلمی مزدی، ساعت مزدی
 
ج
 
آموزشتعلیم
 
آموزش دادندرس دادن
 
آموزش و پرورشتعلیم و تربیه
به وزارت معارف هم وزارت آموزش و پرورش می گویند
 
آموزشگاه نیروی انتظامی آکادمی اردو
ج
 
آموزشیتعلیمی
در زبان دری افغانستان برای (آموزشی) از کلمات (تربیوی) و ( درسی) در کانتکست های مختلف استفاده می شود.
 
آموزگارمعلم با در زبان عام (مالـِم)

ــ  « آموزگار »  صفت فاعلی از مصدر « آموختن » است که در هیئتِ صیغۀ مبالغه بکار رود. این لغت از زمانهای بسیار قدیم در فارسی دری متداول بوده و تا امروز هم،  در کتابت  و  لفظِ قلم استعمال میگردد. رودکی سمرقندی، که بحق  « استاد  و پدر شعرای زبان فارسی »  خوانده شده،  فرموده :

 

هر که نامُخت از گذشتِ روزگار          نیز ناموزد  ز هیــــــچ آموزگار

با وجودی که کلمۀ «آموزگار» خیلی فصیح و زیباست، در زبان گفتارما ـ که معیارهم هموست ـ رایج نیست. در زبانشناسی مُعاصر، زبانِ گفتار را مِلاّک قرار میدهند، نه زبان تحریر را. نباید ناگفته گذاشت، که در زبان ادبی، میتوان لغات ثقیل و دیرهضم را بکار برد. اما در زبان گفتار و در زبان رادیو و تلویزیون و اخبار، باید کلماتی استعمال گردند، که سهل الهضم باشند و هرکه آنرا بشنود و بخواند، معنایش را بدون اشکال درک کند. چون در افهام و تفهیمِ محاوروی و مطبوعاتی، خبر و محتوای خبر مهم است، نه شکل ادبی آن. اگر کسی درچنین موارد، لغات نامأنوس و ثقیل را بکار گیرد، شنونده و خواننده مطلب را درک کرده نمیتواند و گویا «افهام و تفهیم» که هدف اصلی وغایۀ نهائیست، ناممکن میگردد.

 بر عکس کلمۀ « معلم »  که در زبان عوام ما « مالِم »  تلفظ گردد و اصلاً عربیست،  نزد کِه و مِه و دانی و عالی و دانا  و کمدانِ  ـ  نمیگویم «  نادان »  ـ  ما، معلوم و مفهوم میباشد،  و بمجرد شنیدن،  به مدلولش پی میبریم.

(از مقالۀ تحلیلی « ورودِ لغاتِ بی مَورد و ناباب در زبانِ دری» اثر استاد خلیل الله معروفی - بخش درُ دری افغان جرمن آنلاین)

 
آموزهتعلیم - درس - ارشاد
ارشادات و تعلیمات هم میگوئیم.
 
آموزه نخستدرس اول
ج
 
آموزه هاتعلیمات - ارشادات
 
آمیختنمخلوط کردن
ج
 
آمیختهترکیب
 
آمیختهمخلوط
ج
 
آمیخته شدنترکیب شدن - یکجا شدن
 
آمیزشعمل جنسی - مقاربت
 
آمیزه اشتراک - مخلوط
مثلاً ما برای (بوی تند تعریق او؛ آمیزه ای از آهک و گوگرد است) می گوئیم ( بوی تیز تعریق آن مخلوطی از بوی چونه و گوگرد است) یا میگوئیم (مردم افغانستان که با اثبات اشتراک تاریخی و خونی شان در این خطۀ باستانی قرون متمادی برادرانه و مشترکأ باهم زیسته اند )
 
آن ورآنطرف
 
آنالیزتجزیه
 
آنجورآنگونه - آنطور
 
آندونآنسو - آنطرف
 
آنمیکم خونی
انیمی کلمۀ فرانسوی است anémie تلفظ آنمی غلط است.
 
آنکاراانقره
تلظ آنکارا و نوشتن آن  مثل آمریکا غلط است. ما ذز افغانستان و در زمان دری به آنکارا (انقره) و به آمریکا (انقره) می گوئیم.
 
آنکاراانقره
 
آنکدتلطیفه
انیکدوت کلمۀ فرانسوی است anecdote تلفظ آنکدت غلط است.
 
آهنگسازکامپوزیتور
 
آهنگینآهنگ دار - دارای آهنگ
 
آهوبچه یا آهو برهچوچۀ آهو
 
آهوننقب - تونل زیر زمین
 
آهکچونه
 
آهکیچونه یی
 
آواآواز - صدا - صوت
 
آوخآخ
برای ابراز تأسف، حسرت و اندوه بکار میرود.
 
آوردگاهمیدان جنگ
برای میدان نبرد - میدان کارزار - عرصۀ پیکار هم  در ایران و در لغات جدید شان کلمۀ (آوردگاه) را استعمال میکنند که در افغانستان و در زبان دری مفهوم و معمول نیست
 
آورده هادست آورد ها
ما در زبان دری نتیجه و حاصل هم میگ.ئیم.
 
آوریلاپریل
اپریل avril نام ماه چهارم سال میلادی است چون حرف (v) در زبان فارسی نیست آنرا غلط تلفظ میکنند.
 
آویزقندیل - چلچراغ
برای آنچه آویزان باشد آویز گویند ولی ما در افغانستان آویز به یکی از اسناد بانکی میگودیم.
 
آویزهگوشواره - ضمایم
 
آکادمیاکادمی
کلمۀ فرانسوی است académie و تلفظ آکادمی غلط است.
 
آکاردئوناکاردیون
کلمۀ فرانسوی است accordéon تلفظ آکاردئون غلط است.
 
آکاسیااکاسی درخت اکاسی
کلمۀ فرانسوی است acacia تلفظ آکاسی غلط است همچنانکه در افغانستان عکاسی گفتن غلط است.
 
آکترهنر پیشه یا اکتور
اکتور کلمۀ فرانسوی است acteur نوشتن و تلفظ آکتر غلط است.
 
آکرایکر
کلمۀ انگلیسی است acre واحد اندازه گیری سطح در برتانیه است معادل 4046 متر مربع.
 
آکسانلهجه
کلمۀ فرانسوی است accent اکان - تلفظ آکسان غلط است.
 
آیتمجزء
آیتم کلمۀ انگلیسی است Item.
 
آیزنهیازنه - شوهر خواهر
 
آیینحصول
 
آیینعنعنه
آیین ها - عنعنه ها
 
آیین دادرسیاصول محاکمات
 
آیین نامهمقررات
ج
 
1 - 250 Next

آريانا افغانستان آنلاین
تماس با ما برای ارسال مقالات: info@arianafghanistan.com  و یا spineghar@gmail.com 

Besucherzaehler