Skip to main content
    تاریخ امروز:             ارسال مقالات: info@arianafghanistan.com    آریانا افغانستان آنلاین  در شبکه های اجتماعی: Facebook  Youtube       جستوجوی دقیق: Search 
 

آریانا افغانستان آنلاین

| مؤسس وبسایت: ولی احمد نوری | صفحۀ نخست
اخبار روز
فهرست مندرجات
کتب و رسالات
لغت نامه
جنتری
سایت های افغانی
Go Search
 


نظریات شما

  نظر شما در مورد مطالب نشر شده (سال ۲۰۲۱)    نویسنده:  آریانا افغانستان آنلاین

 
اسم: Aref Abassi   محل سکونت: کلیفورنیا    تاریخ: 31.12.2021
 


ډیر ګران ورور "ښاغلی" وحید صاحب!
ممنون توضیحات شما در مورد آمدن به لعل پور. هرجا گوشۀ خاک وطن است خوش به حال تان. امیوارم شرائط تغییر مثبت نموده صلح بیاید و دوران آتش و باروت و هراس پایان یافته کار و بار تجارت حاجی صاحب دوباره رونق یابد که به مصروفیت میرزایی تان ادامه دهید.

در صورتی که عقل باشد و خرد و آشنایی به اخلاق مکالمه و مفاهمه ضرورتی به قهر و غضب و خشونت و کار برد کلمات ناموزون چیست؟. هیچ گاه بر اساس تکبر و خود ستایی تلاش صورت نگیرد که باور خود را بر دیگران به زور سوتۀجبر کلام ناهنجار تحمیل کرد. اگر گفتی با حوصله مندی بشنو، و به طرف قابل احترام بگذار ولو که نظریات متفاوت باشد. اگر کسی با لقب طولانی علمی توریدی نا آشنا، بی حوصله شده بر محترمی می تازد از پیروان و مداحان این استاد چه توقع داشت.


اسم: وحید   محل سکونت: فعلاً لعلپوره    تاریخ: 31.12.2021
 

بسم الله الرحمن الرحیم
برادر محترمم شاغلو عباسی صاحب
من در دوران رژیم ګذشته در تورخم در دفتر یک حاجی صاحب تجار منحیث یک میرزا کارمیکردم دو جوان بسیار لایق با کمپوتر مرا کمک هم میکردند بعد که نظام سقوط کرد کار تجار بی دفتر و بی سند شد ضرورت ان دفترها و رسمیات ازبین رفت من چند یوم در جلال اباد بودم حال به قریه در لعلپور امده ام یعنی نه کوچیده ام بلکم جایم بعضاً تغییرکرد والی اګر باز رسمیات شروع شود وحاجی صاجب که تاجر بود مرا دوباره بپذیرد به تورخم میروم
مقصد وغایه من از ابراز نظر این بود که یکی مقابل دیګر باالفاظ نامناسب که نباید به قلم نوشته شود حمله میکردند ادبی مینوشتند پروا نداشت درین میان بعضی اشخاص محترم از جانب مقابل احساس خفګی میکرد که من نخواستم دیګر افغانهای ما ازیکدیګر خفه شوند به ناچیز موضوع بازهم بااحترام مزید


اسم: Akhtar Yusufi   محل سکونت: USA    تاریخ: 30.12.2021
 

شعبده بازی با سرنوشت ملت افغان !
زلمی خلیلزاد نمایندهٔ ایالات متحدهٔ امریکا با صلاحیت های خارق العاده اش بنابر عوامل متعدد از جمله اختلافات و دشمنی شخصی و سیاسی از دوران تحصیل و کار با اشرف غنی رئیس جمهور فراری کشور توانست تا بکمک کماشتګان خود در افغانستان در عوض انتقام از اشرف غنی از مردم مظلوم و بیګناه افغانستان انتقام ګرفت.
زلمی خلیلزاد و ګماشتګان او از قماش حامدکرزی، عبدالله عبدالله در افغانستان با سؤ استفاده از روش دولتداری جنانایات ضد بشری را انجام دادند که در تاریخ بشریت با غمنامهٔ بیظیر میماند، این اعمال مانند شعبده بازی دلقکهاست که با دیدن آنها باید هم خنده و هم ګریه کرد.
این اعمال ضد انسانیت بالاخره افغانستان را به پرتګای نابود کامل سوق داد، که اکنون همه روزه مردم کشور بشمول کارمندات دولتی از کرسنګی میمیرند.
با این نمونه تکاندهنده توجه کنید، شهریان قندهار یکی از شهرهای تاریخی کشور با داشتن مردمان با غیرت هفتهٔ قبل جنازه معلم با عزت مکتب احمدشاهی شهر قندهار را به خاک سپرده که در اثر ګرسنګی در منزلش جان داده بود.
اشرف غنی رئیس جمهور قبلی افغانستان در تازه ترین مصاحبه خویش با جنرال کارتر انګلیسی در رادیو بی بی سی ګفته است که،
« اشتباه او عنوان رئیس جمهور افغانستان اعتماد به شرکای بین المللی از جمله امریکا بود.». بنابر اظهارات مستند حمدالله مجب مقام با صلاحیت امنیتی افغانستان، براساس اطلاعات منابع مؤثق پلان قتل اشرف غنی مانند قتلهای دو تن روسای جمهوری قبلی افغانستان نیز شامل پلان عملیاتی تصرف کابل طالبان بوده است. دست کاران ګماشتهٔ خارجی در افغانستان دو رئیس جمهور قبلی افغانستان را بیرحمانه بقتل رساندند.
۱- داکتر نجیب الله رئیس جمهور قبلی افغانستان در حالیکه در نمایندګی سازمان ملل متحد در کابل پناهنده سیاسی بود، بتاریخ ۲۶ سپتمبر ۱۹۹۶ توسط نصرالله بابر وزیر داخله پاکستان، که برای رهبری و مشایعت و ګرفتن قدرت طالبان در افغانستان آمده بودند، بنام طالبان جنایت قتل را نیز انجام دادند.
۲- برهان الدین رباتی نیز در اثر توطیه که در تحت رهبری حامد کرزی رئیس جمهور دایمی افغانستان با حمایت مستقیم زلمی خلیلزاد هست، در ماه سپتمبر سال ۲۰۱۱ میلادی بقتل رسیده است.
خلیلزاد در واکنش به ګفتګوی اشرف غنی با بی بی سی میګوید که :
«ً اګر او ترسیده بود از امریکا کمک میخواست. »
مردم بخوبی میدانند که قتلهای زمانداران کشور ها چه در افغانستان و یا در سایر نفاط جهان بدون دستهای مرموز داستخبارات و اشارهٔ قورتهای بزرګ در جهان امکان پذیر نیست.
خلیلزاد به اشرف غنی حریف دورهٔ جوانی و تحصیل خود عجیب جواب مسخره و کمک کنندهٔ را برسم شعبده بازی میګوید !
به تاریخ چهار ده پرخون جنګهای خونین در افغانستان نظر اندازید،
زلمی خلیلزاد مشاور و نماینده با صلاحیت امریکا در نقش وایسرای از جانب قصر سفید امریکا در امور افغانستان معمار تمام امور رهبری آنکشور بود، این معمار کهنه کار ګرګان را در افغانستان چوپان مقرر نمود،
این معمار وایسرای اولأ در سال ۲۰۰۱ میلادی حکومت طالبان را زیر نام حامد کرزی در افغانستان سرنګون کرد، زلمی خلیلزاد و حامد کرزی دو مشاور کمپنی تیل یونیکال در زیر چتر قوای نظامی ناتو او امریکا در تبلیغات جعلی خوبش طالبان را نیست و نابود اعلام کردند. تعداد از صفوف طالبان در دشت لیلی و سایر نقاط در شمال افغانستان توسط جلادان ګماشته شده شورای نظار و ملیشه های دوستم قتل عام کردند، تهداد از رهبران طالبان را در زندانهای ګوانتانامو، و بګرام انداختند.
همین باند مافیای عصری بودند که در سالهای اخیر در ده سال اول اشغال افغانستان طالبان از نیستی کامل دوباره بوجودًآوردند. این معماران همواره برای نابودی حریفان خویس ګرګان را در عوض چوپان مقرر نموده اند،
حالا هم چنین است، که معمار ویرانی و قتل بیګناهان افغان جواب کمک خلیلزاد در جواب اشرف غنی با مثال میماند که جلاد از ګرګان ګوسفند قوچ رنګه را زنده میخواهد.
ممنون باشید.
یوسفی


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 30.12.2021
 

اختفاء هویت و شخصیت
من در نظر داشتم مضمونی را در مورد اسم مستعار و مستعار نویسان بنویسم، ولی الیوم در سایت افغان جرمن مضمونی را تحت عنوان مستعار نویسان به قلم محترم «شیر ساپی» مطالعه نمودم.
قابل تذکر میدانم که تداول و ترویج نام مستعار در کشور های شرقی و اسلامی سابقه بسیار طولانی دارد و دلیل اساسی آن موجودیت رژیم های استبدادی درین کشور هاست، از سابقه استعمال نام مستعار در کشور های غربی اطلاعی نداارم، بعضاً نویسندگانی هم برای برای تمثیل مظالم زمام داران سفاک به شکل سمبولیک و به زبان حیوانات مطالی را به رشته تحریر کشیده اند، شنیده ام که کتاب «انوار سهیلی و کلیله و دمنه» به منظور مشابهی تحریر یافته است.
لذا استعمال نام مستعار تحت انگیزه و یا شرایط فوق الذکر یک کار پسندیده و یک خدمت بزرگ در طریق مبارزه علیه اجحاف رژیم های استبدادی تلقی میشود.
در کتگوری دوم هم ذواتی از اسم مستعار کار میگرند، که نظر به دلایلی که نزد خودشان است، و ما از آن اگهی دقیقی نداریم، بطور مثال یکی از این ذوات هم داکتر روان فرهادی است که یک سلسله مضامین جالبی را به یکی از پروگرام های رادیو افغانستان تحت نام «خدایار کابلی» ارسال مینمود، دانشمند محترمی، هم اکنون مضامین حقوقی خود را با نام مستعار به سایت افغان جرمن ارسال میدارد.
گروپ سوم مستعار نویسان لوده های سیاسی یا به عبارت دیگر لوده های توی و هتاکان مسلکی و حرفوی است، که به سویه کوچه و بازار، به دریدن ناموس و عفت قلم اشتغال دارند، این گروه پاچه گیران، به شخصیت کشی اشتغال دارند و چنین معلوم میشود که همچو عناصر مانند جواسیس، وافراد توظیف شده، مأموریت گرفته اند، کا با بکار بردن تکتیک شخصیت کشی و ارعاب، نویسندگان حق گوی و حق پسند را خاموش سازند، لذا این عناصر برقع پوش و بی هویت و بی شخصیت، چارۀ جز این ندارند که سیمای سیاه و کثیف خود را تحت نام مستعار پنهان نمایند، بخصوص در پناه آزادی های بی حد و سرحد کشور های غربی، که اصلاً نیازی برای استعمال اسم مستعار، قابل نوجیه نیست.
یک مخلوق عجیب و بیسواد مطلق با همان شیوه که ممکن به ارث گرفته باشد در برابر نوشته معقول و منطقی محترم شیر ساپی صاحب عکس العمل نشان داشته و تمجید احسان لمر را در مورد علمیت و دانش خود مثال آورده است، درین مورد به فکر کلام معروفی می افتم که مشعر است:
تو مرا آخوند بگو، من ترا ملا
پناه به ذاتی پروردگار


اسم: محمد عارف عباسی   محل سکونت: کلیفورنیا    تاریخ: 30.12.2021
 

جناب محترم وحید صاحب!

خوب شد که از تورخم کوچیدیدو در لعل پور مسکن گزین شدید. به ارتباط تبصرۀ قابل توجه و معقول شما،من صرف از خود وکالت می کنم، نمی دانم دلیل اصلی چیست که محققان و مؤرخان؛ پیجیده دور ظواهر فریبنده؛ صف بسته برای یک تخریب بالاخص در این وضع رقت بار و اسفناک وطن و اولادش، ارادۀ قوی تغییر اذهان مردم داشته با تبلیغات شعار گونۀ پیروی از سنن لیننزم را به راه انداخته اند، رمز واقعی معلوم نیست و تأریخ هم به عقب بر نمی گردد.مبارزه ولو که تنهایی باشد، ایجابات رسالت مسلکی، مسؤولیت اخلاقی، وجیبۀ واقعیت پرستی و فریضۀ ملی است و مسؤولیت است نه جنگ طلبی است و نه کتره پرانی ونه کیانه و تحقیر و توهین.

مضمون محمودی صاحب واقعاً دلچسپ بود تشکر.


اسم: وحید   محل سکونت: لعلپور    تاریخ: 30.12.2021
 

بسم الله الرحمن الرحیم
برادران معززم وافغانهای داخل و خارج
باور بکنید که نوشته های طعنه آمیز به یکدیګر طی یک یا دو ماه آخرین شما باعث خستګی بیحد شد خصوصاً ازبابت نادرخان و امان الله پاجا سابق بس است در وطن مسایل بسیار مهم در جریان است شما هم خود وهم دیګران را فریب داده میروید قصداً نظر ملت را از اصل به فروعات برده اید درست که باید از تاریخ درس وپند ګرفت ولی اینکه جواب در مقابل جواب سنګر لفظی درمقابل سنګرلفظی به شما ها میزیبد نه هرګز باور کنید این دیګر اضافات است افراط است و دوری از منطق نوشته های تاریخی ضرور است ولی در کلکین نظرات چیزی جز عبث نامی دیګر ندارد برادران درین شرایط روی سرنوشت وطن فکر کنید به جوانان رهنمایی کنید ایا میدانید وطن اززمان موجودیت قوای شوروی در بدتر حالت است ایکاش شما باریکی را درک کنید شما از اروپا وامریکا بهتر توجه جهانیان را معطوف میتوانید و جوانان را رهنمایی میتوانید اما این نظرات تان در کلیکین ها باعث دور شدن از مهمات میګردد اما نوشته های خیلی خوب نیز موجود است من احتراماً توجه شمارا به یک نوشته طور مثال نشر شده در دعوت میډیا مورخه ۱۱/۱۰/۱۴۰۰که آنها به عیسوی ډسمبر۲۹نوشته اند معطوف میدارم نوشته از ډاکتر شامحمد محمودی است ایا عندالهی بګویید چنین نوشته را شما طی چندین ماه در جرمن انلاین و اریانا خوانده اید این ازبابت اشرف غنی نی بلکم بخاطر محتوای ان درمورد پلانهای مشابه داودخان و موضوعات آب افغانستان که ما مردم لعلپور و ګوشته و مومند های سرحد و کنر تماماً در لب دریا تشنه و در وچ ډاګ استیم هیچ زمامدار توجه نکرده ای برادران لطفاً بخاطر من ریش سفیداین مقاله نمونه وطندوستی و حقیقیت ګویی در اhttps://dawatmedia24.com/%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%db%90/135866/بخوانید التفات تانرا بدان خواهانم و بعد چنان مسایل را بنویسید بااحترام زیاد وشاباس به ډاکتر شامحمود محمودی
عرض عاجزانه به همینجا ختم والسلام

برای معلومات بیشتر اینجا کلیک کنید..

اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 29.12.2021
 

جهان سپاس از دانشمند محترم سبرینه جان نوری!
دو سه روز قبل مضمونی را تحت عنوان «شخصیت غازی نادر خان در نظر علامه اقبال» در همین سایت وزین و مهذب آریانا افغانستان بدست نشر سپردم.
من درین نوشته اشتباهاً نوشتم که کتاب «جاوید نامه» داکتر اقبال از طرف دانشمندان با کتاب «کمیدی الهی گوته» مقایسه شده است.
در حالیکه کتاب «پیام مشرق» علامه داکتر اقبال در جواب شاعر آلمانی «گوته» تحریر یافته است. چنانکه داکتر اقبال در یک شعر خود به این نکته چنین اشاره میکند:
پیر مغرب شاعر المانوی
آن قتیل شیوه های پهلوی
بست نقش شاهدان شوخ و شنگ
داد مشرق را سلامی از فرنگ
در جوابش گفته ام پیغام شرق
ماه تابی ریختم بر شام شرق
امروز بی بی گرانقدر سبرینه جان نوری ترجمه فارسی «کتاب کمدی الهی» اثر «دانته» را که در ایران به زبان فارسی ترجمه شده، برایم توسط ایمیل فرستادند، و من ملتفت اشتباه خود در زمینه گشتم.
من بدین وسیله مراتب ژرف شکران و امتنان خود مبنی بر مساعدت فرهنگی سبرینه جان نوری خدمت شان ابراز داشته، ضمناً از اشتباه خود در زمینه از هم وطنان گرامی معذرت میخواهم.
با عرض حرمت


اسم: Aref Abassi   محل سکونت: کلیفورنیا    تاریخ: 29.12.2021
 

محتر داکتر صاحب اکبر یوسفی!

ارزیابی دانشمندان نکته دان عمق نگر دیگر در مورد این نوشته همگون بابرداشت شما نیست. اگر عنوان برای گمراهی آفریده باشد یقیناًکه در انوار فضل و دانش خود از گم راهی رهایی یافته راه مطلوب در می یابید.
عنوان در بازتاب یک حقیقت واضح است.ولی تعبییرات متفاوت است من هرگز در برابر پذیرفتن واقعیت لجاجت مکتبی نکرده ام.
با عرض حرمت مزید.


اسم: دوکتور محمد اکبر یوسفی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 29.12.2021
 

جناب محترم عباسی!
متأسفم یک مرتبۀ دیگر هم شما طاقت حقیقت شنیدن را نداشتید. این با قبله و نماز ارتباط ندارد. علم یک چییز است، عالم چیز دیگری است. عنوان مطلب شما بصورت کافی گمراهی را نشان می دهد. با احترام. یوسفی


اسم: Akhtar Yusufi   محل سکونت: USA    تاریخ: 29.12.2021
 

معظم او د قدر وړ مشر ایوبی صاحب!
ستاسو نظر د طالبانو او بهرنیانو د لاسوهنو په هکله کاملا دقیق دی،
الله دی تاسی تل ژوندی او آباد لری،
تاسو ته معلومه ده چی زه طالب نه یم او هم د طالبانو سره زما د فکری پلوه څخه ډیر تفاوتونه موجود دی.
د طالبانو یو لړ نیمګړتیاوی له دی کبله دی، چی افغان پخوانی سیاستوالو د ناوړو اعمال اوًجنایاتو محصول دی، مګر طالبان د عمل په ډګر کښی د ملی ارزښتونو او د ملی شتمنیو په ساتلو کښی یو لړ بیساری سپڅلی معیارونه لری چی نه پخوانی جهادی ډلی لرلی او نه هم د کرزی او غنی فاسد او چټل حکومتونه درلودل.
د طالبانو مذهبی ټینګار او مذهب څخه د دوی ناپوهی اولس ته ضرر نلری، بلکه دا هغه وارداتی افکار دی چی د عربو، او د انګریزی دوبندی مدرسو افراطی کړنی ته دوی تشویق وی، زه پدی باور یم که چیری د طالبانو سره سالم د ملی مسولیت له مخی د زړه سوی له لاری جلند وشی، دا امکان سته چی هیواد د کورنی او بهرنی دښمنانو له منګلو څخه وژغورل شی.
دا تاریخی تحول هیوادوالو ته هغه تاریخی فرصت دی، کوم چی افغانان کولای شی د خپل تاریخی رسالت د اداکولو په چوکاټ کښی د بریالیتوب امکانات ته ورسیږی.
کهًچیری دا پلا طالبان بیا د خلکو ملاتړ له لاسه ورکړی، نور د هیواد د جوړولو امکان وجود نلری.
امین یاربالعالمین.
ا یوسفی.

------------------------------------

زنان افغان !
از خارجیها ګیلهٔ هم زیاد نیست که چرا تعریف درست و حقیقی از زنان افغان را باخود ندارند، خارجیها با مد روز در لوحه تبلیغات شان بدون اینکه موقف و وضع عینی شرایط زندګی زنان افغان بدانند، کور کورانه مدعی احیای حقوق زنان افغان هستند. با کمال تأسف عده سیاسیون ناکام افغان که دم عدهٔ زیادی ایشان با استخبارات های بیرونی ګهره خورده اند، برای کسب شهرت کاذب خود نیز کور کوررانه در مورد حقوق زنان میلیونی محروم از همه چیز افغانستان از خارجېها کاذبانه تقلید مینمایند. رحمت الله نبیل سیاست باز کاپی شده استخبارات با شان و فرت در مورد زنان میګوید که:
« طالبان اینبار با بمهای خارجیها نه بلکه بزور زنان مبارز سرنکون میګردد»
اقای نبیل بحیث سیاست باز مرد در جامعه مردسالار افغانستان میخواهد برف باف بام خود را بر بام زنان کشور می اندازد، بیخبر از آن ملیونها زن محروم افغانستان سواد ندارد و کوچکترین اطلاع و فهم از حقوق ندارد. عقده کشایی سیاست نه بلکه سیاست بازی است.
اګر از آقای ببیل پرسیده شود، وقتی کاندید ریاست جمهوری افغانستان بودید بود، چرا یک روز هم خانمت را در پهلوی خود در سر ستیژ کمپاین انتخاباتی نیاوردی؟
چند تن محدود زنان را که خارجها و مزدران حاکم در قدرت حاکمه حمایوی بیرونی در کشور در مطبوعات داخل و خارج برخ جامعه میکشیدند، عده شان در جریان سرنکونی حکومت اشرف غنی از کشور فرار کرده اند، عده که شمار شان برابر شمار انګشت است بحیث معضله اجتماعی در برابر جامعه قرار دارد.
این زنان انګشت شمار بیچاره که شبکهای نورس آنها را تحریک می کند، خود از وضع زندګی حقیقی زنان افغان اطلاع کافی ندارد، چه رسد بتوانند نظام افراطی طالبان را سقوط بدهند.
آقای نبیل شرم آور استاز امکان بدور نخواهد بود که سرنکونی نظام فاسد در افغانستان شما را بخواب زرین فروبرده است. خجالت آور است که شما هنوز هم منتظر آن هستید، که زنان محدود انګشت شمار در سرکهای دور و پیش ارګ کابل فریاد می کشند. تخت شما و حریفان تانرا دوباره احیای کنند.
قابل ذکر است، که تعداد از صفحات نشراتی کثیف انترنیتی از قبیل تاند، افغان جرمن- آنلاین نیز تبلیغات و دروغهای خیالی را برای مغشوش ساختن اذهان عامه مردم کشور چنین مطالب را پخش میکنند


اسم: Aref Abassi   محل سکونت: کلیفورنیا    تاریخ: 29.12.2021
 


متن را ناخوانده تبصره نکنید و قبله را نا دیده نماز نخوانید!!!


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 29.12.2021
 

به امید مطالعه یک تحلیل علمی، منطقی و اکادمیک استاد سیستانی.
شاغلی سیستانی در دریچه منازعات سایت قیس جان کبیر مینویسند:
«قرار بود انتقادات بر سلسله مقالات کیش شخصیت جهانی را شروع کنم ولی به خاطر رعایت تقاضای شما فعلاَ از این کار صرف نظر نمودم.»
من به این باورم که هدف تقاضای متصدیان سایت، جلوگیری از اتهامات و تعرضات شخصی بود نه، ممانعت یک بحث و تحلیل علمی و اکادمیک.
متأسفانه انتقادات استاد سیستانی شکل تعرضات شخصی را گرفت و ربطی به محتوای رساله استاد جهانی نداشت، چنانکه اتهام انگیزه غلزی بودن شاغلی جهانی علیه قوم درانی، و یا هم عدم مؤفقیت استاد جهانی در دوره وزارت اطلاعات و کلتور و یا هم تقارن ذهنی جهانی با کدام جریان چپی در گذشته مرا به یاد تعرضات شخصی داکتر حسن کاکړ علیه استاد داکتر زمانی انداخت.
تا جائیکه من شاغلی جهانی را از سالیان متمادی بدینطرف میشناسم، همچو اتهام در مورد شخیصیت و طبیعت و کرکتر وی دور از واقعیت است، و همچو اعتراض و انتقاد بی پایه شاغلی سیستان را خیلی خیلی غیر و اقعی و غیر عادلانه یافتم.
موضوع ناکامی وزارت شاغلی جهانی که من در ګذشته بر ان انتقاد های به عمل اورده ام، با موضوع تحقیق شان کاملاً بی ارتباط است.
نظر عالمانه انتقادی با تعرضات شخصی کاملاً در اقطاب مخالف قرار دارد.
اکنون اگر استاد سیستانی این صلاحیت علمی را در خود می بیند که محتویات مستند و متکی بر مدارک رساله استاد جهانی را با یک تحلیل منصفانه، عالمانه و منطقی و پاراگراف به پاراگراف و صفحه به صفحه بصورت یک رساله مورد تحلیل قرار داده و حقایقی جدیدی را با ارائه اسناد و مدارک به شایقین تاریخ کشور عرضه دارند, کاری خواهد بود نهایت مفید و مستحسن.
من منتظر همچو تحلیل عالمانه و فاضلانه مؤرخ سیستانی بوده و برای مطالعه آن روز شماری میکنم.


اسم: دوکتور محمد اکبر یوسفی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 28.12.2021
 

»!« از مقتضیات و مشخصات علمی در هرنوع تحقیق نه باید عدول کرد
با مرور این عنوان، ذهن اینجانب را زیاد با خود مصروف ساخت و جرئت مطالعۀ متن مکمل را هم در خود ندیدم. از یک جهت درست است، که علم و تخنیک در زندگی بشر یک ضرورت است و استفادۀ مثبت از نتایج آن در حقیقت باز هم به تطبیق کنند اختصاصی نیاز مند است. صرفنظر از اینکه تحقیقات علوم در ساحات مختلف صورت می گیرد. وقتنی نویسنده از هر گونه تحقیق سخن می زند و تأکید می ورزد که "نه باید عدول کرد!" این چه نوع حکم است؟ اول آیا هر انسان این قابلیت را خواهد داشت که به همه مشخصات علمی بفهمد؟ و در زندگی عدول از نتائج آن، نه کند. دوم درینجا دو مثال را یاد می کنیم: الف: در فزیک ذروی علم و تخنیک بطور نمونه تولید "بمب هایدروجنی" و انفجار آنرا ممکن ساخت. استعمال آن، می تواند تا ده میلیون انسان را، از زندگی محروم سازد. استعمال آن، یک طریقت را تشخیص و به عنوان هدایت، بدسترس بشریت قرار داده است. حال اگر از تطبیق آن، عدول صورت نگیرد و آنچه علم و تخنیک امکان داده است، عملی شود، کار معقول است؟ ب: به تأریخ اول ماه می ۲۰۱۱م، در شرق افغانستان، یک طفل ۱۲ ساله با یک عمل انتحاری، ۴ نفر دیگر را هم به مرگ می سپارد. اگر او این کار را نمی کرد، گناه داشت؟ امید است، خوانندگان محترم، نه تنها ساحات علمی مختلف را با تفکیک در نظر بگیرند، امید است، تا هم چنان میان فهم و دانش علمی و عقیدت دینی نیز فرق را در نظر بگیرند. با احترام، یوسفی.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 28.12.2021
 

"...شاید سال ۲۰۱۱ بود که در شهر ستوکهلوم سویدن در یک کنفرانس افغانها جناب سیستانی، خلاف توقع من، از ستیج پایین شده و دست مرا به مناسبت سرودن یک شعری بنام« پښتنو بیړۍ ډوبیږي» در حضور همه حاضرین بوسید... "

Such a gesture of kissing hand, if he did, is a very personal gratitude for appreciation of a particular action then and should not be utilized as backstab decade later. Public statements such as expressed desire to be Afghanistan cabinet minister provided that no visitation wait to access the then president, presenting poetry - now proven to be the simplest form of art, low pay and anyone can master it with passing few short learning courses - as sign of natural brilliance and other easily observable similar trait are signs of stuck in time chained with egoism.


اسم: محمد عارف عباسی   محل سکونت: کلیفورنیا    تاریخ: 28.12.2021
 


دوستان بی نهایت محترم و هم وطنان عزیزم لونگین صاحب و الله محمد صاحب!
مقدم بر همه اجازه دهید تا بهترین احترامات و تمنیات نیک خود را خدمت شما تقدیم نمایم!

ممنون حسن نظر و حمایت واقع بینانۀ شما از بیان واقعیت قلم و اندیشۀ من می دانم که در طی این طریق تنها نیم و هم صدا ها و هم فکران چون شما دوستان هم راه دارم.

لازم می دانم که صادقانه به عرض برسانم که در این موقف گیری برای من انگیزۀ جز ایفای رسالت و مسؤولیت روشن گری و راست گویی و تضاد در برابر مساعی مرموز تحریف واقعیت ها بر مبنای علایق و سلایق شخصی چیز دیگر نیست.
با هر که در می آویزم، مصاف صلح آمیز قلم،استدلال و منطق است و خاشه ای و گَرده ای از کینه و کدورت و خصومت در دل و دماغ نیست.
ارائۀ نظر را حق مسلم و مدنی خود می دانم و حرمت طرف مقابل را وجیبۀ اخلاقی. در انجمن فرهیختگان تفاوت نظر نه باید بین شناخت ها و مراودات حسنه فاصله بیافریند.
ممنون توجه شما بزرگواران.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 27.12.2021
 

فارسی-ایران : " مگر وقتی مقاله را باز کردم، دیدم، که چنین نیست و "آمایش" گل نویست، که در گلستان "همیشه بهار"ِ فارسی ایران روئیده است."

When a single language is divided to three political languages - Farsi, Dari and Tajiki - such outcome is not only weakening the subject language but also manifest and reveals nonproductive discussion all the way to the level of animosity and even hostility.

Indigenous English speakers in three separate oceans apart continents identify their shared language as ONLY English, while Persian language within three side by side political geography already divided into three.

Group/Herd-centered state-of-mind is often the derivative of empty feelings, causing to subside analytical analyzation of nature, events and concepts such as language.



اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 27.12.2021
 

بیدل شناس محترم الله محمد خان گرامی
سلام ها و احترامات مرا پپذیرید
در طول سالیان متمادی از ابراز نظریات تان در موارد مربوط به اوضاع مردم و وطن خود، در ابعاد متفاوت و گوناگون آن مستفید گشته ام، آنچه بیشتر علاقمندی مرا با طرز تفکر و سلیقه ابراز نظرات تان، مرتبط میسازد، حق گویی، حق ستایی، واقع بینی، واقیت گرایی و در یک کلمه منصف بودن شمادر تحلیل قضایا است، همین نزدیکی و تشابه سلائق در موضاعات مطروحه و بدون هیچ نوع انگیزه انفسی و خود خواهی، خودنگری، و طرز نظر خود را بر دیگران به بر تری کشیدن، رشته اخوت دوستی میان من و شماست.
یک بار دیگر تائید و تمجید شما رااز مضامینم در مورد تاریخ و شخصیت های تاریخی، ممثل همگونی نظریات ما مبتنی بر واقعیت گرایی و نه بر استنباطات سلیقوی ارج میگذارم.
با عرض حرمت و امتنان


اسم: عبدالباري جهاني   محل سکونت: MANASSAS Parkl    تاریخ: 27.12.2021
 

محترم عبدالاحد خان سلام و احترامات بنده را بپذیرید. چون سوال تان بطور مشخص متوجه اینجانب بود باید بګویم که بلی! شاید سال ۲۰۱۱ بود که در شهر ستوکهلوم سویدن در یک کنفرانس افغانها جناب سیستانی، خلاف توقع من، از ستیج پایین شده و دست مرا به مناسبت سرودن یک شعری بنام« پښتنو بیړۍ ډوبیږي» در حضور همه حاضرین بوسید. بعد از کوتاه مدتی به نسبت مضمونی که در باره اصلاحات و سقوط امان الله خان نګاشته بودم به اندازه دشمنم شد که فقط بګویی بر حریم منافع شخصی او تجاوز نموده باشم. ولی باور کنید که همان مضمون بنده که فعلاً هم در ارشیف افغان جرمن موجود است از سر تا آخر مستند به آثار دست اول است و بناء بر هیچ غرض شخصی، که اصلا موجود شده نمیتوانست، به رشته تحریر کشیده نشده بود. خدا کند سوال تان را جواب داده باشم. با احترام


اسم: الله محمد   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 27.12.2021
 

جناب محترم آقای عباسی و جناب محترم آقای مومند صاحب!
بعد از عرض سلام و احترام به شما متفکرین و روانشناسان محترم از روشن اندازی تان در روح و روان تاریخ کشور ابراز تشکری نموده برای شما و همه دوستان مانند محترم جهانی صاحب صحتمندی آرزومندم. ضمناٌ از دوستان تیم "الف" هم تشکری نموده که باعث تشویق تیم "ب" با استدلال های خود می گردند.

از نظر منطقی هر گاه الف مدیریت درست می داشت موقع به ب مساعد نمی شد.

محفل هستی به تحریک دلی آراستند
دانه یی در شوخی آمد حاصلی آراستند

بیدل


اسم: عبد الاحمد   محل سکونت: دنمارک    تاریخ: 27.12.2021
 


سوالاتم را از جناب «کاندید اکادمیسین اعظم سیستانی» تکرار می کنم.

به تاریخ 17 دسامبر 2021 کامنتی نوشته و سوالاتی را به جناب کاندید اکادمیسین محمد اعظم سیستانی راجع ساخته بودم. چون ایشان تا به حال که ده روز متواتر از آن می گذرد، جوابی ارائه نفرموده است، ازینرو عین همان کامنت را نقل میکنم:

«اسم: عبد الاحمد محل سکونت: دنمارک تاریخ: 17.12.2021

آیین عیاری و جوانمردی
مؤرخ نامدار وطن و مؤلف چندین اثر تاریخی، محترم کاندید اکادمیسین اعظم سیستانی در مقالۀ اخیر خویش در وبسایت افغان جرمن آنلاین که در مذمت استاد خلیل الله خلیلی نگاشته اند، از رادمردی و عیاری داد سخن داده و اوصاف عیاران را می شمارند.
سوال من از جناب سیستانی صاحب این است، که اگر استاد خلیلی رسالۀ عیاری از خراسان را در مدح بچۀ سقو نوشت و یا در مدح جنرال ضیا الحق چکامه سرود، چرا شما چهرۀ مبارک خود را در آیینۀ تاریخ نمی بینید و از خود نمی پرسید که در شورای انقلابی رژیم خلق و پرچم چه گل هایی را به آب داده اید؟
و مشخص تر می پرسم:
1 ـ جناب اعظم سیستانی در کدام مرتبۀ عیاری و جوانمردی قرار دارند؟
2 ـ آیا کار استاد خلیل الله خلیلی بدتر از کارهایی بود که جناب سیستانی در شورای انقلابی رژیم خلق ـ پرچم انجام می دادند؟
3 ـ چرا از خود نمی پرسید که چرا در هر رژیم چهره عوض کرده اید؟
و سوال آخر:
4 ـ آیا شما دستان محترم «باری جهانی» را بوسیده اید، طوری که داکتر صبورالله سیاه سنگ می نگارد؟
امید است به همین چند سوالم جواب کوتاه داده و ممنون سازید.
با عرض حرمت
عبدالاحمد »
از جناب کاندید اکادمیسین سیستانی صاحب توقع جدی دارم تا به سوالاتم جواب مقنع ارائه کرده ممنونم سازند.
اگر جناب سیستانی اینبار هم به جوابم نپردازد، از نویسندۀ توانا و شاعر زبردست افغانستان محترم «عبدالباری جهانی» خواهش میکنم که سوال آخرم را جواب بدهند و بنویسند، که آیا آقای اکادمیسین اعظم سیستانی دست ایشان را در پیشروی یک کانفرانس در سویدن بوسیده است یا نی ـ طوری که محترم داکتر صبورالله سیاه سنگ ادعاء دارد؟؟؟
با احترامات فایقه به هردو هموطن عزیزم
عبدالاحمد
دنمارک


اسم: خلیل الله معروفی   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 27.12.2021
 

شکر یک لغت نوِ "قاغذپیچ" یاد گرفتم!!!
در صفحۀ دیروز ۲۶ دسمبر ۲۰۲۱ وبسایت معزّز "آریانا افغانستان آنلاین" مقالۀ نویسندۀ جدیدی را خواندم. هموطن عزیزی به نام عزیز "حمیدالله امیری غوریانی" مقاله ای عرضه کرده است زیر عنوان «چشم انداز آمایش سرزمین در توسعۀ افغانستان". با محتوای مقاله نمیخواهم سر و کار بگیرم، با آن، که آن را نافع و سودمند هم میدانم. وقتی عُنوان مقاله را روی صفحه خواندم، فکر کردم، که حتماً اشتباه تایپی سر زده و کلمۀ "آزمایش" به "آمایش" تغییر هیئت داده است. مگر وقتی مقاله را باز کردم، دیدم، که چنین نیست و "آمایش" گل نوی ست، که در گلستان "همیشه بهار"ِ فارسی ایران روئیده است. مقاله را مرور کردم و متوجه گردیدم، که نویسندۀ عزیز مقاله هم با اطمینان کامل از "نامأنوس بودن" این لغت، سخن میگوید. چنان، که چند سطر اول مقاله را وقف توضیح و تشریح این "گل نورُسته" کرده است. چون توضیحات آن نویسندۀ عزیز قانعم ساخته نتوانست، در جست و جوی استمداد از ماشین خداداد "گوگل" برامدم و نکاتی را در زمینه در "دانشنامۀ آزاد" یافتم:
ــ نوشته اند، که: "آمایش" واژه ای از "فارسی باستان" است، که در فارسی امروز به کار گرفته شده است
ــ و نوشته اند، که: "آمایش" اسم مصدر از فعل "آمودن" یا "اماییدن" است
ــ و نیز نوشته اند، که: این لغت مُعادل Processing انگریزی و Aménager فرانسوی میباشد، که از طرف "فرهنگستان زبان و ادب فارسی" وضع شده است.
وقتی نام "فرهنگستان زبان و ادب فارسی" را خواندم، گوشم "جِرِنگ کرد" و علی الحساب به نام و روان پاک استاد فرزانه، "داکتر خُسرو فرشیدورد" مرحوم، هزاران رحمت فرستادم. "داکتر خسرو فرشیدورد" استاد نامدار پوهنتون تهران بود، که هزاران شاگرد تربیه کرد ولی افسوس، که از دست "فرهنگستان زبان و ادب فارسی" با اندوه فراوان و با دل پردرد و پرخون از جهان رفت.
گپ بر سر کلمۀ نوظهور "آمایش" بود، که باعث شد تا این سطور را بنگارم. مگر وقتی به ابعاد مختلف این نکته پی بردم، بهتر دانستم، که این تبصره را با همین یادداشت مختصر خاتمه بدهم و تعهد بسپارم، که در زمینه مقاله ای مستقل تقدیم نمایم. پس تا آن دم!!!
با محبت فراوان او په درناوی


اسم: لونگین   محل سکونت: کنر    تاریخ: 27.12.2021
 


جناب عباسی صائب بزرگوار، مضمون بسیار عالی را از قلم مبارک خویش به زیور نشر آراستند که خیلی به دل چسپید. خداوند برای شما عمر دراز و صحت کامل اعطا فرمائید تا باشد تعرضات مغرضین سیه رو را با قلم بران و استدلال منطقی خود بدون هیچ نوع بغض، کدورت و ریا دفع نموده و نگذارید تأریخ پرافتخار کشور ما را یکتعداد به لجنزار بکشانند.

شاید امروز کشور ما با بدبختی و تنگدستی بسیار اندوهگین دست به گریبان باشد، لیکن نباید فراموش کنیم که در صد سال اخیر از عشق به وطن، از عشق به افغانیت و از عشق به آزادی ملیون ها کشته دادیم و نگذاشتیم یک وجب خاک ما را احدی از ما بگیرد و یا عجمی سرنوشت ما را تعیین کند.

اشاره میکنم به راکت پرانی های امروز پاکستان در کنر، که اردو و نظام طالبی را ضعیف تشخیص داده با راکت پرانی های متداوم اهالی منطقه را مجبور به فرار و پلان غضب این مناطق را دارد. چی فکر میکنید، دفاع از خاک و تمامیت ارضی ما در این مناطق چی فداکاری و بهای خون ضرورت دارد که خوشبختانه این بهای خون در رگ رگ هر افغان جریان داشته، دارد و هیچگاه نمی ایستد.

سپه سالار نادرخان غازی شخصیت پرافتخار کشور ماست، او در جنگ تل آماده بود تا بهای خون خویش را به کشورش بپردازد پس شهامت، غیرت و افغانیت او درج تأریخ ماست. با تأسف این روزها چند مریض، مرتجع، وطنفروش، عقده مند سیاسی و دوکتور های ناکار برای خود مصروفیت خلق نموده از راکت پرانی های پاکستان الهام گرفته هر روز از زیر لحاف های گرم در کشور های خارجی برضد افتخارات تأریخی ما قلم پرانی میکنند.

جواب مستدل جناب عباسی صاحب سیلی محکمی است بر روی ارتجاع سرخ کمونیستی للینی و علم برداران مائوستی آن که به ایشان تبریک میگویم.

مؤفق و کامگار باشید


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 26.12.2021
 

تواریش آفاق به ولله بلا میکنی!
ودکای زهر اندود و سکر آورت را بمنظور افتراق و در نتیجه شخصیت کشی زعمای بزرگ کشور، و صرف و بخصوص به سایت مورد نظر دادی تا تیرت به هدف مذموم و نا میمونت اصابت کند، باور دارم تحت سراب آشکار ساختن حقایق، احساس کاذب ستمی تو بصورت بارز قایل درک است.
انگیزه این فتنه و فتن ترا، با انگیزه، داکتر نصری حق ناشناس ستمی جمعیتی ارشد الشیاطین بحران الدین، مشابه یافتم که سی و پنج سال قبل در پشاور برای خوشنودی راه بُران سقاوی دوم در اخبار مجاهد ولس، برای تخریب شخصیت پادشاه مغفور محمد ظاهر شاه (رح) روی وساوس خبیثه تباری و نژادی به رشته تحریر کشید.
اکنون در نتیجه سکر ودکای زهر آلودت، جنگ از سرحد غازی امان الله و غازی نادر خان بگذشت و جنگ مابین دو فرقه عظیم شست یا شصت ملیونی پشتون تباران جهان یعنی فرقه های درانی و غلزایی آغاز یافت.
علامه اقبال ماهیت ذوات ستم کیش و ستمی مذهبی، مانند داکتر حق ناشناس و تواریش آفاق را صد سال قبل چنین به تصویر کشیده است:
ای بسا آدم که ابلیسی کند
ای بسا شیطان که ادریس کند
پروردگارا، به ما، خبرت و بصیرتی عطاء کن که در روشنی درک آن، به دهل جادوگران و شیاطین منافق سیاسی نه رقصیم، و ملعبه دست های نا مریی و مرموز قرار نگیریم. آمین


اسم: محمد عارف عباسی   محل سکونت: کلیفورنیا    تاریخ: 26.12.2021
 


با تمام احترام به نویسندگان ارجمند این وبسایت وزین با فهم و درک علایق ایدیولوجیک شان، که مخاطب من شناخته شدگان اند، با ارائۀ توضیحات مزیدو تداوم بحث با جواب نوشتن مرا آرزوی ایجاد آزردگی و ملالت خاطر شان نیست.
حرف من سوی دگر و مبارزۀ من در جبهۀ دگر است.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 26.12.2021
 

" ...از این معلوم میشود که شاغلی انجنیر صاحب داوری از تاریخ مبارزات نهضت خدایی خدمتگاران اطلاعی ندارد... "

The main reason Pashtuns are left behind in South Asia related to " Khudai-Khitmatgars " leader at the time followed exact steps of late Gandhi's nonviolent-way of struggle to achieve freedom. Gandhi on behalf of vast majority of Indians was able to achieve what he wanted. With such almost total majority he could simply block all roads very peacefully to freeze the time sitting still.

Late Pacha-Khan nonviolent way doctrine implemented then while representing mere 6% of the then population were non-starter, made to fail and it did. Nonviolent way of struggle almost never succeeds for societal minorities and as such he did a great service for Indians, but not the Pashtuns. Ordering then around 10,000 Pashtuns youth in the front fighting line would have had much better outcome.


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 26.12.2021
 

تأئید نظر شاغلی عزیزی
چندی قبل «تواریش آفاق» بنابر وظیفه محوله اش مانند راه بُرانش به زهر پاشی پرداخت، همچو زهر پاشی شباهت به پالیس انگلیس در نیم قاره هندوستان داشت که تفرقه بینداز و حکومت کن.فکر میکنم تواریش آفاق زیر عنوان بیان رویداد های تاریخی، منافقانه به ایجاد کدورت ها و خصومت ها و مخاصمات پرداخت.
گفته اند:
نیش عقرب نه از پی کین است
مقتضای طبیعتش همین است
بعد از هزار رسوایی و پاچه کشیدن ها، شاغلی نبیل عزیزی مینویسد:
«اگرچه تاریخ آینده ساز است ولی ما افغان ها آینده خویش را با تاریخ سیاه تر میسازیم، به جای انکه برای آینده روشن از آن استفاده کنیم.»
من ضمن تائید نظر شاغلی عزیزی به عرض میرسانم که چند سال قبل در جواب دانشمندی ګفته بودم که: نه تنها تاریخی نوی نخواهیم ساخت ولی تاریخ ګذشته را نیز به ابتذال خواهیم کشید.»
به قول شاغلی عزیزی نباید آینده خود را با تاریخ سیاه تر بسازیم.
خداوند ما را از مرض خود بینی و خود خواهی و خود گرایی و احساس کاذب بزرگ منشی نجات بدهد.


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 25.12.2021
 

تداوم ابراز نظریات زهراگین در سایت افغانن جرمن!
شاغلی انجنیر داوری در مقاله خود تحت عنوان «افغانستان فقیر...» در یک قسمت مینگارد که :«...در مرحله سوم با تبلیغات فراگیر حلقات ماخولیای خدایی خدمتگار چپ افراطی ..»
از این معلوم میشود که شاغلی انجنیر صاحب داوری از تاریخ مبارزات نهضت خدایی خدمتگاران اطلاعی ندارد، و یا اینکه از توضیح منحط و مذموم قاموس کبیر که من شدیداً منتقد آن بودم، الهام گرفته اند.
نمیدانم استاد سیستانی که مؤرخ غنیمت و خوبی استند، چرا در همچو موارد از سکوت و بیطرفی کار میگرند؟
خداوند بر ضمائر آګاه است.


اسم: Akhtar Yusufi   محل سکونت: USA    تاریخ: 25.12.2021
 

عالی جناب عباسی!
انتخاب راه سیاسی، عقیده و فعالیت های اجتماعی پیرامون حوادث افغانستان تنها و تنها حق چند تن افغان عقده پر نیست، بلکه انتخاب راه سیاسی و ابراز نظر در مور کشور حق طبیعی هر افغان و هر انسان است.
برای من این مهم نیست که ضدیت شما علیه دیکران چی عمق دارد. مګر در عین زمان شما نمی توانید با این روش عقده مندانهٔ خود که سالیان متمادی بدون نتایج ملموس آن چسپده ائید، دیګران و کشور خود را کمک کنید.
جناب عباسی !
جارچی بودن که از راه اصول و منافع ملی در اوضاع کنونی کشور و ولو هرکسی که باشد، برای کشور و مردم آن سخن نیز عاجل کشور را بګوید، بمراتب از چارچیان عقده پر که مدتهاست از بستر ګرم در خارج از کشور دشنام میدهند، صد بار بیشتر و بهتر شرف دارد و مفید است..
من متعقدم و واضحأ هم بارها ګفته بودم که خوب و بد حوادث میهنی و زمامداران ګذشته افغانستان همه و همه ثبت تاریخ پرخون کشور است، در اوضاع و احوال نابودی کشور ضرورت تکرار ګذشته بازګویی مکرر تاریخ نیست، این چنین برخورد عقده مندانه برای وظایف ملی کنونی کشور هیجګونه قدامت ندارد. ګفته بودم، هرګاه واقعأ هم همه ما وشما افغانها حقیقت بین باشیم، امروز در پشروی چشمان همه ما فرزاندان مظلوم سرزمین ما افغانها از کرسنګی میمیرند، افغانها جګرګوشهای خود را مانند امتعه در بازار می فروشند. اکنون دشنام زدن به ببرک کارمل وًکا حی بی و غیره هیچ قدامت ندارد،
این دشنامها درد این ملت بلاکشیده را دوا نمی کند. دشنام دادن به ګذشته ګان کشور در حالیکه عاملین بدبختیهای کنونی کشور در پیشروی همه ما افغانها بالفعل قرار دارد هیچ سودی به جز عقده کشایی را ندارد. مثال واضح تر را که در مورد چنین روش مطابقت دارد بشما بګویم.
آیا آنعده عقده مندان چون عبدالله عبدالله کاظم و عبدالرحمن زمانی در اوضاع و احوال کنونی نابودی میهن. ګذشته ها قبل از یکصد سال را اکنون آستین برزده اند از صفحات ثبت شده تاریخ ګذشته انګلیسها علیه اعلیحضرت نادرشاه راست و یا دروغ تکرار می نویسند برای وضع کنونی افغانستان کمک می کند؟
هرګز نه، در اوضاع و احوال کنونی افغانستان پیچیدن مخربانه و تحسین ګونه در بارهٔ ګذشته تاریخ و زماکداران ان هرګاه شما خوش داشته باشید و یا خوش نداشته باشید هیچ سود برای اوضاع کنونی کشور ندارد، اڼچه که از ګذشته کشور نیاز ملی کشور است، تجارب آنست که باز دوباره نارساییها و جنایات هولناک در کشور تکرار نشود.
عباسی محترم!
جانبداری و تبرئبه مطرح نیست. اکنون کشور و مردم آن به اتحاد ملی نیاز دارد، تا که بتوانند کشور و مردم آترا از نابودی کامل کنونی نجات بدهند. اینست وظلیف جارجی و محک اعمال نیازمندیهای ملت


اسم: خلیل الله معروفی   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 25.12.2021
 

سه روز غیابت و سه روز دورماندن از نظرات دوستان!!!
نسبت گرفتاریهای شخصی تقریباً سه روز تامّ و تمام را بدون دسترس به کمپیوتر به سر بردم. اینک، که صبح مردانِ ۲۵ دسمبر ۲۰۲۱ است و زمینۀ بازکردن بساط نوشت و خوان دست داده، زمینۀ مرور دو کامنت مورد نظرم هم میسر گشته است:
ــ یکی از برادر عزیزی، که از ایران مینگارد، به نام ارجمند "مجتبی" ــ صفحۀ ۲۱ دسمبر ۲۰۲۱
ــ و دیگر از برادر وطندارم، ارجمند "جان محمد جان"، که با ایشان سابقۀ طولائی دوستی و تبادل نظر دارم ــ صفحۀ ۲۳ دسمبر ۲۰۲۱
ضمن این معروضه میکوشم در حدِّ گنجایش این صفحه نکاتی را به حضور هردو عزیز تقدیم کنم.
۱ ــ به حضور محترم "مجتبی"
چه خوشایند است که کامنتی را از یک برادر نیشاپوری میخوانم. در صفحۀ مؤرخ ۲۱ دسمبر ۲۰۲۱ مناظرات "آریانا افغانستان آنلاین"، کامنت جالبی را خواندم، که از خامۀ یک برادر ایرانی و زادۀ شهر زیبای نیشاپور، به نام آقای "مجتبی"، تراویده است.
"خداوندگار بلخ، حضرت مولانا جلال الدین محمد رومی"، که به حضرت "شیخ فریدالدین عطار نیشاپوری" از دل و جان اقتداء میفرمود، فرمود:
خـــانۀ عطار عشق و شور اوست
هرکجا شور است، نیشاپور اوست
حدوداً بیست سال پیش ضمن یکی از سفرهای بیشمارم به کشور زیبا و همزبان ما، "ایران"، رهسپار "نیشاپور" گشتم و آرامگاههای "شیخ فریدالدین عطار" و "حکیم عمر خیّام" را زیارت کردم. قبلاً مگر مقبرۀ مجلل و بسیار باعظمت "ابوالقاسم فردوسی توسی" را در جوار مشهد زیارت کرده بودم. و سالها پیش از آن در آگست سال ۱۹۹۲ رهسپار همدان گشتم و ضمن یک هفته از دیدنیهای آن دیار دیدن کردم. هدفم از سفر به همدان، مگر زیارت آرامگاه پور سینا ــ اُعجوبۀ روزگار، "ابوعلی حسین بن سینا" ــ بود. از "کوه الوند" و سنگ نوشتۀ خشایارشا، به "خط میخی" هم دیدن کردم. و سالها پیش از آن رهسپار گلزمین شیراز گشته بودم و مقابر منوّر "سعدی و حافظ" را زیارت کرده بودم. یاد همه به خیر؛ و یاد "شیر یخ شیرازی" هم به خیر، که هنوز کنجهای دهانم را شیرین نگه میدارد!!!
برادر ارجمندم آقای "مجتبی" کامنت خود را وقف کارنامۀ بزرگوار محترم همۀ ما، جناب "ولی احمد نوری"، کرده از گرداوری لغات و اصطلاحات خاصّ فارسی ایران و معادلهای دری آنها به نکوئی یاد کرده اند. ایشان ضمن پراگرافی علیحده و به شکل معترضه چنین مینگارند:
«به هر روی در این هفتاد سال عمرم، در هیچ کجا نشنیدم و در جایی نخواندم که برخی از هم میهنان من بخواهند زبان فارسی ایران را جایگزین زبان دری افغانستان کنند و یا گرایش به مخدوش کردن فرهنگ باستانی و دیرپای این کشور یا هویت فرهنگی آن داشته باشند ....»
از این پراگراف معلوم میشود، که آن عزیز مقالۀ اخیرم را، که به «ابعاد نامکشوف "رهنورد زریاب" در ارتباط با "تهاجم فرهنگی ایران"» معنون گشته است، مطالعه کرده و متعجب گردیده اند، که کشور عزیز و متبوعشان ایران، "تهاجم فرهنگی" را در افغانستان به راه انداخته و اندرین راه سختکوشانه گام برمیدارد.
جهت معلومات آن عزیز نکات ذیل را عرضه کرده و از ایشان صمیمانه ولی مُجِدّانه میخواهم، که به آرشیف مقالات "خلیل الله معروفی" در پورتال "افغانستان آزاد ــ آزاد افغانستان" رجوع فرموده و تعدادی از مقالات مربوطه را از نظر مبارک خویش بگذرانند. مگر در هر صورت منتظر بمانند، تا مقالات جدیدی را در همین عرصۀ خاصّ عرضه بدارم!!!
۲ ــ نوشتۀ دوست و برادر گرامیم، جناب "جان محمد جان"، را با ولع و اشتیاق تمام خواندم و آن هم بدین سبب، که به شخصیّت علمی و ادبی ایشان از اعماق دل ارج میگزارم و میدانم، که ایشان مدام مستند و علمی مینگارند و از "گزکردن هوائی" متنفر میباشند. در مورد "رهنمود املای دری" سخن بسیار است؛ ولی در حالی، که به اکثر نکات پیشکش شدۀ آن موافقم، نکاتی از آن برایم پذیرفتی نیستند. و اندر همین نکته باید آن دوست عزیز را منتظر عرضۀ مقالات مفصل و جدیدی بسازم. عجالتاً به عرض میرسانم، که "جات" و "گان" ادات یا علامات جمع در زبان دری/فارسی نیستند!!!
در هر صورت از ابراز نظر این دو عزیز قلباً سپاسگزارم ولی بهتر است بگذاریم، که مقالات موعود چه گلی را به آب خواهند انداخت!!!
با محبتهای فراوان
خلیل الله معروفی
جرمنی ــ صبح ۲۵ دسمبر ۲۰۲۱


اسم: Akhtar Yusufi   محل سکونت: USA    تاریخ: 25.12.2021
 


بلی جناب عباسی صاحب!

ببینید استخباراتهای متعدد بیګانګان در افغانستان در رقابتهای خویش یک ملت عظیم را در عدم همبستګی ملی هممیهنان برباد نمودند، همه میدانند که هیچ کشور بیګانهٔ و متجاوزین أن بر کشور و مردم مظلوم ما هیچنوع رحم نکرده اند.
هرګاه ما افغانها صادقانه مدعی وطندوستی واقعی با کشور آبایی خویش باشیم، در قدم نخست ما باید برای حال و آینده کشور خوبش مسولیت داریم، تا متحدانه برای کشور خود کار کنیم.
ګذشته ګذشت، هیچ انسان آګاه و با احساس درد ملی از مجرمین وًخائینین در کشور دفاع نکرده و حلقه بګوش استخبارات دشمنان میهن خویش نمی شود. هدف من در نوشته ام در برابر مقاله حفبظه الله از کانادا تبرئیه خائینین نیست بلکه انګشت ګذاشتن بر ضرورت همبستګی ملی کهًنیاز عاجل کنونی است.
خوب و بد حوادث ګذشته میهن ما وشما همه ثبت تاریخ پرخون کشور ًماست.
هرګاه واقعأ هم همه ما وشما حقیقت بین باشیم، امروز در پشروی چشمان همه ما فرزاندان مظلوم سرزمین ما افغانها از کرسنګی میمیرند، افغانها جګرګوشهای خود را مانند امتعه در بازار می فروشند. اکنون دشنام زدن به ببرک کارمل وًکا حی بی هیچ قدامت ندارد، این دشنامها درد این ملت بلاکشیده را دوا نمی کند. شعارهای لاف و ګزاف وطندوستی هم اکنون درد نمیخورند، بلکه کشور و مردم آن متحدانه با اعمال مؤثر نیاز دارد که کشور نجات یابد. بهتر است این عقده مندان انرژی خود را برای نجات میهن و هموطنان مظلوم خویش که اکنون بخاطر یک لقمه نان جان میدهند صرف نماید. کجا اعترض من تیرئیه کردن مجرمین و خائینین است.
شانتاژ و دشنامهای افراد راه حل آن نیست.
بفرمائید همه مدعیان وطندوستی نخست باید میهن خود را از نابودی کامل نجات بدهیم، دولت و حاکمیت ملی را در کشور بوجود بیاوریم، محاکم عادلانه و بیطرف باید در مورد تمام خائینین و مجرمین در کشور تصامیم قانونی بګیرند تا نظم و ثبات در کشور برقرار شود، وًګذشته تکرار نشود.
آیا اکنون همبستګی ملی برای نجات کشور و جلوګبری از نابودی هموطنان ما و شما ضروری است ویا دشنام دادن به ببرک کارمل وًکا جی بی وغیره؟
عباسی صاحب هر چه دلت مخواهند تاپه بزن، مګر باتأسف این همه تاپه زدنها چندین ساله بر منتعقدین راه اصول زندګی باهمی ملی در کشور هم به رفع دردهای این ملت مظلوم هم کمک نمی کند


اسم: محمد عارف عباسی   محل سکونت: کلیفورنیا    تاریخ: 24.12.2021
 


یک عده چارجیان دوران سیاه، ظلمانی، خون ریزی،تباهی بربادی و وطن فروشی ۱۴ سال پرورگان سازمان جاسوسی ک.ج.ب. آرزوی طی طریق در سایۀ اشتر نهضت تجدد خواهی دوران امانی دارند که آن را از خود دانسته و خیانت ها؛ جنایات و و گناهان کبیرۀ شان را در برابر این ملت توجیه کنند.
به خطاه رفته اند و غلط پنداشته اند دانشمندان مطلع بر احوال وطن و جهان امروز قضاوت سالم خود را از هر دور تأریخ وطن دارند. این استفادۀ ابزری از نام و نیات پاک دیگران برگ درخت زیتون برای پوشاندن شرمگاه این قماش نیست.

شخصیت های وطن دوست، واقع بین دانای واقعیت های تأریخی عالمانه هر دورۀ پارینه را در پرتو عواقب و پیامد های آن در زندگی یک ملت و مملکت در کل بدون حب و بغض شخصی با حفظ احترام به جهات مفیدآن مورد ارزیابی و قضاوت قرار می دهند و خوش بختانه خود را در تصنیف این تحلیل گر نه دیده و با آنهم از هر لقبی که از قاموس کبیر کرملن زادگان بر ایشان اطلاق می گردد باکی ندارند.


اسم: Akhtar Yusufi   محل سکونت: USA    تاریخ: 24.12.2021
 


هو حقیظ الله خوږ لن !
ستا خوږی او تریخی خبری حسابونه سره ګډی وډی کړیدی.
په دری ژبه باندی یو خوړ متل دی چی وایی «ګوز پارسال بیادی امسال». ځنی خلک خپله حافظه له لاسه ورکړی د نورو سره د خصومت خبره لکه انتیګ د خپلی حافظی په کندو کښی تل ساتی، مګر د خپلو و غلو او مردارو ته بیخی هیڅکله هم نه ګوری.
جالبه خو دا ده چی ستا د ببرک کارمل ۴۲ کالو د مخه خبره ښه پوره په یاد دی، مګر دحامد کرزی د ۲۰ شلو کالو د مخه خبره دی بیکل د هبره تللی دی،
د ځینو افغانانو په خاص توګه لکه ته د حافظی لویه کمزوری مشکل هم دادی. چه و خپلو مردارو ته هیڅکله نه ګوری. اشرارو وطن چور کړ، هواد او هیوادوال بی عزته کړل، مګر د نورو و هرحرکت ته په خړو سترګو کوری.
۱- هبواد پوڅی وسایل چا چور کړی ؟
۲- د خلکو او بیت التمال شتمنی چا چور کړی؟
۳- رشوت، زوواکی په هیواد کښی چا رواج کړل؟
۴- افغانان د قامونو او مذهبونو تر نامه چا وویشل؟
۵- د افغانستان پر مقدسه خاوری باندی پاکستانی اغزن دیوال د کوم حکومت په وخت کښی جوړ شویدی؟
په افغانستان د «جهادی» تنظیمونه رهبرانو لخوا په لکها جنایاتونه شویدی. اشرارو د بیګانه په امر هیواد وران وران او تر مځکی لاندی معدنونه چور کړیدی، ولی یو تعداد افغانان لیکوالان و خپل ځان و نیګړتیاو ته بیخی ته ګوری.. خپل ټټو د بل تر دولدل هم ورته ښه ښکاری.
ببرک کارمل ۴۲ کاله د مخه د شوروېانو پر ټانک سپور کابل راغلی ؤ، مګر حامد جان کرزی تر کارمل وروسته شل کاله د مخه د امریکی پر طیا ره سپور د امریکی د امریکی د دفاع وزیر ، رامزفیلډ، ناټو او د انګرزانو پوځیانو راوستلی دی، د ببرک کارمل او د حامد کرزی د راتګ فرق څه لری؟
«جهادی» رهبرانو د هیواد ټوله شتمنی غلا کړی، هغوی چی په هیواد د مخه ګډ خر هم ندرلود، اوس د دوی د سرمایو او د بنګلو حساب د نړی د ټولو مستوفیانو څخه ورک شویدی چی حسابونه یی هم نشی کولای دا بیرک او کرزی فرقونه دی.
ببرک کارمل لس کاله پاچا ؤ په ټول افغانستان کښی یو کور او حتی ګور هم نلری، د کرزیانو او د «جهادی» رهبرانو به پیسو بانکونه ډک دی، د ډبی، او انقری کاروبار د دوی د غلاو په پیسو چلیږی.
که چیری د افغانانو سره د ننګ او غیرت خبری وی، نو هغه حامد کرزی چی د ځان د چوکی د رسیدو دپاره و طالبانو ته به یی تروریست ویل، د طالبانو د حکومت د چپه کولو لپاره یی امریکا او ناټو پوڅیان هیواد ته راوستل، اوس بیاهم هغه حامد کرزی دی چی د خپلی هغی چپنی او قره قلی سره د طالبانو په امارت کښی په درواغو د ورورولی شعارونه ورکوی.
حامد کرزی د شلو کلونو په درشل کښی هیواد ته څه کرلی دی. کرزی د بیلیونو پیسو او ډالرو سره هرورځ به خپل خړو سترګو سره ګوری چی په افغانستان کښی د ګران هیواد مظلوم ماشومان د لوږی ځخه مری. اوس کرزی او دده د «جهادی» ډلو رهبرانو یو بیجاره ماشوم ته هم یوه ګوله ډوډی نه ورکوی.
ستاسی دا هوایی ډزی پخپله دا حقیقت ثابتوی چه ځنی خودفروشه افغان لیکوالان د بهر هوسا ژوند، مفت خیراتی ډالر لیونیان کړیدی، اوس لکه لیونیان په نورو پسی خبری کوی او خپل ځان یی ژر هیر کړیدی. په غربی هیوادو کښی لکه ته د خپل ګيډی څخه داسی چټیات لیکی.
حفیظه الله خانه!
که شپه تیاره ده خو مڼی په شمار دی


اسم: Akhtar Yusufi   محل سکونت: USA    تاریخ: 24.12.2021
 

رشید دوستم ګلیمجم!
دوستم د افغانستان د څلویښت کلنی جګړو کښی د افغانستان د بیګناه هیوادوال قاتل او جنایتکار دی.
دوستم په ترکیه کښی خپل پخوانی د چپاولګر قوماندانان را ټول کړبدی،، وایی چی دوی به د «دشت لیلی» به بیا تکرار کړو. د « دشت لیلی» پیښه کوم افتخار نه بلکه ښکاره بشری ضد جنایات دی چی د افغانی او اسلامی اصولو سره کاملأ خلاف دی. نړیوال باید ترکیی ته خبرداری ورکړی چی په افغانستان کښی د جګړی لمنه وهلو ته په کلکه وغندی او مخنیوی وکړی، نور په افغانستان کښی د جګړی او وینی تویولو په کله مخنوی وکړی.
افغانان باید و دی توطیی ته په ډیر جدیت متوجه وی چی ترکان هم د افغانستان لپاره د پاکستانیان دوخی سیاست تګ لاره تعقیب وی..
دا پسله ګوزه وهلو د چهار زانو معنی لری


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 23.12.2021
 

" دوکتور محمد اکبر یوسفی
خبرداری به ذبیح الله مجاهد!"

After reading the excellent topic and in-depth analytical article authored by Dr. Yousefi, printed in Ariana Afghanistan Online and addressed to Mullah Zabeehullah Mujahid. encouraged to make the following comments:

For long time, Mr. Mujahid has been a front-line representative of the Taliban media - written and audio - with repetition of two keywords of "Imaret" and " Imaret Islami/Islami Imaret " while his conversations and tweets are always related/about to Afghanistan. But he seldom mentions the name of Afghanistan.

Mr. Mujahid may not be aware, but in order to weaken the identity - read, the fact of being - of a nation, the first step is to subside the name.


اسم: محمد عارف عباسی   محل سکونت: کلیفورنیا    تاریخ: 23.12.2021
 

طفل شیر خوار گهواره نشین نادان واقعیت های تاریخی، انسان گنگس و گول چکچکی بی سند در سایت ا ج آ جفنگ می گوید که ارزش جواب ندارد و بحث با این گمراه کوبیدن سر به کوه خواجه صفاه و بیهوده است.


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 23.12.2021
 

به مستعار نویس
اگر من در مورد قهرمان استقلال در معرکه تل و قهرمان نجات از بی ناموسان سقوی، کلام خود را به حدیث هم متکی بسازم در نظر خودت شطحیات است، لذا به زودی نظر فیلسوف و متفکر و شاعر بزرگ انقلابی مشرق زمین یعنی علامه داکتر اقبال را در مورد آن راد مرد بزرگ تاریخ معاصر، که غازی امان به قوت شمشیر و درایت نظامی او، سمبل استرداد استقلال شناخته میشود، بدست نشر خواهم سپرد.

اما در مورد شخص دومی باید به صراحت بگویم که من وظیفه ملی خود میدانم که جنایت کاران بزرگ تاریخ معاصر کشور را که ممکن در ردیف ارباب النوع شما باشند، مانند موش کبیر پنجشیر، روباه بزرگ هرات تورن اسمعیل نوکر و برده ایران، بحران الدین نوکر پوتین و پاکستان، سادیست بزرگ تاریخ کشور دوستم، نمرود زمان معلم عطاء، چوچه ببر کاغذی پنجشیر، برادران ببر کاغذی پنجشیر، یونس بی قانون، کلب الدین بی حیاء، سیاف ملعون، کته سران افغان ملت، گیلانی های مهاجر توسط انگلیس، تواریش حسن شرق، حامد کرزی بچه خوانده جورج بش، مارشال بسم الله، مارشال قسیم فهیم درایور خاد و تمام امثال و اقران شان مورد شدید ترین خطاب های که سزاوار شان است مفتخر سازم و اندرین راه و منهاج نه از دشنام ها و توهینات کسی ترس دارم و نه همچو خس و خاشاک مانع مبارزه قلمی ملی ام خواهد شد، معاندین خود را اندرین راه در طول سالیان متمادی با منطق و استدلال خود خود خوار و زبون ساخته ام.

هتاکی و دو و دشنام و ترساندن تو و دیگران، دلیل زبونی و بیچارگی است.

اگر کسی را به شمول خودت، قدرت مصاف است، مضامین و نوشته های مرا طی تحلیل های علمی رد کنند.

خوشحال بابای کبیر میفرماید:
لا تر اوسه یی ماغزه په کرار ندی
چا چی ما سره سر وهلی سر په سنگ دی
دستت خلاص تا تاجکستانت و تا تهرانت.


اسم: Akhtar Yusufi   محل سکونت: USA    تاریخ: 23.12.2021
 


حکیمی محترم!
شما موضعګیریهای دشمنان عظمت طلب را که از مسیر جغرافیای افغانستان امروزی، بشمول سرزمین افغانها که در انطرف خط دیورند موقعیت دارند، درست متوجه نمی شوید، دشمنان در درازنای تاریخ جهان کوشیان کهین و جدید از آن سرزمین بحیث عبورګاه شهرا خود برای پیشبرد اهداف شوم عظمت طلبی شان از همین جغرافیای استفاده کرده و هنوز از آن سوی استفاده می کنند اعمال دشمن پیچیدګی ندارد، تروربزم پدیده مقابله سرمایه و وسیله دشمن است که با افغانها و تمام اقوام شریف ساکن أن بشمول پشتونها هیچ ارتباط ندارد.
در سرزمین افغانها و اقوام پشتون أن تروریست وجود ندارند، در این سرزمین مقدس تروریستان عرب، چیچنی، تاجک، ازبک، از آسیای میانه و تندروان افراطی، پاکستانی پیروی مکتیب دوبندی،توسط اسخبارات دشمنان و نوکران اجیر آنان آګاهانه آورده شده است.
اعمال دشمنان هویداست، دشمنان در مقابله برای دسترسی اهداف شوم خویش با جنګهای نیابتی آنرا ادامه میدهند، این جنایات متجاوزین هیچګاهی پیچیده نیست،
دراین جنګ و خونریزی بیګناهان پیچیدګی وجود ندارد، بلکه عدم توازن قوا در آن وجود دارد، که شامل ارقام و کیفیت ماشین جنګی خرابکارانه میګردند.
آن چه مربوط پخش نشرات اجتماعی از قبیل فیسبوک است، غرب از آن بحیث وسیله تغییر مسیر افکار عامه کار میګیرند.
فیسبوک و تعداد از نشرات دیګری اجتماعی بسیاری موضوعات را بدون استناد حوامع بشری را سرګرم بګهمیدارند،
غرب در خارج از مرزهای خویش در تقرر نوکران احیر خود از افراد احمق چون عمران خان استفاده میکنند که همواره مانند، صبغت الله مجددی، برهان الدین ربانی، حامد کرزی، اشرف غنی و غبره شعبده بازان هستند که مورد تمسخر قرار میګیرند.
شعبده بازان نوکر بیګانه اند که از اقوام شریف آن هیچ نمایندګی ندارد، بلکه با سؤاستفاده در قالب اقوام وظایف نوکرانه دشمنان را با این اشکال کثافات خائینانه انجام میدهند.
نشرات اجتماعی وسیله دروغپرانی تمرکز سرمایه است، دارای منابع معیین مالی و مصارفاتی، از بودیجه غرب بوده شایعات را تبلیغ مینمایند و خود تمویل میشوند.
مثال واضح و مستند آن استخدام حامد کرزی وًدور پیشان آن بشمول بچه کاکای حامد کرزی برای احیای مجدد طالبان با مصارفات هنګفت غرب توسط سرپرستی زلمی خلیلزاد است. تصاویر مسند این اسناد این جنایات موجود است که متاسفانه نسبب مشکلات تخنیکی در صفحهٔ نظرخواهی این نشریه نشر شده نمیتواند


اسم: جان محمد   محل سکونت: کليفورنيا    تاریخ: 23.12.2021
 

جناب محترم معروفى صاحب!

سلامها و احتراماتم را بپذيريد. مقالۀ اخير تان را که در مورد مرحوم اعظم رهنورد زرياب نوشته بوديد، با علاقه مندى مرور کردم. من با شما موافق استم که مرحوم زرياب به صورت منظم و آگاهانه تلاش مينمود تا کلمات و اصطلاحات فارسى مروج در ايران را زير نام زبان و فرهنگ مشترک ميان افغانستان و ايران در زبان درى ترويج نمايد. اگرچه تلاشهاى موصوف تا حدى موفقيت در پى داشت و عده يى از جوانان ما، بدون درک کامل از موضوع، تجويزهاى موصوف را در عمل پياده کردند و هنوز هم از اصطلاحات مروج در ايران به جاى کلمات معمول در زبان درى استفاده ميکنند، اما بعيد است که در دراز مدت اين کلمات همه گير شده، جاى کلمات مروج در درى را بگيرند. البته بدون شک جد و جهد شما هم از طريق نوشتن مقالات مفصل پيرامون اين موضوع در خنثىٰ سازى تلاشهاى منظم و هماهنگ شده توسط حلقات خاص بيرونى و داخلى هميشه مثمر و تأثير گذار بوده اند و من به خاطر زحمات و سعى مداوم تان در اين راستا قلباً از شما اظهار امتنان ميکنم.

جناب معروفى صاحب! نکتۀ ديگر اين که شما در مقالۀ تان به چند نکته در مورد فارسى سازى زبان درى توسط مرحوم زرياب اشاره کرده ايد. ضمن نکات يادآورى شده، شما نوشته ايد که مرحوم زرياب ميخواست شيوۀ غلط املايى را که توسط اتحاديۀ نويسنده گان خلق و پرچم تجويز شده بود، از طريق تلويزيون طلوع ترويج کند. با عرض معذرت که من در اين مورد با شما هم نظر نيستم زيرا با وجودى که مرحوم زرياب شامل هيٸتى بود که رسالۀ روش املاى زبان درى را تصويب نمود، اما مقالات و خبرهاى منتشر شده توسط تلويزيون طلوع با شيوۀ املايى تجويز شده توسط اتحاديۀ نويسنده گان وقت تفاوت فاحش دارد. به صورت کل، تلويزيون طلوع از همان شيوۀ املايى که در ايران مروج است، استفاده کرده وميکند، چون با پلان فارسى سازى درى مطابقت دارد. هدف تلويزيون طلوع هميشه اين بوده است که نه تنها از طريق ترويج کلمات، بلکه از طريق تحميل شيوۀ املايى مروج در فارسى ايران هم از درى فارسى بسازد.

به نظرم، بهتر است ما افغانها از شيوه يى که توسط دانشمندان کشور خود ما تجويز شده است، استفاده کنيم زيرا برتريهاى زيادى بر شيوه هاى املايى تجويز شده در ايران دارد. مثلاً، همين رسالۀ روش املاى زبان درى ما شايد داراى نواقصى باشد، اما با وجود کاستيها به مراتب از رهنمودهاى املايى که توسط فرهنگستان ايران تجويز شده و ميشوند، بهتر است. البته من سالها قبل در مورد رسالۀ املاى زبان درى بحث مختصرى با شما داشتم و شما داراى نظر متفاوتى استيد، اما عجالتاً اين رساله ميتواند رهنمود خوبى براى همگون سازى املايى ميان گوينده گان زبان درى باشد.

با عرض احترام!


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 23.12.2021
 


"رئیس
ما و پشتون ها
واقعیت این است که جامعه پشتون برای سایر اقوام پیچیده و نا شناخته باقی مانده است. هیچ کسی در میان منتقدین جامعه پشتون پیدا نمی شود که پیچیدگیهای اجتماعی و فرهنگی این مردم را بدانند. اما نا آگاهانه حکم صادر می کنند که تمام پشتون ها، تروریست، فاشیست، ضد زن و آزادی
استند. ... تمام جامعه پشتون اینگونه نیست که عمران خان و فیسبوک
بازان می گویند :"

The above is a quotation copied from AGO and have decided to make the following comment.


اسم: Akhtar Yusufi   محل سکونت: USA    تاریخ: 23.12.2021
 

محترم حلیم حکیمی !

حکیمی کسیت که به هیچ صورت از پیشداوری غیر مؤثق خود قلم کوتاهی نمیکند، وقتی هم از وی به یک گفتمان راستی علنی دعوت میشود با بهانه جویی تصنعی پناه میبرد.

حکیمی با بسیار پرروئی بدون استناد بر دیگران اتهام می بندد و از دل خود بزبان انگلیسی گز و پل میکند.

حکیمی با سبک سری و پرروئی میگوید:
« هیچ کسی در میان منتقدین جامعه پشتون پیدا نمی شوند که پیچیدگی های اجتماعی، و فرهنگی این مردم را بدانند.»

آقا!
پشتونها بخشی قدیمی از جامعهٔ بشری اند نه مانند خودت هم دیروز تولد شده است که اسمای شانرا دیگران و فال بینان استخبارات بیگانه بگذارند.

آقا حکیمی !

مدعی العلوم، تعصبات راسیستی خود در جیب بالای تان نگهدارید. از تعرض علیه اقوام پشتون و سایر کتله های انسانی جداً خودداری کنید. گرچه یک و دو بار دیگر شما به کلان کاری های تان ادعاهای مزخرف را نوشته بودید برای تان جواب دادیم، مگر وقتی خود شما در بحث مستند روی در روی تقاضا شد خود را پنهان نمودید، ورنه پشتون و سایر اهل قلم ناگزیر خواهند شد، تا به خودت جوابات تند تر را بنویسند. که افشای شما در این نشریه معتدل ملیگرا را برهم خواهند خورد.

گوش کن حکیمی از خود حلیم نه ساز!

هر کتله جامعهٔ بشری که دارای ساختار اجتماعی و فرهنگی باشد، در آن انسانهای دارای مغز و تفکر موجود است تا از هر بیرونی کلان گپ و لافوک دیگر مانند خودت از جامعه خود را آگاهی سالم ، عینی داشته و ماحول خود را خوب می شناسند، جامعه پشتونها متفکرین فراوان داشته، دارد و خواهد داشت. یک مثال شش قرن گذشته کافی است. جامعه پشتونها در قرن پانزدهم میلادی عالم و دانشمند، مبارز مانند پیر بایزید روښان را در بطن خود پرورش داده بود که براساس علوم تصوف در محکمه نواسه مغل در کابل بدون وکیل از خود و از حقوق اقوام پشتون در برابر متجاوزین مغل دفاع عالمانه و جانانه کردند، تا استعمارچیان بابر او را از زندان رها کردند. بزرگان و دانشمندان اقوام پشتون مانند سایر اجتماعات انسانی بشری دارای دانشمندان و منتقدین ورزیده هستند.

دانشمندان آگاه هیچگاهی مانند خودت هوایی و بی هدف فیر بر دیگران تعرض نمی کنند. این برداشتهای برتری جویانه اقوام کتله های اجتماعی کاملاً احمقانه است، اگر کسی با افکار منحط راسیستی مانند خودت تصور کنند که گویا منتقدین پشتون از فرهنگ خود آگاهی ندارد حماقت بیش نیست.



اسم: احمد اندرابی   محل سکونت: هرات    تاریخ: 23.12.2021
 

آقای مومند در نوشته های خود به همه، یعنی اشخاص مرده و زنده، “ احمق، آوباش، جاهیل، نوکر‌ خطاب می کند و هزار بی حرمتی و الفاظ نهایت لهو و لعب را نصیب شان می‌کند و شخصی بالایش انگشت انتقاد را بلند نکرد، حالا که درد بی احترامی را حس کرده فغانش برآمده. آقای محترم هیچ نویسنده در سایت آریانا افغانستان مانند شما به کسی بی احترامی نکرده. ضرب المثل معروف داریم “ کور خود بینای مردم “. یکبار گذشته خود را هم مرور کن، که کی بودی و کی هستی. ما همه میدانیم که شخص شما کی است. در دنیای تکنولوژی امروز، هیچ چیز پنهان نیست….
انشاالله که از این درس خوب کسب کرده باشید تا کی زنده استین به کسی یا مرده یا زنده بی احترامی نکنید.


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 23.12.2021
 

خدمت انجنیر صاحب قیس جان کبیر مالک سایت افغان جرمن!
وجیزه پر مفهوم مردم ماست که:«در شهر کور ها یک چشمه پادشاه است»
زمانیکه لهو و لعب، هتاکی، دو و دشنام و تعرض بر شخصیت یک انسان را بطور مکرر و متواتر در دریچه سایت شما میبینم، و این بی حرمتی و بد زبانی و استعمال الفاظ و کلمات مستهجن و رکیک و نهایت بازاری را، با تبصره ها و جواب های خودت مقایسه میکنم به فکر وجیزه فوق الذکر افتاده، که خوشبختانه حد اقل خودت سواد و اخلاق آن را داری که به اصطلاح مردم ما از پاچه نمی کشی، مثلاً به خود حق میدهند که به جناب شما دستور دهد که به« به داؤد مومند جواب های دندان شکن بدهید تا او انسان شود»
آیا جواب های تند و زهر آگین و تخریش کننده و شخصیت کشی، معیار انسانیت است؟
شاعری ؤدور سفته و نغز گفته است که:
بر ما خطاء گرفتن از کیش شرم دور است
از عیب کس نبیند تا بی حیاء نباشد
با هرکه هرچه گویی، سنجیده بایدت گفت
تا کفۀ وقارت پا در هوا نباشد
گرامی ام قیس جان کبیر! به نظر شما چقدر منطقی، اخلاقی و عقلانی خواهد بود که با شخص یا اشخاص نقاب پوشی که شهامت معرفی هویت و شخصیت خود را به حیث یک انسان نورمال و عادی نداشته باشد، و در اختفاء برقع سیاه، به سویت سنگ پرانی نمایند، داخل مشاجره و یا مناطقه گردید؟
درین میان کدام طرف بز دل و جبون و بی غیرت و بی شهامت شناخته میشود؟
شخصی برقع پوش هتاک نا شناس؟ یا طرف مقابل که هویت و شخصیتش به همه روشن و آفتابی است؟
شما به حیث مالک و مدیر مسئول یک ویب سایت کلان و کبیر و آدم تعلیم یافته چه فکر میکنید؟
تشکر از تنویر اخلاقی و عقلانی تان.


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 22.12.2021
 

د وطنوال شاغلی کریم جان د توجه وړ!
تاسی د دسمبر د میاشت په دولسم تاریخ زما عنوانی لیکلی دی:
«خدمت مومند صاحب عرض کنم که زمان ژوند ژوند ژوند تیارسی ولاړسی گذشته، این حرف در گوش ما(لطفاً بفرمائید که (ما) کیانند-مومند) به همان اندازه بد میخورد که اگر بشنویم دانشگاه، واکنش، چالش، و یژه و غیره.»
روکیه کریم جانه! پوه نسوم چی ستاسی مبارک، ستونزه د پورتنیو کلماتو د استعمال سره څه ده او درد مو له کومه ځایه سرچینه اخلی، علل او عوامل یی څه دی؟
ستاسی د توضیح څخه وروسته به، زما منطق ته غوږ کیږدۍ.
مننه


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 22.12.2021
 

"رئیس
ما و پشتون ها
واقعیت این است که جامعه پشتون برای سایر اقوام پیچیده و نا شناخته باقی مانده است. هیچ کسی در میان منتقدین جامعه پشتون پیدا نمی شود که پیچیدگیهای اجتماعی و فرهنگی این مردم را بدانند. اما نا آگاهانه حکم صادر می کنند که تمام پشتون ها، تروریست، فاشیست، ضد زن و آزادی
استند. ... تمام جامعه پشتون اینگونه نیست که عمران خان و فیسبوک
بازان می گویند :"

The above is a quotation copied from AGO and have decided to make the following comment.

Let's face and accept that there is a fundamental societal flaw within Afghanistan that spread and pervasive over all ethnic groups and in my opinion the main reason for backwardness and to a degree the cause of current crisis:

Afghanistan is group society branching out into numerous subgroups. Within such structured society decisions are made, concepts are analyzed, and interests are preserved and safeguarded solely based on herds mentality. For instance, late Commander Massoud and late Mullah Omar both established a name for themselves and suddenly as a hole the people of Panjshir and all Mullahs became then and become now the most qualified to run nation-wide affairs of Afghanistan. The first casualty of such nonanalytical group process and herd-based mentality, was/is the appointments of incompetence authorities in the absence of basic merits.

Unless work to be done in order to spread and enforce even forcefully if one has to, the concept of individualism, Afghanistan will quite likely remain the same for the Foreseeable future and may even get worst.


اسم: Akhtar Yusufi   محل سکونت: USA    تاریخ: 22.12.2021
 

افغان پښتنو میړنی ځلمیان یو ځل بیا د پاکستان اغزن دیوال په سپین بولدک کښی لری کړل
، دا پورتنی رښتنی افغان پښتانه دی، کوم چی د آی. آس. آی او د افغان پخوانی ګوډاګیان د اغزن دیوال زنځیر یی له خپل مقدس تاټوبی څخه د کندهار ولایت د سپین بولدک کښی لری غورځولی دی او لکه زمریان پر نره د مقابل په ډګر کښی ولاړ دی، کله چی پاکسنان د افغانستان پر مقدسه خاوره باندی خپل اغزن دیوال جوړول نو ګیدړه حامد کرزی او چغال اشرف غنی، د آی نوکر ګلبدین چوپه خوله کتل، دا ګوډاګیان به د پاکستانی استحباراتو ته د اګربز پاکستان ته به د مسلمان ورور شعرونه ورول، د افغان د اولس د خطا ایستلو دپاره به دری واړو د ګیډرو، او چغالانو اټنونه کول
اوس د ټولو بدمرغیو سره سره بیا خدای داسی ورځ راوستلی دی چی انشاالله د پاکستان د آی اس أی او ګوډاګیانو د مور اغزن دیوال ورک شی.
پدی ملی داعیه کښی د لر او بر د پښتنو یوالی او لوړ همت ډیر ضروری دی.
موږ ږغ د پښتنو د لر بر و ځلمیانو ته درخواست دادی چی ځان پدی خبره ښه پوه کړی چی د پاکستان اګریزی آئین د پښتنو د حقوق د ورکولو لپاره ندی، بلکی د پاکستان انګریزی آئین د د افغانانو د وطن د ورنولو، د افغان پښتنو د قبائلو سیمو د د پښتنو د ټکولو د پاره دی چی پښتانه او له حقونه څخه محروم کول دی.
پاکستان ته ریاست د کلمی ویل غلط دی، ځنی پښتانه ځوانان دا کلمه په خبرو کښی یادوی لویه اشتباه ده، پاکستنان ریاست ندی، پاکستان د آی. اس. د کرنیلانو غوجله ده چی یواځی د بنجابیانو ګټی ساتی.
پجنجابیان تلاش کوی چی په پښتنو هم د پنجاب د نوکری د پاره غلام لکه سوډر عمراخان پ خپل نوکری و ګماری چی خپلی خبری هم نده زده، د پښتنو په منځ د پنجاب د غلامان لکه عمران، حمیدګل، مولانا فضل رحمان او د نور ګوډاګیان مخونه دی تل د پاره تور وی


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 22.12.2021
 

تخطی اخلاقی فرزند حضرت فاروق اعظم علیه اسلام.
حضرت فاروق اعظم نه تنها عادل ترین زعیم تاریخ عالم اسلام شمرده میشود، بلکه اگر اشتباه نکرده باشم یکی از عادل ترین زعیم تاریخ بشریت در عهد و زمان خود بوده است، اگر مؤرخین زعیم عادل تری را معرفت دارند از روی لطف مرا تنویر فرمایند و منت گزارند.
به استناد رویات تاریخی، قبل از به اسلام مشرف شدن فاروق اعظم، در وقت اداء نماز، آذان از ترس دشمنان اسلام به صورت خفیفه خوانده میشد، اما وقتیکه فاروق اعظم به کیش اسلام گرائید، مسلمانان بار اول جرئت یافتند که آذان را به صورت جهر بخوانند.
منظور اینکه حضرت فاروق یک شخصیت نهایت با شهامت و پر قدرت بود.
عدالت حضرت عمر درین است که هر حکم و فیصله او مطابق به اوامر و نواهی شریعت بود، نه متکی به نظر شخصی خودش.
باری پسر فاروق اعظم مرتکب عمل زناء گردید، پدرش حضرت فاروق اعظم مطابق به شریعت اسلامی امر فرمودند که در موردش حد شرعی عملی گردد.
قابل یاد آوری است که پسر حضرت فاروق اعظم هم از حدود و مجازات و عقوبت شرع خبر داشت و هم از عدالت پدرش متکی بر تعمیل احکام شریعت اسلامی، به عبارت دیگر او میدانست که حضرت فاروق اعظم در مورد مجازاتش از احکام شریعت اسلامی عدول نخواهد کرد، ولی موصوف تحت تأثیرغریزه فطری و ضعف فطرت انسان در همچو موارد با قبول خطر مرگ، به عمل زناء دست زد.
پسر حضرت فاروق اعظم قبل از تکمیل دره های پیش بینی شده شرعی، بمرد، کسانیکه مسئول دره زنی بودند به حضرت فاروق اعظم عرض حال نمودند، حضرت فاروق اعظم امر نمود ولو که اومرده است ولی دره های شرعی باید تکمیل گردد.
اکنون ممکن است تصور کرد که حضرت فاروق اعظم در قسمت تربیت سالم فرزند خود از بی اعتنایی کار گرفته بود؟
ایا ممکن است تصور نمود که پسر فاروق اعظم از حکم شریعت خبر نداشت؟
ایا ممکن است تصور نمود که پسر فاروق اعظم به این تصور بود که پدرش او را مجازات نخواهد نمود لذا به این عمل دست زد؟
هرگز و ابدا نه
تصور همچو تصورات، دلیل جهالت و نادانی و حماقت یک شخص خواهد بود.
اگر فرزند حضرت فاروق اعظم جلو وسوسه غریزی و ضعف فطری خلقت بشر را گرفته نتوانست، کسی ادعا کرده میتواند که وی از بطن مادر ملک آسمانی خلق شده است؟
زیرا در مورد اجتناب از وسوسه های غریزی که در فطرت و طبیعت انسان نهفته است، مسئله از دو حالت خالی نیست، بدین معنی که:
یک- انسان ملک و فرشته مادر زاد است.
دو- و یا اینکه یک شخص به اصطلاح ایزک مادر زاد است.
آیا ممکن است یک جوان در طول حیات خود به اصطلاح چشم چرانی نکرده باشد؟
آیا ممکن یک جوان در عمر خود حتی یک دختر را آزار نداده باشد؟
ایا ممکن است یک جوان در طول حیات پشت دختری را نگرفته باشد که عاشقش است؟
آیا ممکن یک جوان از معیار های عنعنوی اخلاقی عدول نکرده باشد؟
ایا ممکن است یک جوان در دسترسی به شراب مفت که قاضی هم خورده است، لب تر نکرده باشد.
جواب صادقانه و و جدانی سؤالات فوق الذکر را میتوان در دو «اصل» فوق الذکر تدارک نمود.
ضرب المثل معروف مردم ماست که«هیچ کشمش فاقد چوبک نیست»
این مربوط به ضمیر و وجدان ماست که در مورد خود چگونه قضاوت میکنیم و در مورد دیگران چگونه؟
آیا ما این شرافت و نجابت و صداقت را در خود سراغ داریم که معیار قضاوت ما در قسمت دیگران همان معیاری باشد که در مورد خود به حیث یک محک بکار میبریم؟
خداوند ما را از منافقت، ریاء و دو رویی در حفظ و امان خود نگه دارد، خدواند ما را در روز حشر، از گروه منافاقان و شیادان دغل باز و بی حرمتان
دور نگه داشته باشد.
اعوذ بالله من الشیطن الرجیم
آمین


اسم: خلیل الله معروفی   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 21.12.2021
 

تصحیح "زیر" به "پیش" در مقالۀ اخیرم!!!
ساعت ۲۱ شب ۲۱ دسمبر ۲۰۲۱ است و همین لحظه کمپیوتر را چالان کردم و مقالۀ اخیرم را در صدر صفحۀ وبسایت معزّز "آریانا افغانستان آنلاین" یافتم. من همیشه عادت دارم، که مقالاتم را به مجرد نشرشدن، مرور کنم و باری از نظر خریداری بخوانم. عادت بمرگم مگر چنان گشته است، که بعض اغلاط تایپی و یا املائی را وقتی متوجه میشوم، که به اصطلاح دیر شده و روی صفحۀ وبسایتها جای گرفته است. در هر حال با تعجب دریافتم، که در اثنای اعرابگذاری اشتباهی از قلمم سر زده است، که بدین وسیله به اصلاحش میپردازم:
در صفحۀ اول مقاله کلمۀ دری/فارسیِّ "نشخوار" به کار رفته و از قضاء در اعرابگذاری اشتباهی از قلم بدقلغم سر زده است، بدین معنی:
"نشخوار" کلمۀ ترکیبی دری و مرکب از "نوش" و "خوار" است، که به مرور زمان "واو" کلمۀ "نوش" ساقط شده و "ضمه" جانشینش گشته است. پس حرکت حرف اول این کلمه "ضمه" و یا "پیش" است، که اشتباهاً در هیئت "کسره" یا "زیر" تایپ شده است. جهت معلومات خوانندگان عزیز و متشبث یاداوری میکنم، که همین کلمه در "فرهنگ عمید"، غلط آورده شده است. فرهنگ بس مشهور "عمید" این لغت را غلط ثبت کرده و حرکت اولش را "کسره" آورده است. به یاد دارم، که ضمن یکی از مقالاتم بر همین اشتباه "فرهنگ عمید" ایراد گرفته بودم؛ و حالا میبینم، که خودم هم عین اشتباه را مرتکب گشته ام.
عجالتاً این نکته را ضمن همین کامنت تصحیح میکنم و وعده میسپارم، که مقاله را تصحیح کرده و دوباره به ادارۀ محترم "آریانا افغانستان آنلاین" بفرستم، تا با قبول زحمت مجدد، به جای مقالۀ فعلی انداخته شود.
با عرض معذرت و با تقدیم محبت فراوان به خوانندگان عزیز او په درناوی
خلیل معروفی


اسم: مجتبی ا.   محل سکونت: ایران    تاریخ: 21.12.2021
 


برادر ارجمند آقای ولی احمدی نوری
درود بر شما

به کوشش و تلاش ارزشمند شما در گردآوری واژه های دری و برابر نهاده های آنها در زبان فارسی ایرانی برای زنده نگهداشتن و شناساندن آنها به فارسی زبانان ، پژوهشگران فرهنگ و تاریخ بشری در سرتاسر جهان ارج می نهم و صمیمانه خسته نباشید ( یا به گفته همشهری های خودم و شما " مانده نباشید " می گویم. از دیدن و خواندن این واژه ها بسیار خرسند شدم و بهره بردم.

اهل خراسان و زاده شهر نیشابور هستم. به مدت 25 سال ویراستار ادبی یک نشریه علمی-پژوهشی بودم و سالها با تنی چند از استادان، متخصصان و کارشناسان در زمینه نگارش دانشنامه یا انسیکلوپدیا به زبان فارسی اصیل همکاری داشته ام. در این سالها کوشش زیادی در زمینه گردآوری ریشه های واژه های فارسی در سده های گذشته (که بخشی از آن در زبان دری بوده است)، داشته ام. در این رهگذر برخی از واژه های به کار برده شده در گویش مردم نیشابور را گردآوری کرده ام که به گمانم به زبان دری نزدیک است، اگر نتوان آن را زبان دری دانست.

به هر روی در این هفتاد سال عمرم، در هیچ کجا نشنیدم و درجایی نخواندم که برخی از هم میهنان من بخواهند زبان فارسی ایران را جایگزین زبان دری افغانستان کنند و یا گرایش به مخدوش کردن فرهنگ باستانی و دیرپای این کشور یا هویت فرهنگی آن داشته باشند ...
ولی بسیار شنیده و خوانده ام که مردم ایران و افغانستان مشترکات فرهنگی ( زبان، دین، نژاد، ویژگی های جمعیت شناختی...) و پیشینه تاریخی فراوانی دارند که هیچ کشوری این چنین نیست و این علایق مشترک را برای خود بسیار سودمند و دارای ارزش می دانیم.

با آرزوی تندرستی، سرافرازی و موفقیت شما در پیشبرد هدف بزرگ و پرارجی که در پیش دارید .

مجتبی ا.


اسم: کریم جان   محل سکونت: کابل    تاریخ: 21.12.2021
 


سلام و عرض ادب،

اولاً ابراز تشکری از راکین وبسایت نسبت نشر مطالب بسیار عالی و آموزنده.

ثانیاً خدمت مؤمند صایب عرض کنم که زمان ژوند، ژوند، ژوند، تیارسی و ولاړسی دیگر گذشته، این حرف ها در گوش ما به همان اندازه بد میخورد که اگر بشنویم دانشگاه، واکنش، چالش, ویژه و امثالش.

ثالثاً تشکر از جناب معروفی صایب جهت معرفی رهنورد زریاب، من نمیدانستم که وی نشرات تلویزیون طلوع را کنترول و اصلاح میکرد.

در اوسط سال 2006 من به گوش خود این جمله را از تلویزیون طلوع شنیده ام: «امروز دو موشک شلیک گردیده و در پارک شهرنو کابل فرود آمدند. شهروندان کابل چرخ بالهای ارتش ملی را برای بررسی از رویداد در هواه مشاهده کرده اند.»

با شنیدن این جمله من رو به مهمان خود کرده و بلافاصله گفتم: این نطاق چی گ.... میخورد.

در آنوقت من بعد از 25 سال دوباره به کابل برگشته بودم، از تهاجم فرهنگی ایران، نفرت و خصم درونی یک قوم در برابر قوم دیگر اصلاً چیزی نمیدانستم. آهسته آهسته درک کردم که افغانستان به قهقرا روان است.

تلخ ترین تجربۀ من در سال 2006 در یک ملاقات در وزارت خارجۀ افغانستان با آقایی مرادیان بود که از انگلستان تشریف آورده بودند و بحیث مشاور آقای سپنتا وزیر خارجۀ آن وقت اجرای وظیفه مینمودند. وقتی من داخل اطاق این شخص شدم، این آقا با پاهای گذاشته روی میز با من با یک لهجۀ کاملاً ایرانی داخل صحبت شد. در حیرت فرو رفتم و با خود گفتم ما چطور بتوانیم با اینهمه چهار پاهای که هنوز لسان خود و چی رسا آداب معاشرت را بلد نیستند جامعۀ خود را بسازیم، هیچ ممکن نیست.

با احترام


اسم: دوکتور محمد اکبر یوسفی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 21.12.2021
 

جناب محترم حکیمی سلام!
با وجود آنکه تصمیم گرفته بودم که در مناقشه با شما وقت ضایع نشود. اما از شما خواهش است، تا هنر درک و شیوۀ تشخیص حقایق را از قبول پیشداوری ها در نظر بگیرید. با احترام، یوسفی


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 21.12.2021
 

" ګران مومند صاحب!
سلام او احترام وړاندی کوم. درست دی چی ستاسی په لیکنه کښی د تابعیت کلمه نسته. که زما متن مو لوستی وی، زما اشاره د همدی « اجداد مهاجر بغدادی اش...» افادی په اړوند تحریک سوی او ما ته پخوانی تبعه او نوی تبعه فرق نلری. "

Indeed, it does: When an entity was brought in politically from abroad and placed to be privileged and superior permanently than all natives people combined, the inequality line at the tremendous cost to natives already drawn ought to be reversed.


اسم: دوکتور محمد اکبر یوسفی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 21.12.2021
 

ګران مومند صاحب!
سلام او احترام وړاندی کوم. درست دی چی ستاسی په لیکنه کښی د تابعیت کلمه نسته. که زما متن مو لوستی وی، زما اشاره د همدی « اجداد مهاجر بغدادی اش...» افادی په اړوند تحریک سوی او ما ته پخوانی تبعه او نوی تبعه فرق نلری. کیدای سی چی دا اشاره بومی مسکونینو ته د یوه پاملرنی په توګه غلط تعبیر سی او د پردی کینه تحریک سی او د تبعیض سبب هم و ګرځی. په درناوی، یوسفی.


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 21.12.2021
 

جهانی صاحب ستاسی د زیری نه یوه نړۍ مننه
ژوند، ژوند، ژوند


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 21.12.2021
 

پیاوړی او منلی داکتر صاحب یوسفی
زما احترامات ومنۍ
ستاسی تذکر او یادوونه په سر سترګو قبول، خو د میرمن فاطمه جان ګیلانی یا احدی لیکنی ته بیرته ولاړم چی د تابعیت برخه چی تاسی څه فرمایلی وه وګورم، متأسفانه به دغه لیکنه کی می د تابعیت به ارتباط څه ونه میندل. زه په اصطلاح یو (هفته فام) سړی یم، د لطف له مخی ما تنویر کړي چی کومه جمله یا پاراګراف د تابعیت په اړه لیکل سوی.
ستاسی د تنویر نه مننه او پر مخ مو ګلونه


اسم: Aref Abassi   محل سکونت: کلیفورنیا    تاریخ: 20.12.2021
 

یکی از یاوه سرایان سایت رسوای افغان جرمن آنلاین یک سطحی نگر نا آگاه در آمیخته در صفوف دشمنان خاندان شاهی افغانستان به نام مستعار «کاکر» نوشت که یک شب در حضور خودش در یک"دسکو" شهزاده نادر پسر اعلیحضرت محمد ظاهر شاه بر یک توریست تجاوز کرد که من در مورد چنین نوشتم. که البته آخرین این نوشته در تحلیل ها کوچاندند اختیار دارند)نوشتۀ من در آن پورتال خواهد بود.(اگر ادارۀمحترم آریانا افغانستان آنلاین این نوشته را به بخش مقالات ببرند مختار اند)

کاکر صاحب!

در هر حانواده علی لرغم داشتن بهترین والدین خوب و بدی و اهل و ناهلی وجود دارد. شور و شعف جوانی، هوس ها و خواسته های سرکش آن سن و سال آن زنجیر شکن قیودات و محدودیت ها و تشریفات و تعارفات است بوده که بعضاً به نحو نامطلوب خلاف توقع پدر و مادر تبارز کرده. باید اعتراف کرد که در کتاب خاطرات مخفی جوانی هر کدام داستان هایی درج است که بازگو کردن آن مایۀ شرمساری و خجلت است که حالا شهامت تذکر آن نیست و تا ابد جزء اسرار می ماند
اما زندگی شهزاده نادر را مطرح بحث ساختن و روی آن تبصره کردن که در حال که او در روزگار کنونی وطن هیچ نوع نقشی ندارد وبه حیث یک تبعۀ عادی کشور در گوشۀ زیست دارد از لحاظ سیاسی و تأریخی دارای هیچ گونه اهمیتی نیست حز اینکه برای مفتنین حرفوی منطقوی مضمون بیافریند سودی ندارد. اگر برای تبارز عداوت عمیق و خصومت عطش خون آشامی یزیدی بر علیه یک قوم، یک خانواده تبلیغ می کنید، شاید این جنون عداوت برای دل خوشی خود بالای سگ و پشک شان بنویسید. و یاخود در جملۀ بیماران روانی با خود حرف بزنید و چتیات گویید کسانی که واقعیت را دانسته اند نوشتۀ شما و امثال شما بر احترام شان به اعلیحضرت غازی محمد نادر شاه ناجی و معمار افغانستان و فرزند برومند واقع بین اصلاح طلب و بهبود آور مملکت می افزاید.
کاکر! معلوم است که خود در آن دیسکو تشریف داشتی اگر دسکو رفتن را بد اخلاقی می دانید خود هم متصف به آن صفت ایدو به یقین گفته می توانم که افسانۀ تجاوز نادر را بر توریست جعلی و افتراح محض است و دروغ می گویی ورنه در آن زمان این موضوع شعار مظاهرات هم رزمانت می شد..
احسان الله فرزند امان الله خان که در ایتالیا کلان شده دسکو نه رفته. هندیه دخترش با کی ازدواج و کجا رفته بود موضوعات شخصی شان بوده و من به خود حق تبصره نمی دهم.
آیا شما شهامت آن دارید دارید که ازاعمال و کردار های بچگی تان با ذکر نام اصلی تان بنویسید.
اگر به جزئیات زندگی خصوصی متقدمان بروم من داستان های عجیب واقعی از عیاشی ها و بی بند و باری های جوانان چه که از کلان سالان خانواده ها به رؤیت اسناد دارم که تقوای مسلکی اجازۀ نشر نمی دهد.

اصلاً مقایسۀ اولاد مرحوم اعیحضرت محمد ظاهر شاه با اولاد امیر امان خان الله یک بحث مبتذل، طفلانه و مظهر کوتاه نظری و بیگانگی با عقل و خرد بوده که نوشت و خاموش ماند و با فتنه گی دیگرا بی عقل را اشت کرد. حتی احمقانه بود.
هوشیار شوید و بیدار و آگاه از این یاوه سرایی های بی مفهوم و عاری از هرگونه سود و مفیدیت دست بردارید.
اگر احساسی داری و وجدانی حال امروز وطنت را در نظر گیر و ادای مسؤولیت نما اگر نوکر اجنبی نیی و اولاد صادق این میهنی.


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 20.12.2021
 

سؤال مطروحه دپلوم انجنیر صاحب قیس جان کبیر!
انجنیر صاحب قیس جان کبیر در مورد اولاد دو شاه مخلوع کشور، بدون توضیحات تاریخی و وجوه متضاد و مثبت و منفی و یک مقایسه همه جانبه و معلومات ثقه در مورد گفتار و کردار پسران دو شاه مرحوم، صرف و تنها روی یگ گپ که پسران یک شاه در ناز و نعمت و از شاه دیگری در مهاجرت و غربت از وطن بزرگ شدند، مینویسند:«نام پدر را کی بالا برد و کی به زمین زد؟»
متأسفانه انجنیر صاحب قیس جان به حیث یک دانشمند ذوالفنون« امام غزالی میگوید، هر ذیفنی بر من غالب آمد و بر هر ذولفنونی غالب آمدم» توضیح ننموده و مدلل نساخته اند که روی چه دلایلی پسران یک شاه نام پدر را بالا برد و از دیگری به زمین زد؟
پسر ارشد غازی امان الله در ایران کار میکرد تا که تقاعد نمود، و مصدر کدام خدمت بزرگی نگردیه که نام غازی امان را بالا برده باشد، به عبارت دیگر یک انسان خوب ولی عادی بود، نمیدام که شهزاده رحمت الله جان چه کار فوق العادۀ انجام داده که ما خبر نداریم و نشنیدیم ولی قیس جان کبیر از آن اطلاع دارد؟
یکی از دختران غازی امان الله با یک ایرانی ازدواج کرد که غازی امان الله طرفدار این ازدواج بود، در زمان رضاء شاه چوچه، استاد خلیلی به ایران رفته بود و شاه چوچه او را دعوت نموده ضمن دعوت دختر امان الله خان را نیز خواسته تا در حضور استاد خلیلی رقص نماید، رضاء شاه چوچه برای تعجیز خلیلی گفت که این دختر شاه امان الله است، خلیلی با شنیدن این گپ از جا بر خواسته و گفت که این دختر بادار ماست، دختر را در آغوش گرفت و بوسید، این جریان را از زبان معتصم باالله خلیلی پسر استاد خلیلی بالغ بر پنجاه سال قبل شنیده ام.
پسران محمد ظاهر شاه نا به مقام های وزارت و سفارت رسیده اند و نه مانند وزیر دو سره صدارت والاحضرت سردار صاحب داوود خان یعنی وزیر داخله و عدلیه حکومت سردار، مرتکب کدام جنایتی شده اند بدین مفهوم که مطابق به ادعای چند سال پیش مبارز بزرگ، استاد هاشمیان در سایت افغان جرمن، این وزیر بی ناموس زمانیکه مدیر لیسه حبیبیه بود به یک متعلم مکتب، تجاوز جنسی نمود که بعد از عرض و داد پدر، آن شاگرد، مدیر لیسه حبیبیه از طرف سردار صاحب محمد نعیم خان وزیر معارف بر طرف و مدتی محبوس گردید ولی بعداً در دوره صدارت والاحضرت سردار صاحب داوود خان متکفل دو وزارت گردید و نام سردار داوود خان را بر زمین زد، امیدوارم قیس جان کبیر به سایت خود مراجعه نموده و نوشته داکتر صاحب هاشمیان را در مورد آن وزیر دو سره بی ناموس مطالعه نموده بعداً بگویند که با تقرر همچو ملعون نام داوود خان به زمین خورد و یا نه؟
هم چنان والاحضرت سردار صاحب داوود خان کبیر،در سال اول صدارت خود جناب اسمعیل خان مایار را که یک شخصیت معروف و نیک نام کشور بود،از وظیفه نائب الحکومیگی قطغن معزول ساخت و به عوضش حاکم بدخشان را به نام ...صدیقی که یکی از فاسد ترین و فاسق ترین و بی ناموس ترین مامورین عال رتبه در کشور بود به عوض مایار صاحب مقرر نمود، حاکم مذکور در بدخشان به زن یک ارباب مهمان تجاوز جنسی نموده بود، کاکای مرحومم که مدتی زیر دست این شخص فاسد کار کرده بود، قصه های بی ناموسی این شخص را به ما میکرد.
هم چنان مرحوم سرور ناشر در جرمنی در حضور من و جناب حفیظ الله خان کرزی صاحب، داستان های شرم آور بی ناموسی این ملعون را به ما قصه کرد.
البته سردار صاحب داوود خان خودش، شخص بسیار متقی و با ناموسی بود ولی چشمش در قسمت انتخاب هم کاران کور بود!
اکنون قضاوت شما، قیس جان کبیر دز زمینه تصریحات من چه خواهد بود؟
در صورت لزوم، نور بیا
محمد داؤد مومند، تاریخ زنده دوران حیات خود.


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 20.12.2021
 

صدیقی صاحب والاگهر
احترامات مرا بپذیرید
از پیام تشویقی، ترغیبی و تشجیعی تان متشکرم، همچو حمایت از براز مطالب متکی بر احساس ملی و ندای ضمیر و وجدان در مورد واقعیت های تاریخی کشور، برایم حیثیت پاداش اعطاء مدال «لمر اعلی» را دارد.
سر افراز باشید
با ابراز اردات و امتنان


اسم: دوکتور محمد اکبر یوسفی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 20.12.2021
 

عزتمند مومند صاحب!
تاسی ته د یو پوه سپین ږیری په صفت سخت احترام لرم. خو که اجازه راکړی په همدی شیبه کښی، یوه ډیره نری موضوع ته چی د افغانستان د دولت تابعیت دی خپل تشویش بیان کړم. په افغانستان کښی همدا اوس، ډول ډول «راسیستی» تمایلات او حتی د تجزیی حرکتونه محسوس دی. زه ستاسی د هغه عکس العمل په باب چی مو د «میرمن فاطمه ګیلانی» په باب ښودلی، اعتراض نلرم او نه د دی شخص او نه هم د بل یو شخص د دفاع د پاره، څه ویل غواړم. خو د تابعیت د حق په باب، ما ته د پخوانی او یا د اوسنی تابعیینو تر مینځ، چی د هر یو، مساوی حق لری، فرق نه منم. ما ته مهمه داده چی د خاوری د تمامیت د پاره باید هر سړی، چی د تابعیت حق او مکلفیت منلی، وفادار و اوسی. زه فقط د یو چا د هغه عمل سره مخالفت ښودلای سم، چی عملاْ وطن ته ضرر و رسوی. دا چی ځوک د مهاجر سابقه ولری او که و نه لری، ما ته فرق نلری. په درناوی، یوسفی.


اسم: عبدالباري جهاني   محل سکونت: MANASSAS Parkl    تاریخ: 20.12.2021
 

ښاغلی محترم ورور مهمند صاحب سلامونه او احترامات مي قبول کړی. دا چي زما د وروستیو تاریخی څېړنو ستاینه مو کړې ده ستاسي څخه یوه نړۍ مننه. انشاءالله، ستاسي له غوښتني سره سم به یې په نیژدې راتلونکي کي د مستقل چاپ غم وخورم. تاسي ته، د یوه لیکوال په حیث معلومه ده، چي په مستقل شکل د یوه اثر چاپول له سره لوستلو ته ضرورت لری نو که خدای کول له لازمو اصلاحاتو راوستلو او ټایپی اغلاطو له لیری کولو وروسته به یې چاپ کړم. ستاسي څخه یو ځل بیا مننه.


اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: پاریس    تاریخ: 20.12.2021
 

نشترآقای معروفی!
ولاف وپتاق «مقاومت ملی احمد مسعود جان» چون پوقانه ای پف شده، چه بجا میان تهی بودن آن با نشتر یک اصطلاح کابلی (فی لی لی فس) بیان شده است. جا د ارد گفته شود پر بار و پر برکت باد گنجینه اصطلاحات و دانش آقای معروفی.


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 20.12.2021
 

فاطمه گیلانی با بی حیایی تمام بر خواست حکومت همه شمول نشخوار میزند.
فاطمه گیلانی زن انور الحق احدی، به خاطر شهرت نام پدر و اجداد مهاجر بغدادی اش، تخلص گیلانی را انتخاب نموده است، در حالیکه رسم جهانی برین است که یک زن بعد از ازدواج تخلص شوهر خود را انتخاب میکند اما البته با قبول استثنآت.
فاطمه گیلانی نظر به پانزده سال قبل که من از نزدیک دیده بودم، مانند گوسفند چاری بسیار چاغ و فربه شده است، چاغی دو ددلیل دارد، یا اینکه شخص کدام مریضی دارد ولی بصورت عمومی عیش و عشرت و عیاشی و خوشگزرانی و پولدار شدن انسان را چاغ و فربه میسازد، گویند احدی و زنش گیلانی در حدود نزدیک به یک ملیارد دالر دارد. الغیب و عندالله
احدی در انتخابات گذشته در حمایت دبل عبدالله و در مخالفت با اشرف غنی قرار داشت، وی باری هم به گور ناپلیون کاغذی پیجشیر رفت و بیانیه داد.
احدی و محمد امین واکمن دراز، نام جریان افغان ملت را بد کردند.
جریان افغان ملت، تحت راه بُری این دو عنصر نا پاک، و دنباله روان شان مانند داکتر رحیم پشتون یار«در حقیقت امریکایار» و دیگران به حیث یک جریان منحط و ایجنت سی آی ای عمل میکند.
فاطمه گیلانی در تلویزیون ایران پرستان طلوع از کشور های جهان و منطقه مانند ایران، هندوستان، ترکیه، روسیه، تاجکستان و کشور اقمار اضلاع متحده و غیره در مورد حکومت همه شمول یعنی حکومت «شتر،گاو و پلنگ» حمایت نمود، در حالیکه اگر طالبان به خود و شوهرش چوکی کدام وزارت و یا سفارت پاریس را بدهد، امارات اسلامی گل و گلزار و صد در صد همه شمول خواهد بود.
فاطمه از مبارزات خود لاف و پتاق فراوان زد که در کنفرانس ها و میتنگ ها اشتراک نموده و خدمات تاریخی انجام داده است.
فاطمه گیلانی افسرده و مأیوس به نظر میرسد که چرا بی بی سی لندن او را مانند پنجاه زن بی مسلک فراری در زمره پنجاه زن از افغانستان به حیث زنان مؤثر، انتخاب و شامل نساخته است.
دارالبقاء نصیب فاطمه جان فربه و زنان فراری و ف، سیاسی باشد.
امید که زنده باشیم و بیبنیم
دا ارمان می هیڅ ارمان سره سم ندی
چی کابل د مدعی په وینو سور شی


اسم: Alec Sidiq   محل سکونت: Ladera Ranch    تاریخ: 20.12.2021
 

مومند صاحب نهایت محترم !

من مضمون اخیر سرا پا واقعیت شما را چند بار با دلچسپی خاص خواندم. هزاران شادباش و آفرین به شجاعت شهامت و دلیری همیشگی شما که بی ترس و لرز و بی هراس در مسیر مخالف جریان آبی که شوروی و نوکرانش در جامعه خلق کرده اند ایستادید و واقعیت های ناگفته شده را بیان کردید. این گروه مشتمل از چپ و راست افراطی و عقده مندان انتقام جو با وسایل ممکنه جرأت راست گویی مردم را سلب و ذهنیت های همه را مکدر ساخته اند و در خیال تحریف تأریخ اند.

الحمد لله که ما مبارزین دلیری چون شما و دانشمند محترم عارف عباسی را داریم. راه تان حق است و مبارزۀ تان بر حق به هزاران هم نظر دارید. موفق باشید


اسم: مخمد عارف عباسی   محل سکونت: کلیفورنیا    تاریخ: 19.12.2021
 

گل احمد بارز صاحب!

آیا بر اساس حقوق معتبر و مسلم مدنی، آزادی افکار و اصول و پرنسیپ این حق را به من قائل استید که هم صحبت خود را انتخاب کنم؟ کی را جواب گویم و به کی عرض سلام نمایم. با چه کسانی داخل بحث شوم وآگانه بدان که کی واقعاً ارزش مشاجره و مناقشه دارند.

با درک سویۀ فهم، توان مندی قضاوت عاقلانه منطقی و کم و تم برخورداری از نور معرفت کسان، که و انگیزۀ شاخص اتخاذ تصمیم من برای تبادل نطر با مفهوم است.

بعد از روئیدن شما در نی زار مستعار نویسان چون قور باغۀ ترانه خوان وصف نوشتۀ دیگران، من پدیدۀ از تراوش اندیشه و قلم شما نیافتم.
شما صرف اریکین در دست و واسلین در جیب و زینه در شانه برای همه مداحی کردید. کف زدید و توصیف کردید و ای ولله گفتید، ولی از خود چیزی بکری تبارز ندادید.

اگر رموز فهمی می بودید به معذرت قبلی من توجه می کردید.

ناگفته نماند که من به خود حق مسلم شما را در ارائۀ دیدگاه های نامشخص ادبی و سیاسی تان سلب نه توانسته، اگر ذکر نام من، حتی باکلمات رکیک دشنام رونق سوق لاطایلات شما باشد مخالفت ندارم. ولی هرگز از من توقع جواب نکنید و آن چه شما را مطرح نگهداشته و مسرت می بخشد همان کنید.


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 19.12.2021
 

تحقیقی که میتوان آن را «الماس کوه نور» تحقیقات تاریخ معاصر کشور خواند.
افتخار بر استاد جهانی و افتخار بر تحقیق بی نظیر شان که تا امروز نظیر آن دیده نشده است.
آنچه استاد جهانی نوشت، نه غبار نوشته است، نه فرهنگ، نه استاد سیستانی و نه دیگران، نوشته جهانی علاوه از معلومات بکری که حیثیت منرال های بسار نادر در اعماق سلاسل جبال را دارد، از جوهر صداقت و پاکدامنی ذهنی بی مثالی بر خوردار است.
این جانب به حیث یک طالب العلم مبتدی، مطالبی را در مورد دوره حبیب الله خان و غازی امان الله، درین تحقیق دقیق و همه جانبه خواندم که قبلاً بر آن وقوف نداشتم، باور دارم که تمام محقیقین و مؤرخینی که در قید حیات هستند در موقف مشابهی قرار دارند، زیرا همچو مطالب تا امروز از خامه و قلم هیچکدام شان تراوش نکرده است.
این اثر بکر باید به شکل یک رساله طبع گردیده و بدسترس نسل کنونی و آینده کشور گذاشته شود، متأسفانه این جانب به حیث یک شخص متقاعد و مسؤل مساعدت به اعضاء خانواده ام در کابل، توان اقتصادی طبع و تکثیر این اثر را ندارم.
امیدوارم هم وطنانی که از استطاعت نسبی مالی بر خوردار باشند، از وظیفه ملی خود در قسمت طبع و نشر این تحقیق نایاب، بی تفاوت نمانند.
بیت لسان اغیب رحمن بابا را با کمی تصرف در مورد تضمین میکنم:
چی منکر پری اعتراض کولی نشی
دا تحقیق دی جهانیه که اعجاز
قدر زر زرگر بداند
قدر جوهر جوهری
در مورد جاهلان و احمقان و لوده های تویی که بر این تحقیق نظر احمقانه ابراز کرده اند، باز هم بیت رحمن بابا صدق میکند:
په نظر د جاهلانو ناکسانو
خر موره، لعل او گوهر دری واړه یو دی
سلام او درناوی


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 19.12.2021
 

Taliban recruits flood into Afghanistan from neighboring Pakistan as " the group works to consolidate control "

The above is headline printed in Wahington post yesterday, indicating that thousands of Taliban supporters from Pakistan have poured into Afghanistan over the past four months, answering the calls of influential clerics and commanders to help Taliban function and consolidate power. According to Washington post many were offered permanent residences in Afghanistan to speed the process.


By far the most dangerous development so far, while know how Afghan skilled experts are either subsided, some already left or in the process of leaving Afghanistan, while Pakistani's are hired to fill the vacuum created.


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 18.12.2021
 

معرفی اقوام افغانستان
شاغلی محترم داکتر صاحب نور احمد خالدی مضمون نهایت پر محتوی و مستندی را تحت عنوان فوق الذکر در سایت افغان جرمن بدست نشر سپرده که از نظر این جانب حیثیت یک لکچر پوهنتونی را دارد، من بدین وسیله به جناب شان تبریک گفته امیدوارم سایت فوق الذکر به عوض مطالب زهر اندود و تفرقه افگن، تواریش ها، به نشر مطالب نظیر داکتر صاحب خالدی اهتمام ورزند.
په درناوی


اسم: Akhtar Yusufi   محل سکونت: USA    تاریخ: 18.12.2021
 

زلمی خلیلزاد، د جنایتونو بیلګی په افغانستان کښی :

افغانستان یو سوچه اسلامی هیواد دی، د طالبانو د اسلامی ارشادات د سرته رسولو او راتګ سره پرابلم نلری. زلمی خلیلزاد په تیرو شلو کالو نو کښی د «کلانهای افغانستان» توطیو تر نامه لاندی خپلی هغه ټول خائینانه جنایتونه د تورو پردو تر شاه په افغانستان کښی سر ته ورسول چی اوسنی ناورین یی په هیواد راوستلی دی.زلمی خلیلزاد په څلورو لسیزو کښی د افغانستان دپاره د امریکی د بهرنی د چارو د سمبال استازی ؤ چی نه یواځی افغانستان یی وران کړیدی، پلکه په د افغانستان جګړو کښی د سمیز او نړیوال د هیوادو داړیکی په برخو کښی یی هغه منفی رول لوبولی دی چی به افغانستان، سیمه او د نړی په کچه کی دبیګناه افغانانو او د نړی د نورو هیوادون بیګناه انسانان یی ووژل، د خلیلزاد د و ورانیو د توطیو له کبله اوس په افغانستان، عراق او دنړی په یو لړ ډیرو نورو هیوادو کښی سوله او امنیت یو ناشونی کار دی.

لومړی:
د خلیلزاد تته هغه وخت شیری غوا لنګه شوه. چی د ۲۰۰۱ کال د سپټمبر پر یولسم نيټه تروریستانو د امریکا پر مهم ځایونه باندی حملی وکړه او زرګونو بیګناه خلک یی ووژل.
دویم:
خلیلزاد د امریکا او شوروی د مقابلی د جکړو په درشل کښی د افغان «جهادی» ډلو او تنظیمونو په منځ کښی چی د پاکستانی او ایرانی د استخباراتو لخوا د افغانستان د ورانولو دپاره روزل شوی وی، خپل د جنایتکارانو کړی ڼاکلی ؤ چی د ۱۹۹۲ میلادی کال د افغانستان په تحولات کښی د ملل متحد لخوا د سولی پنځه فقریز بلان یی ناکام کړ،، په افغانستان کښی د «جهادی» ډلو ترمنځ بیساری خونړی جګړی پیل شوی، «جهادی» تنظیمو مشران د هیواد ټولی ملی شتمنی یی لوټ، او هیواد یی په جګړو باندی وران او په کنډواله بدل کړ، په افغانستان کښی په لکهاؤ بیګناه افغانان ووژل شول، تر څو چی په ۱۹۹۶ میلادی کال د طالبانو تحریک په هیواد کښی واک ته ورسیدل.
دریم:
خلیلزاد د طالبانو د لومړی دور دحکومت د پرځولو پر وخت ډیری څائنانه توطیی پیلی کړی چی په افغانستان کښی د یو ملی مقتدر او سوله ایز حکومت د جوړولو څخه مخنیوی وکړ، خلیلزاد د افغانستان د پاره د بن په بین المللی کنفرانس کی د افغانستان د پخوانی پاچا اعیحضرت محمد ظاهر د واک د مشر په توګه مخنیوی وکړ، بلکه د هغه پر ځای یی واک و خپلو د غلو او لوټمارو شبکو ته وسپارل. څلورم:
خلیلزاد په تیرو شلو کلونو کښی په افغانستان کی د خپلی خوښی د غلو او جنایتکارو ډلو پواسطه د امریکی او ناټو د نظامی قوأو په موجودیت سره لاندنی جنایتونو بیلګی سرته ورسول چی د ټولو جنایتونو اسناد یی موجود دی.
*~ خلیلزاد د افغانستان د خلکو د قامی او مذهبی د ورورولی تاریخی جوړښتونه یی دافغان هیوادوالو په منځ کښی په مخامخ خونړی دښمنی باندی بدل کړ،
*~ خلیلزاد دافغانستان ملی او نړیوال اعتبار یی له منځه یووړ. دافغانستان باعزت ولس یی پ نړی کښی بدنام کړ.
*~ خلیازاد د بن د کنفرانس څخه وروسته په افغانستان کښی د غلو او مافیايی ډلو حکومت یی جوړ کړ، او خپله هم د یو توطیه ګر ویسرای په په رول باندی په افغانستان کښی د امریکا د سفیر په توګه دنده درلود.
*~ خلیلزاد په افغانستان کښی د حکومت په ټولو بنسټونو کښی خپل د مافیایی شبکی غله او جنکاران یی د افغانستان د “مشران” یا دده د توطیو په مرداره ژبه «کلانهای افغانسنان» تر نامه لاندی غله او جنایتکتران د واک په سر کښی وګمارل، تر څو چی افغانستان یی برباد او نړیوال یی هم په شرمو وشرمول.
*~ خلیلزاد د پاکستانی د چارواکو او پاکستانی استخباراتو سره په خپل خائینانه پټو معاملو کښی پاکستانی کرنیلان یی و هځول تر څو چی د امنیت په پلمه دا افغانستان د خاوری په دننه کښی د پاکستان خپل اغزن دیوال جوړ کړ پدی، خلیلزاد په همدی ډول دافغانستان تاریخی او ملی حقوق یی تر پښو لاندی کړیدی.
*~ خلیلزاد په تیرو شلو کلونو په درشل کښی تل د لوټمارو او مافیایی کړیو تر شاه ولاړ ؤ، تر ځو چی افغانستا یی ټول وران او دامریکا او ناټو سیاستونه یی هم په افغانستان کښی ناکام کړ.
ځلورم:
افغانستان یو مسلمان هیواد دی، زموږ هیوادوال د طالبانو د تحریک د راتګ او واک سره هیڅ ډول ستونزه نلری، مګر هغه نیمګړی، د خلاؤ څخه ډک تړون چی زلمی خلیلزاد په آګاهانه توګه د طالبانو دمشرتابه سره د «سولی» تر نامه لاندی ډرامه سرته ورسولی دی، چی په افغانستان کښی بیا هم وینه تویول او خونړی جګړی دوام ولری. د هغه نیمګړی تړون د خلاؤ له کبله دی، چی خلیلزاد په دوحه کښی د طالبان سره یی لاسلیک کړیدی، په افغانستان کښی د اوسنی ناورین او بدبختیو اساسی عامل پخپله زلمی خلیلزاد دی


اسم: عبد الاحمد   محل سکونت: دنمارک    تاریخ: 17.12.2021
 

آیین عیاری و جوانمردی
مؤرخ نامدار وطن و مؤلف چندین اثر تاریخی، محترم کاندید اکادمیسین اعظم سیستانی در مقالۀ اخیر خویش در وبسایت افغان جرمن آنلاین که در مذمت استاد خلیل الله خلیلی نگاشته اند، از رادمردی و عیاری داد سخن داده و اوصاف عیاران را می شمارند.
سوال من از جناب سیستاننی صاحب این است، که اگر استاد خلیلی رسالۀ عیاری از خراسان را در مدح بچۀ سقو نوشت و یا در مدح جنرال ضیا الحق چکامه سرود، چرا شما چهرۀ مبارک خود را در آیینۀ تاریخ نمی بینید و از خود نمی پرسید که در شورای انقلابی رژیم خلق و پرچم چه گل هایی را به آب داده اید؟
و مشخص تر می پرسم:
1 ـ جناب اعظم سیستانی در کدام مرتبۀ عیاری و جوانمردی قرار دارند؟
2 ـ آیا کار استاد خلیلی بدتر از کارهایی بود جناب سیستانی در شورای انقلابی رژیم خلق ـ پرچم انجام می دادند؟
3 ـ چرا از خود نمی پرسید که چرا در هر رژیم چهره عوض کرده اید؟
و سوال آخر:
4 ـ آیا شما دستان محترم «باری جهانی» را بوسیده اید، طوری که داکتر صبورالله سیاه سنگ می نگارد؟
امید است به همین چند سوالم جواب کوتاه داده و ممنون سازید.
با عرض حرمت
عبدالاحمد


اسم: دوکتور محمد اکبر یوسفی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 17.12.2021
 

محترم کلیوال صاحب!
لمړی سلام وړاندی کوم.
د تایپی اشتباه په خاطر معذرت غواړم. لطفا دا اصلاح سوی بدل کړی. مننه
ما ستاسی شعری استعداد ته په درنه سترګه کتلی وه. خو دومره هم د کلماتو د معنی او مفهوم څخه به لیری نه یم. که مو په کلی کښی «جاهل» ځوانان، پر مځکی او یا د اوبو د ویش پر وخت، یو پر بل باند د یامه واری کړی وی، نو کیدای سی چی د کلی مشران ورته، د جاهلانو د کار حکم کړی وی. دا جنګ د «کلی» څخه شروع سوی نده او د کلی په ساحه کښی محدوده نده پاته سوی. پدی «نیابتی» جنګ کښی چه تر ۴۳ کاله زیات دوام کړی، مختلف اشکال ځان ته نیولی. دا جنګ د سوټی جنګ ندی. دلته ګرمه او ثقیله سلاح استعمال سوی او استعمالیږی. مجریان ئی جاهلان نه بلکه استخدام سوی جنګیالی یادیږی. که یواځی د وروستی ۲۵ کلونو واقعو ته وګورو، د عادی «جنګیالی» چی د «شترن» د راپور پر اساس، ورته د «مدرسی» شاګردان، نومول سوی، د میاشتی په هغه وخت کښی ۱۳۰ دالر او قومندان ته ئی هم ۳۰۰ دالر، مزد ورکول کیده. (اوس به شاید پورته وی) دا چی څه نوم ورباندی ایښودل سوی، دلته بحث ګنجایش نلری. خو دا تاسی ته وایم، چی د نا پوهی او جهالت جنګ ندی. پدی جنګ کښی انسانان وژل کیږی. پام وکړی، پر هر څه باندی شاید خیالی شعر مناسب نه وی
خو ستاسی د تصور او تعبیر په اړوند، همدا شیبه د ملا نصرالدین یوه قصه را به یاد سوه، چی ستاسی په اجازه بیانول غواړم. ګوندی لوستونکو ته هم د خندا سبب و ګرځی. «یوه ورځ ملا نصرالدین دانګور د باغ د باندی روان وو. فوراً اشتها ئی تحریک سو، نو باغ ته ننوت، چی یو څه انګور وږی وشکوی. کله چی لا انګور نه وه شکولی، باغوان را ننوت. ملا وارخطا سو، نو فوراً د آزاد رفع حاجت په پلمه کښیناست. باغوان غوښتل چی د باغ ور وتړی، نو منتظر وو، چی کله ملا نصرالدین خلاصیږی. کله چی و ځنډید، نو باغوان ږغ پورته کړ، چی «څه کوی»؟ ملا په تلوار ولاړ سو، وی ویل چی «غول کوم». باغوان شکمن سو، او هغه ځای ته راغی. کتل ئی، چی اصلاً د غوا او یا د غویی وچ خوشائی دی. باغوان و ملا نصرالدین ته وویل، چه دا خو د غوایی وچ خوشائی (سرګین) دی. ملا نصرالدین ورته وویل، تا زه پرینښودم، چی انسان غوندی وکړم.»
په احترام
یوسفی


اسم: سلطان جان کلیوال   محل سکونت: کاناډا    تاریخ: 17.12.2021
 

جناب یوسفی صاحب. زما سلامونه هم ومنی. زه ستاسو نظر ته احترام لرم. خو زه په دی باور چی جنګ او فتنه جوړول، که لوی وی که وړوکی، مرګ او ژوبله، تباهی او بربادی چی هر څوک جوړوی ( که یی پخپله کوی او که بل څوک یی استخداموی) ماته هغه ناپوه او جاهل ښکاری که هغه په کلی کی وی که په ښار کی وی، که بروفیسور وی او که بی سواده وی.داچی ستاسو فکاهی د موضوع سره څومره تعلق لری زه ورباندی نظر نه ورکوم ممکن نور دوستانو ور باندی فکر وکړی. زما له لوری بحث ختم. روغ اوسی.


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 17.12.2021
 

«مقاله بلند» یک اصطلاح نامأنوس است.
دانشمند محترم صالح محمد گردش، در سایت افغان جرمن، ضمن جواب و توضیحاتش به استاد معروفی مینویسد که: «وقتی میگویند مقاله بلند، مقصد همان نوشته طولانی و دراز میباشد.»
خدمت به عرض برسانم که به حیث یک آدم شایق به مطبوعات وطن، در مطبوعات کشور ما هرگز اصطلاح مقاله بلند را ندیده و نشنیده ام، لذا برای مردم ما استعمال این اصطلاح نا مأنوس و بی ضرورت به نظر میرسد. اگر ایرانیان آن را به همچو مفهومی، استعمال میکنند، مبارک شان باشد، ایرانیان «راکت» قاره پیما و به آن بزرگی را «موشک» گویند، که نطاقان احمق ما در تللویزیون طلوع به پیروی از ایرانیان بر آن نشخوار میزنند.
هم چنان در جمله فوق الذکر دانشمند محترم کلمه «مقصد» به مفهوم «منظور» بکار رفته و نا درست به نظر میرسد.
گستاخی معاف


اسم: دوکتور محمد اکبر یوسفی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 17.12.2021
 

محترم کلیوال صاحب!
لمړی سلام وړاندی کوم.
ما ستاسی شعری استعداد ته په درنه سترګه کتلی وه. خو دومره هم د کلماتو د معنی او مفهوم څخه به لیری نه یم. که مو په کلی کښی «جاهل» ځوانان، پر مځکی او یا د اوبو د ویش پر وخت، یو پر بل باند د یامه واری کړی وی، نو کیدای سی چی د کلی مشران ورته، د جاهلانو د کار حکم کړی وی. دا جنګ د «کلی» څخه شروع سوی نده او د کلی په ساحه کښی محدوده نده پاته سوی. پدی «نیابتی» جنګ کښی چه تر ۴۳ کاله زیات دوام کړی، مختلف اشکال ځان ته نیولی. دا جنګ د سوټی جنګ ندی. دلته ګرمه او ثقیله سلاح استعمال سوی او استعمالیږی. مجریان ئی جاهلان نه بلکه استخدام سوی جنګیالی یادیږی. که یواځی د وروستی ۲۵ کلونو واقعو ته وګورو، د عادی «جنګیالی» چی د «شترن» د راپور پر اساس، ورته د «مدرسی» شاګردان، نومول سوی، د میاشتی په هغه وخت کښی ۱۳۰ دالر او قومندان ته ئی هم ۳۰۰ دالر، مزد ورکول کیده. (اوس به شاید پورته وی) دا چی څه نوم ورباندی ایښودل سوی، دلته بحث ګنجایش نلری. خو دا تاسی وایم، چی د نا پوهی او جهالت جنګ ندی. پدی جنګ کښی انسانان وژل کیږی. پام وکړی، پر هر څه باندی شاید خیالی شعر مناسب نه وی
خو ستاسی د تصور او تعبیر په اړوند، همدا شیبه د ملا نصرالدین یوه قصه را به یاد سوه، چی ستاسی په اجازه بیانول غواړم. ګوندی لوستونکو ته هم د خندا سبب و ګرځی. «یوه ورځ ملا نصرالدین دانګور د باغ د باندی روان وو. فوراً اشتها ئی تحریک سو، نو باغ ته ننوت، چی یو څه انګور وږی وشکوی. کله چی لا انګور نه وه شکولی، باغوان را ننوت. ملا وارخطا سو، نو فوراً د آزاد رفع حاجت په پلمه کښیناست ملا غوښت چی د باغ ور وتړی، نو منتظر وو، چی کله ملا نصرالدین خلاصیږی. کله چی و ځنډید، نو باغوان ږغ پورته کړ، چی «څه کوی»؟ ملا په تلوار ولاړ سو، وی ویل چی «غول کوم». باغوان شکمن سو، او هه ځای ته راغی. کتل ئی، چی اصلاً د غوا او یا د غویی وچ خوشائی دی. باغوان و ملا نصرالدین ته وویل، چه دا خو د غوایی وچ خوشائی (سرګین) دی. ملا نصرالدین ورته وویل، تا زه پرینښودم، چی د انسان غوندی وکړم.»
په احترام
یوسفی


اسم: سلطان جان کلیوال   محل سکونت: کاناډا    تاریخ: 17.12.2021
 

جناب یوسفی صاحب مننه. دا کلمه فکر کوم خاص نه ده او په عامه توګه هر هغه چاته چی د هیچا خبره نه منی او غوږ نه ورته ږدی يواځی تر آخره په خپله خبره که سمه وی که ناسمه کلک ولاړوی استعمال لری. شعر به مو لوستلی وی که داسی کسانو ته تاسو کوم بل ښه نوم لری مونږ سره یی شریک کړی. روغ اوسی


اسم: Akhtar Yusufi   محل سکونت: USA    تاریخ: 16.12.2021
 

د افغانستان د غملړلی تاریخ معماوی به څوک حلوی؟

نن د بنګلدیش د اولس د پاکستان له اولوګی د آزادی پنځوسم کلیزه ده، د افغانستان د آزادی د اعلان څخه ۱۰۲ کاله تیر شویدی، مګر په تیرو سلو کال کښی د افغانستان غیرتی اولس داسی مشران اویا سیاسی ګوندونه را پیدا نشول چی خپل میړنی هیواد وساتی، نن د افسوس او خواشینی وحشت خبره دا ده چی په بنګلدیش کښی د څلور سوه میلیون نفوس د لوږی څخه نه میری، مګر ولی د افغانستان دیریش میلیون خلک نفوس چی د نړی د ډیرو هیوادو په پرتله د زیرمی ځخه ډګ هیواد دی، هره ورځ د افغانستان مظلوم خلک د لوږی څخه میری. د افغانستان د نړی د یو وفادار ملت په توکه د غمونو وحشتناک پیښو داستانونه په تکراری ډول دوام دی.
د افغانستان یوه لویه بختی دا ده چی ددی بدبخته هیواد مخکښان دهیواد ملی ګټو ته نه بلکه د بهرنیانو او د ځان د شخصی ګټو دپاره کار کوی. د جګړو په تیرو پنځو لسیزو کښی د مخکښانو د عدم صداقت او چلونو یو غوره مثال حامد کرزی او د اشرف غنی د رولونو قصی دی. حامد او اشرف ډواړه د جګړی په څور لسیزو کښی د بهرنی استخباراتو سره نژدی همکار او مخکښان ؤ، کله چی سږ کال د اګست پر پنڅلسم نیټه ددی بهرنی ګوډاګیانو د واک تلسم په ډیره بیشرمی سره مات شو، نو د هیواد څخه د لوټمارانو د ډلو یوه برخه د اشرف غنی سره یوځای وټښتدل، د طالبانو د واکمنی سره سره حامد کرزی په ډیره بیشرمی سره په کابل کښی د بهرنیانو په مرسته اوسیږی، کرزی د افغانستان سره د جفاؤ او توطیو لړی پخپله ژبه بربنډ وی. حامد کرزی او اشرف غنی دواړه په تیرو شلو کالو کښی د بهرنیانو په مستقیمه مرسته د يوی أټن ملکری وه، کله چی د حامد او اشرف د دور اټن خلاص شو، نو حامد د خپل یار د تښتی د داستان قصی او د ځان قهرمانی په عجبه الفاظو پیلی وایی.
حامد کرزی پخپله ځان افشا کوی. دافغانستان پخوانی جمهور رئیس حامد کرزی د خپل جاسوسی پټ استخباراتی فعالیتونو رول د طالبانو د راتګ پلان په برخه کښی د اسیشتید پرس خبری آزانس سره د خبرو په ترځ اوس پرده را پورته کړه. .
د حامد کرزی پخپل خبری کښی په ډاګه اعتراف ی، چی غربی کړی تر اوسه پوری د طالبان د واکمنی پر وخت هم د پخوانی اطلاعاتی شبکو له لیکو او اجنټانو څخه لکه حامد کرزی کار اخلی.
امریکائیان تر اوسه هم خپل باوری معلومات او اطلاعات د حامد کرزی له لاری تکمیلوی.
کزری وایی چی طالبان کابل ته نه راننوتل، ما طالبان ته د کابل ښار د داخلیدو اجازه و کړه. ما د طالبان څخه وغوښتل چی دوی د کایل و ښار ته ژر داخل شی. .
حامد کرزی وایی موږ (حامدکرزی، عبدالله عبدالله او ګلبدین) د طالبان سره د جمهوریت او طالبانو تر منڅ د ګډ حکومت فیصله کړی وه، چی طالبا ن به په سوله ایز ډول کابل ته راشی .
کرزی وایی چی د اشرف غنی فرار د سولی پلان ښنډ کړل.
بل خوا استخباراتی اطلاعات وایی کله چی اشرف غنی د خپل د وژلو د پلان څخه د طالبانو پواسطه د حامد کرزی او عبدالله د سناریو له مخی د طالبانو د انتقال دپلان له مخی څخه اطلاع تر لاسه کړه وه، نو سمدلاسه یی د محب په مرسته خپل د تښتی پلان ډ مخه طرح کړی وه عملی کړ.
افغان فراری جمهور رئیس د اشرف غنی و هیلکوپرانو ته د فرار پر وخت تاجکستان ته د ناستی اجازه نده وکړی، پداسی حال تاجکستان د همدی جمهور رئیس لومړی مرستیال امرالله صالح او شمالی ټلوالی و ټولو فراری ډلو ته تاجکستان ځای ورکړی او د دوی سره د طالبان پرضد هر ډول مرسته کوی.

---------------------------------------------------

حامدکرزی پخپله ځان افشا کوی!
دافغانستان پخوانی جمهور رئیس حامد کرزی د خپل جاسوسی پټ استخباراتی فعالیتونو رول د طالبانو د راتګ پلان په برخه کښی داسیشتید پرس خبری آزانس سره د خبرو په ترځ اوس پرده پورته کړه.
دحامد کرزی خپل خبری په ډاګه اعتراف دی، چی غربی کړی تر اوسه پوری د طالبان د واکمنی پر وخت هم دپخوانی اطلاعاتی شبکو له لیکو او اجنټانو څخه لکه حامد کرزی کار اخلی. امریکائیان تر اوسه هم خپل باوری معلومات او اطلاعات د حامد کرزی له لاری تکمیلوی.
۱- کزری وایی چی طالبان کابل ته ته راننوتل، ما طالبان ته د کابل ښار داخلیدو اجازه و کړه. ما د طالبان څخه وغوښتل چی دوی د کایل و ښار ته ژر داخل شی.
۲- حامد کرزی وایی موږ(حامدکرزی، عبدالله عبدالله او ګلبدین) د طالبان سره د جمهوریت او طالبانو تر منڅ د ګډ حکومت فیصله کړی وه، چی طالبا ن به په سوله ایز ډول کابل ته راشی.
۳- کرزی وایی چی د اشرف غنی فرار د سولی پلان ښنډ کړل. بل خوا استخباراتی اطلاعات وایی کله چی اشرف غنی د خپل د وژلو د پلان څخه د طالبانو پواسطه د حامد کرزی او عبدالله د سناریو له مخی د طالبانو د انتقال دپلان له مخی څخه اطلاع تر لاسه کړه وه، نو سمدلاسه یی د محب په مرسته خپل د تښتی پلان ډ مخه طرح کړی وه عملی کړ.
۴- افغان فراری جمهور رئیس د اشرف غنی و هیلکوپر انو ته د فرار پر وخت تاجکستان ته د ناستی اجازه نده وکړی، پداسی حال تاجکستان د همدی جمهور رئیس لومړی مرستیال امرالله صالح او شمالی ټلوالی و ټولو فراری ډلو ته تاجکستان ځای ورکړی او د دوی سره د طالبان پرضد هر ډول مرسته کوی


اسم: Akhtar Yusufi   محل سکونت: USA    تاریخ: 15.12.2021
 

محترم هیوادوالو ،
دا افغان مسلمان،اوغیرمسلمان اتباعو چی پدی ۴۲ کلونو کښی په مختلفو شیبو له هیواد و وتلو ته مجبور شویدی یو لړ عوامل چی چی مذهبی تعصب او بیره یی یو برخه تښکیلوی.
هر هغه وخت چی افغان هندوانو او سیکانو لوبه برخه چی په ډله ایز توګه د هیواد څخه تښتی مجبور شول ، يه حقیقت کښی مذهبی جنیساید دی. د ۱۹۹۲ میلادی کال څخه چی «جهادی» تنظمونو په کابل کښی واک تر لاسه کړه، د هیواد هندوانو اوًسیکانو ډله ایز وتل په پراخه شروع شویده.
د هیواد په هغه ښارونو کښی چی هندوان او سیکان میښت وه، او زیات برخه یی په تجارت باندی مشغول وه په خاص ډول د کابل په ښار کښی د هندوانو او سیکانو کارباریانو جایدادونه او شتمنی د شورای نظار او جمعیت «اسلامی» د ډلو لخوا لوټ شول، هندوان او سکان په پراخه پیمانه له وطنه فرارشول.
د حامد کرزی د حکومت په وخت کښی هم چی واک په اصل کښی د شورای نظار پلاس کښی ؤ، کرزی په کورنی چارو کښی د هسی د یو تښ سیمبول رول درلود.
دهندوانو او سیکانو د ښرکال د اګست وروستنی کوچیدل د خپل مذهبی کتاب سره د طالبانو په راتګ او حکومت پوری اړه نلری.
د هندوان او سیکانو اوسنی کوچیدل په د هند او پاکستان د ناروا توطیو پوری اړه لری. د هندوستان د هندو بنسټپاله د پی جی پی حکومت تل کوښښ کوی چی نوی ډنډوری را د مخه کړی، په هند کښی دًبی جی پی حکومت د طالبانو واک په افغانستان کښی پاکستان پور ی تړلی بولی، هندوستان او د هغه استخبارات چی لکه اسرائیل په نړی کښی ځان د يهودانو ساتندوی بولی، دوی ځان په نړی کښی د هندوانو او سیکانو ساتندوی وای.
هندوستان دپاکستان سره د مقابلی په وجه افغان سیکان یی د دوی د مذهبی کتاب سره یوځای له افغانستان ځخه وکوچول. دا کوچیدل په طالبانو پوری اړه نلری. د طالبانو دراتګ سره سم هندوستان په ډیرو برخو کښی د د ملل متحد د امنیت شورای پشمول دافغانستان پر ضد په توطیو لاس پوری کوی.به افغانستان کښی د پاکستانیاناوهندوستانیان د خپل ناروا مقابلی په لړ کښی په توطیو لاس پوری کړی دی. هندی شرکت د چای بهار د بندر له لاری افغانستان ته د غنمو لیږړول بندکړ.


اسم: دوکتور محمد اکبر یوسفی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 14.12.2021
 

! ګران او محترم شاعر کلیوال صاحب
سلام او احترام می ومنی ستاسی شعری استعداد ته په درنه سترګه ګورم. خو د افراطیت جنګیان، د جاهل تر کلمی لاندی یادول، او که امید دا وی چی ګوندی د دی عمل څخه لاس واخلی، هغسی تیر وتنه به وی چی نور حکومتونه «خطا وتلی وطنول» یادوله، خو ادیری زموږ د وطنوالو ډ شهیدانو څخه ډکی سوی، موږ. عدالت او انصاف غواړو.
په درناوی
یوسفی


اسم: محمد عارف عباسی   محل سکونت: کلیفورنیا    تاریخ: 14.12.2021
 


داد و فریاد من همین بوده است که ای رسالت مند خبرۀ فرهنگی، وای محقق متبحر دپلوم دار معتبر و ای مؤرخ واقع بین، راست کار و راست گو اگر ترا واقعاً تقوای اندیشه است در تحمیل توصیفات افراطی و لو که از پدر و پدر کلانت باشد بر دیگرانی که کمتر از تو نمی دانند بپرهیز. اگر مصاب به مرض خود خواهی ، بزرگ منشی،منم گویی نیی و چون شاخۀ تاک در خود نه پیچیده یی روی خدا بین و حقیقت را کتمان مکن. قضل و دانشت را در تعلیم، تدریس و تنویر آرزومندان بگمار و به حال و احوال کنونی تقدم بخش.

اگر ترا غم مردم و عشق وطن در دل و دماغ است واین نگون بختی وطن ترا می آزارد از مباحث جنجال بر انگیز دوران تیر شده ای بی حاصل دست بردار ، بلی می دانیم که دانایی، روزگار کنونی وطن راآگاه و دانای چون تو باید در صدر اندیشه هایش قرار دهد طریق علاج مصایب و رهایی وطن از این بحران
دریابد


اسم: دوکتور محمد اکبر یوسفی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 14.12.2021
 

جناب حکیمی صاحب سلام.

ممکن همۀ ما نظر به امکان و توان خود تلاش کنیم که ذرۀ از حقایق را درک کنیم. شیوۀ برخورد شما با موضوعات، طوری است که خود تان حکم می کنید و یا قضاوت می کنید و فوراً بر بعضی حلقات قدرت اشاره می کنید.این چنین برخورد در حقیقت تخریب اصل واقعیت است. من یک زمان، به لکچر یکی از معروف ترین فزیکدانان فزیک ذروی گوش دادم او در عین حال یک فیلسوف ضد جنگ بوده است، از خصوصیت عمومی انسان ها چنین افاده کرد. او گفت انسان عادت دارد، یک شی را تجزیه و تحلیل کند. با این کار در حقیقت پدیده را تخریب می کند.او در یکی از مقاله های خود ثابت ساخت، که آنچه ما حقیقت می گوئیم، در حال تغییر است. امریکائی ها "ریالیتیت" (واقعیت؟)می گویند. لیکن او تأکید می ورزید، که "حقیقت" و "واقعیت" یکی نیست. او مثالی می آورد، که: "کسی بر یک تصویر می نگرد و ادعا می کند که چه زیبا تصویر است. وقتی به جهات مختلف تصویر، به عنوان صفات حرف می زند، در حقیق تصویر را تخریب می کند. انسان نمی تواند با علاقه حکایت کدام موضوع را به کسی ادامه دهد، وقتی بداند که شخص مقابل در مورد واقف است. شما از روی کدام اسناد و منطق باور کرده باشید که من حق بجانب بوده باشم و شما لازم دیده باشید که از من حمایت کنید، برای چه؟ من سیاستمدار نیستم که به حمایت شما ضرورت داشته باشم. این آخرین تماس من با اظهارات شما می باشد. با احترام
یوسفی


اسم: میرعبدالرحیم عزیز   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 14.12.2021
 


ادارۀ محترم آریانا افغانستان آنلاین:

طوریکه مشاهده میشود، نویسندگان و محققان با عزت این ویبسایت وزین مسایل حاد کشور را کمتر مورد بررسی قرار داده و توجه خود را بیشتر بر گذشته ها متمرکز ساخته اند. من به تاریخ بسیار علاقمندم و تحلیل حوادث تاریخی را برای درک واقعی تعاملات زمامداران و کشور ها حتمی میدانم. سیاست و تاریخ جز لایتجزای یک دیگر اند. اما با در نظرداشت جریانات دلخراشی که در افغانستان میگذرد، ترجیح من این است که هم میهنان ما حوادث کشور و منطقه و جهان را که به افغانستان مرتبط میشود، عمیقتر مورد تحلیل و تجزیه قرار دهند. طوریکه همه آگاهند، فقر در کشور ما بیداد میکند و جامعۀ جهانی (بگوئید امریکا) نسبت ناکامی اش در افغانستان و به بهانۀ سرکشی طالبان از معیار های غرب از مردم ما انتقام می کشد. با در نظر داشت این حالت وحشتناک کشور، بهتر خواهد بود که نویسندگان محترم ما مسایل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور را بیشتر مورد تبصره و انتقاد و ارزیابی قرار دهند. یک عده هم میهنان ما هم به این تصور اند که سایت آریانا افغانستان آنلاین از تحلیل حوادث کشورعمداً طفره میرود که شاید چنین نباشد. امیدوارم که نویسندگان محترم این ویبسایت وزین پیشنهاد مرا مورد توجه قرار داده، لاکن آن را یک نوع مداخله در کار خویش نپندارند.


اسم: دوکتور محمد اکبر یوسفی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 14.12.2021
 

عزتمند او قدرمند مومند صاحب!
د زړه له کومی سلامونه او نیکی هیلی می ومنی.
په درناوی
یوسفی
د جرمنی څخه


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 14.12.2021
 

منلی او محترم یوسفی صاحب
احترامات می ومنه
ستاسی د بډیری او تبصری نه مننه، ستاسی د نظر سره موافق یم.
په مخ مو ګلونه


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 14.12.2021
 

"از مدتی بدینسو با یک شک روبرو شده ام. من مطمئن نیستم که آیا یک نویسنده به نا "حکیمی" که به انگلیسی در هر موضع تبصره می کند، یک "ماشین" است، که باید نوشته ها را کنترول کند و برای دفع توجه خوانند، تشخیص کند که این و یا آن مانع در راه تطبیق وجود دارد. می تواند این شخص دارای استعداد و صلاحیت خاص باشد، که در نقش "اجنت" کدام ارگان، وظیف دار باشد."

I am none of the above, and Dr. Yusufi not paying attention to an important fact that every reputable media outlet including newspapers have a section called editorial page, which is designed exclusively to make a comment on other writings. Once again, my comments were in support of your topic, not against it so please cool off.


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 13.12.2021
 

تمنای توضیح از یک منتقد دوم
هم وطنی بنام کاکر از هالیند که نمیدانم تخلص شان تخلص قومی (کاکړ) است، مانند فقید (داکتر حسن کاکړ) یا اینکه کاکر کدام معنی و مفهومی دیګری داشته و لذا شاید هم نام اول او باشد.
به هر صورت چون موصوف خود کاکر مینویسد من نیز اجباراً باید او را بنام کاکر خطاب کنم. تا بی احترامی به حقوق مکتسبه شان تلقی نگردد.
این آغا ضمن خطاب به محترمی دیگری، در پایان پاراگراف خود مینویسد:
«سوم: تا جای که من خواندم، اکثراً آقای مومند در این کار استاد فن است که لقب استاد و دیگر القاب را لادرنگ هدیه مینماید.»
شاغلی کاکر این اعتراض شما بر این جانب فاقد محتوی است، ادعا و اعتراض منطقی ایجاب میکند که انتقاد و اعتراض شما روشن و مشخص باشد، شما باید منطقاً از مواردی تذکر بدهید که من لقب استاد و دیگر القاب را آنهم به صورت لادرنگ به ذواتی داده ام که از نظر جناب عالی لیاقت و اهلیت آن را ندارند، مخصوصاً در مورد القاب (لادرنگ)روشنی بیشتر بیندازید.
هم چنان ضمن توضیح روشن موارد فوق الذکر و گرفتن نام اشخاص، توضیح بفرمائید که چرا و روی کدام دلایل علمی همچو اشخاص، مستحق القابی نیستند که من ناحق به ایشان ارزانی کرده ام، تا در روشنی موارد مذکور و دلایل شما یا به دفاع و مناطقه نظر خود بپردازم و یا هم اگر اشتباه نموده باشم معذرت بخواهم.
از توضیحات روشن و مردانه و جسورانه و مکمل تان قبلاً ابراز شکران مینمایم.
به امید جواب صریح و منطقی تان.
با عرض حرمت


اسم: دوکتور محمد اکبر یوسفی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 13.12.2021
 

هموطنان عزیز و گرامی!
احتراماً بعرض می رسانم.
من مانندهر انسان دیگر چیزی می نویسم که همان لحظه فکر کرده می توانم. هیچ وقت به این فکر نیستم، که دیگر کسی با مفکورۀ متفاوت وجود نخواهد داشت. از چانب دیگر این محاسبه را هم نمی داشته باشم که دیگران آنرا بپذیرند.هر چه هست، ممکن هر کس تصویر خودش را هم داشته باشد. از مدتی بدینسو با یک شک روبرو شده ام. من مطمئن نیستم که آیا یک نویسنده به نا "حکیمی" که به انگلیسی در هر موضع تبصره می کند، یک "ماشین" است، که باید نوشته ها را کنترول کند و برای دفع توجه خوانند، تشخیص کند که این و یا آن مانع در راه تطبیق وجود دارد. می تواند این شخص دارای استعداد و صلاحیت خاص باشد، که در نقش "اجنت" کدام ارگان، وظیف دار باشد. برای این شخص فقط می گویم، که هر انسان یک موجود انفرادی است. مجموعۀ انسانها، مانند مجموعۀ اعداد نیست که اعضای آن با هم به حساب بزرگتر و کوچکتر مقایسه شده بتواند. یک انسان همان موجودی است که است. او درین دنیا باید خود زندگی کند. او نه از کس بهتر است و نه بدتر. ممکن علایق او با کس دیگر فرق کند...او را نمی توان با دیگری مقایسه کرد.... این بو اشارات مختصر، نتیجگیری های او فقط ذهنی و بدون سند است. چرا به این کار مصروف است. چرا تولید خود را عرضه نمی کند
با احترام
یوسفی


اسم: محمد داوود مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 13.12.2021
 

نخست، هم وطن یونس را باید بشناسم

در سایت انجنیر صاحب قیس جان کبیر، علیه این جانب سنگ ها در تاریکی پرتاب میگردد، یعنی پرتاب کنندگان این سنگ ها برقع پوش اند و هویت و شخصیت شان مکتوم است، از این جمله نیز وطنداری است بنام یونس که از دیر زمانی علیه من سنگ های بد بینی، عداوت، هتاکی و امثالهم پرتاب میکند، سؤالی که دیروز خدمت شان مطرح نمودم که چرا جناب شان اقتضاء پرستی و تغییر مواقف ذواتی را که با سایت قیس جان کبیر همکاری دارند، هرگز مورد سؤال قرار نمیدهند، ولی امروز مشاهده نمودم که از جواب سؤال اجتناب ورزیدند و به تکرار مکرر پرداختند، ولی قبل از پاسخ به سؤال های شان میخواهم همانطوری که ایشان مرا میشناسند، من هم او را بشناسم تا ثابت گردد که سنگ های او در تاریکی و اختفاء هویت پرتاب نمیگردد، لذا و بدین منظور میخواهم هویت خود را بیشتر به ایشان معرفی نموده و من توقع مماثلی از ایشان دارم، نخست در مورد خودم:

طوریکه میدانید نام مکمل من محمد داؤد مومند و از فارغ اتحصیلان فاکولته حقوق و علوم سیاسی میباشم، من مدت ده سال در پوهنتون کابل ایفاء وظیفه نموده ام، منزلم در شیر شاه مینه در جوار منازل پوپل صاحبان و نور محمد تره قرار داشت.

من در وطن با جراید افغان، افغان ملت و روز نامه کاروان همکاری قلمی داشته ام، بعد از غربت از وطن با نشرات ذیل همکاری داشته ام:
جریده مجاهد ولس در پشاور، جریده افغان ولس در ناروی، مجله آئینه افغانستان به مدیریت استاد هاشمیان، جرید افغان رساله در کاندا، جراید دعوت و سباوون و سایت های افغان جرمن، آریانا افغانستان و دعوت.

سایت افغان جرمن دوبار دروازه سایت خود را به رویم بست و محترم عزیزی صاحب بار دوم نوشتند که نوشته من آشوب بر پا میکند یعنی من آدم آشوبگر هستم.

اکنون نوبت شماست برادر یونس تا خود را به صورت مکمل معرفی کنید تا بدانم مخاطب من کیست؟ تا مشکل سنگ پرانی شما علیه من در تاریکی رفع شود، امیدوارم از طفره روی و چالبازی در معرفی شخصیت و هویت تان وجداناْ و ایماناْ اجتناب ورزید.
بعد از شناخت هویت و شخصیت کامل تان طوریکه من خودم خود را معرفی نمودم به سؤال های شما پاسخ خواهم گفت. منتظر جواب روشن و واضح تان.

نام اول و نام وسط و تخلص تان را فراموش نکنید. تشکر


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 13.12.2021
 

" من از این زن چالاک و سیاست باز و منافق سه سؤال دارم:
یک- چرا داکتر رمضان بشر دوست مانند خودت فرار نکرد و گفت من وطنم را ترک کرده نمیتوانم٬ مگر داکتر رمضان بشر دوست طالب است؟"

Dr. Bashardost as a person come with great personality, character, sense of humor and of course honesty. But politically he always functions within comfort zone of neutral domain, seldom involved in fundamentals. Most governmental regimes will be tolerant and may even encourage such individuals political maneuvering style to proof and even brag tolerance.


اسم: Akhtar Yusufi   محل سکونت: USA    تاریخ: 13.12.2021
 

محترم مومند صاحب !
مشکلات اساسی افغانها در قبال حفظ منافع ملی مهین نه تنها فعالیتهای تخریبی دشمنان بیرونی کشور مانند پاکستان و ایران است، بلکه طرز دید خصمانه علیه یکدیګر ، و عدول از چوکات منافع ملی میهن مشترک برای حفظ منافع کشور است.
افغانستان در طی پنج دههٔ و در نتیجه جنګ تحمیلی بیګانګان همرا با طرز دید مخاصمانه افراد و حلقات داخلی که برای منافع شخصی و حلقوی حفظ و یا کسب قدرت نامشروع در تلاش هستند، افغانستان را با تباهی کامل فروبرده است.درمیان بسیاری این افراد و حلقات قدرت طلب و حاکمان در قدرت مرز فرهنګی همپذیری ملی رشد ننموده و مراعات نمی شود، این دسته ها اګر ذبیح الله مجاهد و یا شکریه بارکزی اند در بحث در مورد وضع و نیازمندی کنونی کشور منافع ملی و حقایق تلخ تباهی کشور را در نظر ندارند، بلکه آنان میکوشند از شیوه های طعنه بازی های کوچه و شانتاژ علیه یکدیګر کار بګیرند. در بحث های کنونی این افراد و حلقات خارج از راه حل منافع ملی کشور در پیشګرفته می شود و سازماندګان اطلاعات جمعی که در خدمت بیرونیها مؤظف هستند مانند، تلویزیون و نشرات بی بی سی، تلویزیون طلوع، رادیوی آزادی، تلویزیون آشنا صدای امریکا و ویب ستهای انترنیتی مانند افغان-جرمن آنلاین، یوتیوبهای مربوط شورای نظار نقش تخریبی خود را ایفای مینمایند. بطور مثال در اوج بحران تباهی کنونی در افغانستان عده از عناصر مخرب و عفده پر آګاهانه بر منوال عقده ها داستانهای اختلافات صد سال پیش شاه امان الله خان و اعلیحضرت نادرشاه را که در تاریخ ګذشته کشور راست ویا دروغ ثبت و وجود است دوباره بازګویی میکنند.
بازګویهای چنین خصومتهای کوچه ګی این افراد عقده پر شرم آور است. چند قبل شخصی در افغان-جرمن آنلاین نوشته بود که فلان شخص در وخت فراغت از پوهنتون کابل چرا برای ګل ګذاری به تپهٔ مرنجان نرفته بود.
آیا رفتن ویا نرفتن بیش از پنج دهه قبل برای ګل کذاری به تپه مرجان شهرکابل مقر مقبره اعلیحضرت نادر خان ثبوت دوستی و یا دشمنی با زعمای ګذشته کشور است ؟
هرګز نی، بلکه این افراد عقده میخواهند عقده های دیرینهٔ خود را باز کنند،
بحثهای ذبیخ و شکریه به شیوه های خصمانه نیز بهمین منوال دور از راه های حل کنونی بحران کشور است.
هرګاه ما افغانها چیز فهم چی در داخل و یا خارج از کشور راستی میهن خود را دوست داریم باید در مرحله کنونی عمق بحران تباهی کشور بحیث فرزندان سرزمین افغانستان راه همپذیری را برای عمران میهن خوبش در پیش بګیریم تا کشور خود را از تباهی کامل آن نجات بدهیم


اسم: خلیل الله معروفی   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 13.12.2021
 


جناب "صالح محمد گردش" و "زبان دری"
جناب "صالح محمد گردش"، یکی از محققان فرزانۀ وطن عزیز مایند، که بر "اوستا" و آثار "پورداوود" نظر کافی انداخته و از "ریشه شناسی" لغات و کلمات معلومات زیاد و مفید میدهند. نوشته های این وطندار گرامی و ارجمند را در پورتال "افغان جرمن آنلاین" همیشه و با ولع زیاد میخوانم؛ و آن به دو دلیل:
ــ یکی، که ایشان مستند مینگارند
ــ و دوم، که مختصر مینگارند و بالوسیله حوصلۀ خواننده را رعایت میکنند.
مقالۀ اخیرشان زیر عنوان «مادر آل و شیشک» را در صفحۀ ۱۲ دسمبر ۲۰۲۱ پورتال "افغان جرمن آنلاین" مرور کردم. به متن نوشتۀ ایشان نمیخواهم تماس بگیرم، مگر بسیار حیف میدانم ننویسم، که ایشان با این همه تبحُّر در "ریشه شناسی" و معلومات جامع در "اوستا"، کاش گوشۀ چشمی به زبان مادری خویش ــ "زبان دری" ــ هم میداشتند!!! سه چار نکته از همین مقاله را بیرون میکشم، که بسیار قابل تأمل است:
۱ ــ ایشان کلمۀ "بلند" را برخلاف تداول عامِّ مردم افغانستان و به مفهوم "ایرانی"ِ آن؛ یعنی "دراز" استعمال کرده اند. به عرض آن عزیز برسد، که "بلند" کلمه ای ست، که برای توصیف "ارتفاع" استعمال میشود؛ چنان، که گوئیم:
"قدِ بلند" و "کوهِ بلند" و "درختِ بلند" و "پایۀ بلند" و "بلندپایه" و "بلندمقام" و .... قابل تذکر است، که کلمۀ "بلند" مقابل کلمات "پخچ" و "پست" استعمال میشود.
این کلمه در تداول امروزیِّ "فارسی ایران" متأسفانه تحوّل انحرافیِّ معنی داده است و ایرانیان "بلند" را معمولاً جهت توصیف و پیمایش "طول" استعمال میکنند؛ چنان، که گویند:
"موهای بلند" و "داستان بلند" و ...، که به حساب تداول ما "موهای دراز" و "داستان دراز" میشود!!!
۲ ــ کلمۀ "چشم" در "دری افغانستان" همیشه به شکل مکمّل و به صورت "چشم" تلفظ میشود؛ چنان، که گویند:
"چشم درد" و "نور چشمان" و "سیاهچشم" و "چشم سفید" و غیرهم.
در زبان گفتاری و عامیانۀ مردم "ایران" مگر "چشم" را با حذف حرف "میم" و در هیئت "چش" تلفظ میکنند؛ چنان، که میگویند:
"چشتان قشنگ اس"؛ یعنی "چشمتان قشنگ است" و "چش دردم"؛ یعنی "چشم درد استم" یا "چِشِم درد میکنه"؛ یعنی "چشمم درد میکند" و ....
گرچه ایشان در زمینۀ استعمال این کلمه از "پارسیان" حکایت میکنند، مگر از سیاق کلامشان معلوم است، که ایشان تداول "فارسی ایران" را به جای "دری افغانستان" گرفته اند!!!
۳ ــ کلمۀ "شیشک" در وطن ما هرگز به معنای "گوسفند نر" استعمال نمیگردد، اما این تداول در "فارسی ایران" زیاد دیده میشود؛ چنان، که "فرهنگ عمید" در زمینه نویسد:
«"شیشک" ــ ا. ( ش ِ، ش َ ) شیشاک، گوسفند نر شش ماهه یا یکساله»
۴ ــ کلمۀ "خصیّ" همین قسم و با حرف "ص" نوشته میشود. این کلمه از زبان "عربی" وارد زبانهای ما شده، که با "خُصیه" از عین ریشه برخاسته است؛ و "خَصیّ"(بر وزن "فعیل" ــ صفت مشبهه) به حیوانی گفته میشود، که "خُصیه ها" یش را کشیده باشند!!!
جناب "صالح محمد گردش" کلمۀ عربی "خصیِّ" را در چار سطر متعاقب مقالۀ خود، "سه بار" به صورت "خسی" استعمال کرده اند!!!
امید است جنابشان در هنگام نوشتن مطالب سودمند و معلوماتی خویش، بر باریکیهای "زبان دری" هم توجه داشته باشند و ارزش نوشته ها و مقالات خود را دوچندان و دوبالا سازند!!!
با محبت فراوان او په درناوی

خلیل معروفی ــ جرمنی ــ ۱۳ دسمبر ۲۰۲۱


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 13.12.2021
 

" دوکتور محمد اکبر یوسفی

باز هم دیموکراسی و »سی کوالریزم«! "


Admire Dr. Yusufi's resilience relating to advocation of democracy and secularism, which indeed implementation of both is the harbinger of fair political power structure and prosperity.

It is true that good numbers of Afghans are very smart individually while the core arbiter and function of any nation depend upon social-wisdom of which Afghanistan is kept bouncing within bottom of the list. And such social structure in Afghanistan is in fact blocking Dr. Yusufi's suggested framework.

As an examples, there is no other nation left on earth that a group of virtually unemployed with no working skills, operating at the helm of leadership. Or brought-in few personalities and their male offspring to function inherently superior to all other native Afghans combined. And in fact, those are the ones have the power to be in control of social-wisdom.

Can anyone name another nation that a very few of its inherently privileged group of people with birth-based claim of superiority always on top of the food chain?

In Afghanistan such group influence goes even further by not being more than one tenth of one percent population but permanently produce about half of Afghan intellectuals. Mathematic algorithm will not allow such outcome and in order to bring social justice, their privileges must be abolished and until then 13 century mentality will go on.


اسم: محمد داوود مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 13.12.2021
 

شکریه بارکزی هم عجیب مخلوقی است!
در سایت قیس جان کبیر مصاحبه با شکریه بارکزی و شاغلی مجاهد نطاق طالبان را گذاشته اند.
شکریه بارکزی که زن بیسار رند و چالاک و حاضر جواب و حراف است٬ در دوره رژیم غلامان سفیر افغانستان در ناروی و بعداْ هم عضو ولسی جرگه بود.
تشکر از طالبان که قبر پارلمان فساد و مملو از جنایت کاران و قاچاقبران را کند و بسیاری شان به کشور های خارجی فرار کردند.
شکریه بارکزی در برابر این سؤال که آیا حاضر است به کشور مراجعت نماید٬ جواب داد که تنها در صورت موجودیت یک حکومت مشروع به افغانستان مراجعت خواهد نمود!!!
من از این زن چالاک و سیاست باز و منافق سه سؤال دارم:
یک- چرا داکتر رمضان بشر دوست مانند خودت فرار نکرد و گفت من وطنم را ترک کرده نمیتوانم٬ مگر داکتر رمضان بشر دوست طالب است؟
دو- آیا رژیم های غلام و برده که که هیتلرانی مانند دوستم سه هزار طالب را کانتینر ها سوختاند و بعداْبه مقام مارشالی رسید٬ و درحالیکه کشور توسط قوای ناتو تحت اشغال قرار داشت٬ آن حکومت برای خودت و امثال و اقران تو مشروع بود؟
سه- چرا با آمدن طالبان همه این جنایت کاران مانند دوستم و عطاء و یونس قانونی و سیاف و برادران و بچه ناپلیون کاغذی پنجشیر فرار کردند؟
امیدوارم شکریه بارکزی درین سایت به جواب سؤال های فوق الذکر پرداخته و با من حاضر به مناظره و مناطقه گردد.
گفته اند:
بر سر شیران شرف دارد سگ دربار جیلانی
من میگویم بر سر شورای نظاریان و جمعیتان و دوستمیان و ستمیان و سقاویان٬ سگ طالب بر ایشان شرف دارد.
هنوز هم در چرت وکالت و وزارت و تجارت سی و پنج ملیون دالری شوهرت هستی؟
شتر در خواب بیند پنبه دانه
لعنت بر همه فراریان٬ نیک اندر بد.


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 12.12.2021
 

تقابل سؤالات در برایر، سؤال های یونس آغای افغان جرمنی
امروز درسایت افغان جرمن یکی دو سؤالی را عنوانی خود دریافت داشتم که اکنون با سؤالات متقابل مطروحه من مواجه میگردد، ولی به صورت مقدماتی قابل تذکر میدانم که برخلاف گذشته که همچو مطالب با زهر هتاکی و دو و دشنام همراه بود، اینبار نوشته اش تا یک اندازه شکل انسانی و مهذبانه دارد، بطور مثال همین شخص با نام مستعار یونس، چند روز پیش به انجنیر صاحب قیس جان کبیر در دریچه سایت شان چنین هشدار داد:«..این را باید بگویم که مومند آدم پر عقده است و هم چنان بی معلومات و نادان. به او رحم نکنید، هرگونه مرحمت شما به مومند، شما را نزد او ضعیف جلوه میدهد و خود را پیروز میداند، جواب های دندان شکن به او بدهید تا انسان شود.»
این آغا فراموش کرده اند که:
آدمیت احترام آدمی
باخبر شو از مقام آدمی
این آغا مبتنی بر فهم و شعور بازاری اش تصور و قیاس میکند که بوسیله دو و دشنام به خواهر و مادر و اجداد داؤد مومند میتوان او را انسان ساخت!!! یا بار خدایا مددی. چرا معیار های اخلاق و انسانیت و اسلامیت متعارف ما به این سویه و اندازه به حضیض اسفل السافلین هبوط و سقوط کرده است؟
تصور من این است که اکنون قیس جان کبیر به او توصیه نموده که عفت ناموس کلام را مراعات نموده و با لهجه انسانی گفتنی های خود را مطرح کند، اگر وضع چنین باشد، تشکر از قیس جان کبیر.
یونس نام از من دو سؤال مطرح میکنند.
ُسؤال اول:آنطوریکه هم صنفان شما میگویند که جناب تان در دوران محصلی «فامیل» نادر خان را بد میدید و چطور شد که امروز از آن ها ستایش میکنید؟
یونس آغا! قبل از عرض جواب، خدمت آن هم وطن، سؤالی مشابهی را خدمت تان به حیث و مثابه محک، مطرح و راجع میسازم که به حکم شرف و وجدان که اگر به آن معتقد باشید، جواب بگوئید.
مؤرخ استاد سیستانی در اخبار انیس در مورد ماهیت رژیم جمهوری والاحضرت سردار داوود خان نوشت:«رژیم منفور داوودی»
بعداً نیز در مورد مضمون من در مورد سردار صاحب داوود خان و قتل عام مردم کنر به قوماندانی والاحضرت سردار صاحب که شاغلی سیستانی از آن اطلاع نداشت، برایم نوشت که بعد از مطالعه مضمونم، عقیده شان نسبت به سردار صاحب داوود خان مساوی به صفر شد، ولی بعد از مدتی باز سیستانی صاحب تغییر عقیده داده و مقام سردار صاحب را حتی به مقام غازی اما الله و احمد شاه بابای کبیر تقرب داد.
استاد سیستانی در سایت افغان جرمن به اشرف غنی خطاب «امان الله ثانی را داد و فرو اوردن سر تعظیم را در برابر اشرف غنی وظیفه هر انسان وطن پرست دانست، ولی به مجرد رفتن غنی از افغانستان به بد گویی او آغاز نمود، من در زمینه مضمونی مستندی تحت عنوان «یک نگاه وجدانی و انتقادی بر نظریات اقتضایی» نوشته ام که قرار معلوم خودت نخوانده ای.
چند سال پیش استاد جهانی به اروپا رفت و استاد سیستانی دست های جهانی را بوسید، ولی بعد از مدتی تغییر عقیده داده به مذمت شاغلی جهانی پرداخت!!
اکنون یونس آغا شما این شرافت ملی و وجدانی را در خود میبینید که؟
الف- چرا در مورد مواقف متضاد استاد سیستانی در موارد تغییر و تبدل و اقتضاء پرستی شان در همچو موارد بزرگ سؤال نکردید و نمی کنید؟
ب- آیا شما حاضرید همین اکنون در موارد فوق الذکر و موارد مماثل از استاد سیستانی همچو سؤالاتی را مطرح کنید؟
تبصره: میترسم «یونس» یکی از نام های مستعار استاد سیستانی نباشد.
منتظر جواب تو هستم یونس آغا!
بعد از جوابت به توضیحات مزید ادامه خواهم داد.
خوشحال بابا فرمایی
لا تر اوسه یی ماغزه په کرار ندی
چا جی ما سره وهلی سر په سنګ دی
شاعری ګفته است:
گرتو خواهی سر فرازی با همه یک رنگ باش
قالین از چند رنگ بودن، زیر پا افتاده است


اسم: Akhtar Yusufi   محل سکونت: USA    تاریخ: 11.12.2021
 

ه افغانستان کښی سوچه مذهبی نسل وژنه !
په ډیر تأسف سره هغه بد خبر هم نشر شو چی افغان سیکان او د خپل سپیځلی کتاب “سري ګورو کرانت” سره هم د افغانستان څخه ووتل، یا د هندوستان د استخباراتو لخوا افغان سیکان د خپل پلرنی هیواد څخه وایستل شول.
د تاریخ په اوږدو کښی په افغانستان کښی ټول افغان اتباعو که مسلمانان، هندوان، سیکان. او یهودان وه په خپل منځ کښی په ورورولی ژوند کاوه، له بده مرغه د مذهبی تحریکاتو اور د ۱۹۹۲ میلادی کال څخه راپدی خوا د پاکستان د استخباراتو او د پاکستان پلاس جوړ شوی افغان «جهادی» تنظمونه د واک سره سم په افغانستان کښی په ښکاره توګه شروع شویدی دی. پدی ورړستیو دیرشو کلونو کښی د میلیونو مسلمان هیوادوالو د وتلو سر ببره د افغانستان څخه نژدی یو میلیون افغان هندو او سیک هیوادوال هم د خپل پلرنی هیواد پریښودل . دافغانستان څخه د افغان اتباع د فرار په توطیی کښی د ګران هیواد د کورنی او بهرنی دښمنانو لاسونه په ښکاره ډول معلوم دی.
دافغانستان مسلمان اولس د خپل هندو او سیک وړونو سره د پیړیو په اوږدو کښی یوځای په ورورولی او مینی سره ژوند کړی ؤ. افغان مسلمانان و خپل هندو او سیک وړونو ته په ډیر احترام سره د لالا په نامه خطاب کاوه. د افغانستان د تاریخ په اوږدو کښی د هندوانو او سیکانو د عباداتو ځایونه خوندی موجود وه، هندوانوً او سیکانو پخپل پلرنی هیواد کښی خپل عبادت په آزاد ډول سر ته رسول. مګر
د ۱۹۹۲ د «جهادی» تنظیمونو د واک د سررسیدلو سره سم پاکستانی استخبارات آی. اس. آی. او هندوستان د واکمن ګوند بی. جی. پی په افغانستان کښی په مذهبی تحریکاتو پیل وکړ، په افغانستان کښی د جګړی اور هم زور واخیست، د افغان سیک او هندوانو په مذهبی تحریکات کښی پاکستان او هند لوی لاس لری.
اساسی سوال دادی چی ولی افغان سیکان او هندوان د هیواد اتباع دی، نه یواځی خپل هیواد پریږدی، بلکه خپل مقدس مذهیی کتابتونه هم له ځانه سره هندوستان وړی. هند او پاکستان په حقیقت کښی د خپل دښمنیو او شومو اهدافو په لړ کښی پر افغانستان باندی هم مذهبی نسل وژنه تحمیله وی. پداسی حال کښی تاریخی روایات هم موجود دی چی افغانستان د سیکانو د لوی مرشد بابا ننک ټاټوبی ؤ. شویدی.مګر په تأسف سره چی افغان سیکانو نه یواځی د خپل پلرنی هیواد څخه وځی، بلکه خپل سپځلی کتاب هم د ځان سره وړیدی.
د افغان سیکانو او هندواو په فرار باندی د خپل پلرنی هیواد ځخه د هند او پاکستان د استخباراتو کړغړن لوی لاسونه ښکاره معلوم دی، د افغانستان ځخه د سیکانو او هندوانو د فرار بل عمده علت هم دا دی چی په افغانستان کښی د وروستیو پدی وروستی دری لسیزو د «مذهبی» تعصباتو له کبله د افغان هندوانو او سیکانو اتباعو حقونه په ښکاره توګه تلف شوی دی.
پدی وروستیو دیرشو کلونو کښی چی «جهادی» تنظیمونو واک ته د رسیدو سره سم د سیکانو او هندوانو د عباداتو ځایونه د پاکستان د استخباراتو او د فراطی ډلو لخوا وران شویدی، د افغان فاسد او «مذهبی» افراطی ډلو او د هغوی دولتونونه لخوا هم د افغان هندوانو او سیکانو امنیت هم په نظر کښی ندی نیول شویدی. په هیواد کښی دا ټول عوامل سبب شوی چی افغان غیر مسلمان اتباعو خپل پلرنی هیواد افغانستان پریښودل. د افغانستان کورنی او بهرنی دښمنانو په عمل کښی نسل وژنه په افغانستان کښی عملی کړل.
دا ټول خیانتونه د هیواد د کورنی او بهرنی دښمنانو لخوا په افغانستان کښی عملی شول.

-------------------------

سوچه مذهبی نسل وژنه !
په ډیر تأسف سره هغه بد خبر هم نشر شو چی افغان سیکان او د سیکانو سپیځلی کتاب “سري ګورو کرانت” هم د افغانستان څخه ووتل او یا د هندوستان د استخباراتو لخوا د خپل هیواد څخه وایستل شول.
د تاریخ په اوږدو کښی په افغانستان کښی ټول افغان انباعو مسلمانان، هندوان، سیکان. او یهودان په خپل منځ کښی په ورورولی ژوند کاوه، له بده مرغه په افغانستان کښی د مذهبی تحریکاتو د اور د ۱۹۹۲ میلادی کال څخه راپدی خوا د پاکستان د استخباراتو او د پاکستان پلاس جوړ شوی افغان «جهادی» تنظمونه د واک سره سم په افغانستان کښی شروع شویدی دی. پدی ورړستیو دیرشو کلونو کښی د میلیونو افغان مسلمان هیوادوالو د وتلو سر ببره د افغانستان څخه نژدی یو میلیون افغان هندو او سیک هیوادوال هم خپل پلرنی هیواد پریښودل . د افغانستان څخه د افغان اتباع په فرار کښی د هیواد د کورنی او بهرنی دښمنانو لاسونه په ښکاره ډول معلوم دی. دافغانستان مسلمان اولس د خپل هندو او سیک وړونو سره د پیړیو په اوږدو کښی یوځای په ورورولی سره ژوند کړی ؤ. د افغان مسلمان و خپل هندو او سیک وړونو ته د لالا په نامه خطاب کاوه. د تاریخ په اوږدو کښی د هندوانو او سیکانو د عباداتو ځایونه په افغانستان کښی خوندی موجود وه، هندوانوً او سیکانو پخپل هیواد کښی خپل عبادت په آزاد ډول سر ته رسول.
د ۱۹۹۲ د «جهادی» تنظیمونو د واک سره د پاکستان استخبارات آی. اس. آی. او هندوستان د واکمن ګوند بی. جی. پی مذهبی تحریکات په افغانستان کښی زور واخیست، د افغان سیک او هندوانو په مذهبی تحریکات کښی پاکستان او هند لاس لری.
سوال دادی چی افغان سیکان او هندوان اتباع دی نه یواځی خپل هیواد پریږدی، بلکه خپل مقدس کتابتونه هم له ځانه سره هندوستان وړی. هند او پاکستان په حقیقت کښی د خپل دښمنیو اوًشومو اهدافو په لړ کښی پر افغانستان باندی نسل وژنه تحمیله وی. پداسی حال کښی تاریخی روایات موجود دی چی افغانستان د سیکانو د لوی مرشد بابا ننک ټاټوبی بلل شویدی. مګر په تأسف سره چی افغان سیکان نه یواځی د خپل هیواد څخه وځی بلکه خپل سپځلی کتاب هم د ځان سره وړی. د افغان سیکانو او هندواو په فرار باندی د خپل هیواد ځخه د هند او پاکستان د استخباراتو کړغړن لوی لاسونه معلوم دی، د سیکانو او هندوانو د فرار بل عمده علت هم دا دی چی په افغانستان کښی د وروستیو دری لسیزو د «مذهبی» تعصباتو له کبله د افغان هندوانو او سیک اتباعو د حقونه په ښکاره توګه تلف شوی دی. پدی وروستیو دیرشو کلونو کی د «جهادی» تنظیمونو د واک د رسیدو سره سم د سیکانو او هندوانو د عباداتو ځایونه د پاکستان د استخباراتو د فراطی ډلو لخوا وران شویدی، د افغان فاسد او «مذهبی» افراطی ډلو دولتونونه لخوا هم د افغان هندوانو او سیکانو امنیت هم په نظر کښی ندی نیول شویدی. په هیواد کښی دا ټول عوامل سبب شول چی افغان غیر مسلمان اتباعو خپل پلرنی هیواد افغانستان پریښودل. د افغانستان کورنی او بهرنی دښمنانو په عمل کښی نسل وژنه په افغانستان کښی عملی کړل.
دا ټول خیانتونه د هیواد د کورنی او بهرنی دښمنانو لخوا په افغانستان کښی عملی شول.

-------------------------

جای شرمندګی و خجالب برای دولتمردان افغانستان و حمایتګران خارجی آنان در طی بیست سال ګذشته است.
امکانات کادرها فنی و کارمندان تخنیکی در عرصه های مختلف فعالیتهای اقتصادی و رهبری امور کشورداری در افغانستان در نتیجه تهدید زندګی اتباع و فرار مغزها از کشور به صفر تقرب نموده است.
امور کشورداری در افغانستان در بدترین شرایط سالهای جنګ بازهم این امکانات را داشته بود که از تمامیت ارضی و امور رهبری خدمات هوایی ملکی و نظامی خود به پیش ببرند، مګر در طی بیست سال ګذشته با موجودیت ۴۳ کشور پیشرفتهٔ جهان در افغانستان تمام هست و بود مادی و معنوی کشور کاملآ از بین رفته است. حکومت طالبان و وزارت ترانسپورت آن که چارماه از حضور شان در رأس قدرت میګدرند، نتوانسته که امور خدمات هوایی ملکی میدان کابل را بکار اندازند، کشور قطر مقدمات فعالیت میدان هوای کابل را فراهم نمودند، نرکها و عربها تلاش دارند تا قراد فعالیت میدان هوایی کابل را بګبرند، بدبختی بزرګ ملی اینست که هزاران افغان متخصیص در همین رشته در خارج از افغانستاند کار میکنند، مګر باز هم این امکان در کشور برای اتباع آن کاملأ از بین رفته است، که خود افغانها نمی توانند در کشور خود برای ادارهٔ هوایی ملکی خویش کار کنند


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 10.12.2021
 

گریه افلاطون از ستایش مرد نادان
در یکی از صنوف دوره ثانوی مکتب، مطلبی را تحت عنوان فوق الذکر خوانده بودیم بدین عبارت که روزی یک شخص به افلاطون گفت که فلان شخص از خودت به نیکویی یاد میکرد، افلاطون از این روایت راوی به گریه افتاده گفت که نمیدانم من چه عمل نا هنجاری را انجام داده ام که مورد ستایش موجود آدم نمای نادان قرار گرفته است.
هم چنان غالباً از زبان همان فیلسوف روایت شده که بد ترین لحظات زندگانی وی، ساعات و اوقاتی بوده که به حکم اجبار در کنار موجودات آدم نمای نادان و ابله سپری نموده است.
خداوند هر انسان بالغ و عاقل و با شعور را از ستایش ابلهان و سفاهت مآبان کژ اندیش و بد سگال در امان نگه داشته باشد، و باید در برابر همچو موجودات لایعقل گفته شود که:«عطایت به لقایت»
دشمن دانا که پی جان بود
بهتر از آن دوست که نادان بود.
و یا هم:
دشمن دانا بلندت میکند
بر زمینت میزند نادان دوست
امیدوارم محترم دپلوم انجنیر صاحب قیس جان کبیر، و دیگر محترمان انتباهات فلاسفه یونان را حتی برای یک لحظه هم فراموش نکنند.
با عرض حرمت


اسم: محمد عارف عباسی   محل سکونت: کلیفورنیا    تاریخ: 10.12.2021
 

نوشتم ای را در وبسایت مداحان حرفوی افغان جرمن آنلاین، اگر نشر نه شد خاک و دود نه شود.

تو پشت او بخار تا او پشت تو بخارد ، تو اورا لالا بگو که او ترا کاکا گوید. تو اورا دانشمند بگو تا او تر استاد و فرهیخته خواند تو به لاطایلتش هورا بگن تا در قدومت گل ریزد، به هرنوشتۀ که به ذوقت برابر بود کف بزن و واه واه بگو و توصیف کن هر که پیرو مکتب کهنه پرستی ات بود و بیلش را بیشتر در لجن زار لاطایلات فروبرد تحسین و تقدیر نما و ای ولله گو. که دور عقده کشایی ها و ماما و کاکا بلند بردن ها رونق بازار است و گریز حقایق کار دیده درایان.

آن که خودش را توان یک سطر نوشتن نیست بر سر غندی نشسته گاه بر یکی آفرین گوید و گاه بر دیگری پیالۀ چای بردستی در انجمن خبرگان مداحی کند و از هر دیوانۀ گسیخته زنجیر ادب پشتی بانی کند .

گر توتهداب این عرف ماندی و این فرهنگ ایجاد کردی بدانی که دور پیشَت بسی آگاهان اند و دانایان و مطلع به رموز فریب کاران. مکوش که استعمار قلم پیشه کنی و درصف قلم سالان مستبد قرار گیری که امروز دور معرفت است و گسترش اطلاعات و دانش. دست بردار از تبلیغی که به درد نخورد روزگار سیه امروز را مرو به دیروزی که ندارد سودی به احوال امروز. واقعیت بنگر و عاقل باش که عصر افسانه و فسانه گذشت.


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 10.12.2021
 

ګفتار های دریچه ای در مورد تحقیق بی مثال استاد جهانی.
استاد جهانی نه تنها استاد سخن زبانی، است که علامه محمود طرزی آن را زبان«ملتی» عنوان کرده است، ولی محققی است، که نظیرش را در سایت حزب افغان جرمن نمی بینم.(موقف گیری گماشتگان این سایت در هر مسئله، مثلاْ در مورد والاحضرت سردار صاحب محمد داوود خان و ضدیت با شهید میوندوال و نادر خان بزرګ، امثله روشن مدعاست»
در مورد تحقیق دقیق و عمیق و همه جانبه و مستند استاد جهانی در مورد غازی امان الله و غازی نادر خان، به این کلام پر مغز و پر محتوی اکتفاء مینمایم که مشعر است:
قدر زر زرگر بداند قدر جوهر جوهری.
خداوند بما توفیق اعطاء فرماید که دو بین و پله بین نباشیم یا به قول علامه داکتر اقبال:
یکی جوی و یکی بین و یکی باش


اسم: Akhtar Yusufi   محل سکونت: USA    تاریخ: 10.12.2021
 

د نوی استعمار شکل د زاړه استعماره څخه توپیر لری. د نړیواای دویمی جګړی څخه وروسته استعمارچیان د خپل استعماری اخدافو د لاس ته راوړلو د پاره د نبایتی جګړو د روش څخه کار اخلی. ښه غوره مثال یی دا دی چی بهرنیانو د خپلو شومو اهدافو د سر ته رسیدلو دپاره په افغانستان کښی لومړی یی د طالبانو سره په شل کلنه جګړو کښی ټول افغانستان وران کړل. دوه کاله مخکی کښی
بهرنیانو د امریکی تر مشری لاندی په قطر کښی د طالبان سره د سولی په نامه یو کړغړن او غیر عملی قرار داد لاسلیک کړل. د طاابانو سره د هغه ګنګ قرارداد لاسیک هرو مرو د طالبانو د واک د رسیدلو تړون دی چی په دوحه کښی لاسلیک شویدی.
په دویم قدم کښی بهرنیانو د افغانستان څخه د فاسد، لوټماران، جنایتکاران او د هیواد څخه د بیګناه افغانانوً قاتلانو راایستلو زمینه برابره کړه، چی هغه د افغانان قاتلان یوه ډیره برخه همدا اوس په غربی او عربی هیوادو کښی د میلیونو ډالر او پونډ سره ژوند کوی.
بهرنیانو د طالبانو د واک څخه افغانان وبیرول، چی هیواد پریږدی. بهرنیانو د افغانستان څخه په لکهاؤ خلک د خپلو هیوادونو د مزدوری لپاره را وایستل، او دا لړی اوس هم پ وحشت سره دوام کوی. بهرنیان غواړی چی د افغانانو د مجبوریتونو څخه خپلی ګټی پورته کړی، د افغانستان څخه ټول د سواد او پوهی خاوندان را وباسی، په افغانستان د دوی د چور دپاره معدونونه او غرونه پاته شی.
بهرنیان د طالبان د واک په رسیدلو سره سم د افغان اولس سره په ربړولو او ظلم باندی پیل کړی چی همدا اوس زیات شمیر افغانان هیوادوال او په خاص ډول ماشومان هر ورځ په خپل هیواد کښی د لوږی میری، او یا د داعش په جګړو کښی وژل کیږی.
دا پورتنی جنایتونه په یوویشتم پیړی کښی د افغانان سره د نوی استعمار د ظلمونو او جنایتونو ښکاره بیلګی دی.
ټول افغانان ته د طالبانو په شمول د خپل پلرنی هیواد افغانستان د ژغورلو دنده په غاړه اسلامی او ملی دین دی، چه افغانان په ګډه سره خپل هیواد ګران افغانستان د تباهی څخه وژغوری

---------------------------
لوی درواغجن وایی!
د پاکستان درواغجن صدراعظم عمران پنځه لسیزه کیږی چی پاکستان په افغانستان ارونه بل وی ویلی، چی په افغانستان روان حالات د پاکستان د اندیښنی وړ دی.
دا هغه د درواغو ږغونه دی کوم چی پاکستان غواړی پدی ډول چلونو سره د امریکایی سلاؤ غلاوی او په همدی ډول د افغانستان څخه خپل جنایتونه پټ کړی.
په افغانستان کښی د ناورین او د زموږ د هیواد ورانول د پاکستان خوشالی او پاکستانی أی آس آی دنده ده

---------------------------

گرانو وطنوالو !
تاسو ډیر ښه پوهیږی چی د واک انتقال د جګړی او مخاصمت په شرایطو کښی هر ډول نیګړتیاوی او مشکلات و هیواد ته راوړی . پداسی حال کښی چی په هیواد کښی شل کاله د ۴۳ هیوادونو اشغال او د کورنی وطنفروشان او غله په حاکمیت موجود ؤ. جګړه مار طالبان د تبر فاسد دولت د فساد، ظلم، خیانت، جګړی او د پاکستان محصول دی. جګړه مار طالبان د جګړی د ډګر څخه واک ته راوستل شوی دی. د افغانستان لوی مشکل دادی چی طلبان جګړیز ډله ده چی د هیواد د رهبری دپاره کدرونه په خاص ډول د وزیر انو او والیانو په سطحه نلری، او که یو څو تن کرونه هم ولری د ټول افغانستان د رهبری د پاره بیخی لږ دی.
طالبانو سره لدی چی د خپل په نظر د جګړی د ختم اعلان کړیدی مګر جګړه نده ختم شوی. جګړیز حالات اوس هم پر هیواد مسلط دی. که تاسی د هیواد تصویری شکل ته وګوری، طالب وزیر، طالب والی او د طالب ډیر نور قوماندان و غونډو ته د سلاح سره راځی. دا ثابت ده چی جګړه ختمه نده.
پاکستان نن یو وار بیا په ستکهلم کښی د افغانستان په نمایندګی خبری کولی.
د افغانستان خارجه وزارت ته پکار ده چی د یو مستقل هیواد اعلامیه خبره کړی. او د پاکستان د مداخلی مخه ونیسی .


اسم: دوکتور محمد اکبر یوسفی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 09.12.2021
 

کلیوال صاحب سلام!
اوس پوه سوم. هرڅه چی لیکل سوی هدف لومړنی لیکوال دی. د هغه سایت مطالب نه لولم. زما تعجب هم بی ځایه نه وو. خو نور سوالونه او اشاری اصلی لیکونکی ته ده. اوس حل سوه. د هغه سړی څخه بل انتظار نسی کیدای. په درناوی، یوسفی.


اسم: آریانا افغانستان آنلاین   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 09.12.2021
 


جناب کلیوال صاحب،

با کمال معذرت، لینک مطلب اخیر شما اشتباه درج گردیده بود که دوباره اصلاح شد.

با حرمت فراوان
اداره


اسم: سلطان جان کلیوال   محل سکونت: کاناډا    تاریخ: 09.12.2021
 

ښاغلی حکیم حلیمی صاحب سلام. زه په انګلیسی ژبه ډیر ښه پوهیږم خو نه غواړم چی تاسو ته په انګلیسی ځواب ولیکم . ځکه دا سایټ په زرګونو داسی کسان هم لولی چی په انګلیسی پوره نه پوهیږی. که تاسو له مانه خپله پوښتنه په دری یا پښتو ژبه طرحه کړی نو زه به درته حتمی د خپلی پوهی په اندازه ځواب درکړم،کنه نو چی هرڅومره په انګلیسی ولیکی ځواب به در نکړم، خپه نه شی. مننه.


اسم: سلطان جان کلیوال   محل سکونت: کاناډا    تاریخ: 09.12.2021
 

محترم یوسفی صاحب سلامونه می ومنی. تاسو بلکل سمه خبره کوی چی د مغالی عنوان یو شی او متن بل شی دی. خو دا زما ګنا نه ده. « د وطنی غمیزی د حل د پاره یو لنډه لار» یوه جدا لیکنه وه چی څو ورځی د مخه په دی سايټ کی نشر شویوه او « نړۍ مونږ ته اړتیا لری، نه مونږ نړۍ ته» بیله لیکنه ده چی سايټ ته می لیږلی وه. خو په سهوه کی د سایټ د کنترولونکی له لوری عنوان د نوی مقالی اچول شوی او متن د پخوانۍ مقالی اچول شویدی. له محترم چلونکی نه هیله کوم چی یا یی سم کړی او یا یی ډیلیټ کاندی. او باید تاسو ته عرض کړم یوسفی صاحب چی دا زما خبره نه ده چی « نړۍ مونږ ته اړتیا لری ، نه مونږ نړۍ ته» دا د انس حقانی خبره ده. که زحمت نه کیږی په افغان - جرمن سايټ کی ولولی. بیا ګوندی ماته دومره ستغی سپوری چی ګواکی مغرور یم و نه لیکی. مننه


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 09.12.2021
 

"انجنیر سلطان جان کلی وال
د وطنې غمیزی د حل د پاره یوه لنډه لار"

There is a trend of thought by some in America that relate to African American not getting their equal share of American dreams. And some other reasoning that the experience of slavery already passed by centuries ago and with change of mindset, equal share should be easily achieved.

Personally, I can't believe that Engineer Kiliwall expressing to implement such out of line and completely out of date system of governance for Afghanistan.


اسم: Akhtar Yusufi   محل سکونت: USA    تاریخ: 09.12.2021
 


هرګاه بخواهیم که برای بهبود کشور و حفظ منافع ملی آن موثر باشیم، ناګزیم که با تخولاات جاری در کشور با نقش موثر متحدانه کار و خدمت نمایم، تا برای حفظ منافع ملی کشور با تغییرات مثبت آن همګام و کمک کننده باشیم.
راه نجات و پیشرفت در افغانستان تنها و تنها با طرز دید مقابله، فشار و دشمنی حلقات داخلی و ضدیت با کشورهای خارجی با نیروهای موجود حاکم طالبان در افغانستان نیست.
تجارب مستند بارها این حقایق را با اثبات رسانیده اند، هرګاه تلاشها و تحریکات نیروهای منفعت طلب داخلی در افغانستان وابسته با حمایت خارجی حمایت بیرونی را کمایی هم نمایند، بازهم نمیتواند منافع ملی افغانستان را حفظ و حراست کند. تلاشهای مذبوهانهٔ حلقات فاسد دولت قبلی که اکنون در بیرون از مرز افغانستان در سدد بدست آوردن حمایت کشورهای خارجی هستند به ضرر منافع ملی افغانستان است.
نیروهای فاسد دولت ګذشته و لو که بتوانند همکاری کشور های بیرونی هم بدست أورند، با حمایت بیرونی در افغانستان بقدرت برسند، بازهم برای افغانستان و منافع ملی کشور یقیننأ فاجعه بار است. هرګاه در افغانستان تغییرات مثبث را بنفع منافع ملی کشور میخواهم باید با طالبان از راه مذاکره پیش آمد کنیم. در طی پنج دههٔ اخیر در افغانستان در نتیجه مقابله و رقابتهای بیرونیها، تسلط نیروهای داخلی وابسته با کمک کشورهای بیرونی در تغییرات پی در پی قدرت حلقات متخاصم در کشور چندین مرتبه صورت ګرفته اند، مګر آن تحولات بدون حمایت مردم و اتحاد ملی واقعی در کشور بوده اند. قدرت در افغانستان با حمایت بیرونیها بدون اتحاد ملی و حفظ منافع ملی کشور ، افغانستان را کاملأ ویران ګرده است. ویرانیهای تباهی کنندهٔ انکار ناپذیر در افغانستان خود ثبوت قاطع تلاشهای ناکام نیرویهای سیاسی داخلی افغان و حمایتګران خارجی حلقات معین آن بوده است. آنانکه راه مؤفقیت خود را در افغانستان از راه بدست ګرفتن قدرت تنها با حمایت خارجی بدون اتحاد ملی میدانند، باید از تجارب پنج دههٔ ګذشته کشور پند عبرت را درست بیاموزند.


اسم: دوکتور محمد اکبر یوسفی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 09.12.2021
 

ښاغلی سلطان جان کلیوال!
لمړی سلام او احترام وړاندی کوم.
د «سایت» د پاڼی پر مخ چی مو لیکلی: «نړیوال موږ ته اړتیا لری،نه مونږ نړی ته» د ستاسی د مقالی د سریځ سره سمون نه لیدل کیږی. دا که ستاسی نظر وی د تعجب وړ ده. زه نه پوهیږم چه تاسی نړی ته په کومه سترګه ګوری؟ او همدا رنګه دی هیواد ته په کومه سترګه ګوری. دا د افغانستان په نامه جزیره چیری او په کومه نړی کښی موجوده ده. دا «نړیوال» څوک دی؟ او تاسی تر کومه حده پوری دومره مغرور یاست، چی بیله هیڅ یوه اړیکه او د انسانی او بشری حقوق د نه پیژندنی په صورت کښی د نړی سره متقابل، څه ډول تړاو ساتی، همدا اوس نږدی دیرش کاله کیږی چی په بردی ملک کښی مهاجر یم. د دی ملک د خلګو په ویره ښه پوهیږم، چه څومره د افراطی مذهبی او یا غیر مذهبی د تروریستانو څخه ویره او تشویش لری. ولی؟
په درناوی
یوسفی


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 08.12.2021
 

For me the fact is clear that Mr. Abbasi is speaking from the heart, but hopefully it doesn't mean it's his final analysis or last word:

The fundamental flaw with the current status quo is the functioning of all branches of authorities, centuries beyond time that in the long run will cost Afghanistan tremendously up to the point of existence. Former corrupt and dependent government officials as bad as they were, still operated Qousi in par with current trend of world affair timing which would ultimately for sure to be had fair chance for correction and reform.

Even organized thieves will not throw money away
and has a good chance for the stolen fund to reinter the economy, but there is no remedy for systematic backwardness. An example of common-sense priority lost, that Afghanistan has a tremendous surplus of Mullah and Talib but one of the main accomplishments so far is to build another largest Madrassa!


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 08.12.2021
 

تجلیل شخصیت قهرمان معارک تل و نجات ملت افغان، توسط استاد قاسم افغان!
بدون شک استاد قاسم افغان پدر موسیقی کلاسیک کشور است، استاد قاسم افغان از دوره امیر عبدالرحمن خان تا دوره رضوان الله اعلحضرت محمد ظاهر شاه نه تنها مورد احترام دربار بود، بلکه مردم هنر دوست افغانستان او را نظر به تمام استادان موسیقی در کشور بیشتر دوست داشتند، استاد قاسم در پهلوی هنر موسیقی یک آدم سیاسی نیز بود و و موسیقی را در راه خدمت سیاسی ملی نیز بکار برده است.
استاد قاسم مقام و منزلت بسیار بزرگی نزد غازی امان الله داشت، چنانکه به استاد قاسم گفته بود که دروازه دربار و خانه من همیشه به رویت باز است.
از زبان پدر مرحومم شنیده بودم که شخصی بر امان الله خان فیر کرده بود ولی به وساطت استاد قاسم از مرگ و اعدام نجات یافت.
استاد قاسم یک بیت بسیار معروف و دل نشینی دارد به نام«زلیخا دارم امشب» این بیت را استاد قاسم مرحوم به یاد غازی امان الله سروده است، چنانکه در یک قسمت، در ضمن گله و گلایه و شکوه از نرسیدن نامه و پیام او، میسراید:
به یادت زنده ام هرجا که هستی
مگر کافر شدی بت می پرستی
سردار محمد هاشم خان بعد از شنیدن این بیت گفته بود که:«این دووس امان الله به یادش آمده»
گرچه دربار، میدانست که استاد قاسم عاشق امان الله خان بود ولی رضوان الله اعلحضرت محمد ظاهر شاه به استاد قاسم حرمت فراوان قائل بود.
استاد معروفی گرامی به این ارتباط مضمونی دارد که در ارشیف این سایت درج میباشد.
یکی از بیت های بسیار نادر استاد قاسم به نام ترانه استقلال یاد میشود که در تجلیل اعلحضرت محمد نادر شاه غازی خوانده است.
یکی از دوستان پدری من بنام پاینده محمد خان حکمران معروف بود، پاینده محمد خان از محمد زی های سره رود ننگرهار بود. یکی از پسرانش به نام اسدالله پاینده یی در لیسه حبیبیه هم صنفی من بود، امیدوارم حیات داشته باشد.
پاینده محمد خان ریکارد های نو و کاغذ پیچ استاد قاسم و غیره استادن وقت را در خانه خود داشت، یکی از این ریکارد ها که به نام ترانه استقلال یاد میشد، من هرگز از رادیو نشنیدم، استاد قاسم که این بیت را به افتخار غازی نادر خان سروده، میگوید:
ضیاء ملت و دین
خادم دین مبین
شاه محمود خان با شرف
نادر افغان رسید.
پس اگر استاد قاسم بزرگ، عاشق غازی امان &#