Skip to main content

مقالات
اخبار روز
حراست از زبان دری
لغت نامه
آرشیف ویدیوها
جنتری
سایت های افغانی
اداره
Go Search
  
 


نظریات شما

  نظر شما در مورد مطالب نشر شده    نویسنده:  آریانا افغانستان آنلاین

 
اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 26.04.2019

انوری صاحب نهایت محترم، مهربان، عزیز و گرامی!

از جانب خود و اعضای خانواده از لطف و غمگساری شما دنیایی سپاس و امتنان به عرض می رسانم.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 25.04.2019

بزرگوار محترم عباسی صاحب سلام بر شما!

از فاجعۀ استخوان سوز شهادت خواهرزادۀ عزیز شما، جوان رشید و خوش قد و بالا، برادر نامراد ما اطلاع حاصل کردم و با دیدن عکس زیبایش بر خود لرزیدم. در غم بزرگ شما خود را شریک میدانم و در حالیکه بر روح مبارک آن برادر نازنین درود و دعا می فرستم که خداوند او را غرق رحمت خود گرداند، برای جناب شما، مادر داغدار، خانم گرامی و فامیل محترم شان و تمام خانوادۀ نجیب شان و همه دوستان و عزیزان آن عزیز سفر کرده صبر و استقامت طلب میکنم. تنها کاری که از انسان پوره است همین صبر است و بس. انسان سخت بی دست و پاست و هر روز بهترین عزیزان خود را از دست می دهیم.

روح آن جوان نامراد را شاد، یاد شانرا گرامی داشته و برای جناب شما صبر و استقامت آرزو میکنم. امیدوارم غم آخر تان باشد.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 25.04.2019


در این عالم ورشکستگی، درد مندی و بیچارگی در سراغ یافتن کلامی ام که سزاوار ادای احترام و سپاس از محبت، شفقت، مرحمت و غم گساری شما بزرگ مرد خبیر، بصیر، معزز، مؤقر، مهذب و صاحب غرور ملی باشد.
دوست بی نهایت محترم و عزیزم جناب نوری صاحب که به معرفت و دوستی شما مباهات می کنم.
با نوشتۀ مملو از احساس و درک عمیق قلبی این مصیبت جانکاه من و خانواده ام را مورد نوازش قرار داده باعث تسکین درد وتسلی خاطر های درهم شکسته ای ما شدید.
عالی نوشتید و با درد و احساس از اعماق قلب تان نوشتید. این تسلیت نامۀ شما درج خاطرات فراموش ناشدنی من و خانوادۀ من است.
با عرض شکران و سپاس بی حساب.
به تائید گفتۀ دوست نهایت محترم ام مایار صاحب اگر همین عقیده و ایمان را نمی داشتم در این اندوهگین لحظات و تحمل این بار گران کمر شکن چنین مصیبت به کدام دربی می کوبیدم و از کدام مرجع استدعای رحم و مدد می نمودم.
با عقیدۀ راسخ که ما از آن او ایم و در واقعیت در ره وصل روانیم. اما آن ذات دانا و توانا قادر هستی و نیستی به ناتوانی و عجز ما آگاه است، که ناله، فریاد، فغان و گریبان دریدن ما از نا فرمانی نیست، بلکه از عجزونا توانی ما است. او خود به ما قلب داده وما را از موهبت عشق، عواطف و احساسات بر خوردار ساخته.
از پیام های پر از لطف همه دوستان عزیز قلباً متشکرم.
این که رضا و حکم الهی به چه رفته نمی دانم، ولی با استفاده از حق دعا به دربار رحمن و رحیمش استغاثه می کنم که الهی! هیچ خانواده ای را به اصابت چنین مصیبتی مورد آزمون قرار ندهی که پیروزی در آن آسان نیست.


اسم: احسان الله مایار   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 24.04.2019

دوست دانشنمد و برادر عزیزم عباسی صاحب. نمنی دانم با کدام قلم و نوشته خودرا با این درد بزرگ ، رحلت خواهر زادۀ تان، شریک سازم. لیک بدانید و می دانید که با جمله هستی ای خود با شما و متعلقین مرحومی سهیم هستم.
خوشبختیم که مسلمانیم و به کلام خدا ایمان داریم.
تغییر در لحظه ای از آغاز و ختم زندگی وجود ندارد و بدانیم که در برابرش قدرتی وجود ندارد تا در آن تعدیلی به وجود آورد.
مرا و همسرم را در این اندوه و غم بزرگ در خانوادۀ منور تان شریک خود و متعلقین بدانید ومتیقن باشید که روح سترۀ مرحومی جایگاه ابدی خودرا در جنت فردوس دارد.
از دوستی شنیدم که از وی فرزندی به جهان زود گذر حارث اسم وی بوده که این نهال کوچک مقام وی را حفظ می کند و دعا میکنم که این یادگار التیام درد های بیکران همسر و مادر آن انسان خوش سیما و نازنین را کرده بتواند.
باردیگر انا لله و انا الیه راجعون گفته به متعلقین و دوستان تسلیت میدهم و خودرا شریک در نوشتۀ زیبای ولی جان نوری می دانم.برادر تان احسان و خواهر تان حفیظه


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 24.04.2019

همکار محترم و دوست گرامی ام آقای حمید انوری!

تراوش نهایت دل پسند، زیبا و سلیس قلم رسا و توانای شما با سبک خاص منحصر به خود شما در مورد رهبر طالبان مرحوم ملا محمد عمر و شرح حقایق غیر قابل انکار مربوط آن دوره برای هر افغان واقع بین و پیرو اصول حقیقت قابل تحسین و ستایش است. بلی ما نوشته های کثیر شما را پیرامون اعمال و کردار و روش های طالبان خوانده ایم، مگر احمقی باشد که بر شما اتهام طالبانی بودن ببندد.

شما در این نوشته رسالت و مسؤولیت یک قلم بدست را با صیانت تقدس و کرامت قلم به جا آوردید و جز حقیقت چیزی کم تر و اضافه تر ننوشتید.

آیا تأریخ انسانیت اگر روزی ورق زده شود جنایات وحشیانۀ نوکران امریکا را در برابر اسرای طالبان فراموش می کند؟این اعمال فجیع و غیر انسانی و ماجرای دشت لیلی در برابر چشمان باز حامیان حقوق بشر و متعهدین و امضا کنندگان «کانونشن جینوا» صورت گرفت.

تذکار این حقایق گناه نی بلکه خدمت بزرگ در سبیل بیان حقایق و روشن گری است.

من به محض خواندن نوشتۀ شما شروع به نوشتن تبصره نمودم که متأسفانه یک معذرت شخصی باعث تأخیر گردید.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 22.04.2019

من از صمیم قلب از نشر نبشتۀ"سپاسگزار بودن" از نویسندۀ مضمون و اولیا امور، سپاسگزار هستم.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 22.04.2019

با عرض سلام و احترام خدمت همگان! نظر محترم حکیمی صاحب به نظر این کمترین، دقیق، مستدل و خیلی هم منطقی است و قابل تائید.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 21.04.2019

"وطن داران، صاحب نظران عزیز، در بحث صلح، سرنوشت ملت و کشور مطرح است، ابراز نظر کنید، بی اعتنایی گناه است!"

In regard to Taliban headman's full speech in Moscow gathering, would like to state the following:

I have learned a long time ago that in order to grasp the inner thought of a speaker, counting the key words used is a very useful tool. During his speech Mr. Stanakzai key words were Emarat Islami, Afghan/Afghanistan and Islamic system of Government in which he had mentioned each 43, 36 and 15 times. Such order and repetition of words is a clear indication that Taliban is still longing to create an Emarat Islami Afghanistan exclusively based on Sharia Laws form of government.

Very likely such governing authority will be dominated by numerous Mullahs with lack of skills, absence of modern education combined with same uniform pattern of thought learned in politically organized madrassas, then Afghanistan will be frozen in time.
با توجه به سخنرانی کامل سران طالبان در اجلاس مسکو، می خواهم به شرح زیر است:

من مدت ها قبل آموخته ام که به منظور درک اندیشه درونی یک سخنران، شمارش کلمات کلیدی مورد استفاده یک ابزار بسیار مفید است. در طول سخنرانی آقای استناکزی کلمات کلیدی عبارت بودند از امارات اسلامی، افغانستان / افغانستان و نظام حکومتی اسلامی که در آن هر 43، 36 و 15 بار ذکر شده بود. چنین نظم و تکرار واژه ها یک نشانه واضح است که طالبان هنوز مایلند یک امارت اسلامیه افغانستان را به طور انحصاری بر اساس قانون شریعت دولت شکل دهند.

به احتمال زیاد این قدرت حاکم تحت سلطه ملاقات های متعدد با کمبود مهارت ها، عدم وجود آموزش مدرن همراه با الگوی یکنواخت تفکر آموخته شده در مدارس سیاسی تشکیل شده است، و سپس افغانستان در زمان منجمد خواهد شد.

تبصرۀ ادره: این نوشته توسط گوگل ترجمه شده است اگر غلطی هایی در آن باشد معذرت ما را بپذیرید


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 20.04.2019

خواهر گرانقدر"ملال جان نظام سلام بر شما!

از حسن نظر و ذره نوازی تان در مورد سیه مشق این کمترین یک دنیا سپاس.

عیب"می" را اگر خواهیم برشماریم، واقعاً فراتر از مثنوی هفتاد من کاغذ می شود. در گذشته ها هر کدام از ما و شما در حد توان خود بارها و بار ها این کار را انجام داده ایم و میدهیم هنوز، اما"هنرمی" را بر شمردن ساده و آسان است که من در حد توان تلاش کردم هر دو روی سکۀ طالب به نمایش گذاشته شود تا حق به حقدار برسد.

البته بادرنظرداشت اینکه هرگز نگذاریم زمان چور و غارت رژیم منحط و کثیف ربانی و شرکا به فراموشی سپرده شود.

خوب به یاد داریم که در آن زمان خون و خیانت و جنایت، در مکاتب نسوان در کابل چه می گذشت و چه خواهران بلند مرتبت و با شرف افغان که از ظلم و تعدی و تجاوز و وحشت و بربریت گماشتگان رژیم ربانی- مسعود، دست به خودکشی زدند و...

بازهم به یاد داریم که گماشتگان آن رژیم منحط در وزارت خانه های معارف و تحصیلات عالی، که اکثراً مربوط جمعیت اسلامی و شورای نظار آن بودند، روزها به بهانۀ تفتیش مکاتب و صنوف درسی به صورت متواتر به مکاتب نسوان کابل سر میزدند، دختران جوان و زیبا را زیر نظر می کردند و فردا یا به خواستگاری می رفتند و یا هم با زور و جبر آنان را می ربودند و مورد تجاوز قرار می دادند و... البته مکاتب ذکور نیز وضع بهتری نداشتند.

و گویا علت اصلی بستن مکاتب نسوان توسط رژیم طالبان همین مطلب بوده باشد، و یا لااقل آنان همین استدلال را داشتند.

و اما درست ترین کاری که طالبان در زمان حاکمیت شان انجام دادند، برچیدن گلیم تنظیم بازی ها، قومندان سالاری ها و در نتیجه نجات افغانستان از تجزیۀ حتمی بود.

سخن اندر این مورد زیاد است، مگر فعلاً به همین بسنده کرده و یکبار دیگر از ذره نوازی تان صمیمانه تشکر میکنم. موفق و سرافراز باشید


اسم: صلاح الدین سعیدی   محل سکونت: انګلستان    تاریخ: 19.04.2019

مذاکرات صلح و سیاست بُردبُرد!ً

جناب خلیلی رئيس شورای عالی صلح اففانستان در نشست دو روز قبل در ارګ برای 250 تن عازمین به مذاکرات صلح قطر، تأکیدات داشت که یکی ازین تأکید این بود که هیئأت مذاکره کننده در مذاکرات باید به تفاهمات ، اهداف و حالت بُرد بُرد کار کند و ...
این تأکید در نظر اول مناسب مانند تأکیدات بخش دیګر از سیاسیون مبنی بر مغالطهء مصالحهء سیاسی با مصالحهء ایدیولوژيکی تأسف بار، غلط و در نهایت امر سبب ضیاع وقت و تعین ستراتیژی خطاء و آن هم از دهن شخص اول یک نهاد تلاش صلح است.
اولاً مذاکره و مفاهمه، جور آمد و کنار آمدن به معنای کنار آمدن به فهم و برداشت طالب از دین نیست. ما هنوز هم به صحت برداشت خود و حرام بودن انتحاری باور داریم ، طالب و فهم طالب به این باور نیست. مصالحه، بُرد بُرد درین بخش نیست و بوده نمی تواند.
و اما سیاست بُرد بُرد به خاطر خطاء است که بُرد با صلح و همهء ملت افغان و اسلام و فهم راستین است که درین همه افغانان صالح و خیر اندیش شامل و برنده اند و اګر بازنده است همان دشمنان قسم خوردهء افغان و استخبارات پاکستان و شرارت پيشه ها و جنګ طلبان اند. ما درین راستا که مرګ، کشتن، قتل و غارت بُرد داشته باشد و با ایشان سیاست بُرد بُرد را در پیش بګیریم و توافق صلح آمادګی به جنګ دیګر شود و صلح موجب ذلت ما شود و هم انتحاری و استحماری را قبول و هم رد کنیم و درین مورد سیاست بُرد بُرد داشته باشیم، اصلاً باور مند نیستم و این یک فهم کاملاً خطاء و غلط از مذاکره و مصالحه است.
این آقایون به مشاورین و کارفهمان ضرورت دارند تا دیګر سبب ادامهء خونریزی مردم افغانستان با بی کفایتی و غیر عمدی هم که شده، نه شوند.
فاعتبروا یا اولی الابصار
د. ص. سعیدی


اسم: نوراحمد خالدی   محل سکونت: North Lakes    تاریخ: 19.04.2019

اعلامیهٔ جنگ طالبان!
سه روز قبل طالبان آغاز "عملیات جهادی الفتح" را در افغانستان اعلان کرده پنج بار تآکید کردند که هدف شان ایجاد حکومت کامل اسلامی و اعادهٔ دولت ساقط شده امارات اسلامی میباشد. مردم افغانستان معنی جهنمی "حکومت کامل اسلامی" را از تجربهٔ شش سالٔ امارت اسلامی طالبان بخوبی بخاطر دارند. در این اعلامیه حتی یک کلمه از مذاکرات صلح، علاقمندی به ایجاد یک حکومت وحدت ملی آینده با سهمگیری سایر گروههای سیاسی کشور، و تضمین حقوق و آزادیهای مدنی مردم، و حق تعلیم و تربیه برای پسران و دختران کشور درج نیست. برعکس این اعلامیه نشانهٔ عقیدهٔ قوی به پیروزی کامل نظامی میباشد که با کسب احساس مشروعیت کاذب بخصوص بعد از انجام مذاکرات مستقیم با خلیلزاد نمایندهٔ وزارت خارجهٔ امریکا و تجرید دولت مشروع افغانستان حاصل کرده اند. علاوه بر نقش شرم آور امریکا و بخصوص خلیلزاد در کسب این احساس مشروعیت کاذب از جانب طالبان، نقش یکتعداد سیاستمداران وطنی به رهبری حامد کرزئ نیز برجسته میباشد. این سیاستمداران به عوض ایجاد یک جبههٔ متحد با دولت برای انجام مذاکرات احتمالی صلح، در مسیر ننگین مشروعیت زدایی از دولت برسر اقتدار و مشروعیت دادن به تروریزم طالبان، در خدمت اهداف سیاسی پاکستان با طالبان همکار شدند. به قرار اطلاعات مطبوعات این همکاری تا مرحلهٔ تبانی در لغو اجلاس قطر پیشرفت چون دولت قادر شد ابتکار ترکیب تیم اعزامی و رهبریت آنرا از حامد کرزئ بدست گیرد.حامد کرزئ با تلفونهای مکرر به ملا برادر در قطر مسبب لغو اجلاس قطر است. این عمل یک خیانت آشکار ملی بر ضد منافع مردم کشور است. دولت باید حامد کرزئ را دستگیر و مورد پیگرد قانون قرار دهد تا درس عبرتی باشد به سایر سیاستمداران فاسد و همدست او.
صلح هدف مردم افغانستان است اما نه به هر قیمت بخصوص بقیمت دستآوردهای هژده سال گذشته واعادهٔ امارت اسلامی طالبان!


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 19.04.2019

"این توضیحات مزید شما موضوع را روشن تر گردانیده و من با نظر شما موافقم."

Appreciated Abbasi Sahib

Nothing less than the down to earth respond given, was expected from you. Hoping that you may want to put some light on the two questions mark items in my response.


اسم: ملالی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 19.04.2019

مضمون مثل همیشه ارزشمند و با تحلیل عالی برادر عالیقدر، آقای حمید انوری تحت عنوان«عیب می جمله بگفتی، هنرش نیز بگوی» که اخیراً در این وبسایت اقبال نشر یافته است، الحق که به گوشه های بسیارعمیق اوضاع اجتماعی 25 سال اخیر روشنی عالمانه ای می اندازد. بلی عیب می در قسمت آنچه طالب، خصوصاً در هفده سال اخیر بر مردم مظلوم وطن اعم از کشتار ها، مین گزاری بر سر راه عابرین بی گناه، عملیات نهایت دد منشانۀ انتحاری، سوختن و مسدود ساختن مراکز درسی و امثالهم، روا داشته است، هیچ معذرتی را در قبال ندارد. اما اگر نظر به مقالۀ جامع برادر معزز، حمید انوری، عصر طالبان را مورد مقایسه با آنچه بر خلاف توقع، بر ملت افغان درین هفده سال اخیر رونما گردید، مورد مقایسه قرار دهیم، نمی شود که اقلاً از دو فکتور مهم آن دوره که ایجاد امنیت و منع کشت مواد مخدر در سراسر کشور باشد، منکر گردید.
حال اگر معضلۀ امنیت را به کار روایی های غیر انسانی طالبان و گروه های تروریستی وابسته بدانیم، کشت کوکنار که بیشتر از 90% مواد مخدر وابسته به آن ازین کشور کوچک به غرب و اکثر کشور های جهان پخش میگردد، به چه مناسبت تحت کنترول قوای خارجی و داخلی اولیای امور دولت افغانستان قرار نمی گیرد؟!

در مورد چگونگی به میان آمدن صلح با طالبان، این فضاء را بسیار تیره و طوفانی میبینم. خداوند خیر مردم مظلوم افغانستان را پیش نماید.
بهر حال این مضمون تحلیلی که حقایق مسلمی را پیشکش مینماید، قابل مطالعه و انتشار میباشد.


اسم: Dr. Salah Sayedi   محل سکونت: UK    تاریخ: 18.04.2019

مصالحه و مذاكرهء سیاسی چیست؟

ملاقات رهبران سیاسی و حکومتی حاکمیت افغانی- حاكميت كابل را دو روز قبل با ٢٥٠ تن كه امتياز رفتن به دوحه به خاطر مذاكره و مصالحه به طالبان را حاصل کردن و عدهء شان سه چار روز به هوتل های مجلل دوبی دوحه سپري خواهند کرد، از طريق يوتيوب به دقت تام ديدم و شنيدم.
ملاحظهء جناب خلیلی رئیس شورای عالی صلح افغانستان در مورد تعداد ٢٥٠ تن از كابل و اعتراض جانب طالب به آن توجه من را نیز جلب کرد.
اما سوال مرکزي درین است که هدف ازین نشست در مرتبه چیست؟ مذاکره و توافق یا زمینه سازی برای آن؟
منظور شناختاندن افغانستان برای کسانی است که بیش از ٥٠ فيصد كشور را تحت تسلط دارند و يا يك نشست تعارفی و شکلی چیزی است که قبلاً بین امریکا و طالبان توافق شده و عمران خان صدراعظم پاکستان آنرا چندین مرتبه علی الرغم اعتراض حاکمیت افغانی از کابل اعتراض کرد؟
معمول در همچوقضایا و حل مشاکل مشابه، بعد از خسته شدن تمام جوانب نشستهای متعدد مقدماتی صورت گرفته و بلاخره متخصصین فن پنج الی مثلاً ۱۹ تن باھم نشسته و در فضای دور از میدیا همه چیز را توافق و جهت امضای شکلی اشخاص دست اول طی مراسم و حضور تضمین ها و نظارت جهانی این قضایا به پایان میرسانند. مشکل مانند موافقات ژنیو ۱۹۸۸م. در مورد افغانستان زمانی قوت میګیرد که جامعهء بین المللی از تعهدات خویش در برابر مطالب تعهد شده نظارت نه کند و یا نظارت کرده نه تواند و اعتبار تعهد صورت ګرفته بسیار ضعیف شود. مثالهای صلح با آقای حاکمتیار و داکټر نجیب الله، ازین حالات اند.
اما درین میان جهت رسیدن به صلح با عزت، و یا استقامت وضع به جهت اهداف شان، یکی وقت دارد و دیگری ندارد و ملت افغان صلح باعزت و دوامدار میخواهد.
به محاسبهء من این نشست دوحه کم و بیش ترکیب از این همه اهداف است که امید خېر باشد و نشست های کاري بعدی کار را ادامه دهند!
اگر عوض ۲۵۰ تن به قطر به تعداد بیست تن و ضمایم شان تحت تضمین های جهانی، به کابل آورده میشدند و در کابل این تعارفات صورت میګرفت بهتر نمی بود؟ همانای که امنیت نمایندګی طالب را در دوبی و دوحه میګیرند، در کابل نیز میتوانند. خېر امید این کار در نشست های بعدی صورت ګیرد.

واما درین نشست در ارگ سخنان ارزشمند و رهنمودي استاد سیاف توجه من را جلب کرد. در سخنان وی که همه درس و کتاب رهنمود بود یک عدم دقت میبینم که آن مشکل تعداد زیاد از عوام و سیاسیون کشور و جهان هم است.
وآن عدم درک تفاوت مصالحهء سیاسي با مصالحهء ایدیولوژيکی.
ما با حرکت طالب مصالحهء ایدیولوژيکی نداریم.
ما چنانچه جناب استاد سیاف گفتند نزدیک ساختن و یا قصد تغیر فهم و برداشت از دین را با برداشت خود از دین طی نشست برای مصالحهء سیاسی نداریم و این ضیاع وقت مذاکره است. میز مذاکره و مفاهمهء سیاسی میز تغیر دادن فهم، برداشت دینی و نسخهء کس نیست. آن کار در محل و وقت دیګر و منبر و مناظره است و در میز مذاکره میز مناظره و مناقشه نیست!
امید درین نشست دهها سوال مطرح موجود در مورد آینده و حال افغانستان وجامعه از اطراف قضیه پرسیده شود و جواب های دقیق و روشن ملت ما از بدست آوردن مواضع اطراق قضیه، روشن بدست آید!
امید و برحق است تا تمرکز اساسی برین شود که مبازرهء سیاسی را بخاطر مشروعیت تطبیق فهم و نسخهء خود را چګونه از ملت و به طور متمدن و بدون استعمال قوه چګونه حاصل کنیم.
امید ملت فرصت و دید روشن پيدا کند که کی به اینوطن صلح و استقرار و کی جنګ و خرابی به بار میاورد. با داشتن جواب روشن به این سوال سرباز وطن با اعتماد و اعتقاد از ملت و ناموس ملت فرصت دفاع داشته باشد.
و من الله التوفیق
دوکتور صلاح الدین سعیدی
۱۸/۴/۲۰۱۹
۰۰۴۴۷۸۸۶۴۷۴۶۳۸


اسم: Dr. Sayedi   محل سکونت: UK    تاریخ: 17.04.2019

مسوده ده!

د قطر د سولې غون‌‌‌‌‌‌ډې ته اجنداء!

داسې ښکاري چې د مذاکراتو او سیاسي مصالحې له ۴ اړخیزو ( طالب، امریکه، افغان سیاسیون، افغان کابل حکومت) یا ۵ اړخیزو ( د پورتنیو په شمول + پاکستان او یا قطر ) غون‌‌‌‌‌‌ډې نه دا ځل د بحث او زمینه سازۍکلب جوړ شو. ۲۵۰ +۲۰+...
په دې توګه داسې سترې درې یا څلور ورځنۍ ناسته کې به حد اکثر دېرش تنه د خبرو یا کلکو مشاجرو فرصت ولري او نور به لاسونه ورکړي او یا به ترغاړې شي او یو شمېر نور به د قطر د ښې هوا او هوټلو مزې او جیب خرچ به هم تر لاسه کړي.
بهر کې افغان مېشته سرمایه له دې خدمته او یا امتیاز نه محروم شول.

خېر اجندا نه شته او طالبان وایي چې د مسکو د غون‌‌‌‌‌‌ډې په شان بحث به وي.

د طالب ته نږدې او طالب منابع په دغه ټول مدت کې داسې اظهارات لري چې حاکمیت ورته د امریکې لخوا توافق شوای او دوی دا ناستې ولاړې او زمینه سازۍ کوي.

شواهد داسې ښکاره کوي چې د طالب د حرکت همدا د غلبې د لهجې په پایلې کې به د افغان اولس غمیزه لا اوږده شي.

که په دې برخه کې د امریکې او ایران مشکل ته ځير شو او پاکستاني اجیر پوځ او د طالب سرباز د رول خبره دې برخه مطرح وي، نو بیا خبره اوږده ده!

د ملل متحد له تور لسته گواکې د امریکه په سپارښت د طالب د مشرانو نومونه لېرې شول او دادی اول د جوزا رانږدې ده. ددې علاوه د کابل د حاکمیت د نه منلو لست د نظام په داخل او سیایونو کې د طالبانو سره یوځای اوږد او پرخیږي.
د لوې جرګې مخکې ته د اجرائيه ریاست په نه ګ‌‌‌‌‌‌ډون سترې موانع مخ په زیاتېدو دی.

له حالاتو ښکاري چې د پاکستان د اهدافو د تحقق او ثالث حکومت د جوړیېدو عیني زمینه سازۍ روانې ښکاري.

د داسې خطرناکو حالاتو په وخت کې او د ۱۸ کلن نظام اوسیستم ړنګونه خیانت بولو! ټولو ملي خلکو او ځواکونو ته بسیجېدل په کار دی چې ناوخته نه شي!

د دې ټولو سره سره د قطر د سولې د ناستې لپاره دا اجندا وړاندې کوم:
د ټولو خواو د حضور سره دې د افغان حکومتي پلاوی او طالبانو، جمعیت او حزب اسلام ( حکمتیار) له خوا دې درې درې کسه. د هر سیاسي حزب له خوا دوه کسه ستیج ته شي او نور په سالون کې ناست او ‌‌‌‌‌‌ډېرو موجودو مجهولو پوښتنو په باره کې دی دغه پاس مخکښ استازي سوالوته پېنځه پېنځه دقیقې ځواب او هره برخه کې ۵ پوښتنې او درې دقیقې ځوابونه وړاندې شي.
د هغو سوالو او مطرحو پوښتنو لست چې پرې بحث وشي د ټولو نه په اوله ورځ راټول او همدا مخکښان دې غوره کړي چې په کوم سوالونو بحث کوي.
د قطر د ناستې په پای کې دې دغه د سوالو او ځوابو مجموعه چاپ، افغانانو او نړۍ ته وړاندې شي.
دا به د تعارفاتو تر څنګ مشخصه لاسته راوړنه وي چې د قطر د سولې له مباحثاتو لاس ته راځي.
و من الله التوفیق
دوکتور صلاح الدین سعیدی
۱۶/۴/۲۰۱۹
۰۰۴۴۷۸۸۶۴۷۴۶۳۸


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 15.04.2019

جناب محترم حکیمی صاحب!

این توضیحات مزید شما موضوع را روشن تر گردانیده و من با نظر شما موافقم.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 15.04.2019

Dar Abbasi Sahib,

I have read and agree with broad well written analytical topic Mr. Bariz took the time addressing Dr. Kazim.

I only reminded him that yes indeed there is a specific very low percentile group of people in Afghanistan that actually possess all kind of privileges and entitlements as a birth right generations long. Such mind set is unfair, wrong and ultimately blocking societal progress keeping Afghanistan backward.

Why is it that specific brought in political immigrants, per se from Baghdad and British India able to sit on top of the food chain and issue enforceable edicts from their first day of arrival and pass it on intact permanently to their children?

How come you, Noori Sahib, Mallal Jan Nizam, last king's and first president's children and for that matter any other Afghans are not entitled to such birth-right privileges?

Like it or not, Afghanistan remain an engineered society and the engineers are vested endlessly.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 14.04.2019

گرچه اظهار نظر بر تبصره های همکار محترم ما جناب حلیم حکیمی سودی ندارد، چه بنابر دلایل خاص اکثریتی از آن نا خوانده می گذرند.
فکر می کنم حکیمی صاحب به دقت لازم مضمون جامع و پر محتوای جناب محترم بارز صاحب را نخوانده اند، چه نتیجه گیری شان به روح مطلب چندان هم سویی ندارد.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 13.04.2019

بعد از عرض سلام و احترام! منظور این کمترین از تبصرۀ مختصر قبلی فقط این بود که روزنامۀ هشت صبح، یک منبع مشکوک است که یک مشت افراد را استخدام نموده که از پگاه تا بیگاه به منظور و اهداف خاصی قلمک بزنند و معاش دریافت کنند. همین و دیگر هیچ.


اسم: احسان الله مایار   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 12.04.2019

از دوستان عزیز و گرامی سپاسگزارم که بنده را در مورد نشر مضامین روزنامۀ 8 صبح متوجه گردانیده اند. بنده بعضی مطالبی را، خاصتاً رویداد های داغ چند هفته اخیر میهن مارا که توجه مردم ما و ممالک ذیعلاقه را به خود معطوف گردانیده، از منابع مختلف اقتباس نموده و بعد از اصلاحات و حذف کلمات بیگانه و تعویض آنها به دری آنرا انلاین می نمایم. اعتراف می نمایم که در اصلاح و همچنان نازکی های مطالب که به وحدت مردم ما خدشه وارد کرده می تواند توجه لازم ننموده ام، ازینرو سعی خواهم نمود که در آینده چنین کمبودی روی صفحۀ ملیی آریانا مشاهده شده نتواند. با عرض حرمت برادر تان مایار


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 11.04.2019

از نظر این کمترین، بیشترین مقالات روزنامۀ هشت صبح؛ به شمول همین مضمون امروزی تحت عنوان" ارزش سیاسی اجلاس قطر"، خاصیت تفرقه افگنانه دارند. چه لازم بوده است که از اصطلاح"فارسی زبان" کارگرفته شود؟!


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 11.04.2019

"اما خوشبختانه در افغانستان هیچ یک قومی استبداد و استثمار بر قوم و یا اقوامی روا نداشته که آن قوم و یا اقوام دیگری برای احقاق حق شان با قوم مستبد و استثمار گر بجنگند."

The above broad statement copied from Mr. M. Naim Bariz recent printed article, may not be correct in its entirety:

Some of us are well aware of a very small perceived genetic-linage group of people that often have had the last word shaping the affair of Afghanistan.

The unearned privileges and spread of the subject group are engineered as such to be placed in leadership position among all major ethnicities of Afghanistan such as Pashtun, Tajik and Hazara.

The major flaw granting such unfair possession of raw-power to a very few, causing blockage of societal progress.

History reveal that, when father and son both became king maker and breaker within a century length of time apart, the danger alarm should be turned on very loud.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 11.04.2019


از ادارۀ محترم آریانا افغانستان آنلاین خواهشمندم تا ابلاغیه های" آریانا افغانستان آنلاین" را ولو که با مضمون روزنامۀ ۸ صبح رابطه دارد باید طور مستقل و مجزا به نشر برسانند و در مقدمه توضیح شود که این ابلاغیه به ارتباط مضمون روزنامۀ ۸ صبح است.


اسم: Dr. Salah. Sayedi   محل سکونت: UK    تاریخ: 10.04.2019

هموطنان گرامی سلام

ناشناس ناشناس نیست!

متاثر ازین ام که کسې تخلف دارد و متاثرم که حتی متخلف به پای دار رسید و جزا بروی ولو برحق هم بود، تطبیق شد.
از تأمین عدالت باید خوش شد اما من متأثر که انسان چرا چنین ذلیل و عاقبت نه اندیش شد که مستحق چنین سرنوشت شد! این دلیل و تلاش برای برائت متخلف نیست، اما نقطهء است قابل تعمق که بر تراژيدی کس باید تعمق داشت و نباید برآن کف شادی زد.
از خیانت، جنایت، از فوتبال بر سرانسانها و بی سیرت ساختن ( مسمار- شرعاً حرام) کسان با سربریدن های انسانان بی ګناه، از زنده به ګور کردن ها، از پلیګون ها، انګشت بریدن ها، از سربه نیست کردن های دسته جمعی دشت لیلی از سینه بریدن ها، از رقص بسمل ها، در خدمت قرار ګرفتن و معاش خور شدن دشمنان قسم خوردهء افغانها یعنی از معاش خوردن از ای اس ای، از توهین و تحقیر بیرق ملی، توهین عزت و افتخار یک ملت چون پته خزانه و احمدشاه ابدالی و سایر افتخارات یک ملت و از توهین عملی به تاریخ و عزت یک کشور و از ناموس فروشی نمی توان دفاع کرد و دفاع ندارد. شرم آور هم است!
ندانستن خوب نیست و اعتراف به آن ادب است اما افتخار ندارد.
چرا نمی دانم و با ګستاخي، و با ندانستن به کس و عزت کس را توهین میدارم.

خوب درین ګیر ودار افتخار دارم که به صحبت مفصل با اقای ناشناس و اقای داو‌ؤد اعظمی و با رهبری تلویزیون هستی باز با ناشناس و با صحبت با استاد معزز شهسوار سنګروال حق به جایش و کرسي نشست و اعترافات لازم و بر اعتراق به حق تشویق و ترغیب صورت ګرفت و شد. اما تلاشهای رذیلانه هنوز هم ادامه دارند و شیطنت های در راه است.
ما توقع داشتیم و داریم که توذیع و نشر چنین شرارت با مداخله صریح و قاطع اقای ناشناس پایان یابد و شرارت قیچي شود اما برداشت من چنین است که شرارت پيشه های به دام افګن تلاشهای شریر را ادامه خواهند داد اما علم، تحقیق و ملت به این شرارت تُف کرد.
اګر مطابق پيشنهادات مشخصیکه به قربانیان این شرارت داشتم در مورد موضوع مذکور اقدام نه کنند، آبرو ریزی عبادت طولانی ادامه پيدا خواهد کرد و این راه نجات نه بلکی فرو رفتن در لجنزار خواهد بود.
پس لګد های رذیلانه با فشار قرار دادن بی بی سی و بخش از بازیګران درین میان و عدم برداشت قدمهای هوشیارانهء متناسب بعدی به جز افتضاح چیزی دیګری به ایشان به بار نه خواهد آورد!
تاریخ و افتخارات ملت ما، تاریخ و افتخارات زبان پشتو و دری ما به قبول و عدم قبول این کتاب و آن کتاب، توسط این شخص و آن شخص و به قبول از جانب این وآن فتنه، وجود و عدم وجود تحریری این نوشته و آن نوشته، زیاد و کم خلاصه نمی شود.
ملت ما، تاریخ و افتخارات ما در خطهء موجود و نفش زبان پشتو و دری، بدون ضرورت ارزش آن در تقابل و مقایسه بین خود شان، به صورت عینی وجود داشت، وجود دارد و وجود خواهد داشت. این موجودیت عینی را کس انکار کرده نمی تواند.
وها اګر کس این کتاب و آن کتاب را برای لابراتوار روان کردن میخواهند ما در مورد مشکل نداریم، پروسیجر های لازم باید طی شود، اما درآن صورت ما هم حق خواهیم داشت که جهت تثبیت حلالی بدون و حرامی بودن شان، دی ان ای شان را به لابراتوار روان کنیم.
اګربه این جدال میروند ما آماده ایم و تأریخ باید ګواه باشد که ایشان مارا مجبور به این رویاروی احمقانه کردند.
و من الله التوفیق
دوکتور صلاح الدین سعیدی
۱۰/۴/۲۰۱۹


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 06.04.2019

" دراین رونمائی ها، هدف اساسی تخریب بزرگترین دانشمند پشتونها یعنی علامه حبیبی توسط یکی از بستگان آن یعنی ناشناس است.گناه حبیبی اینست که چرا او تاریخ زبان وادب پشتو را توسط نشرکتاب پټه خزانه قدیمی تر از تاریخ ادبیات فارسی نشان داده است؟"

Dr. Nashinas is an individual and can say anything based on his understanding. But such speech/opinion should not be a tool in the hands of bigots to expand the subject and turning it to a fight between Pashto and Farsi or vice versa. The subject is already becoming the topic of bigotry in AGO but not even a simple news in AAO and that is one of the precise different between the two websites.


اسم: ملالی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 05.04.2019

گرچه پخش خبر امروز در سایت «صدای امریکا» در زمینۀ اظهارات حامد کرزی رئیس جمهورقبلی، چیز نوی نیست و نامبرده بدون داشتن صلاحیت قانونی هر روز در مسائل سرنوشت ساز و حاد افغانستان دست درازی ها و مداخلات بیجا مینماید، ولی خوب است قسمتی از اظهارات غیر معقول وی را درین خبر جستجو نماییم:
"حامد کرزی، رئیس جمهور پیشین افغانستان گفته است که حتا اگر دولت در مذاکرات صلح با طالبان شرکت نکند، تلاش برای آوردن صلح در افغانستان از راه مذاکره نباید متوقف شود.
آقای کرزی در یک گفتگوی اختصاصی با صدای امریکا، مذاکرات اخیر با طالبان را "یک تلاش ملی" برای رسیدن به صلح خواند و گفت که متوقف کردن این روند تنها به دلیل عدم حضور دولت، "جرم و اشتباه" خواهد بود".

طوریکه مشاهده میگردد، کرزی که زعامت مردم افغانستان را برای ۱۳ سال بر عهده داشت، معتقد است که مذاکرات در مورد مقدرات مردم افغانستان با روش و خواسته های طالبان در غیاب اعضای دولت افغانستان که رسمیت حقوقی و بین المللی دارد، تلاش ملی«!؟» بوده و مشروع و حتمی است. یا الله!! جای دیگری با بی مسئولیتی بازهم میگوید:
"این جرم است، اشتباه است و ما تن به این جرم و اشتباه نخواهیم داد." معلوم نیست که وی با ذکر کلمۀ «ما» از کدام اکثریتی سخن میزند؟!
باور میکنیم این شخصیتی که بزرگترین اشتباهات تأریخی را در زمان زعامت ناقص و بی ارزش خویش مرتکب گردید، حتی نخواهد که معنی و شرائط «جرم» را بداند و یا مکلفیت یک دستگاه حقوقی مانند دولت را با حقوق و وجایب آن درک نماید و اگر حالا در رأس کار میبود، زعامت کشور را به دست گروهی تروریست و آدم کش با قیود و جنایات آنان میسپرد. می بینیم که به چنین آرزویی است:او با اشاره به دور بعدی مذاکرات امریکا و طالبان در قطر گفت:
"اگر از من (برای شرکت در مذاکرات قطر) دعوت شود، حتما می‌ روم. طالبان افغان‌ ها هستند، برادران ما هستند. حتما می‌روم."
بلی، درین شب و روزی که مردم مظلوم افغانستان دراثر حملات ددمنشانۀ طالبان برادر های آقای حامد کرزی و اشغال ولسوالی ها در نقاط مختلفۀ کشور به خون نشستۀ ما با فاجعۀ کشتار بیدریغ عساکر و غیر نظامیان و بیخانمانی وسیعی روبرو هستند، جناب حامد کرزی با بی مسئولیتی ذاتی گاهی به نعل میکوبد و زمانی به میخ!!
برای اصل خبر در همین وبسایت به قسمت اخبار توجه فرمایید.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 04.04.2019

دیره مننه جناب داکتر سعیدی صاحب قضیه ورو ورو روشانه کیژی


اسم: Dr. Salah Sayedi   محل سکونت: UK    تاریخ: 04.04.2019

له داو‌ؤد اعظمي نه مننه !

درنو مشرانو او کشرانو
دادنیا د حیلې او فتنې دنیا ده او ناشناس د ستمیانو د فتنو او دسیسو قربانی شو.

پرون شپه مې د ښاغلي ناشناس فطرت له خولې د پښتنو د تاریخ او ستر احمد شاه بابا په هکله اظهارات په تعجب اوخفګان واورېدل، سخت نا ارامه او متأثر شوم.
ناشناس فطرت زمونږ څنګ ته په ۷ مایلي کې ژوند کوي. نو خیال راغی چې اوس شپه ده نو دی ۸۴ اتیا کلن معزز شخص او ... مریض هم دی!
سهار وختي پاڅېدم او بیا بیده نه شوم او ساعت ته مې کتل چې ۹ بجې شي. نو د ۸:۴۵ د سهار مې د ناشناس لاسي تیلفون ته زنګ وواهه تیلفون یې جګ نه کړ نو بیا مې کور ته زنګ ور وواهه بعد له تعارفه مې د تیلفون دلیل ورته وویلې او وضع مې تشریح کړه او با له دوی مې واورېده. مشوره شو سره او زما سفارش د بیا تلویزیونی ناستې د دوه نورو پښتو او تاریخ متخصصینو سره او د دوی داظهاراتو دتوضیحاتو او ملت د سپيناوي خبر مې ورسره وکړه. احتیاط مې هم کاوه چې زما طرحه رد نه کړي. چون چې یوبل دوست ته یې ورته وړاندیز رد کړای وه او هغه سخت خفه وه. خو ما ددوی د خبرو نه د پښيمانۍ علایم ولیدل خو یو معزز تاریخ پوه سره مې توافق وه چې دی چې مرکې ته راشي نور یې په مونږ چې حقایق ملت ته ووایو. ومې لید چې جناب ناشناس پښيمانه وه او تأکید یې کاوه چې ما نه نباید داسې پوښتنې شوې وای چې زما مسلک نه دی. زه د خلکو د ترشا دسایسو نه یم خبر. خو داسې پوښتنې رانه کوي. منظور یې پوه شوم چې صبورالله سیاسنګ وه. وویل یې چې رانه ولې داسې اضافه پوښتنې کوي او زه د موسیقي کس یم. ما کوم تحقیق نه دی کړای او دا زما حدس او ګمان وه او دی.
سنګروال صیب مصاحبې ته حاضر شو او د یو دوه نورو دانشمندانو هوکړه مې واخیسته او یو محلي د لندن تلویزیون سره مې هم تماس وشو. جناب سنګروال صیب د بی بی سره د جناب ناشناس او ددوی د ناستې بندو بست سفارش هم وکړ. جناب داو‌ؤد اعظمي ته د بی بی سی خبریال او مسوول ته مې څه کم لس بجې همدا نن زنګ شوم او مفصلې رغنده خبرې مو سره وکړې او هغوی هم ‌‌‌‌‌‌ډېر مسولانه او با عزته موضع لرله او د مصاحبې تیاری یې سمدلاسه وښود. جناب داو‌ؤد اعظمي چې د بی بی سی با شخصیته دانشمند شخصیت دی د مسالې پر اهمیت ورسید او له مانه یې غوښتنه وکړه چې که جناب ناشناس مصاحبې ته حاضر او وایي چې ددوی خبرې تېروتنه وه نو دی به ورسره مصاحبه تنظيم کړي او دا بحث اوږدېدو ته نه پریږدو. د ناشناس فطرت د تیلفون نمره مې بي بی سي جناب داکتر اعظمی ته ورکړه او د نتیجې منتطر شو.
د سوسیال میدیا، فیسبوک جوش او خروش د جناب ناشناس په هکله مجبور کړم دوه درې کسو نورو ته زنګ شم چې په پایله کې په نږدې نن سبا کې تلویزیونی مرکه چې جناب صادق فطرت به خپلې تېرونې او کم مطالعه والی په کې اقرار وکړي او ...
تنظيم کړو.
د جناب داو‌ؤد اعظمي نه مننه چې د وعدې سره سم خپله برخه کې يې متناسب عاجل اجراات وکړل او د جناب ناشناس سره یې د هغه د ‌‌‌‌‌‌ډېرو مهمو تاریخي، فرهنګي مستندات په هکله د ناشناس عدم دقت اظهاراتو توضیح په حساسو تاریخي او علمی مساېلو کې تاسې ته ورسوله.
د جناب داکتر صادق فطرت ناشناس د شهامت نه مننه چې په خپلو نیمګړو او غیر واردو خبرو یې اعتراف وکړ او متناسب توضیحات ورکړل. د صبور الله سیاسنګ در کارنامې!؟ توضيحاتو او شاليد تصور تاسې خپله کولای شئ چې دې وطن کې څه فتنې روانې دي.
ان شاء الله تعالی یوه دوه تلویزیوني خپرونې دغه برخه کې تنظيمې شوي چې که وعده کوونکي په شا لاړ نه شي نو ژر به تاسې ته وړاندې شي. د. ص. سعیدی
۳/۴/۲۰۱۹
۲۱ بجې


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 04.04.2019

محترم و گرامی جناب داکتر صاحب خالدی سلام بر شما!

نظر شما را را در مورد"صادق فطرت-ناشناس" با دقت مطالعه کردم و با درنظر داشت اینکه جناب ناشناس، فطرتاً هیچ زمانی به افغانستان و مردم درد رسیدۀ آن صادق نبوده است، این کمترین اما درست زمانی به خرید و فروش"شخصیت" ناشناس به زر و زور، یقین حاصل کردم که به جواب آهنگ بی حد زیبا، گیرا و پرمفهوم و دلنشین زنده یاد"ترانه ساز،" بی آشیانم، بی خانمانم..."، دستوری آهنگ بی حد مسخره و دلگیر را از ورای رادیو افغانستان وقت،نعره کشید که" بی اشیانی، بی خانمانی..." که در حقیقت خطاب به بیش از پنج میلیون مهاجر افغان بود.

و اما اصل مطلب اینکه چون نظر شما را مطالعه کردم، واقعاً نظر به بی خبری خود ندانستم که ناشناس چه گفته یا چه خوانده است و لذا در انترنت به جستجو شدم و مطالب کم و بیش در مورد یافتم، اما در هیچ کدام از آن مضامین انتقادی نیز اشاره ای بر اصل قضیه نشده بود.

و اکنون که یکی دو نظر را در همین دریچه خواندم، اندکی مغز منجمد من باز شد که گویا اصل مطلب باید رد مورد کدام کتاب باشد و...

و اما خلص کلام اینکه اگر در همچو مواردی نخست لااقل یک پاراگراف از نوشتۀ مورد نظر که مورد انتقاد است، آورده شود و بعد تجزیه و تحلیل گردد، به گمانم بد نخواهد بود.

موفق و سرافراز باشید


اسم: ملالی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 04.04.2019

محقق محترم و ملی گرا، داکتر صاحب خالدی،
از جریان شاهکار آقای صادق فطرت ملقب به ناشناس که الحق هنرمند با استعداد و خوش آواز افغانستان بوده است، جسته و گریخته از تبصرۀ شما درین وبسایت معلوماتی در زمینۀ تعرض بر قدامت و فرهنگ پشتون ها، نصیب گردید، تا اینکه دوست و نویسندۀ توانا، آقای داوود ملکیار که در واشنگتن تشریف دارند، تیلفونی از چگونگی جریان نهایت قابل تأثر و حیرت آوری که بدون شک صد ها سوأل را در ذهن هر هموطنی خلق مینماید، بیشتر به چگونگی داستان تأریخ نویسی آقای ناشناس ذریعۀ آقای صبور سیاه سنگ «؟!» که آنهم از عجایبیست ناشنیده، واقف گردیدم. البته دوست مطلعی از میری لاند هم که نام خدا هر گوشه ای از ماجرا و اطلاعات بی بی سی و یوتوب و امثالهم را مانند بقیه جریانات وطن و هموطنان، در ذهن آماده داشت، با تأسف روشنی زیادی بر چنین ماجرای غیر قابل باور انداخت.
در حالیکه حیات شخصی و اجتماعی هر انسانی با تفاوت ها و خصوصیات، استعداد ها، تجارب، عقاید و شیوۀ زندگی بی شباهت به دیگریست، در چنین احوالی چرا باید یک هنر مند که داکتری ادبیات را هم بر دوش حمل مینماید، دفعتاً بصورت بی سابقه به تأریخ نویسی روی بیاورد و عجبا که برای این کار هم نویسندۀ دیگری را به کار وادارد و هردو به سیاه کردن اوراقی بپردازند که صلاحیتش را ندارند.
چون اینجانب کتاب را مطالعه ننموده ام عجالتاً با تکیه بر همین مختصر و اخبار یوتیوب، به قطعه ای از حضرت حافظ ، اکتفاء مینمایم:
نه هرکه چهره بر افروخت، دلبری داند*** نه هرکه آئینه سازد، سکندری داند*** نه هرکه طرف کله کج نهاد و تند نشست*** کلاه داری و آئین سروسری داند


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 04.04.2019

دانشمند بی همتا و فرهیخته جناب محترم بزرگوار داکتر صاحب نور خالدی!

از ذره نوازی جناب عالی سپاس گزار، مفتخر و ممنونم.


اسم: نوراحمد خالدی   محل سکونت: آسترالیا    تاریخ: 04.04.2019

محترم عباسی از توضیحات تان یکعالم تشکر. موفق ناشید.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 03.04.2019



جناب محترم داکتر صاحب نور احمد خالدی!

برای کسانی چون صادق فطرت"ناشناس" به نام غرور ملی چیزی باقی نمانده. او اصلاً با مسائل ملی"ناشناس" است. در واقعیت او یک شخص فرصت طلب بوده و جنون شهرت خواهی داشته. صدای گیرا و استعداد سرایندگی به کس شخصیت نمی دهد تا هنرمند و سراینده خود شخصیت ملی نداشته باشد.
دکتورای صادق فطرت صبغۀ سیاسی داشت و شوروی زمان اولین دکتورا را برای تیزس او دربارۀ "رحمن بابا" عنایت فرمود.
بلی او زبان شناس نیست و در این رشته تخصص ندارد.

علاوتاً او شخص بی نهایت از خود راضی بوده در مناسبات اجتماعی خشن و زشت برخورد است. در اروپا و امریکا میزبانان خود را بی نهایت آزرده خاطر ساخت و نمک ناشناس و قدر نادان است.
جفنگیات وی در مورد اصالت و قدامت زبان پشتو فاقد ارزش علمی است.


اسم: نوراحمد خالدی   محل سکونت: آسترالیا    تاریخ: 03.04.2019

.ناشناس و سخنان ناسنجیده او!
متاسفانه نوشته ها و سخنان ناسنجیده صادق فطرت ناشناس گروه متعصبین ضد پشتون و پشتو ستیز ها را حیات تازه بخشیده و از کنج و کنار دوباره به اهانت و تحقیر فرهنگ پشتو شروع کرده اند. این عمل ناپسندی است!
بسیاریها تاریخ و زبان را سلیقه یی به نقد میگیرند تا علمی. از جانب دیگر من تا حال ندیده ام روشنفکران پشتون فرهنگ تاجیکان، ازبکان و هزاره ها را با تحقیر نگاه کنند و یا بکوشند ادبای این زبانها را و یا آثار ادبی آنها را کوچک بسازند و یا در اصالت آنها شک و تردید ایجاد کنند. اما متاسفانه از این روش پسندیده ادیبان و روشنفکران بخصوص تاجیک در مقابل پشتونها استفاده نمیکنند و همواره در صدد تحقیر کردن و کوچک کردن فرهنگ پشتون ها و زبان پشتو هستند. این روش درستی نیست.
ناشناس دهن کجی دارد و وقتی نزدیک به بیست سال قبل به سدنی برای اجرای کنسرت آمد اول با سخنان نا سنجیده پدر خود را تحقیر کرد و متعاقب آن با ابراز عصبانیت آشکار در مورد یک نوشتۀ فرمایشی یک تماشاچی، تمام لطف کنسرت خود را از بین برد و ما ناچار به ترک صالون شدیم در حالیکه میتوانست آنرا نادیده بگیرد!
ناشناس نه زبان شناس است و نه مورخ و نه محقق. نظریات او در مورد زبان پشتو و ادبای پشتون یک پول سیاه ارزش ندارد!
برای معلومات کسانیکه میخواهند حقیقت را بدانند باید مثال خوشحال خان ختک را تذکر بدهم. اشعار خوشحال خان از لحاظ معانی و معیار ادبی در بالاترین سطح قرار دارد. موصوف بیش از چهارصد سال قبل میزیسته است. اگر زبان پشتو چهارصد سال قبل به پختگی خوشحال خان شاعر داشت بنابر آن مبرهن است این زبان باید حد اقل بیش از هزار سال سابقه تکاملی داشته باشد. به یقین که نمیتوان تصور کرد خوشحال خان یگانه شاعر عصر خود بوده باشد. بنابر آن شعرا و نویسندگان پشتو که در پته خزانه از آنها یاد شده است به یقین که در ادوار مختلف میزیسته اند.


اسم: ملالی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 02.04.2019

موضوع صلح با طالبان و آمادگی برای دور دیگر انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان، کشور ما را در شرایط نهایت حساس و متفاوتی قرار داده است. درین زمینه دیده میشود که مطبوعات و میدیای داخلی و خارجی با برداشت ها و نظرات و قضاوت های چپ و راست سخت در افکار عامه نفوذ نموده و اغلباً باعث سرگردانی و اخلال میگردد؛ در حالیکه بسیاری از مسائل را نمیتوان در چنین حالتی پیش بین گردید و یا رهنمون شد. بنا بر آن با انگیزۀ طرفداری ازین و پشتیبانی از آن که باعث سردرگمی افکار عامه میشود، حتی المقدور در میدیا باید پرهیز نمود.
در زمینه به تأریخ 27 مارچ مضمونی تحت عنوان «غنی در تقابل با کرزی» اثر هموطنی به نام فردوس«؟» درین وبسایت منتشر شد که با طرفداری علنی از حامد کرزی و اینکه رئیس جمهور منتخب افغانستان باید از عمل کرد های وی و گروه وابسته به او در مورد شرائط صلح با طالبان پیروی نماید، بیاناتی داشت. افغانستان یا هر کشور دیگری که تحت حاکمیت قانون و شناخت جامعۀ بین المللی رسمیت داشته باشد، منحیث یک شخصیت حقوقی حکمی به مقابل پیشنهادات یا حل مشکلات با کشور و یا گروه های مورد بحث، باید خود یا وکیل انتخابی آن رسماً عرض وجود نماید، نه اینکه شخصیت های بی صلاحیتی مانند حامد کرزی گروه و دستۀ خودمختار تشکیل دهند و بر مقدرات افغانستان تصمیم گیری و یا موافقات خود سرانه را با دیگران به عمل آورند.
چندی قبل آقای روستار ترکی هم با شدت بیشتری این ادعای میان خالی را که اشرف غنی حاضر نیست در صلح را به روی طالبان بکشاید، چیز های ته و بالا در همین وبسایت بیان داشت که از یک حقوقدان ولو شیفته وگرویدۀ راه و روش طالبی، کاملاً بعید و غیر قابل باور بود.
بهر حال، تا زمانیکه طالبان بیاد نیاورند که از لحاظ حقوقی آنطرف معاملۀ شان دولت قانونی افغانستان است که دارای قانون اساسی و پارلمان میباشد، آنچه را کرزی ها و گروه عقب رو وی به نمایش بگذارند، نه به مفاد مردم افغانستان است و نه گرهی را از معضلۀ طالب و دولت باز خواهد نمود. وسلام


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امرسکا    تاریخ: 31.03.2019

محقق و نویسندۀ محترم داکتر میر عبدالرحیم عزیز،
مضمون نهایت افشاگرانه و تحقیقی تان تحت عنوان «آیا میهن فروشی و مزدوری حدی دارد؟» که در حقیقت تفصیلیست بر روی کتابی از خاطرات یک جنرال روس در عصر اشغال افغانستان عزیز که اخیراً در آریانا افغانستان منتشر شده است. این کتاب که گویا تحت عنوان «در افغانستان چه میگذشت» از روسی ترجمه گردیده دقیقاً جنبه های گوناگونی از خیانت، جنایت و وطن فروشی المناکی را در خود مضمر دارد که قلب هر افغان وطنپرستی را به درد می آورد. در همین مختصر، هر پهلوی بیان و تفصیل آن به منزلۀ خنجریست بران در قلب من و شما و ملیون ها مانند ما و با تمام تکرار حوادث تلخ آن دوران شوم و کار روایی های وطنفروشان و خودفروشان قهار، از داستان های نا شنیده ای هم برخوردار است که گویا « از هر زبان که میشنوی، نامکرر است».
از ببرک ملعون با پیشۀ سخیف خاکفروشی، چاپلوسی فطری، ضعف شخصیت و دون همتی هر چه بگوییم کم گفته ایم؛ اناهیتای راتب زاد با گذشتۀ مرموز که جنرال روسی اشاره ای معنی دار به آن نموده است، از همان عصر ظاهر شاهی در تجمل و دو رویی غرق بود، لباس گرانبهاء بر تن مینمود و از استعمال عطریات و وسایل آرایش گرانقیمت فرانسوی و ماساژ روی و موی هرگز غفلت نمیورزید و یقین که سر سجده به مقامات دیکتاتوری پرولیتاریای شوروی میگذاشت – مشت های بسته به مدح لینن کبیر میپرداخت و خدمت به سفارت آن کشور در کابل را هم صادقانه «!؟» انجام میداد. این دو روی شیطان صفت هزاران دختر متعلم و محصل بیگناه افغان را دقیقاً شستشوی مغزی داده و مانند خود به وطن فروشی و فساد اخلاق رهنمون گشته است.
برای مطالعۀ بقیۀ مضمون لطفاً بر ادامه کلک نموده ممنون سازید.

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: Dr.Sayedi   محل سکونت: UK    تاریخ: 30.03.2019

مذاکره و صلح یا انتخابات؟

در نظر اول سوال اين پرسش بس صادقانه سخت بدراه کننده و عمیقاً دشمنانه طراحی شده و به خور ساده مردم جدی نمایش داده شده و سبب فریب ساده لوحان سیاسی میشود.
بلی این سخن مکار، ساده لوحانه، فریب دهنده و اغوا کننده است که بپرسیم: اصولاً پدرت را دوست داری یا مادرت؟
چه سوالی که دقیقاً در موارد بی معنا و گمراہ کننده هم است.

سوال مرکزی این است که چرا این دو را مقابل هم قرار دهیم؟
چرا صلح را در برابر انتخابات قرار دهیم. بلی باید زمینه برابر مرد، مذاکراه و صلح کرد تا اقشار مختلف جامعه و تعداد هرجه بیشتر نیروهای افغانی فرصت اشتراک در انتخابات روشن، تحت حاکنیت قانون و با میکانیزم کاملاً روشن را تنظيم و اجراء کرد. آيا انتخابات در جمهوری عربی مصر صادقانه، راستی و واقعی بود که در نتیجه آقای مرسی و حزبش به قدرت رسید و بعد با سکوت شرم آور جهان به سقوط آن توسط جنرال سیسی جنایتکارانه سرکوب شد و ما هنوز هم خوش هستیم که ما جانب دیموکراسي و حق را در کشور خود و در جهان داریم؟
دور نه رویم، واپس به درد خود بګیریم.
ما مذاکرات و مصالحهء سیاسي میخواهیم.
ما در مذاکره پيش شرطها نداریم، اما سفید ما و اعتقاد بر سفید ما هنوز باقی است و تلاش مشروع قبول آن بر دیګران داریم.
ما بخاطر به تعویق انداختن حتی عمدی مذاکرات حق نداریم و درست نیست به صورت غیر ضروری و غیر منطقی انتخابات را به تعویق اندازیم.
محاسبهء دشمن و یا ساده لوحات متکبر زور و قدرت سیاسی درین است که با تعویق انداختن مذاکراه و مصالحه بر ګروپ سیستم براندازان اضافه خواهد شد و توض سیستم سازی در کشور ما سیستم براندازی به قوت بیشتر صورت خواهد ګرفت.
این حالت و عواقب این حالت را از مخالفین موجود در حاکمیت افغانی در کابل درک نه کرده و ګمان دارند که این در به قدرت رسیدن سیاسي شان کمک خواهد کرد، حالیکه این حالت موجب خطرات جدی برای سیسم براندازی در کشور ما شده، سبب خواهد شد که قصر ها و زر اندوختهء شان را در زیر سایهء ب۵۲ نیز به باد خواهد بُرد!
مخالفین مسلح و پاکستان تصادفاً در مذاکرات صلح بین الافغان ضیاع وقت نمی کنند. آنها تلاش دلرند با ضیاع وقت به صفوف خود بافزایند و سبب تحقق اهداف خویش و تمدید تراژيدی ملت ما و مردم مظلوم منطقه شوند.
بلاتأخیر باید به مذاکره و مصالحهء باعزت رفت . به هیچ نوع توهین و تحقیر و رسیدن به صلح و استقرار که سبب تحقیر و بی عزت ملت افغان شود ، نه رفت و در صورتیکه درین میان کس تخلف و شرارت کرده و میکند، حقایق و مستندات شرارت و متخلف را به صورت وسیع به ملت افغان، منطقه و جهان مستند ومفصل به صورت دوامدار بیان کرد.

اگر جانب متخلف به صلح و استقرار اعتنای متناسب نه کرد و مصالحه را تصاحب، تسلط و تسلیمی قدرت سیاسی میپندارد که چنین نمایش داده میشود، در آن صورت انتخاب دیګر ، جز جنګ نمی خواهد، باید به تمام قوت از حیثیت و شرف کشور و مردم دفاع کرد که شامل دفاع مسلحانه نیز میباشد!

مذاکره و مصالحهء با عزت را باید بلاتأخیر انجام داد و اجراء کرد و اگر برای وعده های مشخص و واضح مذاکره و مصالحه دو سه ماه انتخابات مصلحتاً به تعویق افتد مشکل نه خواهد داشت اما در حالت مجهول و ضیاع کنندهء وقت یک روز هم نباید انتخابات ریاست جمهوری و ... را به تعویق انداخت.
۳۰/۳/۲۰۱۹

پایان بی پایان

تذکر: آریانا افغانستان آنلاین تبصرۀ محترم سعیدی صاحب را بدون تصرف با محتویات اصلی آن نشر نموده.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 28.03.2019

" تبصرۀ آریانا افغانستان آنلاین: تجاوزات و مداخلات دولت مغرض و حکومت بی حیثیت پاکستان در امور افغانستان چیز جدیدی نیست که موجبات تعجب و نا باوری مردم افغانستان و جهان را بار آورد، ولی حتی چنین اعمال غیر مجاز و دور از نورم و اصول سیاست، روش دیپلوماتیکی و روابط نیک همسایگی هم حدی دارد. در پهلوی صد ها درد بیدرمانی که عاید مردم مظلوم افغانستان از دست درازی های اولیای امور پاکستان گردیده است، جفنگ سرایی های عمران خان و وزیر خارجۀ پاکستان بر مقدرات افغانستان، میتواند مشتی از خروار باشد. این تجاوزکاران بی صلاحیت حال قوماندۀ ایجاد حکومت جدید و نحوۀ آنرا هم از ماورای سرحد افغانستان عزیز صادر میکنند"

In addition to the proper and on time comment made by AAO relating to Pakistan prime minister statement, would like to add that :

The prime minister of Pakistan is smart enough to know that such talk is marketable among few circle of powers in Afghanistan and counting on them for support. Some recipient Afghan circles are mainly Jihadi leaders, warlords and power opportunists ready to purchase Imran Khan's sales pitch for political advancements. Others - with exception of President Karzai - likely stayed closed mouth out of fear that Pakistan is still in possession of their past deeds and records, spending long years there.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 28.03.2019

مقالۀ روزنامۀ ۸ صبح را پیرامون مصاحبۀ سفیر امریکا در کابل با رسانه ها در این وبسایت به دقت خواندم و ملاحظات آتی خود را در بارۀ اظهرات جناب سفیر در ذیل ارائه می دارم:
۱- سفیر امریکا به وضاحت اعتبار حکومت را نه تنها تضعیف بلکه جداً صدمه می رساند.

۲- اگر این حکومت به رأی مردم ایجاد و امریکا آن را به رسمیت شناخته تا حال از آن حمایت نموده اصولاً یک مرجع قانونی و با صلاحیت است، که در مذاکرات صلح بصورت مستقل به حیث یک جانب به نمایندگی مردم افغانستان شرکت نماید.

۳- نمی دانم حلقات و اشخاص سیاسی دیگر در شرائط کنونی نزد امریکا و نمایندۀ آن چه رسمیت قانونی دارد؟

۴- سفارت امریکا بر اساس کدام ارزیابی دموکراتیک نظریات حلقات سیاسی بیرون حکومت را مؤجه می داند؟

۵- اگر بر اساس پیشنهاد سفیر و نمایدۀ صلح آن حکومت در مذاکرات به حیث یک جانب همراه با حلقات سیاسی در مذاکرات صلح با طالبان دور میز مذاکره بنشیند، چگونه بین این دو جناح توافق نظر و یک موقف مشترک ایجاد می گردد؟ مخصوصاً که حکومت را نظری باشد و دیگران را مخالف آن. توقع حصول یک نتیجۀ مثبت از چنین انشعاب عمدی خلق شده درعمل جز مغلق ساختن و پیچیده گردانیدن و معضله آفریدن و دوری جستن از هدف اصلی چه خواهد بود؟

۶- آیا آقای خلیل زاد امکانات یک جلسۀ مقدماتی را بین نمایندگان حکومت و حلقات منتخب روندۀ مذاکرات صلح به دوحه فراهم نموده، که هردو جناح به اتخاذ نسبی یک موقف مشترک توافق نمایند ویا این که هر جناح با نظریات متفاوت در مذاکرات اشتراک می کنند؟

۷- این حلقات سیاسی که ادعا دارند حکومت از ایشان نمایندګی نمی تواند چګونه تشخیص شده اند و معیار های قانونی انتخاب شان چیست؟ و کدام مرجع با صلاحیت قانونی این اشخاص و یا حلقات را انتخاب نموده؟ یا این که آقای خلیل زاد این صلاحیت و اختیار را به خود بخشیده اشخاص و حلقات را انتخاب می نماید؟

۸- اگر طالبان با یک جناح توافق و با دیگری مخالفت نماید در آن صورت توقع رسیدن به یک توافق کلی و معتبرچه خواهد بود؟ مخصوصاً که اگر طالبان با نمایندۀ حکومت سر مخالفت گیرد.

۹- گر چه در کل اصولاً منطق اشتراک اشخاص و حلقات سیاسی دیگر در مذاکرات صلح یک جا با حکومت تا حال قابل فهم نبوده و دلیل مقنع ندارد.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 27.03.2019

A deep appreciation for the initiative taken by Mr. Hamid and Mahmood Farani:

A while back there was a lengthy discussion between Dr. Abdullah Kazim and Mr. Daoud Milikyar in which Mr. Malikyar excluded the privileged title word of "Sayed" from Dr. Kazim's name. Such action got a heavy response from Dr. Kazim demanding the use and restoration of his full name.

Passed through numerous articles from both Mr. Hamid and Mahmood Farani, noticed that none of them no longer utilize the title of "Sayed" to accompany their names and should be admired.

And for those whom may see a bias within the subject discussed, should be reminded that about less than one-tenth of one percent of Afghans are in possession of such titles but the same tiny minority produces almost half of Afghanistan intellectuals. Such statistic is impossible to reach in the absence of genetic-superiority entitlement factor applied.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 26.03.2019

محترم و گرامی آقای سمیع الدین افغانی سلام بر شما!
شعر جالب و پراحساس شما تحت عنوان"مه وژنی" را با دقت مطالعه کردم. درد دل هر افغان را فریاد کرده اید. دستان تان درد نکند.
یک سوال اما برای من در زمینه خلق گردیده است.

شما می نویسید" مـه وژنۍ زمونږه مشران مه وژنۍ". آیا امکان دارد تا آن"مشران" را مشخص سازید و اینکه کی ها آن "مشران" را کشته اند؟
زنده و سلامت باشید


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 26.03.2019

دوست گرانقدر و عزیز جناب سیدال جان هومان سلام بر شما!
از نبشتۀ جالب، مهم، ارزشمند و معلوماتی تان یک جهان ممنون. آنچه شما مرقوم فرموده اید، بی نهایت پر ارزش و سودمند است. از زحمات و تلاش های همیشگی تان دو دنیا سپاس. موفق و سرافراز باشید


اسم: فریده نوری کمال   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 26.03.2019

دوستان بسیار عزیز و مهربان ملال جان نظام و حمید جان انوری
به وکلالت از مرجان از شما دوستان معزز اظهار امتنان و سپاسگذاری می نمایم، و خداوند را شکر گذار هستم که تلاش های که مرجان برای وطنش با گذاشتن مضامین و تحقیقات علمی به جا مانده است و به هدر نرفت.
با استقبال از نبشته های مرجان شما روحش را شاد و بالای زخم های مادرش مرهم بس تسلی بخش می گذارید.
خداوند شما دوستان را که همیشه مضامین بس ارزشمند در موارد مختلفۀ اوضاع افغانستان عزیز می نگارید، به پناه خود نگهدارد، تا بتوانید صفحات وزین وبسایت آریانا افغانستان آنلاین را مزین گردانید.
مؤفق باشید.
فریده نوری


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 25.03.2019

حتماً می گویید که تو کار زمین نکو کردی که به آسمان دست انداختی، با یقین کامل به اثر نداشتن نظرم، خموشی را گناه نابخشودنی می دانم و اظهار نظر را درمان خاطر افسرده.
دونالد ترمپ رئیس جمهور امریکا چون خداوندگار روی زمین و فرعون زمان دیروز بیت المقدس و امروز ارتفاعات"گولان" را برای خوشنودی داماد و دخترش به بابه اندر خوذ اسرائیل بخشید.
پادشاه عربستان سعودی شانزده و نیم رکعت نماز شکرانه خواند و برای خرید اسلحۀ که هرگز ضرورت ندارد خریطۀ دیگر طلا را آماده ساخت.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 25.03.2019

Thank you Abbasi Sahib,

I was actually trying to explain the whole-sale and retail-resale of Afghanistan via connecting it to the method of my meat purchase experience. May be it wasn't a smart move but that is all I had at the time.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 25.03.2019

حکیمی صاحب محترم!

به سر تان قسم که ارتباط فارم گاو داری و عرضۀ گوشت را مطابق تقاضای مشتریان توسط مالک فارم با این بحث نفهمیدم. اگر در زمینه توضیح بیشتر ارائه فرمایید. من کمی دیر فهم تشریف دارم.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 25.03.2019

" تا حال نفهمیدیم که ضرورت و دلیل شمول افغان ها علاوه بر نمایندۀ حکومت در مذاکرات صلح چه بوده ً اصلا و در آن کدام منفعت ملی و تأثیر واقعی در تأمین صلح جز مغلق، پیچیده ساختن و مشکل آفریدن چه خواهد بو"

Well, I noticed that in our town the taste and quality of beef is much better purchasing it directly from the farm raised farmer cow than our favorite grocery store. The problem is that the farmer only sell whole or half cow's meat to share which is too much for us. In order to have fresh farm meat, I remarket portion of my half to others. So far the demand is very high and the farmer is not even aware of.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 25.03.2019

آیا حکومت امریکا از لحاظ تعاملات متداول دپلوماتیک حق احضار حمدالله محب را در وزارت خارجه داشت؟

آقای محب با حفظ حق مسلم آزادی بیان به حیث یک فرد نظر شخصی خود را در کشوری ابراز نمود که روزانه به هزاران امریکایی و رسانه های آن کشور شخص اول مملکت را مورد انتقاد قرار می دهند و آقای محب در مورد خلیل زاد تبصره هایی داشت، که هیچ نوع عدول از اصول دپلوماتیک و دموکراسی صورت نگرفته.
اگر آقای محب سفیر افغانستان در امریکا می بود و تبصرۀ مخالف اصول دپلوماسی می کرد که روابط مملکتین را صدمه می رساند در آن صورت وزارت خارجۀ امریکا حق احضار سفیر را برای توضیح و یا سپردن احتجاجیه داشت.
هم چنان اگر آقای محب به نمایندگی حکومت چنین تبصره را می نمود باز هم باید سفیر مملکت احضار می شد و نه حمدالله محب.


اسم: ملالی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 24.03.2019

درود و تهنیت به روح پاک مرجان کمال،
با ناباوری و افسوس به مطالعۀ مضمون نهایت آموزندۀ شاد روان مرجان کمال در مورد نام های ۳۴ ولایت و ولسوالی های مربوطۀ افغانستان عزیز که بصورت جامع و دقت کامل تشریح گردیده، غرق شدم و به روح پاک آن دختر اصیل و پاک سیرت افغان درود فرستادم. درین مضمون عالی معلومات جغرافیای ای که هر افغانی باید در مورد ولایات کشور و ولسوالی های آن داشته باشد بسیار منسجم، سلیس و زیبا تشریح گردیده است. این قلم اعتراف مینمایم که با تمام علاقمندی که در کل به جغرافیه داشته ام، نه تنها اسمای اکثریت ولسوالی ها را جدیداً آموختم، بلکه حتی در قسمت بعضی ها حدس من صحیح نبوده است. مثلاً مرکز نورستان که شهر پارون می باشد، به گمان من کامدیش بوده و یا فکر میکردم که مرکز پکتیکا شهر ارگون بوده، در حالیکه اسم غیر مأنوس شارانه است.
از طرف دیگر، گمان نمیبردم که در بعضی از ولایات اسم مرکز و یک ولسوالی یکی است، مثلا: ولایت قندوز – شهر قندوز و ولسوالی قندوز. ولایت سرپل - شهر سرپل و ولسوالی سرپل.
با مقایسه به درایت و تحقیقات عمیق مرجان عزیز که در فرانسه بزرگ شده و دور از وطن تحصیل نموده بود، در یک لغت نامۀ افغانی، مدیر مسئول آن که تا ختم اشغال وطن عزیز در وطن اقامت داشته، ولایت تأریخی سمنگان را شهری سرسبز در شمال افغانستان معلومات داده بود. مرجان دختر خردمند و نازنین افغان، روحت شاد و یاد عزیزت در خاطر هموطنانت گرامی و جاودان باد. آمین!


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 23.03.2019

"اسم: سیدعبدالله کاظم محل سکونت: کالیفورنیا تاریخ: 20.03.2019

دراین روزها انتقادات حمد الله محب در مورد دپلماسی خلیلزاد انعکاسات وسیع را در رسانه های داخل و خارج کشور بار آورده است و تعدادی اظهارات او را که بسیار واقعبیانانه در جهت دفاع از حاکمیت ملی افغانستان بود، به دلیل گویا "غیردپلوماتیک" بودن شیوه بیان آن نکوهش کردند و جانب "ویسرا" را گرفتند."

Lets look at the subject from another angle:

The process of political issues in Afghanistan are often handled primarily by multinational intelligence agencies. Those who fits into that scenario need to become an established name combined with broad popularity first, prior to be seated.

Am I too negative to even look at it as such?


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 23.03.2019

بعد از عرض سلام!

نبشتۀ مهم و ارزشمند خواهر نامراد مازنده یاد"مرجان کمال" را تحت عنوان"نام های ۳۴ ولایت افغانستان با ولسوالی های آن" را که ترجمۀ سلیس و زیبای مادر گرامی شان محترمه" فریده جان نوری کمال" می باشد، با دقت و چندین بار خواندم و عاقبت یک کاپی برای خود از آن نگهداشتم. من کمتر به این مهم اندیشیده بودم که ولسوالی های ولایت افغانستان را جستجو کنم و بدانم.

از نظر این کمترین برای هر افغان که به کشور خود می اندیشد و بخصوص آنانی که در مورد وطن خود می نویسند، ضرور است تا یک کاپی از این نوشتۀ مهم برای خود داشته باشند، خواهی نخواهی روزی مراجعه به آن ضرورت می افتد.

روان آن دخت با شرف افغان شاد که عاشق میهن و مردم خود بود و دستان مادر گرامی شان درد نکناد با ترجمه های زیبای شان.


اسم: عبدالکریم رحیم   محل سکونت: بریتانیا    تاریخ: 22.03.2019

محترمو ښاغلو،
د ښاغلی فردوس لیکنه په واقعیت ولاړه ده. خو زه دا عرض کوم چی اشرف غنی د خلیلزاد د پټی اجندا په باره کی وویل چی دی دوهم ګندمک نه شی منلی او په مکرره توګه دا خبره کوی: «ګندمک نه منم». دا خبره په دی دلیل وضاحت طلبه ده چی د ګندمک د معاهدی په اساس علی مسجد، کرمه او ژوب د افغانستان نه بیل شو خو په دی بهانه چی یوازی اداری چاری به یی انګریزانو سره وی او مالیه به یی د انګریزانو د اداری مخارجو د تنقیص نه وروسته افغانستان ته ورکول کیږی. اوس غنی باید ملت ته ووایی چی دی په څه پوهیږی او ملت ته دی په دی باره کی توضیحات ورکړی.


اسم: نوراحمد خالدی   محل سکونت: آسترالیا    تاریخ: 22.03.2019

امریکا شرایط خروج خودرا باید با دولت مذاکره کند نه باطالبان!
قبلآ در یک جمله نوشته بودم اگر امریکا میخواهد ازافغانستان خارج شود چهارطرف شان قبله. ملت افغانستان از آنها بخاطر سقوط رژیم جهنمی قرون وسطایی طالبان وکمکها و قربانیهای هژده سال شان عمیقآ منت دار است. بفرمایند بروند اما سعی نکنند آنچه را به کمک خودشان ساخته شده است بر سر ملت افغانستان ویران کنند! این حق شان است که بروند اما حق ندارند حکومت آینده افغانستان را تعیین کنند بخصوص حکومت آینده را در عقب درهای بسته با کسانیکه زندگی مردم مارا در این سالها به جهنم مبدل کرده اند تعیین نماید. از قراین معلوم میشود که امریکا بانادیده گرفتن دولت باز میخواهد دولت آینده را از میان جنگسالاران جهادی و طالبان به قیادت طالبان بسازد. به همین دلیل جنگسالاران جهادی با دپلوماسی امریکا مشکلی ندارند و این روشنفکران کشور اند که عمیقا نگران دیپلوماسی مشکوک امریکا و شعف و شوق پاکستان از پیشرفت و نتیجه آن هستند. معاهده امنیتی امریکا که شرایط موجودیت آنها را در افغانستان تنظیم میکند با دولت افغانستان عقد شده و امریکا شرایط خروج خودرا نیز باید با دولت مذاکره کند نه باطالبان!


اسم: صلاح. س.    محل سکونت: لندن     تاریخ: 22.03.2019

میپرسند : محب چیزی ګفته که باید نمی ګفت؟

بلی جناب محب چیزه گفته که باید میگفت و چیزی گفته که باید به این طریق نمیگفت.
توقع از امریکا که به جانب افغانی باید از نشست و برخاست خویش با هر کس ګزارش دهد ، توقع خطاء است، خیر است که جناب خلیلزاد افغانې الاصل است.
اما اګر چیزې از جانب امریکا ګفته و توافق شده که جنرال بجوه برنامه کرده و عمران خان آنرا ابلاغ داشت و توافق بر سر حکومت کابل باشد، و چنین باشد که عمران خان در میتنګ هزاران نفر ګفت واقعاً سبب مدلل تشویش جانب افغانی است. اګر چنین چیزی طالب با جانب امریکایی توافق نه کرده، پس باید از عمران خان پرسید که خبر تغیر حکومت در افغانستان را از کجا بدست آورده؟
اما اګر عمران صریح ګفت که ګفت پس این تشویش مدلل جانب کابل به نحوی افاده کردن است و این مداخلهء صریح در صلاحیتهای مردم افغانستان اسن. اما اطهارات جناب محب در مورد اینکه جناب خالیلزاد برای خود میخواهد، اضافی و غیر ضروری بود. کافی بود از غیاب جانب افغانی شکایت میشد. منطقاً نیز این یک اتهام بیش نیست و امکانات خلیلزاد از محصور ماندن در افغانستان بیشتر است و کسیکه چندین مرتبه و در سطح جهانی امریکا را نمایندګی کرده چطور در افغانستان خود را محصور کند. این کار چندین سال قبل ممکن اما درین ۵-۶ سال اخیر امکانش حد اقل شده و تهمت بستن بر خلیلزاد به نفع منافع و مصالح افغانها و ديپلوماسی افغان نیست و نه باید این تفصیل داده میشد. کافی بود ګفته میشد که جانب حکومت افغان و کابل از در حاشیه قرار دادن در مذاکرات راضي نیست. راتش و عادلانه باید گفت که به حاشیه بردن حکومت کابل کار خلیلزاد نیست و این وضع را خلیلزاد ایجاد نه کرده. این در حاشیه قرار دادن حکومت کابل را پاکستان و به دهن طالب تنطيم کرده و ممکن نوعی تجربهء ناخوش آیند از مصالحهء غیر عملی شدهء حزب اسلامی و حکومت کابل نیز باشد.
اما جانب خلیل زاد به ضرورت مذاکرات کابل _ طالب تأکید داشته اما طالب دستور دیگر دارد!
لذا در همین سطح باید استدلال میشد تا شخصی سازی بر شخص!
اینکه شخصی سازی برنامه بود تا امریکا خفه نه شود بازهم خطاء است بخاطریکه میشد منطق عدم قابل قبول بودن به حاشیه کشاندن افغانستان باید مستدل میشد و مستدل میشد که میبینید که پاکستان هنوز هم همکاری نمی کند و این هم نشانی و سندش!
واقعیت چنین است که مذاکرات طالب تحت فشار فکستان است اما فکستان در عین حال کار خود را کرده که نتایج مذاکرات صفر شود. و از امریکا جزیهء خویش را نیز بدست آرد.
لذا مشکل ما استابلشمنت پاکستان بود، است و باقی خواهد بود. تا زمانیکه چارهء اساسی این غدهء سرطانی به نام پاکستان نه شود مشکل افغانستان و منطق حل نه خواهد شد. در آن صورت طالب خود و حد خود را خواهد شناخت و میشناسد!


اسم: سلطان جان کلیوال   محل سکونت: کاناډا    تاریخ: 21.03.2019

د آریانا افغانستان د درنی پاڼی درنو چلونکو، د دی سایټ قدرمنو قلمی همکارانو او د دی پاڼی ټولو درنو لوستونکو ته د نوی (۱۳۹۸) هـ - ش د را رسیدو له کبله د زړه له کومی مبارکی وایم او هیله من یم چی ټول دوستان به د خپلو درنو کورنیو سره له خوښیو نه ډکی شیبی ولری. همدارنګه د دعا لاسونه د لوی الله ج دربار ته لپه کوم چی دا نوی کال زمونږ په دردیدلی او غمیدلی وطن کی د سراسری روغی جوړی د دایمی راتلو کال وی او ټولو تیرو درودونو ته د پای ټکی کیدی، آمین


اسم: نوراحمد خالدی   محل سکونت: North Lakes    تاریخ: 20.03.2019

نوروز سال ۱۳۹۸ هجری شمسی را به همه مبارک میگویم!
هرسال ۲۱ مارچ مصادف به اول حمل و روز اول سال نوهجری شمسی و روز اول سال جنتری رسمی دولت افغانستان است. بنابر آن نوروز حلول سال نو در جنتری کشور ما بوده هیچ اساس مذهبی نداشته بلکه مطابق جنتری لاتین زودیاک مبنای نجومی طبیعی دارد. آفتاب در این روز خط استوا را از جنوب به شمال عبور میکند. در نیمکره جنوبی خزان آغاز میشود و در نیمکره شمالی بهار. تحویل سال نو درست دقیقه و ساعتی است که این واقعه نجومی بوقوع میپیوندد. در حقیقت امر این آفتاب نیست که عبور میکند بلکه موقف زمین درمدار آفتاب در جریان چرخش سالانه آن میباشد که تصور عبور آفتاب را ایجاد میکند. "حمل" نیز نام روشنترین ستاره ایست که شبهای ماه حمل در آسمان نیمکره شمالی میدرخشد و ۶۵ سال نوری از زمین فاصله دارد. تعداد ساعات شب و روز در روزهای آتی مساوی اند March 21 شروع بهار در نیکره شمالی و September 23.شروع خزان.

خوشحال خان ختک ۴۰۰ سال قبل وقتی افراطیت و وهابیون نبودند در وصف نوروز چنین سروده است:
د نوروز منت په باغ دئ په صحرا هم
نوراني ئې شي له فیضه هغه دا هم
یا
نور باغونه د نوروز په وخت غوړیږي
په اهاړ کا غوړیده د کابل باغ
یا
په نو روز کې دا غزل واخله مطربه
په آواز به دې بلبلې شي ساکت


اسم: د. ص. سعیدی    محل سکونت: لندن    تاریخ: 20.03.2019

سلام دوستان
خلیلزاد v محب:
جناب خلیلزاد مکلف به گزارش دادن از مذاکرات خویش به جانب افغانی نیست اما اگر گزارش دھد هم اختیار وی و جانب امریکایی است.
اما جانب امریکایی با جانب افغانی توافقات دارد که در چوکات آن وجود تعداد عساکر امریکایی در افغانستان تعین نه شده.
اما جانب امریکایی حق ندارد عوض ملت افغان در تعین حکومت افغان توافق کند و باز أنرا با جانب پاکستانی توافق و و باز صدراعظم پاکستان آنرا به جهان ابلاغ کند.
چنین توهینی به جانب و مردم افغان اګر از جانب امریکا و یا پاکستان شود، خطاء و قابل مذمت است و حکومت افغانی، حق نه بلکې مکلفیت دارد چنین روش را نکوهش و مانع آن شود. شخصي ساختن مسایل که تاکتیک هدفمند بود سبب تأثر من شد و آنرا مناسب نمی بینم. اما غلط بود روش و یا راه حل که طالب و جانب امریکایی حکومت افغانستان را در عقب در های بسته معامله کنند قابل قبول نیست. اګر چنین معامله نه شده، عمران خان دست پرورده، جنرال باجوه چرا چنین اظهارات داشت که حد اقل حد اقل برای مردم ما توهین کننده بود!


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 20.03.2019

Nonetheless, love you both site unseen. And would like to remind you the proverb of " Zmaakaa Haltaa Swazee Chee Aoor Pae Balaezgee " that can be concept translated to that, Put Yourself in his shoes!


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 19.03.2019

محترمه ملالی موسی نظام!

بجند جهان و نه جنبد جان محمد. زور گویی و سر تمبگی چه را گویند. بهتر است حکیمی صاحب را به حال شان بگذارید. فائده ندارد.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 19.03.2019

Thank you Mrs. Mallal Nizam

I hear you loud and clear about your acquaintance in France and have had no negative input at all related to Dr. Khalidi's remark you had pinpointed.

My comment was geared towards diplomatic skills of Afghanistan national security head that going all the way to Washington to complain very loud publicly against American policy enforcer Dr. Khalizad to the U.S. authorities as if the two are separate entities.

Have no disagreement with the last sentence of your editorial .


اسم: ملالی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 19.03.2019

محترم آقای حلیم حکیمی،
من یک دوستی دارم که در فرانسه زندگی میکند و بار اول در حدود یکسال قبل با تایپ دری در میکرو سافت آشنا و شروع به تمرین نمود. امروز بسیار مقالات علمی و تحقیقی را ترجمه، تایپ و تنظیم مینماید. آیا مشکل شما که نام خدا به هر مقاله و نوشته ای نظری به انگلیسی ارائه میدارید، در چنین موردی، دقیقاً ارادۀ علاقه نداشتن است؟ در حالیکه ماءشاالله در تایپ انگلیسی مهارت دارید. آیا فکر اینرا نموده اید که تبصره های شما را یک اقلیت بسیار کوچک مطالعه مینمایند و بعضاً مانند اینجانب که مشکلی با لسان انگلیسی ندارم، درک نمیتوانم که منظور شما چه میتواند باشد؟! مثل همین تبصرۀ شما بر نوشتۀ داکتر نور احمد خالدی که وی خواسته است به مهمترین و حساس ترین قضیۀ ملت افغان و مردم وطن خود روشنی انداخته و خطرات آنرا گوشزد نماید.
اصطلاح «در خانۀ عروس ساز و نواز است و در خانۀ داماد خبری نیست» ضرب المثل عامیانه و بسیار مروج در افغانستان است که شما آنرا با تحریف خواسته اید که لغت شماری نمایید.
بلی قرار ادعای محترم داکتر خالدی، در افغانستان با موجودیت حکومت و دولت قانونی و پارلمان هیچ حرکتی از صلح احتمالی صورت نگرفته، درحالیکه در دوحه و پاکستان بر مقدارات ملت مظلوم ما پلان گزاری های امریکا، پاکستان و طالب روان است. این یک فکاهی یا ارزیابی لغوی نیست، این آغاز یک تراژیدی ناخواسته و المناک ملی محسوب میگردد. لطفاً نوشتِۀ جدید این فرزند شریف افغان را مطالعه نمایید.
به آرزوی سلامتی،


اسم: دوکتور نور احمد خالدی   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 19.03.2019

افغانهای مقیم شهر های عمده در دنیا!
افغانستان بار دگر در آستانهٔ یک چرخش سیاسی قرار گرفته است. امریکا با تبانی با پاکستان در صدد مشروعیت زدایی از دولت افغاستان و مشروعیت دادن به تحریک طالبان اند. محور امریکا- پاکستان- طالبان بدون شرکت دولت افغانستان و بدون توجه به نظر مردم افغانستان در صدد ایجاد یک حکومت دست نشانده در افغانستان به رهبری طالبان میباشند. از افغانهای وطن دوست که خواهان حفاظت از دست آوردهای مردم افغانستان در هژده سال گذشته میباشند و با ایجاد دوبارهٔ یک رژیم مزدوراستخبارات پاکستان در افغانستان مخالف اند، تقاضا میگردد تا برای خنثی کردن این توطئه به گردهمایی در مقابل سفارتخانه ها و قونسلگری های امریکا در شهرهای محل سکونت خود پرداخته انزجار خود را در مقابل این دسیسه به امریکا و جهانیان نشان دهند! افغانها خواهان یک صلح شرافتمند در نتیجهٔ مذاکرات مستقیم دولت افغانستان با تحریک طالبان و ضمانتهای بین المللی میباشند. در تیم مذاکره دولت افغانستان نمایندگان سازمانهای سیاسی و اجتماعی موجود در افغانستان که به احکام قانون اساسی نافذهٔ کشور وفادار اند باید به عنوان یک تیم متحد شرکت داشته باشند. هرگونه مذاکرات به اصطلاح بین الافغانی تحریک طالبان با گروههای متفرق که در آن حکومت افغان در نقش یک گروه سیاسی سهم داشته باشد، مردود بوده یک دسیسهٔ استخبارات پاکستان برای مشروعیت زدایی از دولت افغاستان میباشد!
دوکتور نوراحمد خالدی


اسم: د. ص. سعیدی    محل سکونت: لندن    تاریخ: 18.03.2019

د سولې خبرې د تړلو دروازو شاته څه تېریږي؟

کابل افغان حاکمیت: سولې ته کار او افغان او زما حاکمیت درې واړو ته کار کول په کار دي!

خلک: سوله او با عزته سوله باید راشي. خېر اوس دې امریکه وغږیږو خو منطق حکم کوي چې طالب به افغان حکومت سره کېني.

طالب : کېنم خو افغان حاکمیت د حزب اسلامي سره څه وکړل چې ما سره به وکړي.
زه به وکړم خو به کېنم خو پاکستان کې زوی او لور ده او د ښځې امنیت مې د پاکستان لاس کې دی.

ترامپ خلیلزاد ته:
شپږ میاشتې وخت لرې چې د افغانستان په هکله څه وکړې که نه نو زه ترامپ بیا ترامپي تصمیم نیسم.

پاکستان طالب ته:
ته هیڅ نه یې چې زه نه وم. ملا عمر او عمران مې درمړه کړل او ته ملا برادره آته کاله مې زنداني او تعذیب کړې او د افغانستان د خارجه چارو وزیر ته می نشه په چپرکټ کې پروت راوستې او نورمې دې د تروریست په نامه هم امریکېت وپلورل،بندي کړل او زندان کې وراسته کړل! او که زه پنجاب حاکمیت وغواړم نو تا نه ستر کس او حتی د افغانستان پاچا جوړلای او ګرځولای شم. ځه قطر کې غوړې ‌‌‌‌‌‌ډو‌‌‌‌‌‌ډۍ وهه،چړچې کوه. د زوی او لور، ښځې او کور او ‌‌‌‌‌‌ډاکټرغمه او امنیت دې زه ساتم او مه کس درنه جوړم. ځه قطر او دوحې ته دې هم لیږم،لمونځون ې هم کوه خو یوه به منئ.

طالب: څه به منم؟
پاکستان: د کابل حکومت او اشرف غني درنه خلاص نه شي چې د افغانستان بند، برق او اوبه او ګاز او ځنګل مهاروی او افغانستان د جهان سره وصلوي او زما له احتیاجه باسي.
هوخلیلزاد تبه وایئ: ته راشه حاکم شه خود دا اشرف غني او نظام نه منو.

پاکستان خپلو مېنځو کې د جنرالانو مصلح: راځئ داسې څه وکړو چې خلیلزاد افغانی د کابل حکومت سره واچوو. دوی یو دبل سره په غاړه کې واچوو او خلیزادته ووایو چې اشرف غني نه خو همدا ته ښه یې او همدا تا منو. نو دی خو بې له هغې هم ‌‌‌‌‌‌ډېر داخلي مخالفین به پېدا کړي او وضع به پر امریکا نوره هم خرابه کړو او جنجال به جوړ کړو.

فرصت طلبان کور و و کر قدرت : همی و قتش است تا امریکا را خوش و
حریف را ضربه زد. مصالح و طن مهم نیست!
به ضد محب رمبو سینمایي شو!

همداسې هم وشوه.

چا پوښتنه ونکړه چې د طالب د قطر دفتر وجودي فلسفه څه ده؟
طالب د پاکستان له تأثیره بهر ساتل؟
دا کار خو ونه شو او نه کېږي. چون چې د طالب د مېرمن او بچي امنیت د ای اس ای لاس کی دی.

دافغان تراژیدي لا د پاکستان په لاس ادامه لري!

مستندات ثابتوي چې د پاکستان مکاری داسې قوي ده چې ‌‌‌‌‌‌ډېر ځلي دامریکې فهم له هغه نه عاجز دی.

که افغان حاکمیت او خلیلزاد له هوښيارتیا او حوسیلې کار وانه اخلي د امریکې دمفتضحې ماتې او د افغان اولس د تراژېدۍ اوږدېدو لا ملونه به قوی او ګټه به د پنجاب شي!!!


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 17.03.2019

"در خانهٔ داماد هیچ گپ نبود اما در خانهٔ عروس ساز و پایکوبی گرم بود!"

First it was thought that the groom representative weigh as loud as he talks, while perception of reality turned out that he mistakenly categories Dr. Khalilzad and the U.S. as if the two are separate entities.


اسم: دوکتور نور احمد خالدی   محل سکونت: آسترالیا    تاریخ: 17.03.2019

در خانهٔ داماد هیچ گپ نبود اما در خانهٔ عروس ساز و پایکوبی گرم بود!
پاکستانیها شرینی و حلقه های گل را آماده کرده بودند تا حکومت دلخواه خود را با دهل و سرنئ به کابل ببرند. اول وزیر خارجۀ پاکستان ازنقش کلیدی پاکستان در تدویر مذاکرات صلح طالبان و امریکا سخن گفت بعداً از پیشرفت مذاکرات صلح اظهار خوشی کرد. متعاقب او صدراعظم عمران خان نوید یک حکومت جدید را داد! اما یک شیر مرد افغان حمدلله محب تعجب کرد که پاکستان از کجا میداند که پیشرفت صورت گرفته چون ما خبر نداریم! بعدا از اهداف شخصی خلیلزاد در مذاکرات صحبت کرد وبا این افشاگری پارتی پاکستانیها - طالبان- امریکا را برهم زد و تشت آب آنها را برزمین زد!
اگر ذره ای احساس وطن دوستی در قلب گروهها و شخصیتهای مطرح سیاسی کشور موجود باشد، هرگاه حفظ دستآوردهای هژده سال گذشته برایشان مهم باشد در تشکیل یک تیم واحد مذاکره به نمایندگی از دولت سهم میگیرند و مشترکآ با دولت در مذاکرات آینده شرکت کرده از سهمگیری پراگنده و انفرادی اجتناب خواهند کرد. این خواست پاکستان است که دولت افغانستان را به سطح یک گروه سیاسی تنزیل داده هرگروه و شخص را جداگانه تطمیع و تهدید نماید تا طالبان را در رأس یک حکومت مزدور و مطیع پیروزمندانه به اریکه قدرت در کابل بنشاند!
دوکتور نوراحمد خالدی


اسم: ملالی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 15.03.2019

دوست معزز، دانشمند و شاعر ملیگرا، محترم حامد نوید،
تراژدی ملی نابودی تندیس های ارزشمند و بیمثال بودا های بامیان، فاجعه ای است فراموش نا شدنی و رقت بار که نه تنها آن جریان أسف انگیز را تأریخ و مردم افغانستان و جهان فراموش نخواهند کرد، بلکه شرائط ملت بی دفاع افغانستان و تشتت نداشتن یک حکومت مرکزی در آن روزگار تاریک هم به نوبۀ خود استخوان سوز و غم انگیز است.
سالهاست که مطبوعات افغانی در خارج و داخل کشور از بیداد و اقدام ددمنشانه ای که منجر به انهدام مجسمه های بی نظیر تأریخ کهن افغانستان گردید به تأثر و افسوس یاد می نمایند و چه مضامین و اشعاری نیست که در افسوس و غم تخریب آن آثار گرانبها منتشر نشده باشد، ولی بدون اغراق این خواهر تان، تا الأن اثری آنهم در قالب شعر نهایت زیبا و تأثر آفرین «آخرین شب»، بدین برازندگی مطالعه ننموده بود. صد تهنیت به احساس پاک و صد آفرین به خامۀ رسا و توانای تان باد.
با تقدیم احترامات،


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 14.03.2019

" به ارتباط آن چه در بالا گفته آمد امروز در جامعۀ ما از دو اصل مقدس بی باکانه بهره برداری افزاری صورت می گیرد، که یکی دین است و دیگری کلمۀ »ملی« "

Once again our brave Mr. Arif Abbasi's pen crossing the forbidden border revealing nothing less than the core of whole truth. Let me provide two quotation of how it may function in Afghanistan:

During a speech in January 1928 in Egypt, King Amanullah khan stated that:

" ... و اینکه بتوانند مرام خود را در لباس مذاهب اسلام در میان جماعات از پیش ببرند، … و کسانی را بنام شیخ و روحانی در نقاط و بلاد موقع می دهند و برای کثرت نفوذ و شهرت او هر گونه قوت و قدرت می رسانند. "

About 9 years short of a century length of time later, President Ashraf Ghani in a gathering at presidential palace stated the following:

"We lost one of the most prominent personalities in contemporary "Afghanistan, … his death has saddened the entire nation

Amazingly, both late king and the current president of Afghanistan were referring to the same entity that wanted to oust the former and became a kingmaker for the latter.

One of the Mojaddedis had claimed that he was directed in a dream to oust a king and almost a 100 years later the other applied the same tool to endorse a president.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 13.03.2019

" خالص سازی زبان = افتراق ملی "

I hope someone correct or even educate me what I am missing here:

Throughout The first faze of Mr. Khalil-Ullah Maaroofi's article, the language expert seems to stretching with all force he has to disconnect Dari from Farsi and amazingly by doing so, he thinks it is in the national interest of Afghanistan.

A nationwide referendum will dictate result that from Badakhshan to Paktika, from Herat to Nangarhar, from Bomyan to Qandahar and from Ghazni to wherever the language is simply called Farsi. So, let the people court be the judge plus it is extremely rude to tell others what to call their mother language.

Language is much broader concept than political borders and Australia, England and North America serve as a good example. And by the way all three oceans apart nations call it English.

Lets try to be a connector instead of divider.


اسم: امیری   محل سکونت: کابل    تاریخ: 12.03.2019

اندیشمند معزز نوری صاحب. لطفا از سانسور نظریات خودداری شود تا این پنجره به دریچهء تعارف و تملق ، مبدل نشود.

مطلب آقای معروفی، صبغۀ سیاسی، انحرافی و مضحک دارد، حتا شبیه طنز است، آقای معروفی، زبانی اختراع کرده که زبان فارسی(دری) نیست، «زبان وحدت ملی» است!

ایشان با تاسی [تأسی] از ابتکار جان کری که «دولت وحدت ملی» را در افغانستان، بر پا کرد، می خواهد بین اقوام گونه گون افغانستان، صلح و تفاهم و یکرنگی، ایجاد کند، با اختراع زبانی من درآوردی «دری افغانی» که از شش واژۀآن، دوتای آن پشتو، یک مغولی، یک هندی و دو تا، فارسی دری باشد!

ایشان به صراحت میگوید: «اگر در زبان دری افغانستان،کلمات پشتو دیده نشود، آن زبان دری افغانستان نیست!»

ایشان با صراحتی تام ابراز نگرانی میکند که ترکیب مانوس [مأنوس]، معمول و ملی
«پوهنتون» جایش را به دانشگاه(که البته واژۀ غیر ملی و نامعلوم است!) تعویض کند!

خوب، اگر «امیری» این استدلال آبکی و غیر علمی را قبول ندارد، گور پدر امیری، گور پدر رابعه بلخی، گور پدر فردوسی و گور پدر فرخی سیستانی!

خود انجنیر صاحب، در ابتدای مقال فرموده اند:
خوانندگان ارجمندی که به «وحدت ملی» علاقه مند اند، این مقاله را با غور هرچه
تمامتر بخوانند.

آقای معروفی، از خوشی به خود میبالد، که هم امیری را شکست داده، هم صاحب «فرهنگ جهانگیری، غیاث و برهان قاطع را که هیچکدام واژۀ ملی پوهنتون را درج دفتر نکرده اند و اینک معروفی، چلوصاف آنان رااز آب برون کرده است!


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 12.03.2019

خواهر گرانقدر و بلند مرتبت فریده جان نوری کمال سلام های گرم و احترمات فراوان برادر تانرا بپذیرید!

از اینکه نتوانسنم زودتر از ذره نوازی های شما سپاسگزاری نمایم، امید معذرت مرا بپذیرید.

این کمترین آخرین تلاش های خود را میکنم تا نگذارم جنایات، ددمنشی ها، وطن فروشی ها و جاسوسی های مدام یک مشت میهن فروشِ خلقی - پرچمی و تفاله های خادی- جهادی شان به فراموشی سپرده شود. بگذار از هر سوراخی که وارد می شوند و دست به تفتین و توطئه می زنند و یا گاهی از ماسکو سر بیرون می کنند و گاهی از لندن و واشنگتن و گاهی هم زبونانه تقلا میکنند تا گویا رئیس جمهور شوند و چند چیز دیگر، ما پوست های کلفت شانرا در چرمگری می شناسیم و از طرز خرام شان کاملاً آگاهی داریم.

یکبار دیگر از لطف و مهربانی تان صمیمانه تشکر میکنم. موفق و سرافراز باشید


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 11.03.2019

طالبان چه د افغانستان د خاورې یوه برخه کنترولوي او د خپلواکي جګړې د یو اړخ په توګه پیږندل کیږي حق لري
چه د سولې په مقصد د بهرنیو ځواکونو سره موافقه لیک السلیک کړي او د هغوي لند مهال حضور ته سیاسي
مشروعیت وروبښي. خو موافقه لیک چه د یوه غیر حکومتې جوړښت )وسله وال مقاومت( او بهرني حکومت
)امریکا( تر منځ رامنځته کیږي ، سیاسي مشروعیت لرلي شي نه حقوقي مشروعیت. سیاسي مشروعیت یوازې سولې
پروسې ته د چتکتیا ورکولو په موخه کارول کیږي او د بهرنیو قوتونو لند مهال حضور محدودیتونه تاکي.
سیاسي مشروعیت هغه وخت عملي بنه غوره

از توضیح فوق چنین بر می آید که«طالبان که یک قسمت خاک افغانستان را در تصرف دارند و به حیث یک جهت جبهۀ آزادی خواهی"استقلال" شناخته می شوند، حق مذاکره با امریکا را داشته و موافقت شان به حضور کوتاه مدت قوای خارجی مشروعیت می بخشد.

اگر گروهی دیگری در شمال برخیزد و یک قسمت خاک را به تصرف آورده خود را جبهۀ آزادی بخش ملی خوانده و عساکر روس به حمایۀ شان بیاید و در مناطق متصرفۀ شان متمرکز شود، به اساس این منطق حقوقی توافق نامۀ این گروه به حضور کوتاه مدت و یا دراز مدت عساکر روس مشروعیت می بخشد؟


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 11.03.2019

Although late, but still would like to wish happy International Women Day to all mostly oppressed females of Afghanistan.

Afghan lady's, especially the younger ones need to be reminded that gender freedom is not for give and can only be taken, although sacrifices may be required.


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 11.03.2019

همکار محترم و حق بین، آقای عباسی سلام و احترام تقدیم میدارم،
به ارتباط به نظر دقیق تان در مورد نوشتۀ اخیر و استدلال آقای روستار ترکی، عرض می نمایم که هر بار که نامبرده انتقاداتی بر حالات افغانستان پیشکش میدارد، گذشته از پشتیبانی دایمی از گروهی جنایتکار، زن ستیز و جفا پیشه و قانون شکن در حق ملت مظلوم افغانستان، ادعای پشتیبانی از حقوق، قانونیت و منطق را هم گویا منحیث یک حقوق دان پیشکش خوانندگان هموطن خویش می نماید. اما، به چه شکل و کدام تکیه گاه و منطق حقوقی؟ مثلاً در مضمون مؤرخۀ 20 فبروری که عجبا در همین وبسایت ملی منتشر گردید، ادعا داشت که ادارۀ کابل «شاید منظور دولت افغانستان بوده است» برای دفاع از موضع خود در دشمنی با صلح، منطق حقوقی ندارد!
ترجمه: منظور نامبرده این بوده که دولت افغانستان، باید به همان اولین روز های دایر شدن جلسات دوحه که نمایندۀ امریکا با گروه طالب و بدون حضور نمایندگان حکومت افغانستان، مذاکره را آغاز نموده بودند، چشم بسته و بی مسئولیت رضائیت خود را به شرائط ابلاغ نموده و قدوم فرخندۀ گروه معلوم الحالی را که مردم جناب روستار ترکی را از طفل تا جوان و کهن سال، بیدریغ و نا شناخته و نهایت مظلوم و بی گناه در سرتا سر افغانستان به خون و آتش میکشند، مبارک اعلام مینمود. یا الله!
آقای روستار ترکی که چیز هایی را از حقوق و منطق بیان میدارد، در کجای دنیا به منطق حقوقی وی مقدرات یک مملکت در پشت در های بسته بدون حضور اولیای امور آن سرزمین، پی ریزی و داو بالایی گشته است؟
از لحاظ منطق حقوقی «!؟» در همان مقاله که میشود دست رد بر هر سطر آن گذاشت، خود دلایلی می آورد که به زعم وی منحیث یک عالم حقوق در اثر همین «صلح؟»، ملت افغانستان حتماً به خاطر حضور قوای خارجی اولیای امور را محکمه و بازخواست میکنند!
آیا خلیل زاد نمایندۀ سردمداران قوای خارجی یعنی امریکا در جلسات دوحه با طالبان نیست که حکومت وی با خفت آنانرا از افغانستان راند؟!
محترم آقای عباسی، آنانیکه حالت زار ملت افغان و قتل عام های دد منشانۀ طالب در شرائط آسایش زندگی مهاجرت شان رخنه ای وارد ننموده، دختر شان با مکتب و قرآنی که در آن مکتب بوده، یکجا طعمۀ حریق نشده، جوان شان در چوکی پوهنتون با مرمی و بم در خون غرق نگردیده، چه گله مندی من و شما میتواند تأثیر گزار باشد؟ آنان که ندانند و ندانند که ندانند!
به باور ما منطق حقوقی، شناختن حقوق حقۀ انسان در زنده ماندن افراد بشراست، نه در کشتن آن بیگناهان بیدفاع.
به آرزوی سلامتی،


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 10.03.2019

" دلته د پام وړ پوښتنه دا ده چه د اوربند او متارکه په نافذیدو او د سولې په رامنځته کیدو ، د بهرنیو قواوو په شته والې سره سره اشغال دوام مومي یا پایته رسیږي ؟... په سیاسي لحاظ هغه موافقه لیک چه د طالبانو او امریکائیانو تر منځ د بهرنیو ځواکونو د لند مهال حضور په اړه تنظیمیږي، بهرنیو قوتونو حضور ته سیاسي مشروعیت ور په برخه کوي. "

Reading Dr. Taraki's numerous articles, one can safely state that as long as his idols, the " armed defense forces " running portion or all of Afghanistan, foreign military force being there can be politically legitimized.

It sound like there is a short circuit somewhere.


اسم: تره کی   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 10.03.2019

محترم عباسی سلام و تمنیات نیک !
من در کجای مضمون از اشغال بخشی از افغانستان توسط طالبان حرف زده ام ؟ طالبان فرزندان اصیل خاک پاک افغانستان استند و از خانه خود بر ضد قوای مهاجم امریکایی دفاع میکنند.
مذاکره با جنګسالاران منفی اداره مزدور کابل تسلیم شدن به عمق واقعیت جنګ افغانستان است.آنرا نباید به دادن برائت به تفنګداران تعبیر کرد ویا مهم تر ازان مقدمه ائتلاف سیاسۍ با آنها تلقی نمود.
تصور میکنم که یکی دو سوال شما ازان جا منبع میګیرد که من بدرستی مطلب خود را افاده نموده نتوانسته باشم.اینک مضمون را با ازدیاد چند عبارت اضافی به منظور وضاحت بیشتر در همین دریچه عرضه مینمایم.


د سولې د موافقه لیک نه وروسته د بهرنیو ځواکونو د لند مهال حضور حقوقي حالت:
د وسله وال مقاومت او امریکائیانو تر منځ خبرې اترې تاکونکې پړاو ته رانږدې شوې ده. په اجندأ کې د بهرنیو قوتونو د وتلو موضوع د مذاکراتو محور جوړوي. پدې موضوع باندې چه د افغانستان نه د بهرنیو لشکرو وتل باید پلان شوې او تدریجي بنه ولري، تول اړخونه اتفاق نظر لري. دلته د پام وړ پوښتنه دا ده چه د اوربند او متارکه په نافذیدو او د سولې په رامنځته کیدو، د بهرنیو قواوو په شته والې سره سره اشغال دوام مومي یا پایته رسیږي ؟
پوښتنې ته سیاست او حقوق هر یوه ځانګړې ځواب لري :
- په سیاسي لحاظ : هغه موافقه لیک چه د طالبانو او امریکائیانو تر منځ د بهرنیو ځواکونو د لند مهال حضور په اړه تنظیمیږي، بهرنیو قوتونو حضور ته سیاسي مشروعیت ور په برخه کوي.
طالبان چه د افغانستان د خاورې یوه برخه کنترولوي او د خپلواکي جګړې د یو اړخ په توګه پیږندل کیږي حق لري چه د سولې په مقصد د بهرنيو ځواکونو سره موافقه لیک لاسلیک کړي او د هغوي لند مهال حضور ته سیاسي مشروعیت وروبښي. خو موافقه لیک چه د یوه غیر حکومتې جوړښت ( وسله وال مقاومت ) او بهرني حکومت ( امریکا ) تر منځ رامنځته کیږي ، سیاسي مشروعیت لرلي شي نه حقوقي مشروعیت. نړیوال حقوق د دولتونو تر منځ اړیکې تنظیموي. دولتي او غیر دولتي تعاملات تر پوښښ لاندې نه نیسي. د بین المللي حقوق له زاویې نه د طالبانو او امریکا تر منځ سیاسي موافقه لیک اړخونو ته واجب الاجرأ حقوق او وجائب تاکلې نشي.
بناً سیاسي مشروعیت یوازې سولې پروسې ته د چتکتیا ورکولو په موخه کارول کیږي او د قواوو اندول په د ننه د بهرنیو ځواکونو لند مهال حضور محدودیتونه تاکي.
سیاسي مشروعیت هغه وخت عملي بنه غوره کوي چه د طالبانو په وضعیت کې کیفي بدلون رامنځته شي : یعنې طالبان د جګړې د یو اړخ په ځاي د راتلونکې حکومت د واکمن یا شریک په توکه مطرح شي. پدغه حالت کې د بهرنیو قواوو لند مهال حضور د نوې حکومت او بهرني اړخ تر منځ د یو تړون په چوکات کې تنظیمیږي. تړون د مخکني موافقه لیک ځاي نیسي. د اړخونو حقونه او مکلفیتونه په تفصیل څرګندوي. د بهرنیانو د نظامي هدې په احتمالي منلو سره ورته مناسب حق الاجاره تاکي. د بهرنیو قواوو کړه وړه د افغانستان د دولتي واکمني تر پوښښ لاندې راوړي.
اشغالګرو ځواکونو د افغانستان د ځمکې او هوا واکمني نوې حکومت ته سپارې او خپلې چارې د افغانستان د دولتي واکمني تر امر او نهي لاندې سر ته رسوي. بهرني اشغال پایته رسیږي.
سیاسي مشروعیت د حکومتي او غیر حکومتي لوریو په ځاي د حکومتونو تر منځ معامله ده چه په يوه تاکلې زماني مقطع کې د جګړې د اړخونو تر منځ د قواوو اندول تمثیلوي. دا احتمال شته چه د قواوو د اندول په بدلون زور واک اړخ تړون او ورسره سیاسي مشروعیت تر سوال لاندې راوړي. دلته د تړون د تیتګیدو او پیاوړتیأ په موخه، حقوقي مشروعیت اړتیا مطرح کیږي.
- حقوقي مشروعیت : سیاسي مشروعیت د جګړې نه سولي خواته د جګړې د اړخونو د موافقت زیږنده ده. په هغې کې ولس حاشیې ته لویږي. تلپاتې سوله او امن دا ایجابوي چه ولسي پرګنو پروسې ته راجلب شي. د بهرنیو نظامیانو د حضور موضوع چه ملي صبغه لري لویه جرګه یا تول پوښتنې ته حواله شي. یعنې حقوقي مشروعیت د سیاسي مشروعیت ځاي ونیسي. حقوقي مشروعیت دنړیوال حقوق تر پوښښ لاندې راځي او تړون ته بشپړه اجرائي ضمانت ورپه برخه کوي.
نتیجه :
طالبان چه د افغانستان د خاورې یوه برخه تر خپلې ولکې لاندې لري حق لري جه د جګړې د یو اړخ په توګه د سولې په خاطر د بهرنیانو سره مذاکراتو ته کیني او موافقې ته ورسیږي. خو د تول ملت په استازیتوب بلې لورې ته ژمنه سپارلې نشي. د بهرنیو قواوو لند مهال حضور قبلول یا ردول نهايي پریکړه ولس کوي. د بهرنیو ځواکونو د حضور د منلو په صورت کې د هغې کم او کیف او حد او حدود تاکل د ولس حق دي. په موضوع باندې، ولس د لویه جرګې یا تول پوښتنې له لارې پریکړه کوي. « پاي »
دوکتور م، عثمان تره کی


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 10.03.2019

به ارتباط مقالۀ استاد محترم داکتر صاحب روستار تره کی!
این تحلیل و ارزیابی چنان پنداری می آفریند که داکتر صاحب تره کی در پوهنځی حقوق به شاگردان تدریس می نمایند و به حیث یک نیوریسن نظر می دهند.
جناب تره کی صاحب در طول سالها در نوشته ها و مصاحبات خود در مورد حلقات فعلی به صطلاح مطرح سیاسی را به شمول حامد کرزی مزدور و گماشتۀ اجنبیان گفته اند و از جنایات مبرهن و مستند شان علیه ملت افغانستان تذکر داده اند. حالا همین نهضت مقاومت مسلح«به زعم تره کی صاحب» یعنی طالبان تصمیم بر ائتلاف با این حلقات که در سرنگونی شان نقش داشتند گرفته اند.
تره کی صاحب می فرمایند که اگر طالبان یک قسمت خاک افغانستان را اشغال و استقلال آن را اعلام نمود پس حق مذاکره با امریکا را داشته به حضور مؤقت عساکر خارجی بر اساس توافق نامه مشروعیت قانونی می دهد. آیا چنین اشغال یک منطقه گام نخستین برای تجزیۀ مملکت نیست؟
بازهم می فرمایند که اگر طالبان شامل ساختار دولتی افغانستان شده و در مذاکرات به حیث یک جزء حکومت سهم بگیرند تصامیم و توافق نامه های شان به حضور قوای خارجی با تعیین ضرب الاجل معین مشروعیت می بخشد
که بیان اولی با دومی در تضاد است و دومی بیشتر عملی و قابل قبول است.
مذاکرات نهانی و تلاش ها برای ائتلافات غیر قابل تصور و تکوین عوامل غیر قابل پیش بینی این معضلات را از چوکات کتب و تیوری بیرون رانده واقعیت های عینی به آن شکل و شمائل دیگر می بخشد. فراموش نباید کرد که بازی گران فعلی عین همان کسان و قدرتی است که طالب را بیرون راند و سرنوشت افغانستان را رقم زد.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 08.03.2019

" رد پای خونین گلبدین حکمتیار! "

The above is a headline published 3/7/19 and authored by Mr. Abdul Hakim Saamae. From the article readers may get the wrong impression that the " Ekhwani Parties " in Afghanistan were founded by either Mr. Gulbodeen Hikmatyar, late Prof. Rabani, and/or Mr. Sayaaf, which did not. During early 1960's Mr. Al-Mojaddidi of Middle East made a lot of money heading a fundamentalist party in Beirut, Lebanon. A distance cousin's of him had followed his foot steps and created an exact copy of the same in Afghanistan headed by no other than late Sibghatullah Mijaddidi.

Since Mojaddidis of Afghanistan were good at mesmerizing and outsmarting mostly illiterate peasants of Afghanistan which weren't a political party membership type and as such the party couldn't gain traction under his leadership. Furthermore, Mojaddidis didn't have much roots among intellects of that very modern era in Afghanistan and soon the other three afore mentioned personalities longing for the leadership of the party ousted Mr. Sibghatullah Mujaddidi.

Amazingly when the wheels of history turned backward in Afghanistan, this time around his high priced inherited Estekhara skill was back on demand that even the number two thinker of the world crying wet in his funeral.


اسم: فریده کمال نوری   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 06.03.2019

دانشمند و نویسندۀ توانا حمید جان انوری سلام بر شما،
نبشته پر محتوا و بسیار ارزشمند شما را امروز صبح در وبسایت ملی و عزیز (آریانا افغانستان آنلاین) خواندم و هزاران درود و تهنیت به انگشتان توانای شما فرستادم.
بلی برادر عزیز نباید گذاشت که فرد فرد داغدیده و به خاک و خون کشیدۀ افغان فراموش کند که اگر از چهل سال به این طرف در وطن زیبا و مظلوم شان خون جاریست، و برای ابد زخم های عمیقی که در پیکر مملکت شان از جانب فرزند های ناخلف و کمونیست های لعینِ خلق و پرچم، سوداگران مادرِ میهن به باداران روسی شان، وارد گردیده نه گم شدنی ست و نه فراموش شدنی.
جای بسیار تعجب و تأسف و خجالت است که باز هم یک تعداد افغان های بی خرد دست خود را با آن فرزندان نا خلف و قاتلان پرچم و خلق یکجا نموده و نزد دشمن جان، خاک و ناموس این مرز و بوم رفته و می خواهند، باز به روسیۀ خون آشام دست باز بدهند.
سؤال در این جاست که چرا خون دو تا سه ملیون شهید، صد ها هزار معیوب، ویرانی مطلق زیر بنا ها و از بین بردن یک جامعه ای که دارای ارزش های بسیار بلند بود و هست و خواهد بود باز ویران و پامال شود.
یگانه دلیل دسترسی به قدرتِ، قدرتی که فاقد همه ارزش های آن وطن که عبارت از آبرو، حیثیت و عزت است.
قلم بدستان توانا نگذارید که خون شهیدان و فرزندان واقعی افغان فراموش شود.
با عرض حرمت،
فریده.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 05.03.2019

" نگاهی به تأریخ آریانا"

The above is an excellent topic written by Mr. Mir Anayatullah Sadaat published on 03/03/19 that I have read three times prior to making the following comment in order to make sure it will be free of bias and mistakes.

Through out the article Mr. Sadaat is employing that Persians/Farsha is only a cultural offshoot of Aryans originated from Balkh of Afghanistan and extend the topic to the point of placing the two perceived groups against each other as competing force.

I personally think that ancient Aryanna was a cultural domain but numerous well knowledgeable personalities relating the connection to genetics too. Based on the latter school of thought research, the two largest present ethnic groups of Afghanistan and Persians of Iran are the core of such foundation and the same.

There are others such as Mrs. Malal Musa Nizam and Mr. Hamid Anwari rightfully expressing strong opinion about Iran, but both of them always qualifying their statements, reference it to the cleric regime in charge there.

We all need to be reminded that Afghanistan is a live non-Arab culture and should be treated and respected as such.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 03.03.2019

هموطن محترم اقای امیری سلام!

هرچند تبادل افکار و نه "گفتگو"، بین شما محترم و خواهر گرانقدر ما"ملالی جان نظام" بوده است، اما چون شما را از نظر ایشان در مورد سیه مشق این کمترین خوش نیامد، چار ناچار باید عرض کرد که در آینده اگر خواستید نظری بنویسید، از روی لطف از توهین و تحقیر هموطنان خود خودداری ورزید. شما می توانید نظر مخالف تانرا در هر موردی که خواسته باشید،ابراز دارید و هیچ جای توهین و تحقیر و کتره و کنایه باقی نمی ماند.

هرچند همین نظر تانرا مسؤلین سایت نشر کردند تا از طرز تحریر تان دیگران آگاهی یابند، اما اطمینان داشته باشید اگر در آینده از همچو الفاظ استفاده کنید، جلو نشر آنرا شخصاً خواهم گرفت. موفق و سرافراز باشید


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 03.03.2019

خواهر گرانقدر ملالی جان نظام سلام بر شما!
از حسن نظر تان نسبت به سیه مشق های کج و معوج خود دو دنیا سپاسگزارم. از دوست هر آنچه برسد، نیکوست، فرقی ندارد که تائید یک نوشته باشد یا تردید آن یا هم انتقاد های بجا و سازنده، اتفاقاً من از انتقاد های سازنده بیشتر می آموزم.

از اینکه نسبت به بعضی مشکلات فرصت جواب نوشتن برایم میسر نشد، صمیمانه از شما معذرت می خواهم و از دیگر هموطنان خود نیز.

از نظر این برادر تان، تهاجمات فرهنگی به مراتب خانه برانداز تر از تهاجمات نظامی اند.

تهاجمات نظامی با تمام وحشت و دهشت آن یک روز نه یک روز به پایان می رسند و صبح آزادی و عدالت حتماً از پی شب سیه پیدید آمدنی است، اما تهاجم فرهنگی اگر جلوش زود و به موقع گرفته نشود، یک کشور را به قهقرا برده و از تمام افتخارات و داشته هایش تهی می سازد.

ابراهام لینکن چه خوش گفته است:"بدون حکومت، می شود زندگی کرد، ولی بدون کتاب و مطبوعات نمی شود." و وای به آن روزی که مطبوعات یک کشور را به گند بکشند!

بی صبرانه منتظر نوشته های پربار تان در زمینه می مانم.

موفق و سرافراز باشید


اسم: ملالی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 03.03.2019

محترم آقای عباسی معزز، بر قلمتان برکت،
مضمون نهایت آموزده و حقیقت گشای روزنامۀ (Dawn) - دان) منتشرۀ پاکستان را که در اوصاف رئیس جمهور افغانستان مقاله ای تحریر نموده و اخیراً دست به دست میگردد، کار نیکی نمودید که یکبار دیگر به دید هموطنان قرار دادید. یقین ضرب المثلی را که در طول عمر بسیار شنیده ایم، به خاطر می آورید که: «از کس که ندانی بدان»، یعنی چنین روشن نویسی و قضاوت آشکارا در زمینۀ فعالیت های همه جانبۀ اشرف غنی که علی الرغم مشکلات داخلی و خارجی و مخصوصاً از ناحیۀ پاکستان غدار، بصورت همه جانبه به امور مملکت رسیدگی و پیشرفت مینماید، چه بهتر که از منبع روزنامۀ معتبر پاکستان به نشر رسیده است. پسندیده خواهد بود که به پیروی از محترم آقای بارز، تغییرات بنیادی ای را که در عصر زمامداری اشرف غنی در مملکت رونما گردیده است و هرگز با عصر مصلحت گرایی ها و سر سر پلوان روی های حامد کرزی در مقایسه قرار نمی گیرد، در چنین موقعیت حساس که حاکمیت و وحدت ملی از واجبات ملت افغان شمرده میشود، بیان داریم.
به آرزوی سلامتی،


اسم: عبدالکریم رحیم   محل سکونت: اکسفوردشایر    تاریخ: 01.03.2019

د اریاناافغانستان انلاین محترمو چلوونکو ته په درناوی.
ما په حپل پیغام کی اشتباها د خبریال ډاټ کام پر ځای د سپوتنیک کوم اخیستی. دا خبر ما په khabarial.com کی لوستی و. لوستونکی دی زما معذرت ومني.


اسم: عبدالکریم رحیم   محل سکونت: اکسفورد شایر    تاریخ: 01.03.2019

د روسی د خبری اژانس د قوله می یو ډیر خطرناک خبر واورید. خبر وایی چی طالبانو بیګاه په دوحه کی فیصله وکړه چی د افغانستان حکومت به په زور نسکوروی او بیا به یو موقت حکومت جوړ کړی. دا هم ویل کیږی چی ښاغلی زاخیلوال او حکمت کرزی په عاجله توګه قطر ته غوښتل شوی. د طالبانو دی خبری د پیټر ټامسن چی د مجاهدینو په دربار کی د ریګن سفیر و وینا را په یاد کړه. هغه وخت دی امریکایی ډیپلوماټ ویلی وو چی مجاهدین به د روسانو د وتلو وروسته د نجیب الله حکومت په زوره نسکور کړی. همداسی وشو او حال مو ولید. لکه د اوس غوندی هغه وخت هم په کابل کی حکومت ویل چی دوی د مجاهدینو سره خبرو کولو ته تیار دی خو امریکا او پاکستان و نه منله. په نتیجه کی یی جنګ لا تر اوسه روان دی. د حیرانیدو خبره داده چی افغانی سیاستمداران د غنی سره د شخصی عناد په خاطر د پاکستان او طالبانو دا دریځ منی او فکر کوی چی دا ځل به هغه څه پېښ نه شي چی د نجیب الله د حکومت د سقوط نه وروسته وشو. هر څه د پنجاب په خوښه روان دی. او افغانان په خوب ویده دی.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 01.03.2019


"منبع: صدای امریکا تاریخ: 3/1/2019


رئیس جمهور افغانستان می‌گوید که در اثر تلاش ‌های وی جهان قانع شد تا با گروه طالبان مذاکرات صلح کند.
محمد اشرف غنی گفت "اگر هدف این بود که قوای بین‌المللی از افغانستان برآید، قوای بین‌المللی هم مانع تان نیست، این گز و این میدان، من تمام جهان را قانع کردم که با شما صحبت کنند. تا زمانی که من نگفته بودم، در هفده سال کسی با شما صحبت کرد؟"."

We all need a prayer session for well being of Afghanistan. Because the cracks of sound bites apparently widening from the top that leave the rest speechless.

Apparently the entire world wasn't interested to talk with Taliban until President Ashraf Ghani convinced them to do so. The paradox now is that Taliban doesn't want to talk to him.

To borrow a quote from Dr. Khalizad, stated that some Afghan politicians counting 2+2=8 really rings the bell.


اسم: ملالی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 27.02.2019

محترم آقای امیری،
من بر قضیۀ « اصحاب کهف» اتکایی ندارم، مگر اینکه منظور شما این باشد که چون عصر و زمان دیگری آمده است، لاجرم باید در طرز العمل و نوشت وخوان السنۀ کشور هم باید تغییرات بنیادی رو نما گردد.
1 - البته گذشت وقت با نو آوری ها تأثیراتی را در زبان ها هم وارد مینماید که بیشترین آن لغات و اصطلاحات معمول در علوم جدید و تکنالوژی است که استعمال وسیع جهانی دارد، و یا اینکه در خود لسان اسمی برای یک چیز نوی در محیط موجود نباشد، مثلاً میوۀ اواکادو اگر در جلال آباد زرع شود، باید به دنبال اسمی برای آن گشت.
2 - لغاتی که در گذشته ها در ساحات مشترک جغرافیایی، بصورت وسیعتر رایج بوده، در حالی قابل قبول است که بصورت دوامدار در ساحۀ زیست مردم ممالک مختلفۀ هنوز مروج بوده و مشکلی در افهام و تفهیم روزمره را سبب نگردد. درین گروپ هستند تعداد زیادی لغات که در سه کشور تاجکستان، ایران و افغانستان استعمال میگردند. ولی آنچه را درین کشور ها مشکل میسازد، ترویج اصطلاحات و لغاتیست که از یک سرزمین به دیگری، مفهوم را مغشوش ساخته و سابقۀ استعمالی یا نداشته و یا اینکه مانند داستان سکه های ناچل شما، نسل ها از چلند افتاده و در اجتماع نأ مأنوس است ولو که در شهنامۀ فردوسی استعمال یا ریشۀ آن موجود باشد ولی در اجتماع بیگانه باشد.
3 - این جریان نمیتواند تصادفی باشد که فقط بعد از تغییر رژیم ایران به سیستم دیکتاتوری آخوندی، در حینی که از یک طرف استعمال لغت عربی در محیط و اکثر بیانیه ها و اصول دینی و مذهبی آنکشور بیشتر استعمال میگردد، از جانب دیگر، تشکیل پر مصرف و بزرگ «فرهنگستان» که در کنترول مطلق وابسته به «خامنه یی» قرار دارد، گویا به پاک سازی لسان فارسی، از عربی تا مطبوعات و رادیو تلویزیون های افغانستان هم راه کشیده است. درین فعالیت انحرافی، حتی لغات و اصطلاحاتی ساخته شده و رایج میگردد که اصلاً ریشه ای نمیتوان برای آنان سراغ نمود؛ مثلاً: واکنش و چالش و تنش. اگر هم مشابهتی برای آنان کشف گردد، در معنی و مفهوم لغت بسیار نامتجانس و بی ربط قرار میگیرد.
4 - اینکه من نوشتۀ آقای طبیبی را خوانده باشم یا نه، در اصل تجربه و چشم دید هر روز من نمیتواند، مؤثر واقع گردد؛ اینکه اصطلاح «نشست» معانی و جای استفاده در دری محیط ما دارد، شکی نیست؛ مثلاً «نشست و برخاست» که معاشرت معنی میدهد، ولی ایرانیان هم مانند ما قبلاً از «جرگه، جلسه، مجلس، اجلاس، کانفرانس» دایماً در مطبوعات شان استفاده مینمودند که حتی شورای ملی را «مجلس» می گویند. پس چرا هر اصطلاح و لغت غیر مأنوسی را که آنان جدیداً بکار ببرند، ما با ید به عقب شان چاپلوسانه روان گردیم. چرا آنچه را مردم ما دایم در اجتماع افغانی بدون مشکل و احتیاج استفاده نموده اند، فسخ کنیم؟! به چه دلیل جلسه، احصائیه، مشکل، اختلافات، عکس العمل و خاص را صرف به تقلید از ایران به: نشست، آمار، چالش، تنش، واکنش، ویژه و امثالهم مبدل بسازیم؟!
5 - میخواهیم خوانندگان بدانند که آیا به خاطر اختلاف عقیدوی، بر هر موضوعی که باشد، جائز و پسندیده است که انسان دیگری را به منظور«توهین» نیاز به مراجعه به «روان پزشک» اصطلاح مطلق ایرانی، حواله دهیم؟! چندی قبل پرستارافغانی که در هالند بسر میبرد، روی اختلاف عقیدۀ دیگری یکی از نویسندگان و محققین دانشمند لسان دری/فارسی را به منظور اهانت تشخیص«؟!» مرض عقلی و عصبی نمود، مثل جناب عالی. در حالیکه مریض عقلی و عصبی هم در هر محیطی داریم که به عوض این توهینات، کاملاً واجب الاحترام است، تا نظر جناب عالی چه باشد؟!
در مورد تکرار عقاید بنده که شاکی هستید، البته اینجانب در پهلوی مبارزه برای حقوق زنان، در راه حفظ اصالت کلتور و فرهنگ سچۀ افغانی هم بصورت مکرر مبارزه مینمایم.
نمیدانیم چه سری در اختفاء و پوشاندن نام ها و ابتیاع اسمای مستعار موجود است که از معرفی خویش اباء میورزیم؟
بهر حال، چنین قضاوت هایی همه ادعا و نظری را متأسفانه ضرب در صفر مینماید، باور بفرمایید.


اسم: امیری   محل سکونت: kabul    تاریخ: 27.02.2019

قابل توجه میرمن ملالی نظام، نویسندۀ پرکار و مدافع حقوق زنان!

برای عبرت آموزی، یک گوشۀ مختصر از داستان «اصحاب کهف را نقل میدارم:

در گذشته های دور، چند نفر از بخاطر ایمن ماندن از تعدی و بیداد پادشاهِ ظالم، خود را در غاری، پنهان کردند، اینان که طبق روایت، احتمالاً هفت تن بودند؛ (به امر خداوند) در حدود سیصد سال در همان دخمه، به خواب عمیقی فرو رفتند. هنگامیکه از خواب بیدار شدند؛ دورۀ شاه ظالم (دقیانوس)سپری شده بود و عهد جدیدی آغاز گردیده بود.
یکی ازین بیدار شدگان از خواب طولانی، دست در جیب کرد، دریافت که چند سکه پول در جیب دارد، رفت به نانوایی محل تا نانی بخرد و شکمش را سیر کند، اما صاحب نانوایی، با تعجب به او گفت، سکۀ ناچل و کهنه را از کجا آورده ای؟ این سکه، دیگر اعتبار ندارد،... الی آخر

میرمن ملالی نظام، که شخصیت تحصیل یافته اند، بدون خواندن پیام جناب طبیبی، و مستندات غیر قابل انکار شان در بارۀ قدامت «نشست» و مفاهیم متعدد آن در متون دری، در کامنت خویش، همان حرف های همیشگی خسته کننده را تکرار کرده اند؛
من نمی دانم جنگ با ایرانی چرا تبدیل شده است به جنگ و دشمنی با زبان فارسی دری؟

این آدم های که اصیل ترین کلمات زبان مادری خویش را به کشور همسایه، هدیه می دهند، نیاز به مراجعه به روانپزشک [داکتر روانشناس] ندارند؟


اسم: ملالی موسی   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 27.02.2019

برادر معزز و دانشمند، محترم حمید انوری سلام عرض میکنم،
بازهم «نشست نمودید» و انگشت انتقادی به جا و درد آلود به شیوۀ طنز که در آنهم نام خدا صاحب مهارت و توانایی خوبی هستید، بر لغات و مخصوصاً اصطلاحات صادر شده از فرهنگستان منحرف ایران به منزلۀ همان تجاوز فرهنگی غیر مجاز، گذاشتید. در شرائطی که قبلاً هم عرض کرده بودم که حتی تشکیلات مطبوعاتی غیر وابسته مثل صدای امریکا، رادیوی آزادی و بی بی سی، دربست به تصرف همان خبر نگارانی است که بیدریغ لغات جدید و اصطلاحات نامأنوس را در ذهن و مغز هموطنان ما، جانشین آنچه ریشۀ عربی داشته و قرن ها در سرزمین ما دری زبانان با آنها افهام و تفهیم نموده اند تزریق مینمایند.
حال اگر به مطبوعات آخوند های امروزی متوجه شویم، استعمال عربی در فارسی آنان بسیار بیشتر از موجودیت آنها در دری متداولۀ ما و شما میباشد و اگر مبارزه و مصارف تحریف شان برای پاک سازی از لغات عربی باشد، پس خوب است ثابت شود که درین مبارزۀ خنده آور، مگر مفهومی برای یک جملۀ که هیچ لغت عربی نداشته باشد، باقی میماند یا نه؟! یا الله ببینیم. اینکه چرا ادیتر ها و آمران پروگرام دری نظری برای اصلاح و تنظیم بر نوشته های آن خبرنگاران جوان نمی اندازند، چه میدانیم شاید جریان پولی وسیع آخوندی در بدل تحریف لسان و فرهنگ افغانی که عایدات پطرول«نفت» ملت محتاج ایران باشد، سری به جیب آنان هم زده است.
یقین با مطالعۀ وبسایت های تشکیلات مطبوعاتی ای که ذکر شد، در پهلوی واکنش ها، چالش ها، تنش ها، آمار ها « ما همیشه ریاست احصائیۀ مرکزی داشته ایم» شما هم ازین همه اغلاط املائی و انشائی هم مانند این خواهر تان دلگیر و غمگین هستید. زمانیکه مقیم مادر وطن بودیم، همان مطبوعات نه چندان وسیع، تقریباً هیچ غلطی ای به چشم نمیخورد، سچه و عام فهم تحریر و نشر میشد؛ در انیس و اصلاح، ژوندون و پشتون ژغ اثری از تنش و واکنش و چالش و نشست و آمار موجود نبود. حال حتی زندگی و امثال آن مثل زنده گی نوشته میشود و دوسه حرف و لغت به هم پیوسته چاپ میشود و هر سطر اخبار مملو از اغلاط شرم آور است که سویۀ تحریر را تا صنوف ابتدایی پائین میکشاند.
بهر حال، من نوشته ای در مورد این ماجرای بی پایان، زیر کار دارم که در آن سؤالی ازین ایرانی نویسان مطرح است که آیا در منزل با فامیل این نشست و چالش و تنش و واکنش را همین طور بیدریغ استعمال مینمایند؟ اگر چنین بنمایند، مگر فامیل و دوستان شان حرف شان را میفهمند یا خدای نکرده تنش بوجود می آمده و به واکنش کشیده میشود؟!
خدا یار و مددگار تان،


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 26.02.2019

Saddened and amassed with set-mentality of some highly educated Afghans intellectuals, deriving that seems like self service joy constantly attempting to crash the same language of Dari/Farsi head to head.

For those who possess such mentality please answer that, Why Americans, British and Australians oceans and cotenant apart from each other have no interest at all to play such nonsense game with English language?

Lets try to free our mind from dependency to high dosage of " divide and conquer " mentality first. Can we?


اسم: طبیبی   محل سکونت: Herat    تاریخ: 26.02.2019

نویسندهء توانا جناب انوری عزیز۰ شما بهتر است به همان نوشته های بسیار مفید اجتماعی و سیاسی و انتقادی خود اکتفا فرموده، خود را درگیر مسائل ادبی و زبانی نکنید ، « نشست » در متون قدیم فارسی ( دری) هم به مفهوم جلسه، تجمع و احتفال، هم به معنی، جای سکونت، هم به معانی متعدد دیگر، مثلا سقوط و فروپاشی ، قدامت هزار ساله دارد، بصورت خیلی شتابزده به مثال های زیر توجه شود:

۱- نشست: به معنی، مجمع، مجلس و محفل


نشستی بیاراست شاهنشهی
نهاده به سر بر، کلاهی مهی .

فردوسی .

نشستی برآراست بر پیش آب
یکی خوان نو خواست اندر شتاب .

فردوسی .

برخیز و بیا که سفره آراسته ایم
امروزبر آن نشست برخاسته ایم .

(سندبادنامه ص 271).

چون برخاستم گفت اینت مبارک شبی که دوش بود و اینت ستوده نشستی که این شب بود همانا که این نشست بهتر از وحدت ، فضیل گفت اینت شوم شبی که دوش بوده و اینت نکوهیده نشستی که نشست دوش بوده . (تذکرةالاولیاء).

۲-نشست : یعنی سکونت، مقام

ز یأجوج و مأجوج گیتی برست
زمین گشت جای نشیم و نشست .

فردوسی .

اگر ما به گستهم یازیم دست
به گیتی نیابیم جای نشست .

فردوسی .


۳ - نشست: به معنی، ماندن . توقف کردن :
ساقیا خیز و جام در ده زود
که نه بهر نشست آمده ایم .

عطار.

دنیاکه جسر عاقبتش خواند مصطفی
جای نشست نیست بباید گذار کرد.

سعدی .

رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما
فرمای خدمتی که برآید ز دست ما.


اسم: عارف عزیز   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 26.02.2019

راجع به : جدال بی مزه اندیوالان سابق
حمید ارجمند
ضرف درین موضوع یک اشاره کوچک دارم اینکه: اینها همه دزدان سر گردنه هستند. راجع به دزدان سر گردنه باید همینقدر فهمید که آنها وقتی منافع ایشان ایجاب با هم بودن را میکند، یکجا به چور و چپاول دست می زنند، وقتی منافع آنها از هم گسیخت، دشمن دیگر بوده و نمی توانند آنچه بدست آورده اند، بین خود تقسیم کنند.
با تشکر از مطلب زیبای شما


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 26.02.2019

محترم و گرامی نگارگر صاحب بازهم عرض سلام و ادب!

از پاسخ مستدل تان دو دنیا سپاسگزارم! آنچه شما مرقوم فرموده اید یک حقیقت تلخ است که باید همچو زهر سرکشید، اما منظور من با درد و دریغ که نسل کنونی نیست، چون آنچه شما فرموده اید در اوضاع و احوال کنونی کجا پول کتاب است و کجا فرصت مطالعه و کجا سواد کافی؛ اما این کمترین بیشتر به نسل بعدی فکر میکنم به این امید که لااقل نسل بعدی در صلح و صفا و برادری و برابری زیست کنند که در آنصورت نبشته های پرمغز شما بدون شک به منزلۀ یک بحر در کوزه خواهد بود. صحتمند و سرافراز باشید


اسم: نگارگر   محل سکونت: برمنگهم    تاریخ: 24.02.2019

برادر عزیز و ارجمند حمید جان انوری،

از نگاه التفات جناب عالی به نگارش های خود از شما سپاسگزارم و اما سال ها شد که من(و شما نیز مانندِ)یا بهتر است بگویم ما این سرنی را پُف می کنیم و در بزم آنانی پف می کنیم که بدبختانه شنوایی ندارند۰

ما همانند همان بیچاره استیم که دزدان خانه اش را دزدیده بودند و او فریاد میزد که ای مردم مرا دریابید که اینان خانه ام را دزدیده اند و مرا نیز با خود نمیدانم به کجا می برند۰
دزدان می گفتند:
"برادر جان خدا ترا خوب کند خیر است که برادرانت را دزد می خوانی" و به مردم نیز می گفتند که این برادر ماست و گرفتار جنون آنی شده و ما او را به شفاخانهٔ عقلی و عصبی می بریم حالا شکر است که دست شان به من و شما نمی رسد واگر می رسید مارا هم به دارالمجانین می فرستادند۰
ما هم با خود میگوییم:
"از سرنی چی چه میرود غیر از پُف" واما آنان که به نگارش های من و شما علاقه دارند قدرت ندارند و آنان که قدرت دارند برای خواندن نه وقت دارند و نه حوصله۰

برای جوانانی که مجبور استند چرخ زندگانی را با چرخاندن چرخ کراچی های دستی بچرخانند با کدام دل خوش من کتاب چاپ کنم و با کدام دل خوش آنان کتاب بخوانند۰

با تجدید مراتب سپاسگزاری از آن برادر عزیز۰ نگارگر


اسم: صلاح الدین سعیدی    محل سکونت: لندن    تاریخ: 23.02.2019

مرسته وکړئ!

ترجمې او تفسیر ته اړتیا لرم!

چارواکی وایي:
په افغانستان کې د ټولو نه د مخه د کندهار خلک سوله غواړي او له جنګ نه زیانمن شوي...!
زه وایم افغان اولس ټول خو د ټولونه د مخه د تورخم خلک سوله غواړي. کوم یو ريښتیا او پر ځایه خبر کوو؟
چارواکی وایي:
په قندهار کې ۹۷ مکتبه تړل شوي، په هلمند کې ۷۷ مکتبه، په زابل کې ۵۹ مکتبه او په ارزګان کې ۷۳ مکتبه تړل شوي. ...
پوه نه شوم چې له کومې مودې راهیسې او له څه شمېر ښوونځیو او مکاتبو نه دا شمېر تړل شوي؟
دا به فیصدي وي او که شمېر؟
چار واکي خو شمېره وښودله او مدت یې هم مالوم نه کړ.
نور مې د چارواکي ویدیو ګُله کړه چې پر تاسو لوستونکو رحم وکړم او لیکنه مې د همیش په شان اوږدې او اوږده نه شي!
مرسته وکړئ چې په پورته خبرو او افادو پوه شم!
مرسته وکړئ چې ملت په دغه خبرو پوه شي چې چارواکي څه ویل غوښتل او څه وویل؟
یاره دوعا وکړئ چې الله دې مونږ باندې رحم وکړي!
هغه مونږ چې متوسط ښوونځي کې په عربي درس او عربي ژبې زده کړه پېل کړه، دا د کابل د امام ابوحنیفه (رح) مدرسه یادوم، نو زمونږ بعضې همصنفیانو به کوشش کاوه چې په هرقیمت عربي خبرې وکړي او بعضو یې ابتداء کې خبرې نه شوې کولای نو نورو به ورته له ټوکو او ملن‌‌‌‌‌‌ډ کله کله په بې حوصلګۍ کې ویلې: سکوتک خوش آوازیون.
د عربي او دري ژبې ګ‌‌‌‌‌‌ډ ه جمله ده چې مانا یې: ستا سکوت ستا خوش آوازي ده.
افغانستان په زرها و ملي کادرونه او استعدادونه نلري چې نه غواړي په هر قیمت ځان مقام ته ورسوي او افغانستان کې دولتي مناسبو کې کار ورته د قربانۍ ورکولو ستر مسؤولیت ښکاري او د مسؤولیت او قربانۍ د قبلولو لپاره د چا د مرحمت انتظار نه باسي او هڅه نه کوي!
الهي رحم وکړې چې نور به څه وګورو!
د. صلاح الدین سعیدي
۲۳/۲/۲۰۱۹
۰۰۴۴۷۸۸۶۴۷۴۶۳۸


اسم: فریده انوری کمال   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 23.02.2019

دوست نهایت گرانبها و عالیمقام ملال جان عزیزم!
هر صبح اولین کارم مراجعه به وبسایت وزین آریانا افغانستان آنلاین است تا از نبشته ها و مضامین بس عالی هموطنان قلم به دست و نویسندگان نخبۀ این سایت، این کمترین چیزی بیاموزد و آگاهی یابد که البته همه در خور ستایش است. و لاکن همیشه با چشمان اشک آلود و قلب دردناک به آرزوی یافتن مضامین ملال دانشمند وعزیزم و دوست نهایت گرانبها و قابل افتخار، آقای حمید جان انوری است که سخت نبشته های شما هردو آموزنده و به دل دردناکم مرحمی بسیار تسکین بخش میباشد.
امروز صبح وقت به سراغ دریچه رفتم و چشمان کم نور و پر از اشک و قلب غمدیدۀ من به نبشته تو عزیزم افتاد، خواندم و گریستم و طبق عادت همه روزه ام به زیارت مرجان رفتم و از لطف و محبت خاله ملال عزیز و گرامی اش برایش سخن گفتم، انشاءالله که خواهد شنید. ملال عزیز اگر بگویم که از برکت مهربانی های تو و حمید جان انوری و برادر بزرگوار ولی جان نوری ، من تا حال زنده هستم و یا کاملاً سیر قهقرایی را طی نکرده ام و در منجلاب غم و اندوۀ یگانه گوهر نایاب مادر غرق نشده ام، به هیچ صورت مبالغه نیست. در اثر تشویق شما با وجود این که در این رشته هیچ هستم، مرا مصروف ترجمه های آثار مرجان ساختید که این وابستگی تا به حال از غرق شدن نجاتم داده است.
با جهان سپاس از همه محبت ها و مهربانی های خستگی ناپذیرت این مختصر را با یک قصه مرجان خاتمه می دهم: در سال 2006 میلادی قبل از نوروز من برای کاری مجبور شدم که از وطن به فرانسه بر گردم و مرجان در افغانستان عزیزبود. روز اول حمل بسیار صبح وقت پاریس تیلفون زنگ زد من خیلی پریشان از احوال مرجان جواب دادم، صدای خودش را شنیدم که با جهانی خوشی و هیجان می گوید: «مادر می دانی در کجا هستم، من در بالای بام زیارت حضرت علی کرم الله وجهه در پهلوی جهنده سخی هستم».
خداوند یار و مددگار تو دوست نازنین من باشد.
فریده نوری.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 23.02.2019

محترم و گرامی نگارگر صاحب عرض سلام و ادب!

نوشته های پربار شما که همه سخت زیبا و بجا و گیرا اند، همه از دل برخواسته و لاجرم به دلها می نشیند. امید است روزی همۀ این نوشته های آموزنده یک کتاب گردند و در اختیار فرزندان این مرزو بوم گذاشته شود.

در نوشتۀ تازۀ تان تحت عنوان" به صاحبدیوان بگوئید..."، واقعاً هم برای این مردم درد رسیده و مظلوم فقط خدا باقی مانده است. وای از روزی که از ما خدا هم برگردد.

نمی دانم در کجا خوانده بودم که شاعری چه خوش فرموده بود:

" از خدا برگشتکان را کار چندان سخت نیست
سخت کار ما بود که از ما خدا برگشته است"

شاید این شعر همینگونه بوده باشد و شاید هم نه. مطمئن نیستم.

به هر حال امید است این نوشتۀ کوبندۀ تان در داخل کشور گوش شنوائی بیابد!


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 23.02.2019

نهایت محترم و گرامی آقای حامد نوید؛ محقق پرتلاش و پر افتخار افغانستان سلام ها و احتارمات قلبی مرا بپذیرید!

گزارش نهایت مهم و دلچسپ و پر از معلومات دست اول تانرا با دقت مطالعه کرده و بر قلم و قدم تان و بر احساسات پاک میهن پرستانۀ تان هزاران هزار درود فرستادم.

اگر دلی باشد که واقعاً برای افغانستان و داشته های فرهنگی و تاریخی آن بی غل و غش بتپد، آن دل و قلب پاک متعلق به شما هموطن نازنین ما است که خداوند در همه حال حافظ و نگهدار اش باشد.

افغانستان عزیز ما بعد از تجاوز بی شرمانۀ روس های تجاوزگر، با هزاران درد و دریغ که بی سر و سرپرست شد و هر که از راه رسید به چور ئ تاراج پرداخت.

اکثر آثار هنری و تاریخی افغانستان را اشغالگران روسی به تاراج بردند و آنچه باقی ماند بین سالهای 1992 تا 1996 چور و نیست و نابود شد. موزیم کابل یا زیر راکت و هاوان خورد و خمیر شد و یا هم توسط ایله جاران از خود و خدا بی خبر به پاکستان و ایران انتقال داده شد و به قیمت کاه به فروش رسید و بعد هم که طالبان از راه رسیدند، از گیاه اگر گردی باقی بود به دستور بیگانه ها همه را ویران کردند و از جمله بت های بامیان و ...

این قصۀ تلخ با درد و دریغ که سر دراز دارد، اما سوال اساسی را که جناب شما مطرح نموده اید، خیلی ها مهم و سرنوشت ساز است و آنهم اینکه چه باید کرد و چگونه که آثار هنری تاریخی افغانستان را از قید ایران و پاکستان در موزیم های بین المللی و به خصوص موزیم لندن نجات داد؟!

از نظر این کمترین در چنین اوضاع و احوالی که دامنگیر کشور و مردم ما ساخته اند و گوش شنوائی در حکومت فعلی وجود ندارد که کاری بکند، آیا امکان دارد که همین معلومات مؤثق و مستند شما را به زبان انگلیسی نوشته و به مقامات یونسکو و یا هر مرجع با صلاحیت دیگر فرستاد؟

اگر هم آنان این مکتوب یا مکتوب ها را جدی نگیرند، لااقل ما وظیفۀ ایمانی و وجدانی و میهنی خود را انجام داده ایم.

فقط یک نظر غریبانه بود که از عقل قاصر این کمترین تراوش کرده و با شما محترم در میان گذاشتم.

موفقٌ صحتمند و سرافراز باشید


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 22.02.2019

دوست عزیز و ارجمندم، فریده نوری کمال،
آنچه را خامۀ توانا و دانش اشکاری تو خواهر افسرده خاطرم از گنجینه های دختر قابل افتخار و ستارۀ درخشان افغانستان، مرجان عزیز با سعی بلیغ و روان آزرده از جبر روزگار، پیشکش خوانندگان محترم این وبسایت ملی مینماید، به منزلۀ نگین درخشانیست در بحر بی انتهای علمیت و آشنایی به خاک پاکی که خود در آن پرورش نیافته بود.
آری، نیک به خاطر می آورم که مرجان عزیز فقط چند ماهی بعد از تولد با والدین رهسپار فرانسه گردید؛ ولی با عشق و تلاشی که به همبستگی به افغانستان و مقدرات آن داشت در حالیکه سخت سرگرم تحصیلات گوناگون و ارتقای قابل فخر و منزلت بود، بعد از بازشدن در های کشورش، بیشترین اوقات خویش را در وجب، وجب آن دیار مقدس سپری نموده و از هر چمن سمنی از تحقیق و معلومات تا آشنایی با مردمان هر ولایتی، حیات خویش را رنگین و خواسته هایش را بی نیاز میساخت.
آنچه را تو خواهرم عزیزم، درین مدت از یاد داشت ها و تحریرات گرانبهای آن دخت وفادار و شریف وطن، با صرف وقت و زحمات شبانه روزی در قالب ترجمۀ عالی و عام فهم از لسان فرانسوی به دری سلیس، پیشکش مردم افغانستان نموده ای، در نحو خود بینظیر و خدمتیست ناب. آخرین سلسله مضامینی که در مورد معرفی ولایات افغانستان درین وبسایت ملی منتشر میگردد، بصورت غیر قابل باور، مختصر، جامع و مملو از معلومات مهم تأریخی، کلتوری، جغرافیایی و اجتماعی با عکس ها و نقشه ها و غیره مشخصات آن مناطق همراست که مطالعۀ آن به هر افغانی آرزومند چنان معلومات آفاقی، گنجینه ای محسوب میگردد. اینک بعد از ولایات قندهار و هرات، نوبت ولایت بلخ رسیده است، که شاید اکثریت ندانند که روضۀ شاه ولایت مأب را در عصر درخشان تیموریان هرات، ملکه گوهر شاد بیگم همسر فرخ میرزا آباد نموده است.
اینقلم بر هر قسمتی ازین داشتۀ گرانبها مهر تقدیر گذاشته و روان پاک آن دخت صادق وطن و آن سفر کردۀ که صد قافله دل همرۀ اوست، را شاد میخواهم.
با تقدیر و تهنیت از زحمات پیهم و آرزوی سلامتی،


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 22.02.2019

Recently Mr. Hamdullah Mohib, the national security chief of Afghanistan during a high hitters live broadcasting gathering, while looking straight at Pakistan foreign minister stated the following :

" .We[read Afghanistan] are not an invented nation "

My guess is as good as anyone else if he was referring to Pakistan as an invented state, but facts about creation of Pakistan can be summarized in one sentence.

Pakistan is an assumption based ideological state that the total sum of its entire population is less than the numbers of Muslims in India not even counting Bangladesh or Kashmir.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 22.02.2019

خوب شد در مهمانی ماسکو نبودید!
مضمون دلچسپ که هموطنی در فیسبوک نوشته بوده اند و نوری صاحب گرامی آنرا در سایت آریانا-افغانستان آنلاین منتشر کردند، قابل توجه است و درد دل یک هموطن را بیان میکند که حال زار وطن و هموطنان او را مانند هر هموطن باشرف دیگر سخت می آزارد.

و اما من خدمت آن هموطن خوب خود عاجزانه عرض میکنم که خوب شد در مهمانی دشمنان افغانستان و افغانهای با شهامت در ماسکو نبودید، به چند دلیل:
رو سیه دشمن خونین و آشتی ناپذیر مردم شریف افغانستان است.
روسهای جنایت پیشه و متجاوز خونهای پاک بیش از دو میلیون افغان را ریخته، هست و بود افغانستان را به غارت برده، بیش از چهار میلیون افغان را از مُلک و دیار شان آواره و سرگردان ساخته، صد ها هزار افغان را معیوب و معلول نموده، ده ها هزار افغان سرافراز را زتدانی نموده، مورد شکنجه های وحشیانه قرار داده و عاقبت یا زنده به گور نموده و یا پس از اعدام های دسته جمعی در گور های دسته جمعی در سرتاسر کشور زیر خاک کرده اند.

روسهای تجاوزگر میلیونها ماین ضد پرسنل و ماین های بازیجه ئی در سرتا سر کشور غرس نموده و به دها و صد ها هزار نفر و بخصوص کودکان، یعنی آینده سازان کشور را یا نیست و نابود کردند و یا هم ناقص و معیوب و معلول ساختند.

روسهای متجاوز نه تنها غرامات جنگ را نپرداختند، بلکه با دیده درائی ذاتی شان؛ خواستار قروض پدر شان از افغانستان نیز گردیدند.

همین چند روز قبل بود که پوتین لعین بلندترین مدال رو سیه را به یک افسر اردوی سرخ تفویض کرد که در جنگ تجاوزکارانۀ روسها در افغانستان، به گفتۀ پوتین از خود شهامت نشان داده بود، یعنی اینکه با جرئت تمام هموطنان مظلوم و بی دفاع ما را بی دریغ کشتار نموده بود و....

اگر این لیست را ادامه دهم، از مثنوی هفتاد من کاغذ هم بیشتر می شود.

روسها هیچگاه ضربۀ مدهشی را که در افغانستان از مردم آزادۀ افغانستان خورده اند، فراموش نمی کنند، همانگونه که انگلیس هنوز فراموش نکرده است؛ پس از هر فرصتی استفاده میکند که در افغانستان تخم تفرقه بکارد.

حال ببینید که روسهای غدار و فلوته باز و دیده درا کدام افراد و گروپ ها را به مهمانی ماسکو فرا خوانده بودند:

طالبان که در بیست سال گذشته خون افغانها را بی دریغ ریخته اند و هرگز نگذاشته اند تا یک روز و یک شبی؛ آب خوش از گلوی افغانی فرو رفته باشد.

کرزی و گروپ مافیائی او که بعد از تجاوز امریکا و متحدین به افغانستان، هر کدام بلا استثنی بیلیونر شدند و هر روز از خون افغان های مظلوم تغذیه کرده و فربه و فربه تر میگردند.

جنگ سالاران بدنام و خونریز که از چهل سال بدین سو خون افغان را می مکند و هیچ سیرآئی ندارند که ندارند و هنوز هم به نام جهاد و مجاهدین و اسلام به سوداگری شرم آوری مشغول اند.

یک مشت خلقی و پرچمی زبون و زیر دار گریختگی که نه شرم دارند و نه حیا و نه شرف و آبرو و حیثیت ای، که گاهی از یک یخن سر بدر میکنند و گاهی از دیگری.

صاف و پوست کنده دشمنان تاریخی افغانستان یک مهمانی شرم آوری ترتیب داده بودند تا یک مشت افراد فروخته شده، زبون و بی ننگ و عار را گردهم آورده و به ریش مردم عام افغانستان بخندند.

مردم افغانستان در زمان جنگ افغان- روس همیش شعار می دادند که:

روسها،روسها مرگ به نیرنگ تان خون شهیدان مامیچکد از چنگ تان

روسهای جنایت پیشه مصروف همان کاری اند که باری امریکائی ها بودند و آنهم اینکه تا می توانند جنگ افغانستان را به درازا بکشانند.

از جانب دیگر چه کسی را خوش بیاید چه نیاید، طالبان فقط و فقط بازیچۀ دست نظامیان و استخبارات پاکستان اند و از خود هیچ اختیاری ندارند، پس مذاکره با طالبان از نظر من ضیاع وقت است و دیگر هیچ.

و آخر هم اینکه اگر با اینهمه تپ و تلاش های ظاهری امریکا یک صلح به دست آید و نیروهای امریکا و متحدین خاک افغانستان را ترک کنند، هیچ تضمینی کاریگر نخواهد بود که صلح به دست آمده دیری دوام بیآورد، آنگاه دیگر افغانستان بار دگر میدان تاخت و تاز رو سیه ، چین، ایران و پاکستان و دیگر همسایگان دور نزدیک به شمول ترکیه و اعراب خواهد گردید...

پس ای هموطن خوب شد که در مهمانی ذلت بار ماسکو حضور نداشتی و نام بدی تاریخی کمائی نکردی.

به خاطر داشته باشیم که راهی که به صلح ختم می شود، هرگز و هرگز نمی تواند از ماسکو بگذرد!


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 22.02.2019

تذکر بی آلایشانه خدمت جناب محترم معروفی صاحب!

نوشته های شما چه از لحاظ محتوا و چه از نگاه سبک خاص،سلاست و روانی، سچه نویسی و درست نویسی و در ضمن تدریسی مورد علاقه ام است.
اگر صاحب دلی وصف صاحب دلی دگری کند قابل قبول است و یا سخنور از سخنور دیگر بستاید قابل احترام است و اگر نویسندۀ چیره دست و ناب نویسی را نگارش شخص دیگر پسند آید قضاوت صائب و در خور پذیرش است.
نوشتۀ شما را زیر عنوان" نگاهی به نگارش های یونس نگاه" که در وصف استعداد عالی و بکر و ظریف نویسی هم وطن محترم ما"یونس نگاه" نوشته شده بود و همچنان از پدیده های ناب طنز نویسی اش یاد کردید و طنزی از طنز های شان را بگونۀ مثال تذکر دادید با دلچسپی خواندم.
من که مسلمان تنگ نظر، متعصب و تاریک بین نیستم این طنز برای من نهایت تکان دهنده، نا آرام کننده و زجر دهنده بود و آن را اهانت و هتک حرمت غیر قابل قبول به مقدسات دینی یافتم و در قدم اول دست بازی بدون درک و مسؤولیت به تقدس رکن اول اسلام یعنی کلمۀ شهاده که نام الله به نام طالب تبدیل شده و طالب رسول پاکستان خوانده شده که این تصرفات در متون کلمۀ شهاده صورت گرفته و بعداً تصرفات و تجاوزات منافی ارزش های دینی و به کلام برحق خداوند(به باور باورمندان دین اسلام) به سورۀ متبرک الفاتحه(الحمد لله) صورت گرفته.
طنز نویسان مشهور دری زبان اشعار طنز گونۀ مختلط دری( فارسی) و عربی گفته اند ولی حدود شناخته اند و حرمت کلام الهی نگهداشته اند. هم چنان در عالم عرب زبان طنز نویسان نظم و نثر بوده اند ولو که معتقد به دین اسلام نبوده اند در پدیده های خود حرمت مسلمان نموده اند.
نه تنها دین اسلام بلکه باید به مقدسات ادیان دیگر هم احترام گذاشت.
من به عقیدۀ کس کاری ندارم و یکی از ارزش های حقوق مدنی یک شخص آزادی عقیده است و لو که بی دینی مطلق باشد(گرچه در افغانستان قابل قبول نیست).
در مزمت وحشت و بربریت سیاه کاران گروه طالب و بازی های شیطنت آمیز و متخاصمانۀ پاکستان این پروردگان دستگاه جاسوسی انگلیس علیه افغانستان هر اندیشه و قلمی را رسا و توانا می خواهم.
معروفی صاحب محترم! با اطمینان کامل که به درک عالی شما دارم متیقن استم که شما خود حساسیت و باریکی این موضوع را متوجه شده از این تذکر دوستانه و نیت پاک و مخلصانه ای من آزرده خاطر نشوید.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 22.02.2019


دوست محترم و گران قدرم جناب مایار صاحب از صفحۀ فیس بوک نوشتۀ محترم داکتر سید عبدالله کاظم را نقل نموده در وبسایت ما نشر نمودند، که محتویات نوشتۀ داکتر صاحب کاظم و ملاحظات جناب مایار صاحب و تبصره های هم وطنان را به دلچسپی خواندم، واقعاً نظریات و نکات نظر جالب رد و بدل شد.
خواستم در یک بخش تحلیل داکتر صاحب کاظم نظر خود را ارائه کنم.
انتباه من در کل از این بخش نوشتۀ داکتر صاحب کاظم این است که ایشان ائتلاف متوقعۀ خلیل زاد را میان طالبان و گروه های به اصطلاح حلقات سیاسی و احزاب افغانستان تکرار اشتباه امریکا به قدرت رساندن خمینی در ایران وانمود کرده، که بنابر ملحوظات سیاسی و جلوگیری از نفوذ شوروی در ایران خمینی را به ایران آورد، و خمینی بعد از مستحکم ساختن قاعدۀ قدرت مؤتلفین چپ گرا و سائر نخبگان اصلاح طلب را با کشتن، محبوس ساختن و فراری ساختن کنار برد.
این که نظر من در مورد خمینی، ولایت فقیه و نظام آخند مشرب ایران چیست بحثی است جداگانه، و اما بر اساس واقعیت های عینی طالبان به هیچ وجه با خمینی قابل مقایسه نبوده و شرائط کنونی افغانستان با احوال آن زمان ایران همگون نیست.
خمینی و اطرافیونش نهضت برخاسته از بطن جامعۀ ایران بوده ملیون ها پیرو و معتقد داشت. خمینی ره رو و معتقد مکتب، فلسفه و عقیدۀ خود بوده، در مقام قدرت بی رقیب استقلال عمل داشت و پیوندی دستور گیری با قدرت بیرونی نداشت.
بر عکس طالب فرمان بردار پاکستان بوده از حمایت اکثریت ملت افغانستان برخوردار نیست. احیاناً اگر نظامی توسط امریکا با ائتلاف سیاسیون مطرح ایجاد گردد مصونیت و بقای این گروه ها توسط امریکا تضمین شده کاری که خمینی در مورد مؤتلفین چپ گراء و اصلاح طلبان ایران کرد طالبان به استشارۀ پاکستان با چنین اعمالی مبادرت نه ورزیده و حتی توان آن را ندارند.
اما چنین طرحی که خلیلزاد در صدد تطبیق آن است به جز تباهی و بربادی افغانستان ارمغانی ندارد که روی این موضوع خواهم نوشت.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 21.02.2019

"هشدار احزاب و نمایندۀ خاص امریکا: اگر هیأت مذاکره کنندۀ [ صلح حکومت ] تغییر نکند، جلسه های ابوظبی و مسکو تکرار میشود."

It looks like the peace process in Afghanistan have just reached an eye to eye moment of catch-22 and in order to break the status quo, one of the parties ought to blink first.

Replacing already appointed government peace negotiator to include members from afghan political parties reduce the government of Afghanistan to only one of many negotiating teams. Leaving appointed peace negotiator members as is, Afghanistan government may be denied access to participate.


اسم: نوراحمد خالدی   محل سکونت: آسترالیا    تاریخ: 19.02.2019

محترمه ملال نظام سلام میرسانم.
از تبصره های پر محبت شما در مورد نوشته های خود ابراز امتنان مینمایم. موضوع استفاده از اصطلاحات بین المللی برای ارتقای سطح آگاهی جوانان و نزدیکی با دستآوردهای علم و هنر اهمیت بسزا دارد که نباید قربانی تَعصبات زبانی اشخاص گردد. موفقیت های مزید شما را تمنا دارم.


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 19.02.2019

محترم داکتر صاحب نور احمد خالدی،
بازهم تبصرۀ جامع و آموزندۀ تان که در مورد استعمال اصطلاحات و کلمات مورد استفادۀ صنعتی و تخنیکی مروج در جهان و عصر ارتباطات است، در دریچۀ مناظرات این وبسایت منتشر گردید که یقین مورد قبول همگان قرار گرفته است. همانطور که فرهنگستان منحرف ایران در اختراع لغات و اصطلاحات کاملاً جدید و مسخره دست باز دارد، متأسفانه یک عده از مطبوعاتیان افغان حتی خبر نگاران مؤسسات معتبر مانند بی بی سی، صدای امریکا و رادیو آزادی در خارج از کشور هم به «تقلید» از میدیای فروخته شدۀ داخلی، به دنبال تحریف و مسخ این نام ها و کلمات پذیرفته شده و معمول بین المللی روان اند که جای بسیار تأسف است. بلی دیده میشود که هیلی کوپتر – چرخ بال، طیاره های بدون پیلوت دورون – پهپاد و سافت ویر – نرم افزار و یا وب سایت شناخته شدۀ جهانی، تار نما«!؟» میگردد. یا الله!!
کلمۀ «ویب – Web» که در انگلیسی به معنی تار جولا است و در تکنالوژی جدید به خاطر شباهت ارتباطات وسیع انترنتی جهان به همان شکل، معمول گردیده و کاملاً پذیرفته شده و «تار نما» را که ایران معمول ساخته حتی مفهومی را بیان نمیدارد؛ در مملکت خود شنیده ایم که لباسی که بسیار کهنه میشد، میگفتند «تار نما» شده است، یعنی پود آن از بین رفته است.
حال ایران و آخوند های مزور هرچه خواسته اند درین چهل سال کرده اند، ولی افغانی که سخت از آن دولت مکار چپ و راست آزار و صدمه میبیند، چرا به چنین تقلید کور کورانه روان گشته و ذهنیت هموطنان را که سخت به تخنیک امروزی جهانی بستگی و احتیاج دارند، مغشوش و تخریب می نماید؟! امروز در افغانستان ویران، یازده ملیون نفر از خدمات انترنتی استفاده می نمایند.
به آرزوی سلامتی،


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 18.02.2019

" ولی اشتراک این کرگس های لاش خوار در جلسۀ ماسکو مبین یک واقعیت دو پهلو است یکی هراس از بقاء و دیگری احتمال تبارز دوباره و اعادۀ قدرت. ...

پس هردو جناح این دور میز نشینان ماسکو در جامعۀ افغانستان و دل و دماغ مردمش جا نداشته مورد اعتماد ملت افغانستان نیستند."

The first paragraph quoted is exactly as written, other wise both parties have had ample time to do better if they wanted or able to while being in charge of Afghanistan.

The second paragraph referring to the gathering in Moscow that might be broader indication of the new kid back on the block muscling international positioning. During the last couple of years, Russia's re-emergence in international scene proven to be already gained ground in Ukraine and Saria. The yet unsettled political and military standoff at this moment in Venezuela and a potential dueling in Afghanistan that may be well under way.

Several decades ago, the conflict in Afghanistan changed direction in short notice by introduction of the Stinger Missile that neutralized the USSR airpower to be no longer the master of the sky then. The same might be applied in reverse role that will definitely be altering the military equation once more.


اسم: نثار احمد   محل سکونت: kabul    تاریخ: 18.02.2019

به تایید نگاشتهء خواهر بادانشم، تورپیکی جان.اسلام، اگر دین است، که باید «معنویت» باشد، باز نگری اعماق روح انسان باشد؛ اخلاق و انسانیت باشد؛ تایید زندگی و آرامش روان باشد، نه این که « دین » تا حد « تفنگ» سقوط کند؛ دین ، به تحمیلات و دستورات اجباری، مبدل شود؛ دین ، به شلیک گلوله در ستادیوم ورزشی ، تبدیل شود؛ دین ، تبدیل شودبه دشمن شماره یک دستاورد های بشر و تکنالوژی و علوم انسانی!
دین که مخالف واکسن زدن برای جلوگیری فلج کودک باشد، دین که زنان را در برقع و نقاب، به موجودات شبیه موجودات سیارات دیگر ، مبدل سازد؛ مجسمه سازی، نقاشی، موسیقی و تمامی ملزومات زندگی بشری را طرد کند ؛ دین نیست، جهل مرکب است، پناه بردن به جنگل و مقررات توحش است!
طالبان، میخواهد کشور را بر گرداند به هزار سال پیش، یعنی، انترنت و عزیمت به مریخ و
برابری حقوق انسان ها و همه مظاهر مدرنیزم را انکارمی کنند؛ طالب با افتخار برای زنان ، حقوقی را میدهد که هزار سال قبل در مدینه به زنان داده شده بود، یعنی، خانه نشستن و زادن را !
واقعا که افغانستان ، چقدر بدبخت است!


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 18.02.2019

" البته بازهم تکرار میکنم که لنگی ، و پتو و پیراهن و تنبان پاکستانی آقای غنی مثل "صلی صلم " گفتن های او به نظر من جز تبارز وفریب مردم چیز دیگر نیست. در حالیکه اگر آقایان قانونی یا ربانی یا عطای نور و یا هم هر طالب و مجاهد وهر هموطن این لباس را در بر کنند به نظراینجانب قابل درک و احترام است "

Choice of attire for a leader is diffidently a trend setter and the most visualized perception it create. Pope of Vatican City, Dalai Lama of Tibet, King of Jorden and Dr. Abdullah of Afghanistan are all recognizable by far for choice of their clothing.

President Ashraf Ghani's choice of attire accompanied by the longest prayer beads I have ever seen, while repeatedly claiming to complete and follow the foot steps of King Aman-Ullah Khan and President Daoud Khan ideals is a poor choice, badly in need of adjustment. One can not be an affective force for progress subsiding modernity for little appeasement, if any.

President Ashraf Ghani's choice of outfit with very wet eyes holding hands with two sons of late Hazrat Sibghatullah Mojaddidi one on each side in public should not be in par with Afghanistan seat of presidency.

Dr. Ghani should be well aware that it was the same that put the final nail to the coffin of king Amanullah Khan regime, stood against president Daoud Khan reforms, have long history of blocking societal progress in Afghanistan and affair of a nation the size of Afghanistan to them is measured by a simple Estekhara.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 18.02.2019

خواهر گرامی تورپیکی جان سلام تقدیم است!

از توجه شما به سیه مشق این کمترین، یک دنیا سپاس. امید است هموطنان عزیز ما بیشتر دقت و درنگ کنند که شریک شدن طالبان در قدرت نیم دلمل و شکنندۀ حکومت مرکزی به علاوۀ جنگ سالاران، سوداگران جهاد و نیز گروپ مرتجع حامد کرزی و اعوان و انصار شان، در دراز مدت چه بلای عظیمی را بر کشور جنگ زدۀ ما تحمیل خواهند کرد و چگونه افرادی چون فوزیه کوفی ها و امثال شان، حقوقِ حقۀ زنان کشور را دو دسته تحویل طالبان خواهند داد...

من فقط وظیفۀ ایمانی، وجدانی و میهنی خود را در حد توان انجام داده و چند سطری روی صفحه میگذارم، امید است به خظا رفته باشم.

امریکائی ها با گذاشتن کلوخ می خواهند از آب بگذرند و گویا یک بینی خمیری جور کرده و جُل و پلاس خود را کنده و بار و بستره جمع کنند و از راهی که آمده اند، بر گردند.

جان سخن اما اینجاست که این آش شور را که خود امریکائی ها در کشور ما پخته اند، می خواهند پیشکش مردم رنج دیدۀ ما نمایند، چون آنقدر شور و بد مزه و داغ بود که از گلوی هیچ انسانی پائین رفتنی نیست که نیست.

این آش شور که دست پخت بوش چوچه و باند مافیائی او بود، بعداً مُرچ و مسالۀ (جان کری) به آن علاوه گشت تا مگر قابل تناول گردد، اما چنان تند و تلخ شد که نگو و نپرس.

حال که گویا بار و بستر بر می بندند؛ به آنان هیچ مهم نیست که سرزمین ما به خون و خاکستر کشیده شود.

باید هوشیار بود و یک مشت مداری را نگذاشت تا با سرنوشت مردم بازی کنند.


اسم: نوراحمد خالدی   محل سکونت: آسترالیا    تاریخ: 18.02.2019

محترمه ملال نظام و محترم احسان الله مایار سلام میرسانم.
نخست جا دارد از تبصره های پر محبت شما در مورد نوشته های خود ابراز امتنان نمایم. محترم مایار امیدوارم سعادت ملاقات شما در آینده میسر گردد. موفقیت های مزید شما را تمنا دارم.


اسم: نور احمد خالدی   محل سکونت: آسترالیا    تاریخ: 17.02.2019

اسمها واصطلاحات علمی، صنعت و تکنالوژی
یکتعداد اسمها واصطلاحات علمی وجدید صنعت و تکنالوژی مورد استفاده روزمره در جهان معاصر را ترجمه نکرده بگذارید به مرور زمان جزٔ لایتجزای زبانهای ما اعم از دری و پشتو گردند. استفاده از هزاران اسم و اصطلاح عربی، ترکی، اردو و زبانهای اروپایی در طول صدها سال زبانهای مارا غنی ساخته اند. اینگونه با جهان پیشرفته همگام، هم زبان و نزدیکتر میباشیم. یکتعداد این اسمها و اصطلاحات عبارتند از:
کمپیوتر، لپتاپ، موبایل فون، سلفون، سمارت فون، انترنت، فیسبوک، وایبر، انستوگرام، تویتر، تویت، واتس اپ، گوگل، ایمیل، مسج، مسنجر، اوبر، یوتوب، کمره، کیبورد، فایل، پروفایل، ویدیو، دسکتاپ، مانیتر، پی دی اف، ورد، اکسل، پاورپاینت، سکایپ، راکت، و غیره مانند اینها.
تقلید کورکورانه از ایرانیها در این مورد به نفع ما نیست. ایرانیها از تجربه اسفبار تغییر نام پر آوازه و جهانشمول "پرشیا" که در جهان با خاطرات با شکوه پرشین امپایر و پرشین سویلایزیشن تا امروز در حافظه ها باقیست به اسم نامسمی و محلی منطقوی "ایران" درس نه آموخته امروزه با نام گذاری ناشیانه اصطلاحات جهانشمول سیاینس و تکنالوژی جوانان خودرا از جهان ماهول دورتر میسازند!
نوراحمد خالدی


اسم: تورپیکی   محل سکونت: کابل    تاریخ: 17.02.2019

(صوفی، تو چند روز، خدارا کنارباش!)
جناب انوری ، نویسندهء فاضل و با احساس!
مطلبی که نگاشته اید، به شدت مهم و هشدار دهنده است؛ چرا هیچکس بر این موضوع مهم ، تبصره نکرد؟ احتمالا ، جماعتی ، از طلبهء کرام می هراسند و گروهی،نشسته بر سفرهء آزادیهای مدنی غرب، برای تفنن ، از اسلام سیاسی و تفسیر طالبان از دین اسلام ، حمایت میکنند.
واقعا ، عقب ماندگی و رسوائی ازین بیشتر نمیشود، که در قرن بیست ویکم، موسیقی را ، «حرام » انگاریم و ورزش را حرام انگاریم و تحصیل زنان را حرام انگاریم و بیرون رفتن زن ازخانه را حرام انگاریم « اهل هنود» را وادار سازیم ، در ساعات نماز گزاری مسلمین، دکان ومحل کسب و کار خود را به بندند!
واقعا لودگی وبلاهت ازین بیشتر نمیشود که در قرن بیست و یکم، ریش « جنس مذکر» را اندازه گیری کنیم و برای « ریش غیر استندارد!» مجازات شلاق، تعیین کنیم!
جناب انوری، این که پریزدنت ترامپ، میخواهد چنین جانورانی را دوباره بر افغانستان ، حاکم گرداند، قابل فهم است، دپلوماسی است و سیاست روز؛ اما این که قلمزنان پناه گرفته در غرب، صراحتا و تلویحا، از اسلام طالبی ، حمایت می کنند، یا در مقابل مطلب بسیار مهم شما، سکوت، اختیار می کنند، قابل فهم نیست!
به هر حال ، من شمارا بخاطر، طرح این موضوع، ستایش میکنم.


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 17.02.2019

برادر محترم داکتر فاروق اعظم،
بعد از عرض سلام، ممنون از توجه تان به مضامین این شاگرد. راپوری که توسط کمیتۀ بیطرفی در هالند به نام «پروژۀ عدالت افغانستان» تهیه گردید به نام: Afghanistanjusticeproject.org شهرت دارد که به بسیار آسانی با کلیک بر همین لینک به انگلیسی، دری و پشتو به دست می آید. این راپور تا حدی جامع است که حتی شکنجه گاهای مخفی مسعود و بقیه تنظیم هاییکه چنین مجازات خانه های غیر بشری را برای عذاب هموطنان تهیه نموده بودند، در آن تشریح شده است.
تیم یا گروپی که چنین راپور مفصل و نهایت مستند را تهیه نمود متشکل از قانون دانان مختلفۀ خارجی و افغان بود که به کمک ترجمانان هر لسان مردم افغانستان، شهر به شهر و قریه به قریه به سراغ آنان رفتند و از فامیل های مختلفه و شهود عینی در سر تا سر خاک ویران افغانستان مصاحباتی به عمل آوردند. اعضای تیم افغان درین کمیته اقلاً باید سالهایی را خود در همان دوره ها در افغانستان سپری نموده می بود.
باید هر افغان وطن دوست و وابسته به ملت رنجور، کاپی این راپور را که درحقیقت بازگوی تأریخ آن دوره های سیاه وحشت و دهشت است، در اختیار داشته باشد.
راپور فوق که در حدود دو سال را در بر گرفت، کمیتۀ مذکور ذریعۀ خانم «سیما سمر» رئیس کمسیون حقوق بشر افغانستان، آنرا به حامد کرزی پیش نمود و اظهار داشت که تا این حد ما برای حمایت از حقوق پامال گشتۀ مردم افغانستان کوشش نمودیم، باقی تعمیل عدالت اجتماعی و اجرای آن البته که به شما ارتباط میگیرد.
کی داد و کی گرفت!
راپور ملل متحد هم به نام «Blood stained Hands - دستان آغشته به خون» هم از وبسایت:Human Rights watch میسر میگردد. کتاب ترجمه این راپور در پشتو ذریعۀ کتاب خانه «دانش» در پشاور به نشر رسیده است. فکر میکنم اسمش «د وینی سور لاسونه» باشد که برادر با احساس و دانشمند ما آقای رحمت آریا ترجمه نموده است. امیدوارم این مختصر قناعت تان را فراهم نموده باشد.
به آرزوی سلامتی،


اسم: فاروق اعظم   محل سکونت: کابل افغانستان    تاریخ: 17.02.2019

خواهر عزیز ملالی جان

تشکر از ارسال معلومات ارزشمند.

میخواهم ویبسایت آن راپور را داشته باشم که در آغاز کار حامد کرزی توسط کمیتۀ حقوق دانان در مورد نقض حقوق از ملت رنجور در سر ۶۰۰۰بشر و هزاران جنایت علیه بشریت به سعی و کوشش حکومت هالند و مصاحبه با تاسر افغانستان صورت گرفت، رویداد های مظالم بشری را از آغاز کودتای منحوس ثور تا شکست دورۀ طالبان، تحقیق و معلومات میداد.میخواهم راپور مذکور بخوانم. راپور پروفیسور ارماکورا (فرستاده ملل متحد) نیز مهم است اګر یافت شود.

بااحترام

فاروق اعظم


اسم: احسان الله مایار   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 16.02.2019

جناب محترم داکتر خالدی سلام!
متأسفم در سفر اخیر تان در امریکا با هم دیده نتوانستیم، لیک از طریق خواهر پُرکار و فاضلۀ ما میرمن ملالی نظام موسی احوال شما را دارم. نوشته های شما از مطالعۀ بنده دور نمی ماند و با علاقه هر یک آنرا خوانده و مستفید شده ام. نوشته های شما فارغ از خود نمائی و فضل فروشی است که این اوصاف کمتر دستیاب گردیده می تواند. دیشب طبق معمول سایت مارا باز کردم و در کلکین نظر سنجی چند سطر از توضیحات تان را در قبال "علم برداران و قربانیان دیموکراسی" و شخصیت هائیکه از آنها یاد نموده اید و با این چند سطر مختصر لیک مالامال از محتوی تأریخی دروازۀ ذهن مردم ما را دق الباب نموده اید، با علاقه مطالعه نمودم و در دلم جای گرفت. خیر ببینید با این توضیحات فراموش شده که بایست فراموش نشود. با عرض حرمت مایار


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 16.02.2019

محقق و نویسندۀ محترم داکتر نور احمد خالدی، سلام بر شما،
بدون تردید باید بیان نمود که نه تنها تحقیقات مستند و دقیق شما در امور مربوط به حال و گذشتۀ وطن تان افغانستان عزیز، همیشه آموزنده بوده و زمینۀ مطالعات و دانش بیشتری را فراهم می نماید، بلکه تحلیل منطقی و مستند و تکیه بر اصول بیطرفی و افشای حقایق رویداد های مبرهن کشور در آثار تان بر واقعیت ها روشنی می اندازد. یقین داریم که هزاران خوانندۀ این وبسایت که نوشته های گوناگون تان را مطالعه مینمایند از غنای آموزشی و حتی نظریات مشابه شان با شما به قناعت میرسند. مختصری را که در مورد بزرگداشت از گذشتگان قابل قدر و شخصیت های ملی افغانستان در دهۀ دیموکراسی تحریر داشته اید، حقیقتی است عریان که متأسفانه در لابلای گزافه گویی ها و قهرمان سازی های تصوری اقلیتی، گاهی کمرنگ میگردد، ولی ملت افغانستان ، مخصوصاً آنانی که شاهد عینی آن عصر طلایی دیموکراسی، آزادی های فردی و قانون اساسی مترقی بوده اند، اکثریت مردم افغانستان را تشکیل میدهند که قضاوت شان چون آفتابیست که به حکم تأریخ هرگز پشت ابر ها نمی ماند. درست فرموده اید که روی دیگر سکۀ دیموکراسی، سوته کراسی یعنی دیکتاتوری است که تا تأریخ بوده و هست، نوع بشر از آن اصول ضد انسانی منزجر و گریزان می باشد. البته ما و شما هم نمونه هایی از هر دو را تجربه نموده ایم.
امیدواریم در راه خدمت فرهنگی به وطن و وطنداران همیشه مؤفق باشید.



اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 16.02.2019

" تعداد نفوس: ترکیب قومی نفوس: ترکیب زبانی نفوس:"

Dear Dr. Khalidi

Appreciate your response and to tell you the truth, I haven't studied much about linguistic and ethnic make up of population in Afghanistan.

I did not questioned the validity of your good research work at all, but I was concerned that " what good output are you expecting to come out of such sensitive topic at this tense moments of make or break for Afghanistan"

The key word related to my comment is timing, not the research.


اسم: نوراحمد خالدی   محل سکونت: North Lakes    تاریخ: 16.02.2019

Mr Halim Hakimi
Your comment on my research work is regrettable. I thought people like you who write about Afghanistan would benefit from rare none political statistical research about Afghan population. Can you tell me how many statistical articles on people of Afghanistan you have studied or are known to you?


اسم: نور احمد خالدی   محل سکونت: آسترالیا    تاریخ: 16.02.2019

علم برداران و قربانیان دیموکراسی،
علم برداران و قربانیان آزادی، حقوق اساسی مردم و دموکراسی مانند محمد ظاهرشاه، دوکتور محمد یوسف، محمد هاشم میوندوال و محمد موسی شفیق را نباید فراموش کرد. تجربهٔ چهل و شش سال گذشته سیاسی کشور یاد آنها را در خاطرهٔ ملت افغانستان گرامی ترساخته است!
در عین زمان فراموش نباید کرد که روی دگر سکهٔ گرانبهای دموکراسی را دیکتاتوری گویند و در عقب هر قربانی و شهید راه آزادی و دموکراسی هم سایهٔ شوم غاصب و قاتل آنها قرار دارد!
استفاده از حقوق دموکراتیک در دهٔ دموکراسی توسط روشنفکران بعد از دهه های استبداد به معنی لجام گسیختگی نبود بلکه نشان میداد ملت راه تکامل سیاسی و اجتماعی را به تدریج تجربه کرده می پیماید. قوام و پختگی دموکراسی در هیچ کشوری خالی از مشکلات نبوده است. تکامل دموکراسی در اروپا و امریکا زمانی آغاز شد که یک فیصدی کم مردم سواد خواندن و نوشتن داشتند. تنها دشمنان آزادی از دموکراسی هراس میکنند و در صدد صدها بهانه برای سقوط آن میشوند!
این را هم نباید فراموش کرد که با سقوط دولت شاهی مشروطۀ متکی به قانون اساسی دههٔ دموکراسی محمد ظاهرشاه، افغانستان از محور دموکراسی بیرون ساخته شد که بدون شک سرآغاز بدبختیهای تمام نشدنی ملت افغانستان است!
نوراحمد خالدی


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 14.02.2019


وقتی مضمون یک نویسنده مورد توجه هم وطنی قرار گرفته ضمن نقد از آن توصیف می نماید. ایجاب می کند که نویسندۀ مضمون باید به خود زحمت داده تبصره و نقد دوست را بخواند و ضمن اظهار امتنان به تبصره کننده اطمینان دهد که نظر شان را خوانده.خموشی دو دلیل دارد یکی بی توجهی به این بخش مهم و بسایت یا خدا نا خواسته تکبر و خود پرستی.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 13.02.2019

" تعداد نفوس: ترکیب قومی نفوس:"

If may ask Dr. Noor Ahmad Khalidi that what good output are you expecting to come out of such sensitive topic at this tense moments of make or break for Afghanistan. I am really at loss Doc.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 12.02.2019

Greetings Noori Sahib,

The following is the correct version I had sent you and not the cut-off version already published. If you wish please kindly correct the mistake.

" فعالان مدنی: صلح نباید افغانستان را به عقب برگرداند"

Yes, indeed. The mother of all pain is backwardness that the absence of it can make and with presence break Afghanistan.

Backwardness often thrive on poverty, in addition to effecting current generation, victimizing children via unhealthy environment at home and school. Backward elites always afraid of replacements and as such unwilling to initiate a change, becoming anti-innovation and may even block economical development.Backwardness can cause huge ripple effect as a solid barrier to reasoning, scientific concepts and discoveries. Most important of all, backwardness block analytical thinking process by producing animalistic tendencies and behavior.

Here is how it may function in Afghanistan: A group of about 20 elites all males, creating their own force full governing authority by seeking their legitimacy approval by paying heavily ( " naqdi wa Jency " ) to brought in sleeper-cells dubbed as genetic-superior of Afghanistan with century long history of free loading and treason.


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 12.02.2019

سخنی در مورد جنایات خونین قتل عام افشار،
در صفحات رویداد های عالم بشریت متأسفانه به جنایات گوناگونی برخورد مینمائیم که بالای انسان های بیدفاع و مظلومی از جانب مقتدرین و زورمندان همان عصر و زمان تعمیل گردیده است، ولی آنچه را این صفحات به حکم تأریخ منحیث تکرار مکررات عرضه میدارند، همان رویداد های خونینی هستند که در نوع خود یا از شدت اعمال غیر انسانی بر جمیعتی، بی سابقه بوده اند ویا اینکه چون کشتار یهودیان در زمان حکمروایی رایش سوم و هتلر که با تنوع اجراأت و استعمال وسائل کشتار جنایتکارانه، جمیعت کثیری از انسان های بیدفاع و بی گناه قربانی تبعیضات نژادی غیر قابل قبول اولیای امور آلمان هیتلری گردیدند. بعد از قریب 20 دهه از آن جریانات خونین و استعمال کوره های آدم سوزی و اطاق های مخوف گاز، تا هنوز بیان آن رویداد برای عالم بشریت و نسل های پیهم آن پایان نیافته است، چنانچه که بیان حوادثی را که چنگیزیان در ماورالنهر و قسمت هایی از سرزمین ما مرتکب گردیدند، به خاطر حجم و نحوۀ آن مظالم وجنایات بشری، منحیث نمونه ای از دهشت و وحشت هنوزهم در اوراق تأریخ تکرار میگردد.
نکتۀ بسیار مهم در بیان چنین رویداد های تأریخی اینست که تفریق گنهکار و بیگناه را باید قضاوت انسانی همیشه مد نظر داشته باشد، چنانچه که نمیشود به خاطر جنایات عصر هیتلر، ملت آلمان و عساکر و مأمورینی که اجبار کار و وظیفه داشتند، مورد ملامتی و تنفر جهانی قرار گیرند و یا اولادۀ چنگیز و تیمور لنگ را که اعمال اخلاف شان نهایت ظالمانه بوده و موجبات قتل و شکنجۀ هزاران بیگناه را فراهم آورده است، با گناهان کبیرۀ پدران شان ملامت نماییم، در حالیکه عصر مترقی و شگوفان تیموریان هرات افتخار ابدی را برای افغانستان و منطقه کمایی نمود.
حال میرویم به سراغ جنایات بشری خونینی که در تأریخ جهان ثبت گردیده و به «قتل عام افشار» شهرت دارد. پلان این حادثۀ نهایت فجیع که منجر به کشتار، تجاوز و تخریب سرپناه هزاران هموطن بیدفاع، بیگناه و نهایت مظلوم افغانستان گردید، در عصر خونین «برهان الدین ربانی» و قوماندانی قوای « احمد شاه مسعود» ذریعۀ شخص وی طرح و به همکاری «عبدالرب رسول سیاف» و گروهی معلوم الحال با قساوتی که تأریخ کمتر بیاد می آورد و هرگز فراموش نمی نماید، به شب ۱۱-۱۲ فروری ۱۹۹۳مورد اجراء قرار گرفت. در تعمیل این فاجعۀ اسفناک بشری، البته که اعمال گروپ جنایت پیشه ای که آنرا به مراحل مختلفۀ یک جنایت مدهش بی سابقه مرتکب شده اند، آشکارا ثبت و معرفی گردیده است و حتی عکس و ویدیو های فراوانی آنرا به اثبات میرساند.
یاد آوری این حادثۀ خونین همانطوریکه باید به حکم گوشه ای از رویداد های تلخ این سرزمین و برای عبرت نسل های بعدی فراموش نگردد، همانطور هم نباید آنرا به قوم خاص و یا نژاد بخصوصی حواله نموده و باعث تفرقه و شقاق بین اقوام شریفی که مساویانه صاحبان این سرزمین مقدس اند، بگردیم.
برای مطالعۀ جریان خونین «قتل عام افشار» لطفاً بر «ادامه» کلیک بفزمایید.

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: A. Halim Hakimi