Skip to main content

مقالات
اخبار روز
حراست از زبان دری
لغت نامه
آرشیف ویدیوها
جنتری
سایت های افغانی
اداره
Go Search
  
 


نظریات شما

  نظر شما در مورد مطالب نشر شده    نویسنده:  آریانا افغانستان آنلاین

 
اسم: نوراحمد خالدی   محل سکونت: آسترالیا    تاریخ: 19.02.2019

محترمه ملال نظام سلام میرسانم.
از تبصره های پر محبت شما در مورد نوشته های خود ابراز امتنان مینمایم. موضوع استفاده از اصطلاحات بین المللی برای ارتقای سطح آگاهی جوانان و نزدیکی با دستآوردهای علم و هنر اهمیت بسزا دارد که نباید قربانی تَعصبات زبانی اشخاص گردد. موفقیت های مزید شما را تمنا دارم.


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 19.02.2019

محترم داکتر صاحب نور احمد خالدی،
بازهم تبصرۀ جامع و آموزندۀ تان که در مورد استعمال اصطلاحات و کلمات مورد استفادۀ صنعتی و تخنیکی مروج در جهان و عصر ارتباطات است، در دریچۀ مناظرات این وبسایت منتشر گردید که یقین مورد قبول همگان قرار گرفته است. همانطور که فرهنگستان منحرف ایران در اختراع لغات و اصطلاحات کاملاً جدید و مسخره دست باز دارد، متأسفانه یک عده از مطبوعاتیان افغان حتی خبر نگاران مؤسسات معتبر مانند بی بی سی، صدای امریکا و رادیو آزادی در خارج از کشور هم به «تقلید» از میدیای فروخته شدۀ داخلی، به دنبال تحریف و مسخ این نام ها و کلمات پذیرفته شده و معمول بین المللی روان اند که جای بسیار تأسف است. بلی دیده میشود که هیلی کوپتر – چرخ بال، طیاره های بدون پیلوت دورون – پهپاد و سافت ویر – نرم افزار و یا وب سایت شناخته شدۀ جهانی، تار نما«!؟» میگردد. یا الله!!
کلمۀ «ویب – Web» که در انگلیسی به معنی تار جولا است و در تکنالوژی جدید به خاطر شباهت ارتباطات وسیع انترنتی جهان به همان شکل، معمول گردیده و کاملاً پذیرفته شده و «تار نما» را که ایران معمول ساخته حتی مفهومی را بیان نمیدارد؛ در مملکت خود شنیده ایم که لباسی که بسیار کهنه میشد، میگفتند «تار نما» شده است، یعنی پود آن از بین رفته است.
حال ایران و آخوند های مزور هرچه خواسته اند درین چهل سال کرده اند، ولی افغانی که سخت از آن دولت مکار چپ و راست آزار و صدمه میبیند، چرا به چنین تقلید کور کورانه روان گشته و ذهنیت هموطنان را که سخت به تخنیک امروزی جهانی بستگی و احتیاج دارند، مغشوش و تخریب می نماید؟! امروز در افغانستان ویران، یازده ملیون نفر از خدمات انترنتی استفاده می نمایند.
به آرزوی سلامتی،


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 18.02.2019

" ولی اشتراک این کرگس های لاش خوار در جلسۀ ماسکو مبین یک واقعیت دو پهلو است یکی هراس از بقاء و دیگری احتمال تبارز دوباره و اعادۀ قدرت. ...

پس هردو جناح این دور میز نشینان ماسکو در جامعۀ افغانستان و دل و دماغ مردمش جا نداشته مورد اعتماد ملت افغانستان نیستند."

The first paragraph quoted is exactly as written, other wise both parties have had ample time to do better if they wanted or able to while being in charge of Afghanistan.

The second paragraph referring to the gathering in Moscow that might be broader indication of the new kid back on the block muscling international positioning. During the last couple of years, Russia's re-emergence in international scene proven to be already gained ground in Ukraine and Saria. The yet unsettled political and military standoff at this moment in Venezuela and a potential dueling in Afghanistan that may be well under way.

Several decades ago, the conflict in Afghanistan changed direction in short notice by introduction of the Stinger Missile that neutralized the USSR airpower to be no longer the master of the sky then. The same might be applied in reverse role that will definitely be altering the military equation once more.


اسم: نثار احمد   محل سکونت: kabul    تاریخ: 18.02.2019

به تایید نگاشتهء خواهر بادانشم، تورپیکی جان.اسلام، اگر دین است، که باید «معنویت» باشد، باز نگری اعماق روح انسان باشد؛ اخلاق و انسانیت باشد؛ تایید زندگی و آرامش روان باشد، نه این که « دین » تا حد « تفنگ» سقوط کند؛ دین ، به تحمیلات و دستورات اجباری، مبدل شود؛ دین ، به شلیک گلوله در ستادیوم ورزشی ، تبدیل شود؛ دین ، تبدیل شودبه دشمن شماره یک دستاورد های بشر و تکنالوژی و علوم انسانی!
دین که مخالف واکسن زدن برای جلوگیری فلج کودک باشد، دین که زنان را در برقع و نقاب، به موجودات شبیه موجودات سیارات دیگر ، مبدل سازد؛ مجسمه سازی، نقاشی، موسیقی و تمامی ملزومات زندگی بشری را طرد کند ؛ دین نیست، جهل مرکب است، پناه بردن به جنگل و مقررات توحش است!
طالبان، میخواهد کشور را بر گرداند به هزار سال پیش، یعنی، انترنت و عزیمت به مریخ و
برابری حقوق انسان ها و همه مظاهر مدرنیزم را انکارمی کنند؛ طالب با افتخار برای زنان ، حقوقی را میدهد که هزار سال قبل در مدینه به زنان داده شده بود، یعنی، خانه نشستن و زادن را !
واقعا که افغانستان ، چقدر بدبخت است!


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 18.02.2019

" البته بازهم تکرار میکنم که لنگی ، و پتو و پیراهن و تنبان پاکستانی آقای غنی مثل "صلی صلم " گفتن های او به نظر من جز تبارز وفریب مردم چیز دیگر نیست. در حالیکه اگر آقایان قانونی یا ربانی یا عطای نور و یا هم هر طالب و مجاهد وهر هموطن این لباس را در بر کنند به نظراینجانب قابل درک و احترام است "

Choice of attire for a leader is diffidently a trend setter and the most visualized perception it create. Pope of Vatican City, Dalai Lama of Tibet, King of Jorden and Dr. Abdullah of Afghanistan are all recognizable by far for choice of their clothing.

President Ashraf Ghani's choice of attire accompanied by the longest prayer beads I have ever seen, while repeatedly claiming to complete and follow the foot steps of King Aman-Ullah Khan and President Daoud Khan ideals is a poor choice, badly in need of adjustment. One can not be an affective force for progress subsiding modernity for little appeasement, if any.

President Ashraf Ghani's choice of outfit with very wet eyes holding hands with two sons of late Hazrat Sibghatullah Mojaddidi one on each side in public should not be in par with Afghanistan seat of presidency.

Dr. Ghani should be well aware that it was the same that put the final nail to the coffin of king Amanullah Khan regime, stood against president Daoud Khan reforms, have long history of blocking societal progress in Afghanistan and affair of a nation the size of Afghanistan to them is measured by a simple Estekhara.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 18.02.2019

خواهر گرامی تورپیکی جان سلام تقدیم است!

از توجه شما به سیه مشق این کمترین، یک دنیا سپاس. امید است هموطنان عزیز ما بیشتر دقت و درنگ کنند که شریک شدن طالبان در قدرت نیم دلمل و شکنندۀ حکومت مرکزی به علاوۀ جنگ سالاران، سوداگران جهاد و نیز گروپ مرتجع حامد کرزی و اعوان و انصار شان، در دراز مدت چه بلای عظیمی را بر کشور جنگ زدۀ ما تحمیل خواهند کرد و چگونه افرادی چون فوزیه کوفی ها و امثال شان، حقوقِ حقۀ زنان کشور را دو دسته تحویل طالبان خواهند داد...

من فقط وظیفۀ ایمانی، وجدانی و میهنی خود را در حد توان انجام داده و چند سطری روی صفحه میگذارم، امید است به خظا رفته باشم.

امریکائی ها با گذاشتن کلوخ می خواهند از آب بگذرند و گویا یک بینی خمیری جور کرده و جُل و پلاس خود را کنده و بار و بستره جمع کنند و از راهی که آمده اند، بر گردند.

جان سخن اما اینجاست که این آش شور را که خود امریکائی ها در کشور ما پخته اند، می خواهند پیشکش مردم رنج دیدۀ ما نمایند، چون آنقدر شور و بد مزه و داغ بود که از گلوی هیچ انسانی پائین رفتنی نیست که نیست.

این آش شور که دست پخت بوش چوچه و باند مافیائی او بود، بعداً مُرچ و مسالۀ (جان کری) به آن علاوه گشت تا مگر قابل تناول گردد، اما چنان تند و تلخ شد که نگو و نپرس.

حال که گویا بار و بستر بر می بندند؛ به آنان هیچ مهم نیست که سرزمین ما به خون و خاکستر کشیده شود.

باید هوشیار بود و یک مشت مداری را نگذاشت تا با سرنوشت مردم بازی کنند.


اسم: نوراحمد خالدی   محل سکونت: آسترالیا    تاریخ: 18.02.2019

محترمه ملال نظام و محترم احسان الله مایار سلام میرسانم.
نخست جا دارد از تبصره های پر محبت شما در مورد نوشته های خود ابراز امتنان نمایم. محترم مایار امیدوارم سعادت ملاقات شما در آینده میسر گردد. موفقیت های مزید شما را تمنا دارم.


اسم: نور احمد خالدی   محل سکونت: آسترالیا    تاریخ: 17.02.2019

اسمها واصطلاحات علمی، صنعت و تکنالوژی
یکتعداد اسمها واصطلاحات علمی وجدید صنعت و تکنالوژی مورد استفاده روزمره در جهان معاصر را ترجمه نکرده بگذارید به مرور زمان جزٔ لایتجزای زبانهای ما اعم از دری و پشتو گردند. استفاده از هزاران اسم و اصطلاح عربی، ترکی، اردو و زبانهای اروپایی در طول صدها سال زبانهای مارا غنی ساخته اند. اینگونه با جهان پیشرفته همگام، هم زبان و نزدیکتر میباشیم. یکتعداد این اسمها و اصطلاحات عبارتند از:
کمپیوتر، لپتاپ، موبایل فون، سلفون، سمارت فون، انترنت، فیسبوک، وایبر، انستوگرام، تویتر، تویت، واتس اپ، گوگل، ایمیل، مسج، مسنجر، اوبر، یوتوب، کمره، کیبورد، فایل، پروفایل، ویدیو، دسکتاپ، مانیتر، پی دی اف، ورد، اکسل، پاورپاینت، سکایپ، راکت، و غیره مانند اینها.
تقلید کورکورانه از ایرانیها در این مورد به نفع ما نیست. ایرانیها از تجربه اسفبار تغییر نام پر آوازه و جهانشمول "پرشیا" که در جهان با خاطرات با شکوه پرشین امپایر و پرشین سویلایزیشن تا امروز در حافظه ها باقیست به اسم نامسمی و محلی منطقوی "ایران" درس نه آموخته امروزه با نام گذاری ناشیانه اصطلاحات جهانشمول سیاینس و تکنالوژی جوانان خودرا از جهان ماهول دورتر میسازند!
نوراحمد خالدی


اسم: تورپیکی   محل سکونت: کابل    تاریخ: 17.02.2019

(صوفی، تو چند روز، خدارا کنارباش!)
جناب انوری ، نویسندهء فاضل و با احساس!
مطلبی که نگاشته اید، به شدت مهم و هشدار دهنده است؛ چرا هیچکس بر این موضوع مهم ، تبصره نکرد؟ احتمالا ، جماعتی ، از طلبهء کرام می هراسند و گروهی،نشسته بر سفرهء آزادیهای مدنی غرب، برای تفنن ، از اسلام سیاسی و تفسیر طالبان از دین اسلام ، حمایت میکنند.
واقعا ، عقب ماندگی و رسوائی ازین بیشتر نمیشود، که در قرن بیست ویکم، موسیقی را ، «حرام » انگاریم و ورزش را حرام انگاریم و تحصیل زنان را حرام انگاریم و بیرون رفتن زن ازخانه را حرام انگاریم « اهل هنود» را وادار سازیم ، در ساعات نماز گزاری مسلمین، دکان ومحل کسب و کار خود را به بندند!
واقعا لودگی وبلاهت ازین بیشتر نمیشود که در قرن بیست و یکم، ریش « جنس مذکر» را اندازه گیری کنیم و برای « ریش غیر استندارد!» مجازات شلاق، تعیین کنیم!
جناب انوری، این که پریزدنت ترامپ، میخواهد چنین جانورانی را دوباره بر افغانستان ، حاکم گرداند، قابل فهم است، دپلوماسی است و سیاست روز؛ اما این که قلمزنان پناه گرفته در غرب، صراحتا و تلویحا، از اسلام طالبی ، حمایت می کنند، یا در مقابل مطلب بسیار مهم شما، سکوت، اختیار می کنند، قابل فهم نیست!
به هر حال ، من شمارا بخاطر، طرح این موضوع، ستایش میکنم.


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 17.02.2019

برادر محترم داکتر فاروق اعظم،
بعد از عرض سلام، ممنون از توجه تان به مضامین این شاگرد. راپوری که توسط کمیتۀ بیطرفی در هالند به نام «پروژۀ عدالت افغانستان» تهیه گردید به نام: Afghanistanjusticeproject.org شهرت دارد که به بسیار آسانی با کلیک بر همین لینک به انگلیسی، دری و پشتو به دست می آید. این راپور تا حدی جامع است که حتی شکنجه گاهای مخفی مسعود و بقیه تنظیم هاییکه چنین مجازات خانه های غیر بشری را برای عذاب هموطنان تهیه نموده بودند، در آن تشریح شده است.
تیم یا گروپی که چنین راپور مفصل و نهایت مستند را تهیه نمود متشکل از قانون دانان مختلفۀ خارجی و افغان بود که به کمک ترجمانان هر لسان مردم افغانستان، شهر به شهر و قریه به قریه به سراغ آنان رفتند و از فامیل های مختلفه و شهود عینی در سر تا سر خاک ویران افغانستان مصاحباتی به عمل آوردند. اعضای تیم افغان درین کمیته اقلاً باید سالهایی را خود در همان دوره ها در افغانستان سپری نموده می بود.
باید هر افغان وطن دوست و وابسته به ملت رنجور، کاپی این راپور را که درحقیقت بازگوی تأریخ آن دوره های سیاه وحشت و دهشت است، در اختیار داشته باشد.
راپور فوق که در حدود دو سال را در بر گرفت، کمیتۀ مذکور ذریعۀ خانم «سیما سمر» رئیس کمسیون حقوق بشر افغانستان، آنرا به حامد کرزی پیش نمود و اظهار داشت که تا این حد ما برای حمایت از حقوق پامال گشتۀ مردم افغانستان کوشش نمودیم، باقی تعمیل عدالت اجتماعی و اجرای آن البته که به شما ارتباط میگیرد.
کی داد و کی گرفت!
راپور ملل متحد هم به نام «Blood stained Hands - دستان آغشته به خون» هم از وبسایت:Human Rights watch میسر میگردد. کتاب ترجمه این راپور در پشتو ذریعۀ کتاب خانه «دانش» در پشاور به نشر رسیده است. فکر میکنم اسمش «د وینی سور لاسونه» باشد که برادر با احساس و دانشمند ما آقای رحمت آریا ترجمه نموده است. امیدوارم این مختصر قناعت تان را فراهم نموده باشد.
به آرزوی سلامتی،


اسم: فاروق اعظم   محل سکونت: کابل افغانستان    تاریخ: 17.02.2019

خواهر عزیز ملالی جان

تشکر از ارسال معلومات ارزشمند.

میخواهم ویبسایت آن راپور را داشته باشم که در آغاز کار حامد کرزی توسط کمیتۀ حقوق دانان در مورد نقض حقوق از ملت رنجور در سر ۶۰۰۰بشر و هزاران جنایت علیه بشریت به سعی و کوشش حکومت هالند و مصاحبه با تاسر افغانستان صورت گرفت، رویداد های مظالم بشری را از آغاز کودتای منحوس ثور تا شکست دورۀ طالبان، تحقیق و معلومات میداد.میخواهم راپور مذکور بخوانم. راپور پروفیسور ارماکورا (فرستاده ملل متحد) نیز مهم است اګر یافت شود.

بااحترام

فاروق اعظم


اسم: احسان الله مایار   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 16.02.2019

جناب محترم داکتر خالدی سلام!
متأسفم در سفر اخیر تان در امریکا با هم دیده نتوانستیم، لیک از طریق خواهر پُرکار و فاضلۀ ما میرمن ملالی نظام موسی احوال شما را دارم. نوشته های شما از مطالعۀ بنده دور نمی ماند و با علاقه هر یک آنرا خوانده و مستفید شده ام. نوشته های شما فارغ از خود نمائی و فضل فروشی است که این اوصاف کمتر دستیاب گردیده می تواند. دیشب طبق معمول سایت مارا باز کردم و در کلکین نظر سنجی چند سطر از توضیحات تان را در قبال "علم برداران و قربانیان دیموکراسی" و شخصیت هائیکه از آنها یاد نموده اید و با این چند سطر مختصر لیک مالامال از محتوی تأریخی دروازۀ ذهن مردم ما را دق الباب نموده اید، با علاقه مطالعه نمودم و در دلم جای گرفت. خیر ببینید با این توضیحات فراموش شده که بایست فراموش نشود. با عرض حرمت مایار


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 16.02.2019

محقق و نویسندۀ محترم داکتر نور احمد خالدی، سلام بر شما،
بدون تردید باید بیان نمود که نه تنها تحقیقات مستند و دقیق شما در امور مربوط به حال و گذشتۀ وطن تان افغانستان عزیز، همیشه آموزنده بوده و زمینۀ مطالعات و دانش بیشتری را فراهم می نماید، بلکه تحلیل منطقی و مستند و تکیه بر اصول بیطرفی و افشای حقایق رویداد های مبرهن کشور در آثار تان بر واقعیت ها روشنی می اندازد. یقین داریم که هزاران خوانندۀ این وبسایت که نوشته های گوناگون تان را مطالعه مینمایند از غنای آموزشی و حتی نظریات مشابه شان با شما به قناعت میرسند. مختصری را که در مورد بزرگداشت از گذشتگان قابل قدر و شخصیت های ملی افغانستان در دهۀ دیموکراسی تحریر داشته اید، حقیقتی است عریان که متأسفانه در لابلای گزافه گویی ها و قهرمان سازی های تصوری اقلیتی، گاهی کمرنگ میگردد، ولی ملت افغانستان ، مخصوصاً آنانی که شاهد عینی آن عصر طلایی دیموکراسی، آزادی های فردی و قانون اساسی مترقی بوده اند، اکثریت مردم افغانستان را تشکیل میدهند که قضاوت شان چون آفتابیست که به حکم تأریخ هرگز پشت ابر ها نمی ماند. درست فرموده اید که روی دیگر سکۀ دیموکراسی، سوته کراسی یعنی دیکتاتوری است که تا تأریخ بوده و هست، نوع بشر از آن اصول ضد انسانی منزجر و گریزان می باشد. البته ما و شما هم نمونه هایی از هر دو را تجربه نموده ایم.
امیدواریم در راه خدمت فرهنگی به وطن و وطنداران همیشه مؤفق باشید.



اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 16.02.2019

" تعداد نفوس: ترکیب قومی نفوس: ترکیب زبانی نفوس:"

Dear Dr. Khalidi

Appreciate your response and to tell you the truth, I haven't studied much about linguistic and ethnic make up of population in Afghanistan.

I did not questioned the validity of your good research work at all, but I was concerned that " what good output are you expecting to come out of such sensitive topic at this tense moments of make or break for Afghanistan"

The key word related to my comment is timing, not the research.


اسم: نوراحمد خالدی   محل سکونت: North Lakes    تاریخ: 16.02.2019

Mr Halim Hakimi
Your comment on my research work is regrettable. I thought people like you who write about Afghanistan would benefit from rare none political statistical research about Afghan population. Can you tell me how many statistical articles on people of Afghanistan you have studied or are known to you?


اسم: نور احمد خالدی   محل سکونت: آسترالیا    تاریخ: 16.02.2019

علم برداران و قربانیان دیموکراسی،
علم برداران و قربانیان آزادی، حقوق اساسی مردم و دموکراسی مانند محمد ظاهرشاه، دوکتور محمد یوسف، محمد هاشم میوندوال و محمد موسی شفیق را نباید فراموش کرد. تجربهٔ چهل و شش سال گذشته سیاسی کشور یاد آنها را در خاطرهٔ ملت افغانستان گرامی ترساخته است!
در عین زمان فراموش نباید کرد که روی دگر سکهٔ گرانبهای دموکراسی را دیکتاتوری گویند و در عقب هر قربانی و شهید راه آزادی و دموکراسی هم سایهٔ شوم غاصب و قاتل آنها قرار دارد!
استفاده از حقوق دموکراتیک در دهٔ دموکراسی توسط روشنفکران بعد از دهه های استبداد به معنی لجام گسیختگی نبود بلکه نشان میداد ملت راه تکامل سیاسی و اجتماعی را به تدریج تجربه کرده می پیماید. قوام و پختگی دموکراسی در هیچ کشوری خالی از مشکلات نبوده است. تکامل دموکراسی در اروپا و امریکا زمانی آغاز شد که یک فیصدی کم مردم سواد خواندن و نوشتن داشتند. تنها دشمنان آزادی از دموکراسی هراس میکنند و در صدد صدها بهانه برای سقوط آن میشوند!
این را هم نباید فراموش کرد که با سقوط دولت شاهی مشروطۀ متکی به قانون اساسی دههٔ دموکراسی محمد ظاهرشاه، افغانستان از محور دموکراسی بیرون ساخته شد که بدون شک سرآغاز بدبختیهای تمام نشدنی ملت افغانستان است!
نوراحمد خالدی


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 14.02.2019


وقتی مضمون یک نویسنده مورد توجه هم وطنی قرار گرفته ضمن نقد از آن توصیف می نماید. ایجاب می کند که نویسندۀ مضمون باید به خود زحمت داده تبصره و نقد دوست را بخواند و ضمن اظهار امتنان به تبصره کننده اطمینان دهد که نظر شان را خوانده.خموشی دو دلیل دارد یکی بی توجهی به این بخش مهم و بسایت یا خدا نا خواسته تکبر و خود پرستی.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 13.02.2019

" تعداد نفوس: ترکیب قومی نفوس:"

If may ask Dr. Noor Ahmad Khalidi that what good output are you expecting to come out of such sensitive topic at this tense moments of make or break for Afghanistan. I am really at loss Doc.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 12.02.2019

Greetings Noori Sahib,

The following is the correct version I had sent you and not the cut-off version already published. If you wish please kindly correct the mistake.

" فعالان مدنی: صلح نباید افغانستان را به عقب برگرداند"

Yes, indeed. The mother of all pain is backwardness that the absence of it can make and with presence break Afghanistan.

Backwardness often thrive on poverty, in addition to effecting current generation, victimizing children via unhealthy environment at home and school. Backward elites always afraid of replacements and as such unwilling to initiate a change, becoming anti-innovation and may even block economical development.Backwardness can cause huge ripple effect as a solid barrier to reasoning, scientific concepts and discoveries. Most important of all, backwardness block analytical thinking process by producing animalistic tendencies and behavior.

Here is how it may function in Afghanistan: A group of about 20 elites all males, creating their own force full governing authority by seeking their legitimacy approval by paying heavily ( " naqdi wa Jency " ) to brought in sleeper-cells dubbed as genetic-superior of Afghanistan with century long history of free loading and treason.


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 12.02.2019

سخنی در مورد جنایات خونین قتل عام افشار،
در صفحات رویداد های عالم بشریت متأسفانه به جنایات گوناگونی برخورد مینمائیم که بالای انسان های بیدفاع و مظلومی از جانب مقتدرین و زورمندان همان عصر و زمان تعمیل گردیده است، ولی آنچه را این صفحات به حکم تأریخ منحیث تکرار مکررات عرضه میدارند، همان رویداد های خونینی هستند که در نوع خود یا از شدت اعمال غیر انسانی بر جمیعتی، بی سابقه بوده اند ویا اینکه چون کشتار یهودیان در زمان حکمروایی رایش سوم و هتلر که با تنوع اجراأت و استعمال وسائل کشتار جنایتکارانه، جمیعت کثیری از انسان های بیدفاع و بی گناه قربانی تبعیضات نژادی غیر قابل قبول اولیای امور آلمان هیتلری گردیدند. بعد از قریب 20 دهه از آن جریانات خونین و استعمال کوره های آدم سوزی و اطاق های مخوف گاز، تا هنوز بیان آن رویداد برای عالم بشریت و نسل های پیهم آن پایان نیافته است، چنانچه که بیان حوادثی را که چنگیزیان در ماورالنهر و قسمت هایی از سرزمین ما مرتکب گردیدند، به خاطر حجم و نحوۀ آن مظالم وجنایات بشری، منحیث نمونه ای از دهشت و وحشت هنوزهم در اوراق تأریخ تکرار میگردد.
نکتۀ بسیار مهم در بیان چنین رویداد های تأریخی اینست که تفریق گنهکار و بیگناه را باید قضاوت انسانی همیشه مد نظر داشته باشد، چنانچه که نمیشود به خاطر جنایات عصر هیتلر، ملت آلمان و عساکر و مأمورینی که اجبار کار و وظیفه داشتند، مورد ملامتی و تنفر جهانی قرار گیرند و یا اولادۀ چنگیز و تیمور لنگ را که اعمال اخلاف شان نهایت ظالمانه بوده و موجبات قتل و شکنجۀ هزاران بیگناه را فراهم آورده است، با گناهان کبیرۀ پدران شان ملامت نماییم، در حالیکه عصر مترقی و شگوفان تیموریان هرات افتخار ابدی را برای افغانستان و منطقه کمایی نمود.
حال میرویم به سراغ جنایات بشری خونینی که در تأریخ جهان ثبت گردیده و به «قتل عام افشار» شهرت دارد. پلان این حادثۀ نهایت فجیع که منجر به کشتار، تجاوز و تخریب سرپناه هزاران هموطن بیدفاع، بیگناه و نهایت مظلوم افغانستان گردید، در عصر خونین «برهان الدین ربانی» و قوماندانی قوای « احمد شاه مسعود» ذریعۀ شخص وی طرح و به همکاری «عبدالرب رسول سیاف» و گروهی معلوم الحال با قساوتی که تأریخ کمتر بیاد می آورد و هرگز فراموش نمی نماید، به شب ۱۱-۱۲ فروری ۱۹۹۳مورد اجراء قرار گرفت. در تعمیل این فاجعۀ اسفناک بشری، البته که اعمال گروپ جنایت پیشه ای که آنرا به مراحل مختلفۀ یک جنایت مدهش بی سابقه مرتکب شده اند، آشکارا ثبت و معرفی گردیده است و حتی عکس و ویدیو های فراوانی آنرا به اثبات میرساند.
یاد آوری این حادثۀ خونین همانطوریکه باید به حکم گوشه ای از رویداد های تلخ این سرزمین و برای عبرت نسل های بعدی فراموش نگردد، همانطور هم نباید آنرا به قوم خاص و یا نژاد بخصوصی حواله نموده و باعث تفرقه و شقاق بین اقوام شریفی که مساویانه صاحبان این سرزمین مقدس اند، بگردیم.
برای مطالعۀ جریان خونین «قتل عام افشار» لطفاً بر «ادامه» کلیک بفزمایید.

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 10.02.2019

" فعالان مدنی: صلح نباید افغانستان را به عقب برگرداند"

Yes, indeed. The mother of all pain is backwardness that the absence of it can make and with presence break Afghanistan.

Backwardness often thrive on poverty, in addition to effecting current generation, victimizing children vai unhealthy environment at home and school. Backward elites always afraid of replacements and as such unwilling to initiate a change, becoming anti-innovation and may even block economical development.Backwardness can cause huge ripple effect as a solid barrier to reasoning, scientific concepts and discoveries. Most important of all, backwardness block analytical thinking process by producing animalistic tendencies and behavior.

Here is how it may function in Afghanistan: A group of about 20 elites all males, creating their own force full governing authority by seeking their legitimacy approval by paying heavily ( " naqdi wa Jency " ) to brought in sleeper-cells dubbed as genetic-superior of Afghanistan with century long history of free loading and treason.


اسم: محمد نصیر مصون   محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 10.02.2019

برادر محترم آقای حمید انوری سلام!

از ابراز تسلیت تان یک جهان تشکر.
به نوری صاحب محترم و بزرگوار هم به مناسبت روز تولد شان تبریکی عرض نموده و آرزوی صحتمندی برای سالهای بعدی زندکی شان مینمایم.

با عرض احترام


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 08.02.2019

مضمون نهایت جامع، آموزنده که باید به آن صبغۀ ملی و مردمی نهایت افغانی داد، اثر خامۀ حق بین نویسندۀ توانا محترم انجنیر خلیل معروفی تحت عنوان « نشست، نشست، نشست – گفتگو، گفتگو، گفتگو» را باید هر خوانندۀ این وبسایت ملی بعد از مطالعه برای دوستان و آشنایان پیشکش نماید، تا باشد که نه تنها کلمات غیر معمول صادر شدۀ فرهنگستان خبیث ایران از دامان پاک و مأنوس مطبوعات افغانستان زدوده گردد، بلکه سیلی سختی هم بر رخسار آنانی باشد که «عمداً» چنین خیانتی را « وظیفتاً» در حق کلتور و عنعنات لسانی افغانستان عزیز روا میدارند.
اکثر کلماتی را که فرهنگستان آخندی ایران با مصرف عاید نفت مردم ایران، در دهه های اخیر «اختراع» نموده است ایرانیانی که از مظالم آن رژیم مفلوک در مهاجرت بسر میبرند، نیز بیاد نیاورده و آنها را غیر مجاز و نامأنوس در لسان خود میشمارند!
عرض عاجزانه ای هم برای اولیای امور آریانا افغانستان آنلاین و هیئت تحریر آن دارم که چون تکرار کلماتی ولو متجاوز و غیر ضروری در مطبوعات افغانی، سبب ابتیاع و استعمال آن در تحریر میگردد و متأسفانه خواننده هم آنرا نا خود آگاه «می آموزد»، لطفاً استعمال هرچه بیشتر چنین لغاتی مخصوصاً کلمۀ مسخرۀ « نشست» را که درین روز ها در صفحات وبسایت نفوذ نموده، منبعد درین تشکیل مبارزوی ملی اجازۀ نشر ندهند.


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 08.02.2019

ولی جان دوست و همکار محترم، امیدوارم با برگزاری روز تولد دیگری از نعمت صحتمندی، آسایش خاطر و توانمندی برای خدمات مطبوعاتی ای شایسته و بی شائبه در را مردم مظلوم افغانستان، مانند سال هایی که گذشت برخوردار گردید و در جوار فامیل عزیز تان روز و ماه و سال های پیشرو را به خوشی سپری نمایید.
با تقدیم احترامات،


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 07.02.2019

محترم و گرامی نوری صاحب گرانقدر سلام بر شما!

سالروز فرخندۀ تولد تانرا از صمیم قلب خدمت تان تبریک عرض میکنم. سالهای سال با صحتمندی کامل، سرافرازی، سعادتمندی و موفقیت های بیشمار، در کنار فامیل محترم و دوستان و عزیزان تان زنده و سلامت باشید.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 07.02.2019

برادر گرامی جناب محمد نصیر مصون سلام بر شما!
وفات قبله گاه گرامی تانرا صمیمانه تسلیت عرض میکنم و برای تان صبر جمیل می خواهم. شما زنده باشید.


اسم: م. نسیم اسیر    محل سکونت: جرمنی    تاریخ: 07.02.2019

نوری عزیز و دوست دیرینم

سال تولدت فرخنده باد و مبارک
در کابل نازنین، گذشت زمان را به برق تشبیه می کردیم و اصطلاح «برق واری» تیر شد در گفتار روزمره ما معمول بود و اینک امروز آنرا با شرایط و ظهور وسایط و وسایل نو، به سرعت نور محاسبه می نماییم.
شب و روز، هفته و ماه و سال به سرعت نور سپری می گردد و ما را به پرتگاه نیستی و ناتوانی نزدیک می سازد.
یادم آمد که اینک چند روز بعد (هفتم فروری) باز روز تولدت را تجلیل خواهی کرد و من، حسب معمول باید چیزی بنویسم، برای مطلب جدید کوشیدم طبع نارسایم قد نداد، ناگزیر به همان سرودۀ شش سال پیش که خوش خودم هم می آید رجوع و با آرایش و پیرایش جدید و افزودن یک بیت با شرایط جدید و به آروزی صحت و سلامت و موفقیت های مزیدت در زندگی، تقدیمت می کنم:

راست گویم، تو با گذشت زمان ** نـاز پـروردۀ زمـان شـده ای
در دل آسـمـان نـیـلی فـام ** همچوخورشید کهکشان شده ای
کاروان زمـانـه می گذرد ** جـان مـن مـیرِ کـاروان شده ای
شصت و هفتاد رفت و هشتاد است ** بـاز نـام خـــدا، جـوان شده ای
تـلـخ و شـیرین زندگی طـی شد ** کــار فـرمـا و کاردان شده ای
گفته هایت چـو تیـر دلدوز است ** کس نگوید که چون کمان شده ای
بـر زبـان هـاست نـام نیکویت ** آنچه می خواسـتم همان شده ای
چـون گـل تـازه در دل یـاران ** خـار، در چـشم دشمنان شده ای
آهـــن آب دیـــــدۀ دوران ** تو! به این «کوره» امتحان شده ای
پا بـه هشتاد سالگی مانــدی ** با«اسیر» خود همعنان شده ای
اینک هشتاد و شش سالت هست ** مـنـبع عشق دوسـتـان شده ای
بـاز سال دگـر بـر آن افزود ** همچو من رمـز باستان شده ای
شـاد باشـی و هـم سعـادتمند ** صاحب فر و عز و شان شده ای
م. نسیم «اسیر»۵ فبروری2019م، فرانکفورت




اسم: حیرت    محل سکونت: افغفانستان    تاریخ: 02.02.2019

من در حیرتم که،
چرا امروز در سایت آریانا افغانستان آنلاین خبری زیر این عنوان به نشر رسید.
"یوه سړي له ولسمشر نه محکمه کې قضیه وګټله". آگر گفته میشد که "یوه سړي له [یو] ولسمشر نه محکمه کې قضیه وګټله، باز هم قابل هضم بود ولی وقتی چنین خبری در میدیای افغانی به حواله از بی بی سی به نشر میرسد، تنها و تنها پیام ده این بوده میتواند که ولسمشر غنی این اقامه را به یک آدم عادی باخته است. این است نمادی از مس انفارمیشن و به همین منوال دِس انفارمیشن از طریق بی بی سی . تا نظر وطنداران چی باشد؟
مس انفارمیشن عبارت از معلومات دروغ و نا درست است که بصورت عمدی و یا غیر عمدی منتشر شود. با وجودیکه چیزی تازه ئی نیست ، امروز نشر معلومات نا درست مترادف به اصطلاحِ " خبر تقلبی" میباشد
دِس انفارمیشن عبارت از معلومات دروغ و نا درست به منظور فریب دادن است. لغت انگلیسی دس افارمیشن از کلمهٔ روسی دیزانفورماڅیه گرفته شده است که از عنوان یک دیپارتمنت پروپاگند سیاهِ کی. جی. بی مشتق گردیده است. جوزف ستالین مبتکر ایجاد این اصطلاح است که با دادن اهنگ فرانسوی به این اصطلاح اصلیت غربی آنرا میخوست مدعی گردد.


اسم: محمد نصیر مصون   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 02.02.2019

استاد محترم پوهاند داکتر تره کی صاحب!

از ابراز تسلیت تان به فامیل ما در اثر در گذشت پدر بزرگوار ما پوهاند داکتر مصون از خود و از طرف فامیل ابراز امتنان مینامیم.

بسیار خوب به خاطر دارم که برادر بزرگوار تان مرحوم پوهاند روستارمل صاحب تره کی سابق وزیر عدلیۀافغانستان با موتر فولکسواگون شان به خانه ما میامدند و با پدرم مفاهمه می کردند.
یکی از خاطراتی که به ذهنم خطور میکند که با پدرم و مرحوم حمیدالله خان پسر علی احمد خان وزیر دربار سلطنتی،استاد فاکولته حقوق که از دوستان بسیار نزدیکش بود در موتر ما به اشارۀ ترافیک ایستاد شدیم. که موتر مرحوم موسی شفیق وزیر خارجۀ افغانستان هم پهلوی ما استاده شد و همدیگر رادیدند.
بعداٌ مرحوم شفیق در نزدیک باغ وحش موتر را استاده نمود و محترم مرحوم حمیدالله خان به برادرم هدایت داد تا استاده کند.
پدرم با مرحوم حمیدالله خان از موتر پایین شدند و آغای شفیق که یک دریشی آبی شیک به تن داشت پایین شده که با آن هر دو برای مدت کوتاهی حرف زدند.
قرار فرموده پدرم آغای شفیق در دورانی که وی اسستانت یک پروفسور آلمانی بود، شاگرد وی بود چنانچه از لیاقت وی همیشه یاد آوری می کرد.

ضمناٌ قابل یاد آوری است که پدرم با محترم مرحوم انوری صاحب قبله گاه آغای حمید انوری هم صنفی بوده و با هدیگر رفقای نزدیک بودند و همیشه با ایشان یک جا می بودند. همهء این خاطرات خوب با درگذشت پدر مرحومم باعث رنجش بنده شده و آن روزگاران خوب را به یادم میاورد.

یک بار دیگر با تشکری از محترم داکتر صاحب تره کی که با تعریف از پدرم و تسلیت ما را خوش ساختند، و حقیقتی را ابراز داشتند.

با عرض سلام و احترام

انجنیر محمد نصیر مصون


اسم: عارف عزیز   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 02.02.2019

خانم روزبه واقعیت های وطن را چه خوش بیان کرده اند. قلم شان رسا باد


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 02.02.2019

شعر احساس برانگیز و دل سوزندۀ خانم روزبه حیدری که واقعیت های تلخ را آئینه وار متجلی ساخت، از لحاظ قدرت کلام در خور وصفش یافتم و اما بافرو رفتن به عمق معنی چون طفلی بی اختیار گریستم.
«بگذار بفروشند این وطن را» هیهات !!!


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 30.01.2019

از آوانی که نویسندۀ توانا، زیبا و سلیس نویس و درست نویس جناب محترم معروفی صاحب همکاری را با وبسایت ما شروع نموده اند مضامین شان در مورد زبان، صرف و نحو، اصالت و سچه گی دری گفتن و دری نوشتن مرا دوباره به مکتب برد و به صنف «مدخل»، در قدیم ها پیش از صنف اول صنف مدخل بود، شامل شدم، آموختم بسی چیز هایی که راستی نمی دانستم، چون نمی دانستم طبعاً غلط می نوشتم.

مبارزات متداوم و پی گیر شان در صیانت اصالت زبان خود ما و روشن ساختن اذهان دیگران در مورد مقاصد شوم ایران برای انهدام این بنای بزرگ و تأریخی فرهنگ این وطن، با مورد تهاجم قرار دادن زبان، لهجه و بالاخره تحریف تأریخ این کهن سرزمین این منطقه در خور تحسین و ستایش است.

من به خاطر زحمات پر بار و فیض رسان جناب معروفی صاحب از صمیم قلب اظهار امتنان
دارم.عمر شان را دراز با جان جوری و قلم شان مثل همیش رسا می خواهم


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 28.01.2019

محترم و گرامی انجنیر صاحب معروفی سلام بر شما! از نبشتۀ عالی تان در مورد استفاده از اصطلاح "نشست" یک جهان ممنون. این کمترین با تحلیل مستدل شما کاملاً موافق هستم و آنرا صد در صد تائید میکنم و آویزۀ گوش ساخته ام و در حد توان تلاش خواهم کرد از نشر همچو غلط های مشهور جلوگیری کنم.

مدتی انتظار کشیدم تا مگر یک عده هموطنان ما متوجه شوند و جلو استفاده از آنرا بگیرند و به ساز آخوند های ایرانی نرقصند، اما دیدم که بسیار از هموطنان ما هنوز هم در خواب خرگوشند.

اما و مگر قرار معلوم یا هموطنان ما از روی کمی فرصت، یا تنبلی و یا هم از بابت اینکه همچو غلط مشهور را پذیرفته اند، درگت از آن استفاده میکنند که امید متوجه گردند و جلو آنرا بگیرند.

موفق و کامگار باشید


اسم: زهره یوسف داوود   محل سکونت: کابل    تاریخ: 24.01.2019


سلام ملال جان عزیز،
اميد صحت و سلامت باشيد ،از ايمل ايكه در مورد خانمان اول افغان برايم فرستاديد جهانی سپاس يك معلومات بسيار خوب و جامع در تأریخ خانم های اول افغان بود و موضوعى را كه در مورد خانم رولا غنى نوشته كرده بوديد برايشان دادم بسيار پسندیدند و از شما تشكر نمودند. بلى همراى كار هـاى دفتر بسیار مصروف هستيم، چندين سمپوزيم را راجع به موضوع صلح، توانمندى زنان افغان و مسؤلیت تابعین افغان، درين چند سال به راه انداختيم و عجالتاً بصورت جدی بالاى يك اجماع ملى زنان براى صلح كار مى كنيم كه چطور زنان با يك صداى واحد در پروسه صلح با طالبان قرار گيرند.
البته ما يك صفحه فيسبوك هم داريم ( Office of the First Lady of Afghanistan) و آدرس وبسايت ما است (Firstlady.gov.af) شما مى توانيد أزين طريق از فعاليت هـاى دفتر خانم اول افغانستان همیشه أگاه شويد اميد در آینده با هم بیشتر به تماس باشيم، خدا نگهدار تان.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USE    تاریخ: 23.01.2019

" با عرض معذرت از هموطنان عزیز و محترم، الفاظ این تبصره ام اندکی صریح خواهد بود، که امید هموطنان عزیز و محترم این معذرتم را بپذیرند."

جناب محترم حلیم حکیمی (A. Halim Hakimi) "انگلیسی غلط نویس مشهور" و در عین حال یک شخص مجهوال الهویه به خود اجازه داده اند، از لابلای تصاویر مجازی ذهنی، یا هم از روی سطحی نگری؛ و یا هم آنکه از روی غرض به این جانب حسیب الله اتهام ببندند و توهین نمایند.

به نظر من هر گاه در شیوۀ طرز تربیۀ فامیلی جناب محترم حلیم حکیمی طرق معذرت خواهی گنجانیده شده باشد و در ضمن جناب محترم حلیم حکیمی خود نیز از داشتن عقل سالم و خِرَد بر خوردار باشند، در آنصورت باید هر چه زود تر از اتهام زشت و توهین بی جائی که در حق این جانب فرموده اند، معذرت بخواهند!"

The above is a partial quotation copied from Afghan German Online -thriving to run and multiply site participation often on meaningless controversial subject regardless of harm - authored by Hasibullah ____?____ shouting at me all the way to level of family. I am not sure who owes an apology to whom, but nonetheless I am still standing by my response to his soft but passive-aggressive address to me copied bellow.

" "جناب محترم حلیم حکیمی، اگر لطف فرموده همین قصۀ اخیر تانرا یک بار دیگر از سر لطف فرموده بنویسید، خوش میشوم، زیرا من قصۀ تانرا درست نفهمیدم.
من متأسفانه انگلیسی بسیار کم لازم، شما دری، پشتو لازم نی؟

با تقدیم احترامات فائقه

حسیب الله"


Dear "Hasibullah,

During your short manifestation in AGO website, you became and becoming everything to everyone, steering others writings to assigned direction. Such speed and frequency often require late night and early morning briefing and as such your need for knowledge of other languages may be already neutralized. "


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 23.01.2019

محقق و نویسندۀ توانای افغان، محترم انجنیر خلیل الله معروفی سلام بر شما،
تردیدی نداریم که ما انسان ها تا حیات باقیست در حال آموختنیم و این آموزش یا به دلیل آنست که آنچه را دیگران میدانند، ما هنوز نمیدانیم و یا که جهانی در حال انکشاف حتماً و لاجرم بنی آدم را بدون اغراق شاگردی ساخته است که در حال آموختن دایمی باید باشد. اینکه جمعی به چنین باوری نیستند، البته که به فرمودۀ.«ابن یمین» آنانکه ندانند و ندانند که ندانند. پس همان بهتر که باور مند این باشیم که از گهواره تا گور دانش بجوییم، یا از تلاش خود و یا از آموختن از دیگران.
در طول زمان همکاری های فرهنگی بدون شک در زمینۀ لسان ارزشمند دری افغانستان و اختلافات اصطلاحات و شیوۀ استعمال این گنجینۀ فرهنگی اصیل افغانی در قرون و اعصار، با فارسی محیط ایران، من از شما برادر معزز بسیار آموخته ام. خانۀ تان آباد با اینهمه تجسس و تحقیقی که در زمینۀ این میراث گرانبهای کلتوری مردم افغانستان، از خود نشان داده اید.
در مورد مقالۀ آموزندۀ تان تحت عنوان«جلسه و نشست» که درین وبسایت ملی اقبال نشر یافته است، باید اظهار نمود که با خباثت و تحریفی که دولت مزور آخوندی ایران با مصرف ملیون ها دالر سرمایۀ ملی پطرول آنکشور بخرج میدهد، زمینۀ تغییرات و تجاوزات بیجا بر حریم زبان دری سچۀ افغانستان که مردم ما در طی قرون به اصالت آن عادت گرفته و افهام و تفهیم می نمایند، باور بفرمایید که من مدتیست که با مقابل شدن با وبسایت های معتبر«!» بیرون افغانستان از قبیل رادیوی آزادی پراگ که از جانب پارلمان امریکا تمویل میگردد، صدای امریکا که یگانه دستگاه مطبوعاتی دولتی امریکاست و پروگرام بی بی سی فارسی، میخواهم سطوری را تهیه نموده و در پهلوی نشر آن ، به اولیای امور آن مؤسسات هم ارسال نمایم. دردا که این دستگاهای مهم نه تنها اصطلاحات و کلمات غیر ضروری صادر شدۀ ایرانی را بیدریغ در همه سطور تزریق می نمایند، بلکه از نقطه نظر ضعف و کمبود املایی و انشایی صحیح که در اخبار فراوان مشاهده میشود، جای بسیار تأسف است که کوچکترین توجهی به خرچ نمیدهند.
بعد از مطالعۀ مضمون با ارزش شما که مطالعۀ آنرا به دوستان فرهنگی، منجمله اینجانب هم توصیه نموده اید، البته چنین اقدامی را انشاءالله سر دست خواهم گرفت.
با تقدیم احترامات،


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 21.01.2019


یقیناً که « میرمن های اول در تأریخ افغانستان» که با انگشتان توانا و مغز متفکر تحقیقی همکار گل نویس ما میرمن ملالی موسی نظام نوشته شده در خور تقدیر و تحسین است.

اظهار نظریات هم نشانۀ اخلاص و نوعی علاقه مندی به مطالب این وب سایت بوده ولی گاهی وسعت و جهات مختلف بحث تسلسل مطلب را کمی متضرر می گرداند ولی به نحوی به روح مطلب قرابت می جوید.و همچنان تبصره و نقد مطلب هم بی نهایت محترمانه و صمیمانه است که با کمال آداب تذکر رفته.
لذا هر قلمی با شایستگی های اخلاقی نویسندگی به این وب سایت خوش آمده قلم و قدم شان بالای چشمان نوری صاحب محترم.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 19.01.2019

" ولی ملالۍ جان عزیز، بیائید کمی بخود رجوع کنیم. حکومات گذشته ما نتوانستند یا نخواستند که تعلیم را از تقلید محض دور سازند. مکتب را بغیر ضرورت به نحوی از انحاء در مقابل مدرسة دینی قرار دادند؛ که فاجعه بار شد. البته هردو درجامعه از خود جای داشت و
آنها را در تقابل باید قرار نمیدادند.

وقتیکه من در پوهنتون کابل بودم،همچنان تعلیم زن را با دور انداختن آن پاجامه بستند، هیچ دختر چادر بسر نمیکرد و چون آنوقت پتلون برای زنان رواج نبود، دختران دامن های اکثرا مینی میپوشیدند."

The above is a quotation from Dr. Farouq Azam, complaining about moderate official school system that based on his observation negatively affected " Madrasas " in Afghanistan prior to 1978.

I have not much knowledge of how Madrassas were running then all over Afghanistan, but very familiar that in the South East most of them were taken their operation orders from politically well connected personalities then residing in Qalaiee-Jawaad and Shoor- Bazaar Kabul.

In the absence of moderate school and college system during the reign of last king and first president of Afghanistan, the dark days of treating women to either crowed the "Harems" or imprisoned behind closed doors come to mind.



اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 19.01.2019

جناب محترم فاروق اعظم سلام!

آنچه شما لطف نموده و در مورد مضمون بلند بالا و نهایت مهم تاریخی افغانستان تحت عنوان" میرمن های اول در تاریخ افغانستان" به قلم توانای خواهر گرامی ما "ملال جان نظام" نوشته اید، جالب است اما من کم سواد هیچ ارتباط منطق بین مضمون متذکره و نوشتۀ شما نیافتم که نیافتم، یعنی در حقیقت نوشتۀ شما هیچ ارتباط منطقی به "میرمن های اول تاریخ افغانستان" ندارد و یا من ارتباط آنها را درک نکرده ام.

از جانب دیگر آنچه شما در مورد تقابل مدرسه و مکتب نوشته اید، در حد فهم اندک این کمترین، هرگز قابل تائید بوده نمی تواند.

به نظر من که شما آرزو داشته اید افغانستان هنوز هم باید در قرن هژده باقی می ماند.


اسم: عیسی توخی   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا - کلیفورنیا    تاریخ: 19.01.2019

خواهرمحترم ملال جان،
من مضامین نهایت معلوماتی عالی شما در مورد زنان قابل افتخار تأریخ را که ملت ما را اداره و رهنمایی نموده اند دقیقاً مطالعه نمودم. بلی باید گفت که در عرصۀ هزاران سال تأریخ کشور و سرزمین ما، زنان سهم بارز و مهمی در تربیت زمانداران مملکت داشته اند. این سهم گیری یا در تربیت امراء بوده است یا اینکه خود اموری را با درایت و خردمندی پیش برده اند. مادران هم درین زمینه سعی بلیغی از خود ها نشان داده اند تا فرزندانی تربیت نمایند که بیاموزند که ارزشمندی اصلی باور به خداوند، سرزمین و آزادی است. در حالیکه پدران در هر شرائطی مصروف امور مملکت داری و ادارۀ امور بوده اند، این خانم های شان بوده که در تربیت پسندیده و سالم فرزندان سعی، مسئولیت و کوشش داشته اند.
منحیث نمونه ای از یک خانوادۀ افغان، در چهار نسلی که صد ها عضو را در بر میگیرد، در حالیکه پدران فامیل با داشتن روحیۀ ملی پرستی و انسان دوستی، به مردم و کشور خدمت میکرد، مادران به تربیت فرزندان کوشا بوده اند؛ طور مثال مادر من با تعلیمات ابتدایی ای که از عصر درخشان امان الله خان غازی داشت، سعی بلیغ به عمل آورد که فرزندان خویش را در پهلوی آموختن تحصیل، وطن پرست و وفادار به مردم سرزمین شان بار آورد، طوریکه ما فرا گرفتیم که در پهلوی احترام به حقوق مردم و عالم بشریت و سپاس و بستگی به سرزمینی که در آن پرورش یافته ایم، چگونه به ارزش های والای افغان بودن و افتخار نمودن واقف گردیده و باورمند باشیم.
شما خواهر عزیز، نمونۀ بارزی از یک میرمن افغان متعهد به ارزش های مملکت تان بوده و در معرفی آن ارزش ها همیشه کوشا و مؤفق میباشید.
خداوند مدد گار تان باشد،


اسم: داکتر فاروق اعظم   محل سکونت: کابل افغانستان    تاریخ: 19.01.2019

نامۀ سرکشاده در مورد مضامین «میرمن های اول در تأریخ افغانستان»

ملالۍ جان عزیز سلام،

تشکر از نبشته پر ارزش شما راجع به «میرمن های اول در تأریخ افغانستان»؛ می خواهم از میرمن های عادی مملکت ما هم صحبت شود.

من خورد بچه بودم و در قندهار علوم دینی فرامیگرفتم، به نزد یک عالم دین طالب العلم بودم. این ملا صاحب از مضافات قلات بود. هر چندی به آنجا میرفت و مرا در قندهار به خانم خود برای کسب درس حواله می نمود. قرائتی که با تجوید عالی و درس فقهی مؤثریکه از آن خانم شنیدم و آموختم، تا حال به ارواح هردوی شان دعاء میکنم. مادر بزرگوارم نیز از یک زن ملای مشهور قندهار (ملاشرف الدین اخند) کسب فیض علم نموده بود.
من که زمانی وزیر معارف حکومت مجاهدین بودم، باوصف مشکلات زیاد آنوقت، صدها مکاتب دخترانه تاسیس نمودم. همواره در مجالس علمای دین و منابر بر موقف زن تاکید میکردم و میکنم. هفته گذشته در ترکیه در یک مجلس کلان بودم. مخاطب به جمعی از دانشمندان گفتم به کسانیکه خداوند عزت داده است، مردان کیها استند که آنرا دریغ بدارند؟ گفتم: به مردان هیچوقت تا که عقل درسرشان است ترک نماز اجازه نیست، ولی زن بمجرد اینکه ناخوش باشد از نماز معاف است.
برای مطالعۀ مضمون محترم داکتر فاروق اعظم، لطفاً بر «ادامه» کلیک نمایید. ممنون.

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 16.01.2019

جناب محترم دوست نهایت گرامی ام انجنیر صاحب مایار!
یقیناً که هر قصۀ غم انگیز و اندوه گین غصه ها و آلام بی حساب مردم ما قلب های رؤوف شخصیت های غم خوار، دلسوز و نوع پرست چون شما را افگار می سازد. واقعاً مملکت در مصیبت بس بزرگی گرفتار بوده و روزگار مردم بطور قهقرایی روبه تباهی و بربادی است. تجارب، مطالعات و تحقیقات ما را درشناخت عوامل این همه سیه روزی از آغازین مرحله و رویداد های بعدی بی خبر نمانده ولی درد آور ترین حالت این است که خوب بدانی و چیزی کرده نتوانی و در آتش بیچارگی بسوزی.
زیستن در غربت با میسر بودن همه وسائل و امکانات یک واقعیت را به ما آموخت که مفهوم زندگی در خوردن و نوشیدن و راحت جسمانی خلاصه نشده معنی واقعی زندگی در آرامش روح و روان است، که مردم ما زمانی با ناداری های مادی از این موهبت برخوردار بوده شاد و مسرور و آزاد می زیستند. خنده را که نمک زندگی و عامل سلامتی جسمانی می دانند به نام خدا که به وفرت پیدا بود.
البته که غربت بود ولی فقر به این پیمانه نبوده و به جز وفیات و ناجوری ها غمی، مصیبتی، هراس، دلهره و واهمۀ در دور ترین قراء وجود نداشت و نظام های عنعنوی اجتماعی خود برای خود مصونیت می آفریدند و حضور احوالدار و ژاندارمی پیدا نبود.
ولی مایار صاحب! من و شما که تا حد امکان از وسایل راحت جسمانی برخورداریم مگر به خاطر دل بستگی به آن خاک مقدس و مردمان شریفش که از آن ها خاطرات خوش داریم از نعمت بزرگ آرامش روانی و روحی محرومیم.
من از جانب خود و نظر به حال و سن و سال خود می گویم که غم های این وطن هرگز رهایم ما نمی کند چه در خوابم ویا بیدار نشسته ام یا به رفتار افکارم بی اراده بسوی آن دیار بال می گشاید و پرواز می کند. حال و آینده نزد من مفهوم باخته من اگر زنده ام با یاد های گذشته ها ست. دوران تحصیل، دوران مأموریت مناسبات بی حد قوی و وسیع و صمیمانه خانوادگی که سلسلۀ آن به نواسه های کاکا، ماما، خاله و عمۀ پدر کلان ها می رسید، خانواده یک قبیله بود که در مجالس غم و شادی انسان متوجه وسعت آن می شد.
و هم چنان به خاطرقدرت طلبی مشتی وجدان باخته و شرف فروخته مزدوران اجنی چپ و راست و سیاست های تفرقه افگنی شان و جلب و جذب به احزاب شان ما شاهد متلاشی شدن وزوال این مناسبات بودیم و دیدیم که چگونه در یک خانواده شکاکیت ها و سوء ظن ها جاگزین اعتماد و خصومت و نفرت جانشین دوستی، محبت و صمیمیت شد.
مایار صاحب! سالانه به هزاران جوان ما برای چندین سال غرض تحصیل و یا تجارت به پیشرفته ترین ممالک می رفتند ولی در ختم تحصیل و انجام کار با چنان شوق و اشتیاق و عشق به وطن بر می گشتند و ترک وطن یک شرمندگی بزرگ بود.
همین که شاعر گفته که «ما نه از پی حشمت و جا آمده ایم» واقعیت است.
من می دانم که در شرائط کنونی اگر مضمون صد ورق هم بنویسم دردی را دوا نمی کند، و آنانی که باید آن را بخوانند نمی خوانند، ولی برای تسلی خاطر افسرده ام می نویسم و شما می دانید با معذرتی که دارم با چه مشکل می نویسم.
تبصره های نیک شما دوستان همیشه مشوق و باعث تقویۀ روحی من است.
اگر اضافه گویی کردم یا چرند گفته باشم عذرم بپذیر ای عزیز.


اسم: احسان الله مایار   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 15.01.2019

برادرم عباسی صاحب! با مطالعۀ هر سطر از ترجمۀ تان در قبال "لحظۀ به حال زار مردم اندیشید!" روز روشن ویرجینیا را بالایم به تاریکی واندوه مبدل گردانید. مطالعۀ چند سطر از ترجمۀ تان سال 1327 شمسی را به خاطرم روشن گردانید که رخصتی زمستان را نزد مرحوم سعادت خان حاکم اعلی میمنه، شوهر عمه ام، در آنجا می گذشتاندم و بارها با مرحوم غلام سرور ناشر، وی نیز مهمان مرحوم سعادت خان و همچنان شوهر خاله ام بود، و با مرحوم امین الله پسر عمه و چند تای دیگر در اطراف میمنه به پشتون کوت، و یا المار، قیصار، درزاب گرزیوان، بلچراغ سفر می کردیم و بامردم بومی آنجا زیر خیمه و یا در مهمان خانۀ منزل فقیرانۀ شان از جهان و هستی لذت می بردیم. مردم این منطقه طور عموم از مالداری و یا دهقانی و همچنان دوکان داری زندگی نسبتاً خوب داشتند و دست احتیاج کسی را در طول سه ماه نزد کسی از فقر دراز بوده، به خاطر ندارم.
حکومت اعلی میمنه آن زمان تا به سرحد شبرغان منطقۀ بزرگی که اندخوی و شیرین تگاب از مربوطات میمنه شمرده می شد.
چی بدبختی بالای ملت معصوم افغان نازل شد که امروز پای نحس امریکائی به میمنه کشانیده شده و ایشیا فوندیشن ارقام احصائیوی مردم آنجا را نشر می کند؟ آیا این همه بازی های کثیف محصول گیر و گرفت همین بیگانه ها، موزه های خون آلود عساکر شوروی زمان و چهل و چند تای دیگری به رهبری غمخور ما، نبوده و بالای مردم صلح خواه و آرام ما بیرحمانه تحمیل نگردیده؟
مادر پیچه سفید میمنه که نواسه ها را با دست های که در گذشته ها آنها را ناز می داد، امروز نفقۀ آنهارا زیر روشنی شمعدان تیلی تأمین میکند و رهبران بنام دلسوز افغان از سرنوشت صدها هزار مانند این مادر نه اینکه بیخبرند بلکه اطلاعی هم ندارند.
شاد باشید با این دلسوزی تان که دست مروت و محبت تان را سوی مادر افغان دراز می نمائید و مورد تفقد قرار می دهید.
احیاناً اگر پیام مثبت از بشردوست برایتان رسید بنده را بی خبر نگذارید. دوست تان مایار


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 15.01.2019

"هموطن محترم آقای عنایت الله سادات، بعد از عرض سلام،
چون اعتقاد این قلم برای ترمیم معضلۀ حاد اجتماع ویران افغانی با در نظر داشت صدمات و بدبختی هایی که جنگ ها و علل آن درین چهار دهۀ اخیر نصیب ملت مظــلوم افغانستان نموده است، تنــها در صورت بوجود آمدن یــک «اتحاد ملی افغانی» امکان پذیر است؛ آنچه را شما در همه قسمت های مضمون عالی تان تحت عنوان «داشتن هویت ملی چرا ضرورت است» بیان داشته اید، واقعاً برازنده و متکی به حقایق میدانم."

Afghanistan did have " National Identity " during the time when the leadership group was functioning quite in par with trends of time in history. Now that such trend is pushed back several centuries backward, animalistic natural instinct/tendency to stick together with own kind is kicking-in causing Trible, Linguistic and Faith Denomination fault lines.

In the absence of entering 21st century, good wishes will not overcome the difficulty faced. Re-entry require sacrifices by first subsiding from politics the influence of a very few sleeper-cells colonial era political assets mesmerizing very large groups of Afghans, keeping Afghanistan backward.

In regard to Mr. Mir Anayat-ullah Sadaat excellent point condemning adverse effect of " Genetic Superiority " as one of the causes of last world war, I am amassed that he left out completely the current " Genetic Superior " of Afghanistan without even saying a word in his 3 parts article. If it was bad for Europe then, why live it now in Afghanistan?


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 15.01.2019

برادر گرانقدر و محقق بی بدیل افغانستان جناب محترم حامد نوید سلام بر شما!

ممنون از محبت تان. میدانم که سخت مصروف هستید، از همینرو تذکر داده بودم که در صورت فرصت مساعد.

ممنون از معلومات تان. چون خودم به نحوی علاقمند این مسائل هستم، باری فلم هندی"آشوکا" را هم با دقت تماشا کرده بودم که یک فلم جالب و هیجان انگیز است، اما معلومدار بیشتر جنبه سینمائی و بالیودی دارد.

من تلاش کردم یک اندازه معلومات در مورد "آشوکا" از انترنت به دست آورم، آنچه برای من جالب بود؛ معلومات مختصری بود که در ویکی پیدیا درج گردیده بود و در یک جائی چنین آورده شده بود: " موریاها به احتمال زیاد از تبار سکاهای ایرانی تبار بودند که از شمال به هند درآمدند."

پناه به خدا، موریاها هم از تبار ایرانی بوده اند و ما نمی دانستیم.

به یاد دارم چندین سال قبل شاعر شیرین سخن و شخصیت برازندۀ افغان، جناب محترم" نسیم اسیر" شعری در همین مورد سروده بودند و ایشان در همان شعر زیبا و دلنشین خود به صورت طنز آورده بودند که"اوباما" هم از پدر پدر ایرانی بوده است و شاعر شیرین سخن ما گویا ترس از آن دارند که ایرانی ها یکروز ادعا نکنند که "نسیم اسیر" هم از پدر و پدر و از نیکه و نبیره ایرانی بوده اند و...

در همین جا با کمال فروتنی یک پیشنهاد برادرانه به بزرگوار محترم جناب "اسیر" دارم و آن هم اینکه در صورت امکان اسم مبارک " افغان" را در اخیر"اسیر" علاوه بفرمایند، یعنی" نسیم اسیر افغان"، تا مبادا فردا ها که ما نباشیم، فرزندان ما با ایرانی ها در جدال شوند و مجبور گردند به اثبات برسانند که محترم و گرامی" نسیم اسیر" از پدر پدر افغان بوده است و نه ایرانی.

از محقق برازنده و پرتلاش افغان، جناب محترم" حامد نوید" هم صمیمانه تشکر میکنم که فرصت یافتند و معلومات مورد نظر را ارئه کردند. موفقیت های مزید برای شان خواهانم و سفر شانرا به لندن بی خطر و با صحت و سعادت می خواهم. موفق و سرافراز باشند


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 15.01.2019

هموطن محترم آقای عنایت الله سادات، بعد از عرض سلام،
چون اعتقاد این قلم برای ترمیم معضلۀ حاد اجتماع ویران افغانی با در نظر داشت صدمات و بدبختی هایی که جنگ ها و علل آن درین چهار دهۀ اخیر نصیب ملت مظــلوم افغانستان نموده است، تنــها در صورت بوجود آمدن یــک «اتحاد ملی افغانی» امکان پذیر است؛ آنچه را شما در همه قسمت های مضمون عالی تان تحت عنوان «داشتن هویت ملی چرا ضرورت است» بیان داشته اید، واقعاً برازنده و متکی به حقایق میدانم.
درهر قسمتی از تحلیل، اصل داشتن یک هویت ملی و باور نمودن به وحدت ملی با مزایای آن که در نظریات تان مضمر است، میتواند منبع آموزش هر فردی از هموطنان ما باشد که در تلاش مشاهدۀ یک افغانستان آزاد، متحد مزین به اتحاد ملی همه اقوام شریف و وطنپرست آن سرزمین مقدس اند.
با آنکه همگامی تعدادی از مردم افغانستان با تکیه به انگیزه های مذهبی، لسانی و قومی هرگز نمیتواند یک اتحاد واقعی متکی به اساسات ملی را به میان آورد، بازهم مشاهده میگردد که با مداخلات غیر مخصوصاً همسایگان غداری چون «ایران و پاکستان»، چنین نفاق و شقاقی بین ملت شریف افغانستان رو نما گردیده است که اتحاد ملی و هویت واقعی مردم کشور ما را از ریشه تخریب می نماید.
هویت افغانی را طی قرون متوالی، حالت دفاع از خاک و همراهی در حفظ مادر وطن از نسلی به نسلی انتقال داده و فریضه ای گردیده که در نفس خویش هویت و اتحاد ملی را مضمر داشته است، ولی در حالت مشتت امروزی و تخریبات عمال وابسته به غیر، ترس پراگندگی اقوام و فاصله گیری هایی که با دسایس این گروه وطنی زمینه سازی میگردد، آسایش اکثریت مردم بی دفاع افغانستان را صدمه میزند، گرچه خواب غیر ملی تجزیه و تفکیک را که وقتاً فوقتاً توسط عمالی چون لطیف پدرام دامن زده میشود، همین اعتقاد اکثریت به «افغان بودن» محو نموده و مضمحل می سازد. امیدوارم هرسه قسمت مضمون برازندۀ تان مورد مطالعه و پیشکش به دوستان قرار گیرد.
با تقدیم احترامات،


اسم: حامد نوید   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 14.01.2019

برادر عزیز و نهایت مهربان جناب حمید انوری، با ابراز سپاس از مهربانی های همیشگی تان در حق اینجانب وعرض معذرت که بخاطر آمادگی برای کانفرانس لندن در مورد تمدن پارینهٔ افغانستان، نتوانستم به جواب پیام پرمهر شما بپردازم، عرض میدارم که جنگ بزرگ کلینگا درسال ۲۶۲ ق.م در میان آشوکا شاه موریایی هند و امرای محلی کالینگا درایالات کنونی اودیشا Odisha و اندرا پردیش Andhra Pradesh واقع شد که هزاران کشته را بجا گذاشت. این نبرد خونین بر روح آشوکا اثر گذاشت قطع جنگ کرد، و به آئین بودایی گرایید.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 11.01.2019

"ولسمشر اشرف غني وايي، دولت احمق نه دی چې دسولې په پروسه کې هر څه ډالۍ کړي.

ښاغلی غني ټاکنو ته له سولې لومړیتوب ورکوي او ټينګار کوي چې ټاکنې باید په خپل وخت تر سره شي چې راتلونکی ولسمشر په پوره واک د سولې لپاره پریکړې وکړي."

A perfect nothing short of Presidential-standard-statement with a slight hardship that is overlooked.

The difficulty is that the center of powers outside of Afghanistan are the real decision makers, not leaving much behind for the President of Afghanistan to maneuver authority.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 10.01.2019

"هویت ملی" چیست؟

در رابطه به شناخت از "هویت ملی" نظریات گوناگون ارائه می گردد که همۀ آنها در قالب دو مکتب فکری ذیل شناسایی می شوند:

طرفداران تئوری وراثت: از نظر آنها، "هویت ملی" یک پدیدۀ ازلی و در خلقت انسان ها نهفته بوده، میراثی و لایتغییر می باشد
. چنین شیوۀ تفکر و شناخت از هویت ملی، سرلوحۀ درک نازی های المان را تشکیل میداد. آنها نژاد را پایه و اساس "هویت ملی" خود قرار داده و جاهلانه پروپاگند می نمودند که نژاد آرین از ازل و در خلقت خود، برتر از دیگران است

طرفداران تیوری سازندگی: پیروان این مکتب فکری معتقد اند که "هویت ملی" مربوط به خلقت انسان نبوده، سازندگی بلکه محصول و ساختۀ فرهنگ انسان ها می باشد. ارزش های فرهنگی ساخته می شوند و باز هم مجددأ و به طور مسلسل به میان می آیند. آنها استدلال می نمایند که تمام داشته های فرهنگی، فرهنگ را می سازد"

An excellent topic authored by Mr. Mir Anayat-ullah Sadaat pointing the finger towards long-by-gone-era of specific group of Germans claiming Genetic Superiority.

Let me take Mr. Sadaat and readers for a few moment back to Afghanistan to see if we can pinpoint which group of Afghans exactly doing the same thing NOW, claiming Genetic Superiority than the rest of all Afghans combined.

Such extremely small group of political assets mostly brought into Afghanistan by a foreign power, are still dubbed to be genetically-superior than more that 99% of Afghanistan population.

The draw back of such colonial era arrangement is actually blocking the ability of vast majority of people in Afghanistan to ever reach analytical thinking process. In fact genetic superiority enforcement of a very few in Afghanistan, blocking her to reach 21st century.

I hope Mr. Mir A Sadaat will not hesitate to expand on the adverse-effect of Genetic Superiority title holders in Afghanistan (Germany is too for away) that I have briefly touched, in his yet to be published other parts of the topic he already started.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 03.01.2019

محترم و گرامی آقای "نوید" سلام بر شما!
نخست از همه سال نو تان مبارک و میمون باد و اما بعد از مضمون تحقیقی و تاریخی شما تحت عنوان " تفاوت هنر بودایی هند و افغانستان"، یک جهان سپاس و بر قلم پرقدرت تان برکت. از آن بسیار آموختم و نهایت دلچسپ بود.

آیا امکان دارد در صورت داشتن وقت و فرصت مناسب در مورد "جنگ
کلنگا Kalinga اندک معلومات دهید و یا منابع دقیق که بشود یک معلومات مختصر در مورد به دست آورد، در اختیار ما قرار دهید؟

از لطف تان دو دنیا ممنون می شوم. موفق و سرافراز باشید


اسم: نگارگر   محل سکونت: برمنگهم    تاریخ: 29.12.2018

از نظر التفات جناب سدید بر نگارش های خود سپاسگزارم که این نظر التفات ایشان است که

زیبایی می بیند۰

من همیشه از قدرت درک و استدلال در نوشته های شان لذت برده ام۰

امید وارم خدای بزرگ برای شان توفیق بدهد تا باز هم بنویسند و فیض رسانی کنند۰ نگارگر


اسم: سیدهاشم سدید   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 28.12.2018

فکر می کنم که در مورد آقای نگارگر زیاد گفتن و زیاد نوشتن هیچ لازم نیست. نوشته های ایشان خود گویای فهم ژرف شان از مسائل زیادی است و تواضع ایشان نمودی از شخصیت حلیم و بخشاینده شان.تنها چیزی که می باید و می توان نوشت این است که واقعا" زیبا می نویسند؛ آن قدر زیبا که زبان از بیان آن عاجز می ماند.


اسم: عبدالکریم رحیم   محل سکونت: بریتانیا    تاریخ: 28.12.2018

یوه ترخه خاطره او د مأیوسیت چغه:
په پېښور کې می پوره درې میاشتې تیرې شوې وې. پامجان لالا چی په ننګرهار کی زمونږ د کلی وه او پلار یی د انګریزانو په وخت کی پیښور ته د مزدوری د پاره تللی وه زما دمه ځای وه. ډیر مهربانه او سخی سړی وه. او په پیښور کی یی دکان زمونږ د کلیوالو دیره وه. د ده د زوی واده وه او زه او قاضی جلات خان او انجنیر مطیع الله (دا زما خپلوان دی او څو میاشتی زما نه مخکی مهاجر شوی وو)ناګمان پل ته نژدی د بټهیانو کلی ته ورغلی وو. شپه مو د پامجان لالا د کلیوال په حجره کی وه. دا سړی عبدالمالک نومیده. ډیر ښه سړی وه. په ونه جګ ، نری تور ارغوش وه. چا راډیو راوړه چی و مو لګوله د افغانستان راډیوپه میډیم څپه کی ډیره صفا اوریدل کیدله. او ببرک کارمل لګیا وو وینا یی کوله. بی بی سی خبر ورکړ چی روسانو په افغانستان حمله کړی. زه نه پوهیږم چی زما احساس به څنګه وه ځکه چی له هغی رایسته ۴۰ کاله تیر شوې. سباته زما ترورزی حیات الله پیاوړی هم واده ته راغی خو ډیر خپه وه. راته یی وویل چی لکه چی تباه شو. دا یی عین کلمات نه دی خو دی ته ورته خبره یی وکړه. تر دی وخته پوری هم لکه چی هغه په دی فکر کی وه چې بیرته به افغانستان ته ځی او د ادبیاتو په فاکولته کی به خپل نیمګړی تحصیل بشپړوی. ما می مورته ویلی وو چی دری میاشتی وروسته به بیرته راځم. خو داسی و نه شو. مور می د ۱۳۷۱ کلونو د جګړی وروسته پیښور ته راغله او هملته مړه شوه زه یی په جنازه کی هم نه وم. زه په ۱۹۸۱ کال کې بریټانیا ته راغلم. خو تقریبا ۱۰ کاله می ځانته یو پیاله قدری هم وانخسته. ما ویل چی بیرته ځم دا شیان څه کوم. په ۱۹۸۷ کی راته په ازادی راډیو کار پیدا شو خو لږه موده وروسته د بی بی سی مانیټورینګ څخه راته د کار افر راغی او زه بیرته بریتانیا ته لاړم. همکارانو راته وویل چی دا دایمی کار دی او ته یی د بی بی سی د ۱۸ میاشتو قرارداد ته پریږدی. ما ویل ۱۸ میاشتی وروسته به که خیر وی کابل ته ځو. متاسفانه څلویښت کاله وروسته لا هم مهاجر یم او اړخ مې دی هیواد کی نه دی لګیدلی. د ۲۰۰۵ کال نه وروسته کابل ته لاړم او ډیر کلونه می هلته تیر کړل. خو هم زه بدل شوی یم او هم کابل او کابلیان. شاید هلته می هم ګوزاره و نه شي. اوس نه ددې ځای یم او نه هلته څوک پیژنم. زما د پاره دا بی هویته کیدل دي. نه پوهیږم چی نورمهاجر به هم ما غوندې وي او که څنګه؟


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 28.12.2018

دوست گرامی و مهربانم، فریده جان عزیز،
اینک چهل سال از بربادی ای که خون و آتش گروهی عاری از شرافت و عملاً وطن فروش و نهایت خیانت پیشه بر ملت مظلوم و سرزمین مقدس آنان نازل نمود، به مشقت و سختی میگذرد. نسل های جدیدی متولد میگردند و با فقر و مسکنت در همین خون و آتش نمو میکنند، جنایات و خیانت ها را شاهد میگردند و در حالیکه هنوز هم آیندۀ شان را دیگران رقم میزنند، روزگاری را با بیسرنوشتی و هراس سپری میکنند.... و البته آنانیکه این آتش را افروختند و این خون را جاری ساختند، در غرب، بلی همین غربی که آنان به هدایت بادران شان مذمت مینمودند، به راحتی و با نسل های بعد از خود ها در آرامش غنوده اند و بر مردم کشور شان میخندند و با نقاب فریب و تزویر در وبسایت ها هم هنر نمایی مینمایند. این خیانت پیشه گان بهر شکلی که در آیند، به فرمودۀ دوست و همکار دانشمند ما آقای حمید انوری، لکۀ ننگ فاجعۀ تجاوز شوروی را بر خاک مقدس افغانستان بر پیشانی دارند! آی وای وطن وای!
آسایش خاطر و سلامتی ات آرزوی منست،


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 28.12.2018

" غربیان ع ا « انسانهای "ازخودراضی" و "اروپ محور" اند. ایشان فکر میکنند، که "اروپا" ، موماا و اروپائیان خصوصاا همیشه در محراق و کانون حوادث قرار داشته و رول تعیین کننده در دنیا داشته است، دارد و خواهد داشت!!! "

The above is a quotation from Eng. Khalilullah Maroni
" سی سال پیش از امروز در همین روز "

very unique and excellent article and here is a thought:

With all feeling good battlefield victory while loosing everything else, Afghanistan may be in dire need of cultural movement similar to European 16 century Renaissance to profoundly improve intellectual life. Intellectual thinking process will bring to the surface the importance of individualism upon which individual feel more important than the community and as such modern reality of life will be born replacing medieval thinking.

In Western Societies most individuals are able to analyze encounters analytically in a matter of seconds from dozens of angles while in Afghanistan per se, brought in political assets such as Gailanis and Mojaddidis are able to mesmerize large groups of society members mind to the point of frozen on demand.

Isn't such huge variety of perception can make or break a society?


اسم: فریده نوری   محل سکونت: VANVES    تاریخ: 27.12.2018

دوست نهایت عزیز ملال جان
هزاران تهنیت به نبشته ای که از یاد و بود جنایات حزب نا دیموکراتیک خلق و پرچم و این میهن فروشان خاین، که دستان کثیف شان به خون ملیون ها افغان بیگناه آلوده است، تحریر گردیده است. از دست و عمل همین جنایت کاران شرف باخته و ِروی سیۀ تاریخ بشریت است که تا امروز خون در وطن ما جاریست. افسوس و صد افسوس که انتقام شهیدان گلگون کفن بی کفن از این سفاکان گرفته نشد و این قاتلان و وطن فروشان در همه نقاط دنیا به آرامی و بدون ندامت وجدان (کدام وجدان) به خوشی زندگی می کنند.
ملال عزیزم همیشه مؤفق و سرفراز باشی.
فریده


اسم: سید حمیدالله روغ   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 26.12.2018

ژورنالیست سرشناس و سرافراز وطن جناب عارف عباسی
سلام و حرمت به شما! با شما در همه موارد همنظر هستم. بلی یک عده در صف اول ایستاده بودند. اضافه می کردم اگر روشنفکران افغان در خارج و در داخل وطن به دقت و به وقت بجنبند، می توان سرنوشت صلح را در دست گرفت. مشکل صلح این نیست که تحمیلی است و یا نیست؟ مشکل صلح اینست که ما خود ما هیچ تعریفی از صلح نداریم. ازینجاست که جای روشنفکر ما مهم می شود. ما باید چارچوب های صلح را طوری آباد کنیم که حداکثر ممکن منفعت ملی افغانان در آن مضمر باشد. می خواهم با کمال حرمت توجه شما، و توجه همه عزیزان را به این نکته معطوف ساخته باشم.


اسم: محمد ایمل    محل سکونت: سدني    تاریخ: 26.12.2018

غ.حضرت صاحب له تودې همیشه بهار سدني څخه مې تاوده سلامونه ومنه!
‍محترم حضرت صاحب ژبه د افهام او تفهیم وسیله ده او اصطلاحات له یوې ژبې څخه بلې ژبې ته په متحول او یا هم اصلي بڼه ور داخلیږي چې کیش د سطرنج چې ممکن بعضې ځایو که به شطرنج هم ورته وایی لکه دری ژبي افغانان ، کیش موږ د کیشت په بڼه استعمالو نه د کیش او زما کندهاري دوستانو هم د کیشت کلمه کار وله چې په ژبپوهنه کې ورته غلط صحیح وایی او ټولو ته د منلو وي په هر صورت فکر کړم دومره مهمه نده چې سر ورباندې تاو کړو.
دا ډیره اړینه بولم چې واضیح کړم چې الحمد الله پښتون یم او د خالق ورکړه ده ورباندې شاکر یم خو پدې معنې هم نده چې د وطنپلور ، غدار او د اسلامي عقیده خلاف پښتانه ملاتړي یم.
زما اصول بلکل واضیح دي اسلامیت اوافغانیت هر چا ته چې دا اصول محترم وي زما وړونه دي او چې خر اساني او هزار ستاني وي داسې مې بد ایشي لکه مچ په تروو (شړومبو) کې.
دوهم چه شي چې عیان دي حاجت د بیان نشته هر تحریک چې له بهره تمویل شي خواسته او ناخواسته تر تاثیر لاندې وي د طالبانو تحریک هم مثتثنې کیدي نه شي او که خبره د نوکري او غلامي وي تاسو مهرباني وکړي دا ثابته کړي چې د کابل موجوده اداره خپلواکه ده زه بلکل ستاسو سره دا منم چې طالبان د پاکستان ، ایران رافضي رژیم او د روس او حتې چین تر اثر لاندې دي که رښتیا خبر شي طالبان د محدودو ملکو تر تاثیر لاندې او هغه هم د مجبوریت په لحاظ خو د کابل اداره په خپله خوښه او رغبت د پنځوسو ملکو طوق د غلامي په غاړه کې اچولي کاشکې دوی مستقل وي او ملي وي سرترپايه قومي او سمتي دي.
گرانه موږ افغانان ملي یوالي ته ضرورت لرو ځان تیریدنې او د یوبل منلو ته ضرورت لرو وینه په وینه نه پاکیږي په اوبه غوندې سپین او پاک زړه باندې پاکیږي پدې تورونو تهمتونو لکه زه صحیح نور غلط دا غمیزه نوره هم اوږدیږي که د بن په اول کنفرانس کې شمالي ټلوالې پیش پای بیني نه وي کړې طالبان او حزب اسلامي ته هم د اشتراک چانس باندې تر کیز شوي وي ولې به دومره افغانان له دواړو غاړو مړه کیدل. زما خو چې دی خواته افغان مړ کیږي هم مې له زړه وینې تویګي او چی هغه خواته مړ کیګي هم.
اشرف غني زما له انده یوه دوره بل هم ښه دي خو متاسفانه سخت احساساتي دي دا چې طالبانو ورسره په اماراتو کې وه نه لیدل دا د اسلامیت او افغانیت سره په ټکر کې ووخو دا استدلال د طالبانو تر یوه حده منطق لري چې له امریکا سره زموږ معامله ده دا صحیح ده، پدې چې امریکا د دوي امارت ړنګ کړ نه کولابي بګیل خیلو خو اوس د کابل اداره هم یو انکار نه مننونکي واقعیت دي طلب ګله که نن د اشرفک سره مفاهمه نه کړي سبا به له مجبوریته کوي او دښمنان به د دواړو فریقو له اختلافاتو بهره برداري کوي . خو متاءسفانه اشرف غني د امرالله موچي چې هر پښتون یی د تروریست په نوم امریکایانو ته ور معرفي کوو او زندانونه یی ورڅخه ډک کړل او بحران الدین جنګاني به امریکایانو ته ویل چې غتې غتې بمونه واچوي عام پښتانه یی قتل عام کړل اوس یو وار بیا دا موچي او بد اخلاق او فاسد اسدالله خالد چې دواړه حرفوي قاتلان او مزدوران دي بیا مقرر کول چې لاسونه بیا دافغانانو په وینو سره کړي او د طالبانو څخه غچ د هغه بې احترامي واخلي چې په اماراتو کې ورسره وشوه مشکل به نور هم مغلق کړي، او یا هم ماشوم محب جان د زور په واسطه ابرومنده سوله غواړي نو زه ورته ویم چې کلي په زور نه کیږي او نه هم دومره زوره لري اردو ، پولیس او امنیت مو ټول خیالي دي او لکه د کولرا وبا وهلي مریض د امریکا او ناتو په سیروم چلیږي چې سبا د امریکا نظامي او مالي کمک بند شي قسم دي که یوه میاشت دغه خیالي ، خماري او قومي اردو اکمال کړي لنډ په دا څو میاشتو کې څو هلیکوپترې رانسکورې شوې طالبانو خو په چیلکه ندی نسکورې کړي خو حتما" متحدینو یی د طیارو ضد راکټونه ورکړي نو دیته په کتو اشرف غني د احساساتو او بې ځایه تحرکاتو په عوض باید مثبت او رښتیني د سولې سیاست مخ ته کړي .
یو وار بیا پدې ټینګار کړم سوله قیمت نلري بلکې افغان مظلوم ولس لپاره داسې مهمه لکه آب حیات .
مننه


اسم: غلام حضرت   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 25.12.2018

م.ایمل وروره له سدنی څخه! سلامونه.
اُوه، څومره لیری ده دا استرالیا!!!
سره لدې، در رسېږی می ژړا!!!
ګوره وروره رانه خپه نه شی.
د پښتونولی د احساساتو درلودنه او ساتنه ستا خپل ملی او انسانی حق دی، هر څوک به بد وکی ستا دې احساس او سلیقې ته په بده سترګه وګوری.
امّا
د شطرنج د لوبی اصطلاح، کیشت نه بلکه( کِش) دی، مانا باچا ته وائي خړه کاږه.
بله داچه، تا لیکلی دی چي که اشرف غنی د سولی شرائطو ته غاړه کېنږدی نو پاکستان به وتوانیږی چه غنی د نجیب په سرنوشت اخته کی.
ستا ددې خبری معنی به دا وی چه ګواکی( البته زما په نظر حتماً) پاکستان پر طالب خوا باندی مطلق تسلط لری. که داسی وفهمول شی نو:
طالب مالب خوشی یوه آله ده ( چه مطمئناً یوه آله ده) او زموږ د هیواد د سرنوشت څرنګوالی د راولپنډۍ او د هغه د بادار یعنی لندن پلاس کی دی.او که څنګه؟


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 25.12.2018

جناب محترم داکتر صاحب روغ!

چرا نگوییم که از چهل سال بدین سو مردم افغانستان در هیچ امری مربوط وطن شان نقش نداشته اند. نظام ها را دگران ساختند و پرده ها آویختند و صحنه ها آفریدند. ما همه سیل بین بودیم تماشاه چیان قطار اول کف می زدند و نعره بر می آوردند و می خندیدند. متباقی اکثریت این درامه ها برای شان تراجیک بوده و اشک می ریختند.
این ملت به سیاهی سز فالیز مبدل شده نه در جنگی نقش داشتند و نه در صلحی غرضدار . این جنگ مردم افغانستان نیست. این یک جنگ تحمیلی است که نه نشانه و علامۀ ملی دارد و نه مشخصات دینی.
تلاش کنونی صلح هم اسرار آمیزبوده و واقعیت ها مکتوم است. مردم نمی داند صلح در کدام قالبی و تحت کدام شرائطی ایحاد می گردد و نفع بردار اصلی این صلح کجا خواهد بود و احتمال دارد صلح هم مانند جنگ بر این ملت تحمیل شود.
این که کی ها نهضت ملی گرای صلح را به راه می اندازد تا حال خبر و اثری از آن پیدا نیست.


اسم: د. ص. سعيدي   محل سکونت: UK    تاریخ: 24.12.2018

سلام
در ارتباط و در مورد غيبت دولت افغانی در مذاكرات صلح
-----------------------------------------
خلیلزاد او جناب غني ته مختصر پيغام!

د پاکستان له اجازې پرته به طالب د افغان حاكميت سره، د افغان اولس سره روغه، جوړه ونکړي او هیڅ انکشاف به نه کیږي!

پاکستاني استابلشمنټ به خلیل زاد او امریکه د جزې ورکولو ادامې ته اړ باسي او افغانستان به خپله پېنځمه سوبې کولو هدف او موخې ته د ګون‌‌‌‌‌‌ډو کولو تدابیرو نه لاس وانخلي او له یاده ونه باسي.
پاکستاني استابلشمنت، په ځان متکي افغانستان نه شي منلای او نه شي لیدلای.
دا واقعیتونه به زمان هم بیا بیا ثابت کړي، بیا مې مه هېروئ!
د حل لار: د پاکستان په نامه د غیر مشروع سرطاني موجود له بېخه قلع او قمع او تر هغه د بالمثل عمل کول په کار دي.
افغان لوري ‌‌‌‌‌‌ډېر وسیع بالقوه امکانات لرل او لري چې باید بالفعل شي او بالفعل شوای وای.
٢٤/١٢/٢٠١٨


اسم: سیدحمیدالله روغ   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 24.12.2018

جناب محمد ایمل سلام و حرمت به شما!
این که سرنوشت جنگ،و سرنوشت صلح، در افغانستان در دست افغانان نیست، این حقیقت دیری است که روشن است.
روشن است که این جنگ، جنگ ما نبیست!اما غیر قابل انکار است که بازیگران محلی متعددی از جنگ تغذیه می کنند و در ادامۀ جنگ ذی نفع هستند.
کافی نیست که ما بنویسیم «ما این حقیقت را می دانیم!!!»
وقت آن رسیده است که امر ختم جنگ و آوردن صلح در وطن، به یک الزام آگاهانه در نزد هر افغان، در هر کجا که هست، مبدل شود؛
ما باید یک حرکت و نهضت سرتاسری بر ای ختم جنگ بوجود بیاوریم.
معنای این سخن که صلح یک امر سراسری و ملی است، همین است!


اسم: سیدحمیدالله روغ   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 24.12.2018

جناب حلیم حکیمی، سلام و حرمت به شما!
بلی!این تجویز دربارۀ دلار در زمان رییس جمهور ریچارد نیکسون اتخاذ شده بود.
آن چه در متن تفسیر اینقلم آمده، به نقل از اصل خبر است.


اسم: محمد ایمل    محل سکونت: سدني    تاریخ: 24.12.2018

سلامونه او پیرزوینې قدرمنو لوستونکو ته !
د روغ صاحب لیکنه مهمو نکتو ته اشاره کوي ولې متاءسفانه د افغانستان سوله او جنک د پردیو په لاسو کې دي .
خو یو شي چې ډیر مهم دي سوله ده او زموږ افغانانو ده څوک چې قیمت ورنه ټاکي هغوي سوله په وطن کې نه غواړي .
د اشرف غني لپاره اوس نا وخت دي چې خپلې غوښتنې د سولې په قیمت تر لاسه کړي طالبانو داسې کیشت ایښي چې خلیلزاد به هرومرو د وزیر په ورکولو ځان له کیشت و مات خلاصوي ، اشرف غني د کمپاین په عوض باید د طالبانو سره سیاسي معامله وکړي بغیر له هغې د داکتر نجیب په سرنوشت یی پاکستان مبتلا کوي او که دا کار خدای ناخواسته وشي افغانستان پنځوس کاله شاته کیږي .
اشرف غني د اشتباه په سر اشتباه کا اول اشتباه د نفاق ملي حکومت د زنچه سپږن عبدالله سره چې تر اوسه یی کابینه تکمیل شوې نده .
د ضعیفو او بی تجربه کسانو ټاکل په حساسو پوستو کې .
بی مورد عاجل او احساساتي تصامیم بیا ورڅخه په شا کیدل لکه علیپور بل او بل ...
د حزب اسلامي سره د سولې د معاهدې په تطبیق کې غفلت او د هغوي خفه کول .
د هغو کسانو سره جفا چې په کمپاین کې ورسره په میړانه ودریدل هغوي خفه کړل .
اوس یی داسې کسان د دفاع او داخلې وزارتو ته معرفي کړل چې د دوو خرو د وربشو د ویشلو ندي یوه فاسد خو یی حتې د خپل ځان امنیت نه شوي ساتلي ملک خو پریږده دا دواړه کسان دومره واړه او کم ظرفه دي چې حتې د دریو میاشتو وزارت ته هم خوشحاله دي او قبول کړي هوښیار قسم دي که د داسې لنډ محال موقف ومني .
اشرف غني که د افغانستان خیر غواړي له طالبانو سره باید ابرومنده سیاسي معامله وکا تر څو د موئقت حکومت کودتاه چې روس ، ایران ، پاکستان او شمالي پرازیتو جوړه کړي خنثې او اینده حکومت د رڼو او شفافو انتخاباتو له لارې راشي او د پارلماني رسوا ، بدنامه انتخاباتو غوندې باید نه وي .
تیر پارلماني انتخابات چې لا تر اوسه یی نهایی نتایج ندي اعلان شوي هم د اشرف غنی لویه تیروتنه وه غواړي د خپلې خوښې پارلمان جوړ کا هغه هم لویې رسوايي سره مخ دي .
په ویاړلي د شملو افغانستان کې د تل پاتې سولې په هیله


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 23.12.2018

" سر از سال2019، یعنی شروع از دو هفته، نرخ دالر ... سقوط خواهد کرد ...و جای دالر به حیث ارز مبادلوی در جهان زیر سؤال خواهد رفت؛ از دلایلی که برای این جریان ذکر شده است، یکی هم این است که پشتوانۀ طلای دالر پیوسته پایان تر افتیده است."

An excellent choice of topic by Mr. Hamidullah Rough. If I may add that, the US Federal Reserves notes ( dollar bills ) are not backed by gold or any other precious metals at all. The power and value of US currency exclusively depend upon faith and credit of the US Government, supposedly backed by all goods and services in the US economy.


اسم: احسان الله مایار   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 22.12.2018

برادر محترم آقای حکیمی!
ممنون از اینکه ترجمۀ سند مهمی را که در قبال موقف امریکا و جهان ما و "اسلام" با اظهارات بریژنسکی، مشاور امنیتی کارتر درج تاریخ جهانی گردیده با تغییری از "دانستن" به "قصداً" وزن بیشتر بخشیده اید. خوش شدم که دوستانی در قطار خوانندگان گرامی وجود دارند که درک این مفاهیم نزد شان دارای اهمیت می باشد. موفق باشید


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 21.12.2018

" برژینسکی:این کاملا چنین نیست. ما بالای روس ها فشار نیآورده ایم که حمله کنند، اما ما از ازدیاد امکان مداخلۀ بیشتر آنها میدانستیم. (خدمت خوانندگان گرامی ایکه به لسان انگلیسی بیشتر از بنده وارد هستند عرض مینمایم چون این موضوع در سرنوشت کشور ما اهمیت دارد لذا ترجمۀ دقیق گفتار این سیاست مدار ورزیدۀ امریکا از قدرت بنده خارج بوده و تا جائیکه بزعم خود می دانستم آنرا ترجمه و خدمت تقدیم نمودم. اینک اصل گفتار پیچیدۀ وی را ثبت نموده تا چگونه لازم دانند در مورد اقدامی نموده و در اکمال این نوشته سهم بگیرند. Brzezinski: It Is not quite that. We did not push the Russians to intervene, but we knowingly increased the probability that they would"

The above is a quotation from Eng. Mayar recent article and the word " knowingly " in Mr. Zbigniew Brzezinski's original text should be translated to " Qasdan " instead of " Midanistaem ". The rest look perfect to me with little adjustment mentioned.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 21.12.2018

محترمۀ مکرمه میرمن ملالی موسی نظام!

از ابراز نطر مملو از لطف شما جهان سپاس دارم . شما و دوستان محترم دیگر ما در این طریق مبارزات ارزشمندی نموده و با پدیده های ناب تان سیاست های عمدی ایران را در تخریب فرهنگ اصیل کشور ما افشاء نموده اذهان را روشن نموده اید.


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 21.12.2018

دوست و برادر معزز، آقای عباسی سلام بر شما،

ممنون از تأئید استعمال غلط لغت «نشست» برای تجمع در مذاکرات و یا فیصلۀ یک موضوع مهم و امثال آن که به گمان غالب اکثراً منحیث حاصل مصدر فعل «نشستن» در سرزمین ما مورد استفاده بوده و بصورت عام فهم در محیط مثلاً دریک حالت نزولی بکار برده میشود؛ چه بسی که ما تعمیری را که از تهداب صدمه دیده است میگوییم که «نشست» کرده است و البته که این اصطلاح معمول و عام را دایم برای غروب که همان «آفتاب نشست» یعنی حالت پایان رفتن خورشید باشد، بکار میبریم. حال اگر به تقلید ایران، آنرا جانشین جلسه و اجلاس نماییم ، به عوض اجتماع یک عده برای یک فیصله یا مذاکره ، باید حالت نزولی را که مفهومی نمی تواند داشته باشد، در نظر بیاوریم.
به آرزوی سلامتی


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 20.12.2018


به ارتباط موضوعات مطرح به عرض می رسانم که «نشست» کلمۀ اصیل و سچۀ زبان ما است، اما تعویض با مفهوم برای کلمات« مجلس» «جلسه» و «اجلاس» نیست. این سه کلمه معنی دورهم آمدن تنی چند، طرفین شامل منازعه و یا نمایندگان دول غرض ایجاد توافق نامه در امری می باشد ولی «نشست» این معنی را فوراً افاده نه میکند تا پیش آوند و پس آوندی به آن اضافه نشود که نماینگان الف و ب برای حل معضلۀ چنین و چنان دور میز مذاکره نشستند، که ضرورت به این همه کشاد تقریری بی لزوم نبوده مجلس و یا جلسه خود معنی را افاده می کند( کنفرانس هم کلمۀ بیگانه اما مروج است).
ولی این وجیبۀ هر افغان نگران به اصالت فرهنگ ملی خود است که از ترویج کلمات نو ساخته و خود پرداختۀ ایرانی بدون پایه های منطقی صرف و نحو درب نشرات خود را ببندند چون «واژه» و «واکنش» «نیمه برنامه»، «چرخ باد» و «دو چرخه» و «باد بزن» و امثالهم.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 20.12.2018

محترم طبیبی سلام!
ممنون از تبصره و نظریۀ تان. نظر شما سانسور نشده، اما جهت اطمینان از اینکه اسم های مستعار از این دریچه سربدر نکنند و باعث ضیاع وقت گرانبهای هموطنان نگردند، تلاش صورت میگیرد تا اطمینان حاصل گردد.

و اما در مورد نظر مشخص شماعرض شود اینکه چه شما را خوش آید و چه نیاید، از ورود لغات نامأنوس ایرانی تا حد امکان در این سایت تلاش میکنیم جلوگیری بعمل آید.

"نشست"،"واژه"،"ویژه"و...، اصطلاحات وارداتی از ایران اند که باید جلو آنها گرفته شود. به مسؤل سایت هم دستور داده نشده، بلکه یک گلۀ دوستانه مطرح گردیده است.

اگر نوشته های ناچیز این کم سواد را مسؤلین سایت اصلاح فرمایند، ممنون شان می شوم و بیشتر و بیشتر می آموزم. گفته اند که از گهواره تا گور دانش بجوی.

شما که در مورد استفاده از لغات عربی حساسیت نشان داده اید،خود در همین چند سطر نوشتۀ تان از اصطلاح عربی"وقس‌علی‌هذا" استفاده بعمل آورده اید که هیچ مشکلی ندارد و به کثرت مورد استفادۀ هموطنان ما قرار دارد.

یار زنده و صحبت باقی


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 20.12.2018

دوست و برادر محترم آقای حمید انوری سلام برسد،
در چند روز اخیر به ارتباط به موضوعات منتخب دوستان فیس بوک بسیار خصوصی بنده، آشنایی نوشت: آنانکه ندانند و ندانند که ندانند و ازینجا تبصره هایی و ابیاتی چند برای تکمیل این قطعۀ نهایت فلسفی و آموزنده در چوکات پسندیدۀ ادب و نزاکت از جانب دوستان پیشکش گردید که بسیار دلچسپ و خواندنی بود.
حال هموطنی در دریچۀ مناظرات این وبسایت ملی، به زعم خویش خوش نویسی نموده و در عین زمانی که لسان اصیل دری و اصطلاحات کهن افغانستان را به ریشخند حواله مینماید، تعرضات نهایت پراگنده و تاحدی بی ربط را بر این گنجینۀ ادب و فرهنگ کشور ما راجع می سازد. مگر چرا؟ با تمام تشتت و پراگنده نویسی، به مشکل میشود دریافت نمود که شاید منظور این بندۀ خدا اینست که اصطلاحات و لغات عربی را که در السنۀ مشترک ولی دقیقاً با تغییرات فراوان و نامأنوس در فارسی/ دری ای که امروز در ایران« البته به قوت تغییرات نا محدود از جانب آخوند ها و فرنگستان مسخرۀ آنها»، افغانستان و تاجکستان مروج است، از ریشه مضمحل گرداند. ولی قبل از تصمیم گیری بر چنین روش انقلابی دقیقاً غیر ممکن، بهتر خواهد بود که اندکی بر املاء و انشاء این زبان و استعمال صرف و نحو برازندۀ آن توجه مبذول گردد، چنانچه فراگیری را بزرگان از گهواره تا گور توصیه نموده اند، چونکه علی الرغم پناهندگی ایشان به اسم مستعار، اقلاً چند دوست و آشنایی که چنین روش توهین آمیز و مشتت تحریر را به یک لسان برازنده متوجه گردند، انصافاً چه عرض شود، هیچ پسندیده نمی باشد، مخصوصاً که افتراء و توهیناتی بی موجب هم حوالۀ مدیر مسئول و نویسندگان این وبسایت گردد.
ولی در مورد اشارۀ مطلوب شما بر کلمۀ «جدید الاختراع فرهنگستان ایران - نشست»، درین چند سال اخیر، هر زمانیکه این مرض ساری ایرانی را که جانشین بسی کلمات و اصطلاحات وزین، معمول، مروج و عام فهم مردم و محیط افغانستان چون کانفرانس، جلسه، اجلاس، مجلس گردیده است، مشاهده می نمایم، بی مهابا بیاد حضرت حافظ می افتم که میفرمایند:
شمــع دل دمــسازان بنشست چــو او بر خاست *** وافغان زنظر بازان برخاست چو او بنشست
بلی، اگر در ادبیات کشور ما، از هر نوعی، قبل از دو دهه نظر بیندازید، هیچ این کلمۀ مسخره را که از ارزش جمله و موقف یک تجمع رسمی بکلی می کاهد و مانند صد ها لغت و اصطلاح نو بر آمد ایرانی دیگر چون تنش، واکنش، چالش، آمار ووو به مصرف سرمایۀ نفت ایران در مطبوعات جدید افغانستان ویران امروزی با زور رسوخ و به اصطلاح جا خوش نموده است، نخواهید یافت.
ممنون از تذکر نیکوی تان در مورد این اصطلاح مسخرۀ ایرانی، این قلم نوشته ای زیر کار دارم در همین زمینه که روی سخن به مطبوعات افغانی خارج از وطن مانند صدای امریکا، بی بی سی و رادیوی آزادی خواهد بود، چونکه مسئولیت ما مطبوعاتیان در قبال رهنمایی و حفظ فرهنگ و آموزش نسل های ما بسیار سنگین و پر مسئولیت است.
به آرزوی سلامتی و مبارزات نیک ملی تان،


اسم: طبیبی   محل سکونت: herat    تاریخ: 19.12.2018

متاسفانه،درین سایت نظرات ، بصورت انتخابی و دلخواه مدیر سایت ، منتشر میشود، یعنی استبداد رای و سانسور حاکم است.
خوب، یک نفر آدم نشسته در دامان دموکراسی غرب، به زبان مادری اهالی فارسی زبان ( به قول شما دری زبان)میتازد، یعنی دستور می دهد ، زبان مادری ام را به نفع ملک سلمان ، مصادره کنم، یعنی به جای «نشستن» بگویم « جلوس»!و به جای نشست ، بگویم مجلس!
«جلس يجلس : جلوسا »
حتما این آقا، خوش دارد، به جای پیکار بگوید « حرب» و به جای آواز « صوت» وقسعلیهذا!
خوب این شخص یا به زبان مادری اش ، احترام ندارد، یا دستور دارد، زبان دری را تخریب کند!
عجب آن است که مدیر رسانه، نظر اورا منعکس میکند و نظر مرا می اندازد به سطل زباله


اسم: طبیبی   محل سکونت: Herat    تاریخ: 18.12.2018

یعنی چه آقای انوری؟

شما « نشست» را قبول ندارید، خوب همان« مجلس » را به کار گیرید، به جای جنگ، «منازعه» و به جای غم «محنت» بگویید،

اماآیا دستور دادن به مدیر سایت که واژگان فارسی دری را به «عربی» تعویض کند، درست و منطقی است، شما با ایرانیان مشکل دارید یا با زبان مادری خود؟

چرا قلمزنان نشسته بر سفرهء دموکراسی غرب، این همه، با قضایای دور و پیش، افراطی، غیر دموکراتیک و «آمرانه» برخورد می کنند.

اینان حتا خیال می کنند، زبان، پدیده ایست، مثل قانون انتخابات ریاست جمهوری اسلامی افغانستان که به دستور جلالتماب کرزی یا گلب الدین حکمتیار، تغییر می کند!

آیا اگر سایت آریانا افغانستان آنلاین، سبک نوشته و کلمات مطالب شمارا تغییر دهد، بازهم شما با این رسانه، همکاری می کنید؟

طبیبی


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 17.12.2018

هموطن گرامی حسین احمدی سلام!

تحلیل شما تحت عنوان"پاکستان در تلاش ..."، پر محتوی بوده و نکات مهم و سرنوشت ساز را نشانی کرده است.

شما در سطور اخیر نوشتۀ تان چنین سؤالی را مطرح گرده اید:

"... اما موفقیت پاکستان در این برنامه اش وابسته به توانایی و قدرت سیاسی حکومت وحدت ملی و صداقت ایالات متحده امریکا با افغانستان است که این اجازه را به پاکستان خواهد داد یانه؟ "

خدمت شما عرض شود اینکه از نظر این کمترین، در این میان نه حکومت وحدت ملی توانائی و قدرت سیاسی مورد نظر را دارا است و نه هم ایالات متحدۀ امریکا صداقت لازم را در زمینه دارد.

یک تذکر دوستانه، شما هموطن گرامی چرا در نوشته های تان بجای استفاده از کلمۀ قبول شدۀ" جلسه یا مجلس"، همیش از کلمۀ وارداتی"نشست" استفاده میکنید؟

یک گله هم از متصدی سایت "آریانا-افغانستان آنلاین" مطرح شده می تواند که چرا "نشست" ها را در نوشته ها اصلاح نمی فرمایند. نشود که این سایت خدای ناخواسته"نشست" کند!


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 17.12.2018

"جناب محترم حلیم حکیمی، اگر لطف فرموده همین قصۀ اخیر تانرا یک بار دیگر از سر لطف فرموده بنویسید، خوش میشوم، زیرا من قصۀ تانرا درست نفهمیدم.
من متأسفانه انگلیسی بسیار کم لازم، شما دری، پشتو لازم نی؟

با تقدیم احترامات فائقه

حسیب الله"


Dear "Hasibullah,

During your short manifestation in AGO website, you became and becoming everything to everyone, steering others writings to assigned direction. Such speed and frequency often require late night and early morning briefing and as such your need for knowledge of other languages may be already neutralized.


اسم: آوا پوپل   محل سکونت: اریزونا، امریکا    تاریخ: 17.12.2018

استاد نوری صاحب گرامی
چنانکه دیده میشود،و بسایت ارزشمند آریانا افغانستان انلاین، نظرات را در فرصت مناسب آنلاین نمیکند، البته شاید حق هم به جانب مدیر رسانه باشد، از دیگر سو هر نظری با انکشاف اوضاع،احتمالا از اعتبار و تازگی فرو می افتد؛من سزاوار مینگرم، کامنت ارسالی دیروز من، منتشر نشود، یار زنده،صحبت باقی!آوا پوپل


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 17.12.2018

"دوستان کرامی
یک مطلب یرایم روشن نشد. اینکه در سایت آریانا آنلاین شخص بنام دانش از کابل بر خلاف آن نوشته نموده آنچه دوست دیگری هم بنام دانش از کابل در پورتال افغان جرمن می نویسد.
اگر در زمینه روشنی انداخته شود جلو گیری از رفع سوء تفاهمات خواهد نمود"


The story goes that two mobile furniture " Glim " makers from the great province of Wardak went to a wedding for the first time with live music. The elder of the two that have never seen " Robab " got so excited shouting that the musical instrument with a cricket neck turn me on as if kissing me. The other partner replied that it has the same effect on him too. The elder was curious asking about the reason of such good affect. And the younger one replied that " Chall yee Po Tasmoo ke Daa " that can roughly be translated to that the trick is within the narrow tithe plastic surrounding the curved neck of the subject instrument.


اسم: عبد المجید کابلی   محل سکونت: کابل    تاریخ: 16.12.2018

زمانی که تبصره های وطندوست و سیستانی را در افغان جرمن آنلاین مطالعه می کنم، صد بار بر حس ادبی سیاسی وسبک شناسی میرمن ملالی موسی نظام آفرین می گویم که موصوفه چند ماه قبل نوشته بود که هردو یک نفر اند. من می گویم که هر دو از یک کمپیوتر هم استفاده می کنند. اگرچه یکی در سویدن تشریف داشته باشد و دیگری در جرمنی!!. اما چه کنیم که استاد هاشمیان هم رحلت کرده است تا مخارج سفر هر دو را تا فرانکفورت بر عهده می گرفت و از هردو دعوت می کرد تا با هم رو به رو شوند. در اروپا هم مشکل است که کسی این جوانمردی پوهاند هاشمیان را داشته باشد، تا خرچ سفر را بر دوش بگیرد تا خوانندگان حد اقل از یک کسی که از خود تعریف می کند"بیغم" شوند و کاندید اکادمیسن هم از بیماری دوشخصیتی رهایی یابد و به تحقیقاتی که واقعا مفید است ، رو آورد و کارهای ناتمام و نیمه تکمیلش را ، به فرجام رساند ، این کار، صد بار بهتر اوفایده مندتر ست از تعریف های میان تهی آقای وطندوست که همه او را شناخته اند و البته در سر فهرست میرمن ملالی موسی نظام قرار دارد ...............


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 16.12.2018


اگر صدا از عمق قلب برخاسته با اخلاص و صداقت، اراده پاک، نیت صاف باشد، قلم با کرامت آشنا به حقیقت کار خود می کند و با احساس می پیوندد با نویسنده هم نوا و هم صدا می گردد و اورا را در بیان پیامش مدد می رساند، دُر می افشاند ولعل و مروارید می سُفَت.
دوست محترم، گرامی و دانشمندم مایار صاحب!
این تأثرنامۀ شما را در وصف دوست از دست رفته ای شما، مرد صاحب دل و صاحب خرد و دانشمند فرهیخته مرحوم داکتر حیدر داور، عاری از هرنوع تعارفی، واقعاً بسیار عالی و پر سوز نوشته شده و هر جمله و هر بند آن مظهر درد، اندوه و سوز فراق و وفاداری صادقانه و بی شایبۀ شما به این دوستی و ادای دین برادری و رفاقت واقعی بوده. شما چه شایسته و چه زیبا در وصف خصائل والای این خجسته مرد عاشق وطن، انسان دوست ، آزاده منش ، حقیقت حو و واقعیت گو را به رشتۀ تحریردر آوردید.
شما دوست عزیز تان و من استاد بزر گوارم و افغانستان فرزند نیکو، و صدیق و عاشق خود را که در آتش هجرانش سوخت و برای رسیدن به وصل در اشعارش گریست، نالید و سوز و گداز خود بیان داشت از دست داد.
قلم مرا یارای فزونی بر این پدیدۀ عالی شما نیست. در دعای شما شریکم که ایزد لایزال هستی ساز و قادر نیستی مرحوم داکتر داور را آمرزش نصیب نموده در بوستان موعود رستگاران و نیکو کاران جایش دهد.
یادش همیشه زنده وخاطراتش جاویدان و روحش شاد باد.


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 13.12.2018


دانشمند و محقق عالی مقام محترم حامد نوید،

بعد از عرض سلام، مضمون کوتا و نهایت برازندۀ شما با سرودۀ ناب تان تحت عنوان «این خانه چه خانه ست»، در حالیکه جایگاه و محل تولد آن صوفی نامدار عالم بشریت را همین بلخ خود ما و شما معرفی می نماید، در پهلوی احساس افتخاری که برای هر صاحب دل هموطنی نصیب می گرداند، موجی از تأسف و تألم را از دیدار ویرانۀ فراموش گشتۀ خانۀ مولانا جلال الدین محمد بلخی ببار می آورد.
جای شکی نیست که تعداد زیادی از آبدات منحصر به فرد تأریخی در سر تا سر مملکت، از آنجمله قلعۀ بست در هلمند و حتی دیوار کوه شیر دروازه در کابل در حالت انهدام آشکارا قرار دارند، ولی برای مراقبت و حفظ خانۀ مولانا مگر دولت فعلی افغانستان و مؤسسات فرهنگی ای مانند یونسکو که فعالیت وسیعی در افغانستان دارد، با مصرفی نه چندان زیاد، چطور میشود که تا این حد به حالت زار آن خانۀ ارزشمند بی اعتناء باقی بمانند؟!

این جانب چند سال قبل به زیارت جایگاه حضرت مولانا در «قونیه» رفتم که با توجه خاص دولت ترکیه، زوار بیشماری از هر گوشۀ عالم مشغول مطالعه و شناسایی هر قسمت آن مرقد و ملحقات آن بودند که مشاهدۀ حالت زار خانۀ آن بزرگوار در بلخ، دردیست جانکاه.

باید به عرض رسانید که بی توجهی خاصی که در زمینۀ تعدادی افتخارات کهن افغانستان درین هفده سال اخیر به وقوع می پیوندد، مانند اکثر بربادی های اجتماعی ای که ریشه در جای دیگری دارد، به همسایگانی می پیوندد که عمال شان در چنین کجرویی هایی دست بالا دارند.

فراموش نمی کنیم که رویای تقدیر و شناخت تمدن درخشان امپراطوری غزنه و سوابق تأریخی آن بلاد بی مثال منحیث بزرگترین مرکز ثقافت و کلتور اسلامی، با توجه و پشتیبانی مادی و معنوی فراوان ممالک اسلامی، چگونه نقش بر آب گردید.

قرار معلوم مؤسسات کمکی خارجی منجمله دفتر یونسکو در افغانستان، تا اینکه پیشنهاد و قبولی مقامات رسمی مجاز نداند، نمی تواند پروژۀ ثقافتی و فرهنگی ای را پیش ببرد، پس معلوم است در شکست و ریخت خانۀ مولانا جلال الدین بلخی همان دستان شناخته شده ای در کار بوده است که از آستین کثیف ایران که تبلیغات غیر واقعی ای آن در ایرانی بودن حضرت مولانای بلخ، لایتناهی است، بیرون شده است. هیهات.

نویسندۀ توانا، محترم داکتر ظاهر عزیز که خود محقق در امور معارف و فرهنگ افغانستان به شمار رفته و سابقه دار مأموریت در مؤسسۀ فرهنگی یونسکو هم می باشند، مگر که در زمینۀ ویرانی و بیدقتی در مورد زادگاه صوفی نامدار عالم بشریت، معلوماتی ارائه فرمایند.

با تقدیم احترامات فائقه،

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: حمید ضیا   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 12.12.2018

آقای دانش و آقای آردلان!
کوشش نکنید که به دشمنی ها دامن زنید و با بحث های بیهوده باعث ضیاع اوقات دیگر دوستان شوید.
اگر با سایت های دیگر مشکلات دارید آنجا حل نمائید.


اسم: m.zaher   محل سکونت: holland    تاریخ: 12.12.2018

مېر عناېت الله سادات
عبدالمجېد زابلې کې بود؟
داراېې شخصې در غرب ېک راز محرم است
منبع۵۷۰ ملېون دالر مجېد زابلې ؟ توضېح ګرډد.


اسم: دانش   محل سکونت: کابل     تاریخ: 11.12.2018

در سایت کذایی افغان جرمن آنلاین، گویا غلیان و غلبهء احساسات وطندوستی، ملی گرایی! و ازین ترفند ها، محلی برای درست نویسی، زبان آدمیزاد،و حد اقل یک پراگراف انشای قابل قبول، باقی نمیگذارد.
خود مدیر سایت در نوشتار فارسی، ناتوان است، این مدیر عاجز از دری نویسی، یک دستیار تمام وقت، گوش به زنگ و یاوه باف، پیدا کرده است که ناتوانی و کم سوادی او در نگارش فارسی، کمتر از انجنیر کبیر نیست؛ گویا زبان دری، نه گرامر دارد، نه ساختار دارد، نه پرو پوزیشن ( ادات اضافه) دارد، نه رسم الخط دارد، نه نهاد و گزاره و مسند و مسند الیه دارد، و دست آخر فقط دیواری کوتاه دارد که هر کس ازان مثل روباه، بالا میرود. به آخرین کامنت حضرت حسیب الله خان، دستیار انجنیر کبیر، نظر افکنده شود:


«چیزی را که مشاهدات مقطعه ئی فعلی ام به گفتن دارد، این میباشد، که، بدون شک و یقیناً نشر و پخش همچو جملات "پست و رکیک" از جانب صفحۀ انترنتی افغانستان آریانا [آریانا افغانستان آنلاین] نزد اهل ادب شدیداً قابل تفبیع بوده و به نظر این بنده از جملۀ لحظات تنزیل کیفیت ادبی آن پورتال محترم محسوب میگردد، و در ضمن حکایت اسفباریست از برداشت سطحی و مغرضانۀ مدیریت آن پورتال محترم از "آزادی بیان"

خلیل جان معروفی "در کار دیگران غرض نگیر،
بگذار که خرکار خرکاری کند و مس گر مس گری......" و حتی اگر احساس نمودی که انشالله [ان شاء الله] به اصطلاح "تا و بالا" خیریتیست، زرگر را هم به کار زگری [[زرگری اش]] اش تشویق
نما.» ختم نقل قول.

خوب، این گونه انشا، آیا «دری» است ؟
یعنی «لسان دری» که قمزنان افغان جرمن، بدان اعتقاد و سر سپردگی دارند، همین است؟
یعنی « مشاهدات مقطعه !»، قابل تقبیع! ، لحظات تنزیل کیفیت!
شرم آورتر از همه، این که کار فرهنگی (یعنی ادبیات) را همسنگ و هموزن «خرکاری» تلقی فرموده اند!


اسم: اردلان    محل سکونت: کابل    تاریخ: 09.12.2018

معهذا، حساسیت انجنیر معروفی، در برابر مضحکهء مرحوم هاشمیان یعنی «گزینش استادان ادب دری» بسیار طبیعی، درست و بجا بوده است. خانم های گرانقدری که به این القاب، نامیده شدند، حتا از انشای پنج خط فارسی دری معمولی، عاجز اند و درمانده!
لازم نیست، دور برویم:

خانم صالحه واهب واصل، برای دفاع از «استادی» اش و تایید مرحوم هاشمیان، به تاریخ بیستم نومبر، در دریچهء نظرخواهی، کامنتی گذاشته که چنین، پایان یافته است:

اظهار سپاس و امتنان از فرد فرد شما عزیزان و حمایت تان از ما به نمایندگی از مرحوم داکتر صاحب هاشمیان که در زندگی شان کسی این جرأت را نمی کرد و امروز که در جمع ما نیستند زبان حسودانش درازی پیدا کرده (یعنی چی، زبانت درازی پیدا کرده است. زبان دراز شده یا نشده، درازی پیدا کرده؟؟)، استاد شیما جان غفوری، تشکر کنم (ترکیب جمله بی ارتباط وغلط) و خواستار این شوم که بگذارید مهمیت (اختراع جدید مقصد اهمیت باشد) ما و شما وسیلۀ باشد برای سرگرمی کسانی که از بیکاری و بی مصروفیتی حیرانند چه بکنند. وقتی آب طغیان می کند و به سیلاب تبدیل می شوند (میشود یا میشوند؟ ترکیب فعل غلط) حتی منازل کانکریتی در برابرش ایستادگی نمی تواند، باز چوب و چخت نحیف و ضعیفی که خود طالب پناهگاه هستند چی خواهند توانست. (ساختار جمله غلط: چی خواهد توانست کرد). لطفاً با این بحث خاتمه بخشیده. (نقطه گذاری بیجا) روحیۀ دلچسپ پورتال را مکدر نسازید. (اختراع جدید، چسپاندن صفت دلچسپ به روحیه!)


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 06.12.2018

' ما از نعمت (شاید هم یک نعمت ملی محسوب ګردد) بانوی اول مملکت محروم بودیم و بودیم و بودیم تا اینکه بالاخره بانویِ اول نصیب ما شد که نه ما زبان وی را میدانیم و نه وی زبان ما را میداند.
خصیصۀ دیګر عجیب این بانوی اول این است که:

اګر مثلاً ما پنجاه سال قبل یک بانوی اولِ رسمی می داشتیم، در مراسم رسمی نه این چادر نیم پیام را بر سر میګذاشت و نه به شوهر خود اجازۀ چرخاندن و غلتیدن تسبیح را میداد امّا خوشبختانه بانوی اول امروزی ما بر خلاف باور درونی خویش، هر دوی این کار را با اخلاص تمام انجام داده!!!

ماجرا اینجا خاتمه نمی یابد، اګر پنجاه چهل سال پیش بانوی اول می داشتم امروز حد اقل قبر و خاطره اش خودنمائی می کرد و حد اقل یک نشانی اش در ارشیف ذهنی یا عینی باقی مانده بود امّا بانوی اول امروزی ما در صورت باز نشسته شدن یا فوت شوهرش در اولین پرواز به موطن اصلی خویش پرواز خواهد نمود و بجز یک البوم عکس دیګر هیچ چیزی با خود نخواهد برد و نه هیچ چیز برای ما باقی نخواهد ګذاشت."

One hope that " Ghoulam Hazrat " should have considered or would consider writing a book. In my opinion, the unique participating nature and detail oriented of his writings combined with thought provoking ability to connect small dots producing solid lines are above norm and very marketable.

The proceed of working in that field often distributed between Publisher, wholesaler and retailer at the rate of approximate 45,15 and 40 percentile of which authors cut is about 7 to 11% deducted from publisher revenue. Publisher often monetary advance author.



اسم: غلام حضرت   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 05.12.2018

با عرض سلام.

بعضی اوقات یک ملنګ کم بخت در فصل خزان زیر تابش آفتاب و در تابستان زیر سایۀ یک درخت می لمد تا از ګرمای آفتاب یا سایۀ درخت لذت ببرد امّا بعضی مردم به پندار واهی، آن ملنګ را مُلای لنګ پنداشته و مورد اذیت و ازار قرار میدهد، البته این ملنګ با کشکول یا کجلولِ ګژدمی اش مانع اصابتٍ ګلوله های حاوی افتراء و استهزاء و اتهام بر کلۀ خویش میشود.

درخت و آفتاب مال خدا یا طبیعت است، هر کسی اجازۀ نشستن زیر هر درخت دارد بi شرطی که به درخت آسیب نرساند.

در مورد نوشتۀ جناب اقای نګارګر صاحب که در رابطه با بانوی اول مملکت نګاشته شده، حقیقتاً دارای نکات جالب و خواندنی و آموزنده می نمایاد که قابل تحسین است.

مطمئن هستم که ورود به این بحث و نظر دهی پیرامون آن هیچ مزاحمت و ممانعت در پی نخواهد داشت.
ملت ما هم شائستګی یک زندګی آرام و آبرومندانه دارد کما اینکه دیګران دارند، امّا حیف که از ما دریغ شده که تشریحِ علتِ چرائي آن، نصفِ درختان جنګل امازون ( تبدیل به کاغذ) کفاف آنرا نخواهد نمود.
ما از نعمت (شاید هم یک نعمت ملی محسوب ګردد) بانوی اول مملکت محروم بودیم و بودیم و بودیم تا اینکه بالاخره بانویِ اول نصیب ما شد که نه ما زبان وی میدانیم و نه وی زبان ما را میداند.
خصیصۀ دیګر عجیب این بانوی اول این است که:
اګر مثلاً ما پنجاه سال قبل یک بانوی اولِ رسمی می داشتیم، در مراسم رسمی نه این چادر نیم پیام را بر سر میګذاشت و نه به شوهر خود اجازۀ چرخاندن و غلطیدن تسبیح میداد امّا خوشبختانه بانوی اول امروزی ما بر خلاف باور درونی خویش، هر دوی این کار را با اخلاص تمام انجام داده!!!

ماجرا اینجا خاتمه نمی یابد، اګر پنجاه چهل سال پیش بانوی اول می داشتم امروز حد اقل قبر و خاطره اش خودنمائی می کرد و حد اقل یک نشانی اش در ارشیف ذهنی یا عینی باقی مانده بود امّا بانوی اول امروزی ما در صورت باز نشسته شدن یا فوت شوهرش در اولین پرواز به موطن اصلی خویش پرواز خواهد نمود و بجز یک البوم عکس دیګر نه هیچ چیزی با خود خواهد برد و نه هیچ چیز برای ما باقی خواهد ګذاشت.

سونیا ګاندی، خانم ایتالوی راجیو ګاندی در وقت تصدی صدارت شوهرش، همه داشته های خویش را فدای شوهرش نمود، حتی به آئین هندو ګروید، در فرهنګ و سیاست هند ذوب ګردید، با استعداد سرشار خود حتی توانست رهبری حزب کانګرس را بر عهده بګیرد امّا به خاطر جلوګیری از بروز و ایجاد بعضی حساسیت ها از تصدی صدراعظمی امتناع نمود و با وجود بیوه شدن هنوز هم در آن سرزمینِ تئاتر ګاؤ ها بسر می برد.

خوب، معلوم نیست بانوی اول بعدی ما چه کسی باشد، امیدوارم بانوی بعدی یک زن ورزیده و مؤقر و تأدیب کنندۀ شوهرش باشد.
امّا تبصرۀ برادر عزیز ما نګارګر صاحب در مورد تعدد زوجات نیز بسیار معقول است و این نکته را اضافه کنم که تا جائیکه بنده معلومات دارم امروز در کشور ما، رغبت و اشتیاق به داشتنِ زن دووم و سووم آهسته آهسته به تاریخ می پیوندد و ضمن عدم تقبیح ګذشتګان، خود شان به این واقعیت پی برده که داشتن بیش از یک زن عواقب ناګوار دارد.

با عدم اعتناء به بیانات کجدارِ بعضی حلقه های به اصطلاح روشنفکری، معضلۀ چند زنه به خاطر شرائط اقتصادی و روحی و اجتماعی به خیر و خوشی حل شدنی است.

امّا در مورد نوشتة ارسالی جناب اقای حسیب فضل عرض شود:
واقعاً ابیات و موضوع جالب است، من تا به حال جای دیګر نخوانده بودم و نمیدانم که یک افسانۀ ادبی است یا قصۀ واقعی، هر چه که بوده، جالب بوده. می توان این قصه و این ابیات را بر خوش رویان!!! یعنی حاکمان سیاسی امروزی ما نیز قابل قیاس خواند.

مسئولین و بزرګان قومی و سیاسی و اجتماعی ما نیز مثل این کنیزک های دربار لالا غیاث الدین، بخاطر کسب مؤقعیت اجتماعی برتر، علیه یکدیګر به یاوه سرائی ها پرداخته ولی تفاوتش در این است که نه لالا غیاث (دستګاه حاکمه) آن یک بیت اولی اش را ابداع میتواند و نه هم حافظ (دوستان بین المللی ما) توان تکمیل این رباعی را در خود می بیند و اګر می بیند هم دیوانش با این نا تکمیل کردن، تکمیل می بیند.


اسم: نگارگر   محل سکونت: برمنگهم    تاریخ: 03.12.2018

جناب محترم انوری صاحب،
از توجه جناب عالی به یادداشتِ خود سپاسگزارم. واما بعد از سپاسگزاری باید به عرض برسانم که داشتنِ بیش از یک زن در اسلام حکم نیست که اگر حکم می بود به هر مسلمان داشتن زنان متعدد فرض میشد.

این موضوع جواز است و جواز در حالات استثنایی قوت اجرایی پیدا می کند بنا براین در جوامع اسلامی میتوانند قانون پاس کنند و تعدد زوجات مبتنی بر هوس را که مردی ادعا می کند یک زن برایش کفایت نمی کند و لاف رجولیت می زند ممنوع قرار دهند.

و موضوع سوم نیز این است که در کشوری چون افغانستان همان اصطلاح خانم یا میرمن رئیس جمهور کفایت میکند و ضرور نیست که مقام بانوی اول یک مقام مبتنی بر معاش وامتیاز باشد زیرا که اینان در کابینهٔ خود یک مقام رسمی و معاش بگیر و بالنتیجه مسؤول در کابینه دارند که همان وظایف بانوی اول را پیش می بَرد.
در ضیافت های رسمی مقام غیر رسمی و امتیازی خانم رئیس جمهور در هر حال موجود است. از نظر من قانون اساسی از بسیار جهاتِ دیگر قابل اصلاح است اما نیازی به اما و اگر های دیگر ندارد. زیرا اگر مقامی یک مقام رسمی نباشد چنان که در امریکا نیست نیازی به اما واگر های قانونی نخواهد داشت.

من ترجیح میدهم که نهضت های زنان وسیعاً تبلیغ بکنند که تعدد زوجات حکم نیست و جواز است و از زنان بخواهند که خود زن دوم یا سوم و چهارم یک مرد نشوند و اگر مردی به حساب عقیم بودن زن و بیماری های کرونیک ساری ثابت کرد که زنش نمی تواند وظیفهٔ زناشویی را انجام بدهد قاضی با کسب رضایت همین زن مریض میتواند که به شوهر اجازهٔ ازدواج دوم بدهد که این امری استثنایی است و خدا هرگز دوست ندارد که مرد در آمیزش های جنسی چنان راه افراط پوید که پندارد خدا او را کیوپد یا خدای شهوت آفریده است که یک زن نمیتواند اورا ارضا نماید.
با تجدید سپاس از توجه تان.

نگارگر


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 03.12.2018

"هیچ کاندید ریاست جمهوری نباید بیشتر از یک خانم داشته باشد، و هیپچ کاندید حق ندارد قبل از کاندید شدن، خانم، یا خانم های خود را طلاق دهد، به قتل برساند، لادرک جلوه دهد، نقشۀ ترور خانم یا خانم های خود راطرح ریزی و عملی نموده باشد و یا جهت نابودی یک، دو و یا سه خانم خود، انتحاری را اجیر کند.
اگر یک خانم یا دو و یا سه خانم کاندید ریاست جمهوری قبل از آغاز انتخابات " به رضای حق" رفته باشد، حق اشتراک در انتخابات از او سلب می شود."

Or better yet, apply the criminal law of " bigamy/polygamy " already exist and enforced in most of the modern world that will automatically disqualify the perpetrators to become a candidate.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 30.11.2018

با عرض سلام خدمت استاد گرامی نگارگر صاحب محترم!

شما نکتۀ باریکتر از مو را نشانی کرده اید. اگر فرضاً یک رئیس جمهور"منتخب" در کشور برباد داده شدۀ ما چهار خانم داشت، همه
بانوی اول" خواهند بود و جهت تفریق باید گفته شود "بانوی اول A"، "بانوی اولB"،
بانوی اول C" و به همین گونه تا آخر....

اما همین گونه شرایط را مدنظر گرفته، از نظر من یک مادۀ دیگر در قانون انتخاب رئیس جمهور باید گنجانیده شود تا از همچو مشکلات در آینده جلوگیری شده بتواند.

( هیچ کاندید ریاست جمهوری نباید بیشتر از یک خانم داشته باشد، و هیپچ کاندید حق ندارد قبل از کاندید شدن، خانم، یا خانم های خود را طلاق دهد، به قتل برساند، لادرک جلوه دهد، نقشۀ ترور خانم یا خانم های خود راطرح ریزی و عملی نموده باشد و یا جهت نابودی یک، دو و یا سه خانم خود، انتحاری را اجیر کند.
اگر یک خانم یا دو و یا سه خانم کاندید ریاست جمهوری قبل از آغاز انتخابات " به رضای حق" رفته باشد، حق اشتراک در انتخابات از او سلب می شود.

اما در مورد اینکه اگر کدام روزی، کدام خانم در افغانستان رئیس جمهور انتخاب شود، شوهر او "مرد اول" می شود، باید با درد و دریغ اقرار کرد که از آن روز خجسته، چندین سال نوری فاصله داریم.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 29.11.2018

"آیا جناب مرحوم هاشمیان در بخشیدن القاب به هموطنان خود "لک بخشی "نموده بودند؟... در غیر آن، همان اصطلاح افغانی " یک بام و دو هوا" در بارۀ این نوع انتقاد های بی پایه صدق میکند. و اگر بخشیدن لقب ملک الشعراء از جانب آقای مرحوم هاشمیان و با همکاری متصدیان افغان جرمن آنلاین به یک شاعر گمنام کار درست بود و ایشان این لقب را پذیزفتند، پس نباید آن شاعر محترم و دوستانش بعد از استفاده از نمک، نمکدان را بشکنند."


The above is a quotation copied from Afghan German Online, authored by the same on 11/29/2018.

I have nothing to say about God bless Dr. Hashimian who is no longer with us. But would like to remind principals of Afghan German Online for setting a new-low-bar taking advantage of a dead-gentleman in part to belittle a competing website, an author and a poet.

The lead principal of the subject website should have put some salt on the wide concept of " yek Baam Wa Dho Hawa " to make it easier pointing the finger inward for a change.

Afghan German Online still moving banner on top of its page encouraging comments in English. But mine is banned mainly for not being in par with narrow views of the subject website exaggerating and expanding the issues of ethnic and language as fault lines in Afghanistan.

Looking at the latest articles, it seems like Afghan German Online slowly but surely becoming a mouth piece for one of the Presidential candidate that might be an indication that "Jawi Laghman " is on the way.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 27.11.2018


Thank you Malal Jaan for your kind words and indeed you have a point referring to small numbers of western women competing at worldwide workforce. We can easily Backtrack the western world backwardness towards women, just by looking at the words Man and Woman, Male and Female. One can easily conclude that even a mere separate identity for ladies were denied by adding " Wo" and " Fe " in front of fellows names to identify them. Similarly in most western wedding ceremonies a Pastor will ask that, " Do you take this woman to be your wife ? " and " Who give this woman to be married to this man ? ", are clear indication of gender prejudice. Because the groom is the "taker" and the bride is the " giver " . One give and the other take for the rest of their lives. How fair is that?

But fortunately women strong entry to the workforce breaking the old taboo, proven to reduce workforce pay gap from 40% to 20% in less than 4 decades is a milestone that will spread. someday women may even surpass men. Because I think human-emales are naturally more analytical in their thinking process than their males counter parts.


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 26.11.2018

محترم آقای حلیم حکیمی سلام برسد،
ممنون از لطف تان در زمینۀ مضمون منع خشونت بر زنان و استقبال از چنان روزی. البته خودکفایی اقتصادی و امکانات داشتن توان مالی هم یکی از علل عمدۀ بهبودی وضع اجتماعی زنان در ممالک رو به انکشاف می باشد، ولی در شرائط امروز که ترقی دولت ها سر به آسمان میزند و در همه جا مردم داد از قانونیت دارند، همانطور که کمیتۀ « نظارت بر حقوق بشر» ملل متحد بیان داشته، شرائط در سراسر جهان برای زنان مشکل تر شده میرود و احتیاج زنان از نگاه پولی یگانه علت مظالمی نیست که بر آن قشر بیچارۀ اجتماعی عارض میگردد. درست است که زنانی که خود از نگاه توان اقتصادی برخوردار هستند، اکثراً با ظلم و ستم مواجه نیستند که در اقلیت قرار دارند. ولی بیشتر حالات غیر متعادل اجتماعی، عدم تطبیق قوانین، بی بازخواستی و مسامحه در پشتیبانی از موقف شکنندۀ زنان و بالاخره بیسوادی خودخواهی مردان و جهل است که جنایات، ازدواج های اطفال کم سن، لت و کوب های مدهش و حتی قتل را فراهم می نماید. البته در افغانستان شرایط استخوان سوز جنگ های پیهم و تغییر شیوه و تربیت اجتماعی ای که خواص یک محیط امن با صلح و صفا را دگرگون نمود، از افغان رحیم و معتقد به شرافت و مروت، جوانمردی، عفت و حمایه از طبقۀ اناث کشور، دیو و دد و قاتل و تجاوز کار ساخت.
به آرزوی سلامتی


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 25.11.2018

"مبارزه در راه منع خشونت بر زنان
به استقبال از روز بین المللی منع خشونت بر زنان"

An excellent well written and choice of topic authored by our great Mrs. Malal Mosa-Nazam.

One of the main reason for males dominated households structure world wide, is gender pay gap adverse effecting females. Even the most advance societies such as the US, female earning are still 20% less than male on the average which is a dramatic improvement from 1980's then at 40% pay gap. In less developing world, wage gender gaps are much higher while working hard within households that mainly done by females categorized as non-productive and seldom considered for monetary earnings.

Seems to me, the world we are living in is still very unfair place factoring gender.


اسم: داكتر مصطفي آريامل   محل سکونت: كاليفورنيا/ايالات متحده    تاریخ: 25.11.2018

هموطن محترم جناب امير رنجبر!

مقالهء عالي، پرمحتوا و شيواي تانرا تحت عنوان"طالبان چگونه در استراتژي نظامي خويش موفق ميشوند؟" به دقت خواندم و بسيار آموختم، بركت به قلم تان.

اعتراف ميكنم كه جواب به بسي سوالها نظير چه انگيزه اي طالبان را در ميدان جنگ دست بالا داده است كاملأ در نوشته تان تشريح گرديده است.

با احترامات فائقه

داكتر مصطفي آريامل


اسم: صلاح الدین سعیدی   محل سکونت: UK    تاریخ: 24.11.2018

معزز او هڅاند مشرتاج الدین ملتمل صیب او درنو لوستونکو سلام
د افغانستان د کړکېچونو د حل لارې د ‌‌‌‌‌‌ډېرو معزز او با عزته مشرانو او معززو دانشمتدانو سره شته او زه هم ددې لارې یو افغان، افغانستان او حق ته ځان متعهد بولم.
ستاسې د نېک نظر نه زما په آدرس مننه.
زه باور لرم چې افغانستان او افغان اولس ته پوه او دانشمند افغانان ‌‌‌‌‌‌ډېر لرو خو اکثر یې خپلو خولو کې غرق او د اختلاس، احتکار، پردو باد راوړلو او استخباراتي پېسو ته لاس رسی نه لري او یا لاس رسی غوښتل نه غواړي. نو د ژوند او کورنۍ ته د رسیدګي لار کې سخت مصروف او ‌‌‌‌‌‌ډېر ځلي ځان مقصر احساسوي چه وجایبو ته لږه رسیدګي کوي.
زما یو همصنفي چې د یو ولایت د محاكمو رئيس مرافعه وه را ته احوال راولېږه راشه دلته ستا د عواېدو درې چنده زه لاس کې نقد درکوم.
هغه بل او هغه بل.
یو عادي کس دلته له لندنه كابل ولاړ او د وزارت دفاع د یو معین د زوی په تړاو یې د وزارت دفاع قراردادونه په داسې برخو کې تر لاسه کول چې تعجب مې کاوه او دغه کس له کابله لندن ته د فامیلونو مصارف او نقدې پېسې رالېږلې. ماته یې غږ کړ: سعیدي صیب بیا که پېسه اینجاست! ما ورته وويلې تشکر باز کدام وقت دیګه!

بېرته ستاسې برنامې او علمي کړنلاره او د افغانستان او سيمې د عامو مسایلو د حل لارې. چې مختصر او قاعدوي ستاسې دې لیکنه کې تنظیم او ترسیم سوي د شک او تردید نه دي. هغو کې تردید د لمر په وجود کې تردید دی خو دوه خبرې:
_ مونږ او په مجموع کې افغان مخکښان ‌‌‌‌‌‌ډېر ځلي په نیمه لار سودااو پلورل شوي او لږ موده. روسته مالومه شوې چې همسفرانو یې د بل او حتی دښمن سره د نه منلو تعهدات د بل سره لرلي او په دې توګه صادق عناصر یې سخت بې باوره کړي او محتاط کړي او کله کله بر حق او یا قابل درک جبون کړي او باور یې مشکل کړای. ددغو تجروبو پر بنیاد چې د ګوند او حزب نوم ورته واخلې له ځایه جګ شي چې دابه بیا څه لوبه وي؟
دا مسلط حالت د منلو وړ نه دی او په عملي ګامو دا حالت ماتول په کاري. دا پروسه سخته او زمانګیره ده.
دوم داچې د ستاسو د ارایه شوي کاري سیستم د اجراء او کنترول لپاره حد اقل حد اقل ٥ تنه د ځان غوندې دې مسلکي، افغانستان او افغان اولس ته متعهد کسان داسې په کار دي چې د خپل او فامیل د نس، کالو، کور او تعلیم مادي جانب یې تضمین کړای شوای وي. درسته ده، سخته او ګرانه ده چې له هریو نه د اتل توقع وشي. زه دا اتل نه یم. عادي انسان، افغانسان، افغان او اسلام ته متعهد یم او ځان د انقلابي کارو نه جوګه بولم او نه یې چاته سفارش کوم. حدیث د پيامبر اسلام دی چې: لنفسک علیک حق، لیدک علیه حق. د نفس او لاس دې ذدرباندې هم حق شته. نور حقوق او وجایب هم شته خو ددوی ترمېنځ مناسب حد او ان‌‌‌‌‌‌ډول ساتل په کار دي.
عبس و تولی ان جاء ه الاعمی- الآیه. الله تعالی خپل پيغمبر حضرت محمد مصطفی ( ص ) ته د غايب په صیغه د قهر له وجهې خطاب کوي او وايي: عبوس و ترش روی شد زمانیکه کور نزدش آمد...
خلص حضرت محمد ( ص) ته يو وړوند راغی او محمد (ص ) په دې وجه چې د عربو د مهمو مشرانو سره ناست او حق یې بیانوو نو له وړانده نه یې مخ واړوه. قصه اوږده خو خلص داچې چې الله تعالی وایي د حق رسول ستاسې کار دی خو چې څوک هدایت کیږي او څومره مهم دی او څوک نه هدایت کیږي، هغه ستاسې کار نه دی او هدایت زما په لاس دی.
نتیجه: زمونږ وظيفه خلک په زور جنت ته لیږل او حتماً هدایت کول نه دي. د توان تر حده به صادقانه هڅې کوو چې حق او منطق یې عام او په هر نفس او هر قدم کې عام او د توان ترحده په هغه لار کې هلې ځلې وکړو، باقي هر څوک پوه شه، تصمیم او مسوولیت یې.
و ما علینا الا البلاغ المبین
دوکتور صلاح الدین سعیدی
لندن ٢٥/١١/٢٠١٨


اسم: داكتر مصطفي آريامل   محل سکونت: كاليفورنيا/ايالات متحده    تاریخ: 23.11.2018

خواهر عزيز ملالي جان موسي نظام!

از پاسخ مملو از راستي و صفاي شما كه صداقت تانرا تجلي ميدهد نهايت ممنونم.
من تنها از دوست گله ميكنم و شما با جواب دوستانهء خويش راه بين همدگر صاف و صفا كرديد.

موفق و سرشار بوده و خداوند باران رحمت را از سر شما كم نكند.

باحترام
داكتر مصطفي آريامل


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 23.11.2018

برادر محترم داکتر مصطفی آریا مل،
بعد از عرض سلام و احترامات، ممنون از لطف و گله مندی دوستانه و فرهنگی تان که حقیقتاً باید مضامین و درد دل های ما افغان های مهاجر به صلح و صفا مورد توجه و نظر دهی همدیگر واقع گردد. در مورد مضامین شما محترم، باور بفرمایید که من همه نوشته های پر بار تان را که با خلوص نیت پیشکش خوانندگان آریانا افغانستان آنلاین میگردد، مطالعه مینمایم که هیچکدام بی محتوی نمی باشند و علتی که تبصره ای ازین قلم نخوانده اید، اولاً انتقادای بر هیچ یک نداشته ام، ثانیاً بصورت عموم اگر نظری هم خودم عادتاً در تأیید محتویات یک مضمون داشته باشم، البته چند سطری محترمانه تقدیم مینمایم.
دریچۀ نظریات خوب است که فعالیت و حرکتی خالصانه و شفاف از عقاید خوانندگان در زمینۀ مطالب منتشره داشته باشد و شکل آموزندگی را هم اختیار نماید، ولی متأسفانه به مشاهده میرسد که در بعضی وبسایت های ما افغان های مهاجر، به عوض مراعات عفت قلم، کرامت والای انسانی که باید از تعرض مصئون باشد، پراگنده نویسی بیربط، پنهان شدن در پناه نام های مستعار، اعتراضات، تهدید و مداخلات به حریم شخصی و امثالهم، البته با اجازه و تأیید اولیای امور خود آن سایت ها منتشر میگردد و باعث خستگی و تأسف خوانندگان را بار می آورد،
به آرزوی سلامتی، با عزت باشید،


اسم: داکتر مصطفی آریا مل   محل سکونت: آیالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 23.11.2018



خواهر عزيزم ملالي جان موسي نظام!
اولأ عرض سلام مي نمايم. يك گلۀ بسيار شفاف و صادقانه از شما دارم و آن اينست:
از مدت بيش از يك نيم سال به اين طرف همكاري قلمي خود را با شما شروع كردم و شيرۀ تراوش هاي ناچيز خود را رضاكارانه تقديم وبسايت وزين آريانا افغانستان آنلاین نموده ام. به جز از جناب ولی احمد نوري صاحب كه در editing مقالاتم سهم گرفته اند ديگر هيچ نوع تبصره، تقريظ، و يا انتقاد در بارۀ مقالاتم انعكاس نيافته است.
يك علتش اين خواهد بود كه مقالاتم بي محتوا و بي ارزش اند و در آنصورت با عرض پوزش، گله خود را پس ميگيرم.
اگر شما به آرشيفم مراجعه نموده و صرف عناوين آنها را مرور كنيد شايد آنها را بي محتوا نه انگاريد.

با تقدير فراوان از شما گردانندگان وبسايت مردمي آريانا افغانستان آنلاین.

با احترام،

داكتر مصطفي


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 22.11.2018

خواهر نهایت گرامی، محترم و مهربان فریده جان نوری کمال سلام!
کاش می شد این تحفۀ ناچیز را در زمان حیات آن دخت سرفراز افغان زمین برایش تقدیم می کردم، اما چاره چیست، انسان یک موجود دست و پا بسته است و تقدیر و سرنوشت را نمی تواند تغییر دهد. بگفتۀ مشهور" کاش می شد سرنوشت را از سر نوشت".

از ذره نوازی های همیشگی و لطف و مهربانی بی حد تان، یک جهان ممنون. در حد توان اندک خود تلاش میکنم از آنهمه زحمات شباروزی آن دخت اصیل افغان و از آنهمه دقت موشگافانۀ آن روانشاد، برداشت های خود را روی صفحه بریزم که به هیچ وجه نمی تواند تمام ابعاد آن "یادداشت ها..." را در بر گیرد.

من فقط وظیفۀ ایمانی، وجدانی، میهنی و برادرانۀ خود را در حد توان اندک خود، تلاش میکنم انجام دهم. بکفتۀ مشهور" کم ما و کرم شما".

یاد آن دخت سرافراز افغان گرامی باد و روانش شاد.
صحتمند، موفق و سرافراز باشید و غم از شما دور باد.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 21.11.2018

" در این شرائط دو موضوع را می توان پیش بینی کرد:

طالبان از مذاکره با حکومت فعلی اباء ورزیده اند. آیا ایجاد حکومت مؤقت صرف زمینه سازی برای مذاکره با طالب است؟

و یا حتمالا طالبان در حکومت مؤقت شامل می شوند و این شمول بر اساس کدام رهکرد و توافقنامه صورت می گیرد؟ و در حکومت مؤقت طالبان با کدام احزاب و حلقات سیاسی ائتلاف می نمایند؟ و این تقسیمات مقامات در تشکیل حکومت مؤقت چگونه عملی می گردد؟

وقایع، جریانات و گزارشات هژده سال قبل امکانات عملی کنار هم قرار دادن، با بلدیت کامل با فرهنگ افغانستان دو درنده خو و دو دشمن دیرینه در یک نظام و توقع مصلحت، آشتی و هم دگر پذیری را در سر پرورانیدن جدا قابل تأمل است."

Combining some Talibs with " Ekhwani " parties within proposed newly created administration might become the start of 3rd phase in the conflict to be centered this time around close to northern borders of Afghanistan.

Since the top gun on the ground will still be in charge, the conflict of interest between personalities Mr. Abasi is likely referring to can be easily be moved around until a balanced mixture is reached. Other than that, Ekhwanis and Talibans have a lot in common and definitely enough commonality between them for Jihad to go on.


اسم: فریده نوری   محل سکونت: پاریس فرانسه    تاریخ: 21.11.2018

برادر نهایت گرامی حمید جان انوری سلام بر شما،

امروز که روز تولدی مرجان عزیزم است، برای اولین مرتبه تحفه ای به این بزرگی و با ارزش دریافت نمود، که روحش را با تحفۀ به این بزرگی شاد، و مادرش را ممنون نمودید.

خداوند دستان و انگشتان توانای شما را از گزند هر نوع حوادث نگا داشته، تا همیشه با نوشتن مضامین بسیار پر ارزش و با مفهوم تان همه را مستفید گردانید. مانند تفسیری که از کتاب افغانی نموده بودید، فوق العاده دلچسپ و از بدبختی وطنداران ما در ایران آخند ها که خیلی دلخراش و دردناک است، گرفته تا به کودتای کمونیست ها که دلیل این همه آوارگی و بی سرنوشتی همه، و ویرانی کشور به خاک و خون غلتیده ما گردیدند، و سال های زیادِ دیگری نیز از بدنه آن خون جاری خواهد بود.

نباید هیچ افغان فراموش نماید که یگانه عامل این ویرانی و بدبختی همانا کودتای منحوس کمونیست هاست، که هنوز هم با لجاجت و چشم سفیدی می خواهند خود را برائت بدهند.

به همه حال، من از این تحفۀ بزرگ شما و زحمتی را که متقبل شده اید، تا زنده باشم ممنون و سپاسگذار شما خواهم بود.

با حرمت فراوان.
فریده.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: California     تاریخ: 21.11.2018

تخریب دو برج ساعت آثار ارزشمند تأریخی خود بیانگر دو دورۀ سیاه و مصیبت آفرین افغانستان است.


اسم: غلام حضرت   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 18.11.2018

اقای شریف حکیم! اشتباه می کنید اګر بپندارید که فقط بعضی ریش های ژولیده و ژنده و شمشمېر های زهر دیده و افکار پوسبده در خدمت تأمین منافع انګلوساکسون قرار ګرفته بلکه بعضی قلم های کِرم خورده و افکار جِن زده نیز مستقیماً در خدمت انګلوساکسون ها قرار ګرفته هر چند خویشتنرا روشنفکر و وطن دوست بشناسانند.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 18.11.2018

"مشکل جامعۀ اسلامی متأسفانه یکی بیسوادی اکثر مردم عوام درین کشور هاست و دیگری نداستن زبان عربی در بسیاری کشور های اسلامی. از همین لحاظ به کسانی مانند سیاف ها ، مجددی ها، گیلانی ها و سیرت ها که کم وبیش به زبان عربی بلد اند و چند آیت قرآن را از بَر کرده اند، امکان سؤ استفاده را به مفاد خودشان میدهد. هر کدام اینها هرزمانی که لزوم دیدند، قرآن را طبق دلخواه خود و حاکمان وقت، تعبیر و تحریف کرده اند/ می کنند. "

The above excellent to the point quotation copied from " Watandoost " editorial printed in Afghan German Online dated 11/18/2018 and would like to add the following.

1. The supposedly damage caused by Mr. Sayaaf and Mr. Serat is bad enough, but not permanent and will mostly diminished after their demise.

2. The damages caused by Mojadiddis and Gailanis are permanent arranged in Afghanistan in a way to pass as inheritance-right to their male offspring permanently.

As an example, with the passing away of very famous Afghan personality-decades long late last king of Afghanistan -, his children have not much affect or say in the affair of Afghanistan. But Mr. Sibghatullah Mojaddidi actions in Afghanistan is engineered as such that he is not only claiming all of his late father deeds but pass it on to his own male children permanently.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 13.11.2018

" تاند – په پاکستان کې یوه پیر چې ځان یې د پیر کرنټ بابا په نامه مشهور کړی وو وایي چې له ۶ سوه څخه تر ۷ سوه پورې ښځو سره یې جنسي معامله کړې ده.
د نیو نیوز خبري تلوېزیوني چینل له خبریالې انیلا ذکا سره په خبرو کې پیر کرنټ بابا ومنله چې د هغه له خوا په ښکار شویو ښځو کې ۱۰ او ۱۱ کلنې نجونې هم شاملې وې."


Another example of " Peer Baba " that quite likely born out of wedlock himself, speak plainly about his victims with special apatite for girls barely reached their teens.

Leaving the affair of large group of people point-blank to a very few that have force-imbedded upon society as an asset, destroys progress within the root unless rooted out.

We all know that the great religion of Islam, prohibit consumption of Alcohol. But it is no secret that the lead " Peer " of Afghanistan consume the same with their close disciples as " Sharab Antahoor " from haven. They do while tell others not to.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 12.11.2018

خواهر گرامی "فریده جان نوری کمال" سلام بر شما!

از حسن نظر تان نسبت به این کمترین، یک جهان سپاس. زحمات طاقت فرسائی که شما در ترجمۀ نوشته ها و یادداشت های زنده یاد"مرجان"، خواهرگ نامراد ما متحمل شده اید، در خور هزاران تمجید و ستایش است.

خوب میدانم که برای یک مادر چه اندازه مشکل و طاقت فرساست که در نبود جسمانی فرزند یکدانه اش، نوشته های او را مرور کرده و سطر به سطر و صفحه به صفحه ترجمه کند.

بازهم خوب درک میکنم که ترجمۀ هر سطر و صفحه، توام بوده باشد با اشک و آه و ناله. اما شما این کار طاقت فرسا را به نحو احسن انجام دادید که به قلم شما برکت و شما زا خداوند صبر و حوصله و تحمل بیشتر بدهد تا با ترجمه های زیبای تان، روح آن خواهرک نازنین ما را شاد سازید و ما را افتخار خواندن نوشته های آن زنده یاد نصیب گشته و از آنها بی بهره نمانیم.
صحتمند و سر افراز باشید


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 11.11.2018

Greetings Mrs. Malal Nizam,

Thank you for questioning my motive which is often none, other than expressing an opinion which is norm in mass media that provide editorial spaces precisely for that purpose. Once in a while, I may criticize in the strongest term, but only and only when I am convinced that the actions taken violate the vital interest of Afghanistan to the core. Comments made relating to you, Mr. Abasi, Mr. Keliwal , Mr. Sadeed and others are an opinion. But expressing criticism towards per se " Estekhara " salesman and a few others are initiated from the heart, valid and directly relating to their long term proven deeds as the core cause of Afghanistan backwardness.

You have a very strong and admired point siding against western neighbor implementing their interest in Afghanistan. But calling a nation " the land of dirt " and reproducing dramatized version of " Holocaust Comps " to score your point, is still stretching it too far.


اسم: ملالی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 11.11.2018

محترم آقای حلیم حکیمی سلام بر شما،

این قلم همیشه تبصره های شما را که اکثراً جنبۀ انتقادی بر مضامین منتشره دارد، مطالعه مینمایم و ازینکه با دقت محتویات این وبسایت ملی مورد توجه شما قرار میگیرد، باید از شما ممنون باشیم. ولی در دو حالت سؤالاتی در مورد این تبصره ها راجع میگردد که جوابی تا بحال از شما بدست نیامده است:
اولاً درین مدت طولانی که نشان میدهد جناب تان دقیقاً به لسان دری و پشتوی وطن تان آگاهی و آشنایی کامل دارید و نوشته ها را از نظر میگذرانید و البته که با استعمال کمپیوتر هم نام خدا مهارت نشان میدهید، پس چگونه تا به حال الفبای دری و پشتو را که استعمال و تنظیم آن امروز از برکت اصول و شیوه های میکرو سافت، از آب خوردن هم آسانتر گردیده است، به کار نمی برید؟ آیا به هموطنان تان که این وبسایت جهانی را مطالعه مینمایند، حق این را نمیدهید که به دری یا پشتو نقاط نظر شما را بخوانند؟
ثانیاً به ارتباط به انتقاد تان در مورد ایران که به انگلیسی تحریر فرموده اید، آیا در سر تا پای آن نوشته، تبصرۀ دیگری به جز ازینکه سرزمین مذکور را باشندگان محیل، متعصب و نهایت ظالم آن در حق همسایگان و خصوصاً پناه گزینان افغان، بی ارزش و بیمقدار ساخته اند، نداشته اید. نمیشد که شمه ای از آنچه را درین چهار دهه بر مردم بی پناه و مظلوم وطن تان روا میدارند، تصدیق بفرمایید؟ میشد یادی از توطئه های زیر پرده ای بنمایید که با عمال فروخته شدۀ افغان یکجا برای تخریب اجتماع فرهنگی افغانستان و تخریب امنیت ملی مردم آن، چه معامله های خفت آوری صورت میگیرد. کاش می افزودید که برای دزدی آبهای خدا داد وطن تان، چه تخریباتی در بند و انهار افغانستان عزیز از جانب ایران، به وقوع می پیوندند.
البته انتقاد در نفس خود عمل پسندیده ای است که منطقی و آموزنده باشد، نه اینکه چون تیری که در تاریکی رها میگردد، هدف مغشوش و علت هم معلوم نگردد. تبصره های انگلیسی هم مورد قبول است به شرطی که جوانان افغان که در خارج تعلیم دیده اند، نتوانند السنۀ ملی را بنویسند که در آنحالت، توضیحات روشن و منطقی آنان در مورد نشرات، میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
به آرزوی سلامتی شما، و استفاده از کی بورد های میکرو سافت،


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 10.11.2018

"... بر می گردم به اصل مطلب که عبارت از پرورانیدن یک آرزو در قلب و دماغم در سطح ملی است و این آرزو رهایی از درد و رنجی است که در طول سال ها کشیده ام و این مصیبت و درد عبارت از تشتت، تفرقه و جدایی و ازهم پاشیدگی ملت و پارچه پارچه شدن نسج منقش وحدت ملی و ویرانی گلستان زیبای اقوام و تعویض آن به گورستان است."

Wishing nothing less than the best of all for Mr. Aref Abasi and would like add the following good news:

On the surface it seems that the unity of masses in Afghanistan are cracking to several parts while in reality so far the cause of such misery spread is limited to two groups.

1.The power and wealth grabber few with no valuable skills other than utilization of ethnic and faith denomination cards for self promotion and benefit.

2. A few opportunistic educated intellectuals repeatedly dwelling on division throwing their own emotion often replacing facts in mass media.

Such daily repetition and observation of the two groups output, conditioning our brain to think events worst than actually is.






اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 10.11.2018

"حیات کارگر پرکار و زحمت کش افغان که از جور روزگار به خاک نا پاک ایران پناهنده گردیده و با قوت لایموتی که بدست ما آورد و تناسبی به زحمات وی نمیداشته باشد، آنقدر تأثر آور است که انسان را بیشتر به یاد کمپ های اسیران جنگ های غیر بشری دکتاتوران استعمار گر قرن گذشته می اندازد"

Calling the entire territory of another nation " dirty-land " and as if that is not enough yet further foot squeezing it as a reminder of holocaust comps, is an emotional burst at best.


اسم: فریده نوری   محل سکونت: پاریس فرانسه    تاریخ: 09.11.2018

عالیقدر محترم حمید جان انوری، سلام بر شما!

نمیدانم به کدام زبان از لطف بی پایان و مهربانی بی انتها و همیشگی شما در مورد مضامین و یاداشت های مرجان عزیزم از شما سپاسگذاری نمایم.

به اثر تشویق و علاقۀ شما عزیزان توانستم، با وجود درد و رنج، آه و اشک بعضی از مضامین و یاداشت های مرجان را ترجمه و به دسترس علاقمندان بگذارم.

نتیجه گیری مثبت شما، مرهمی بروی زخم های جانگداز و رنج و الم من است.

برای من افتخاری بلند تر از این نخواهد بود که شما تمام قسمت های یاداشت ها را تبدیل به یک رسالۀ نمایید. با متحمل شدن این زحمت روح مرجان را شاد و مادرش را مدیون می سازید.

با عرض حرمت،
فریده.
09/11/2018


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 08.11.2018

"د ملي نجات، د حزب اسلامي د شوراګانو اتحاد، جمعیت اسلامي، حرکت اسلامي افغانستان، د افغانستان د ملي محاذ ګوند، د اسلامي وحدت ګوند، حرکت انقلات اسلامي ګوند او د ځينو نورو ګوندونو مشرانو، استازو او د هېواد وتلو سیاسي څيرو د پنجشبې په ورځ یو ګډ اتحاد اعلان ک...دا نوې جوړه شوې شورا چې په کې ښاغلی مجددي د پخواني جمهورریس دویم مرستیال کریم خلیلي، جهادي مشران پیرسید احمد ګیلاني، حاجي عزیز الله دین محمد، قاضي محمد امین وقاد، قطب الدین حلال، مولوي عبدالمنیب او د جمعیت اسلامي مرستیال مرکزي رول لري د افغانستان د جهادي او ملي ګوندونو د عالي شورا په نوم یادیږي"


It looks like that connection and disconnection of Afghanistan politicians and parties are gearing up to coordinate themselves accordingly for position and privileges prior to the upcoming pending presidential election.

The leader of the pack is of course Mr. Mojaddidi with mesmerizing power of " Estikhara " inherited from his British-India political immigrant father that available for sale in favor of the highest bidder.

Reality on the ground points to that President Ashraf Ghani will be soon reaching the end of his political height to leave the Path open for president to be Mr.Hanif Atmar.


اسم: m.zaher   محل سکونت: holland    تاریخ: 07.11.2018

دبشردحقوقونړيواله اعلاميه،سي دمحترم انجنيرصاحب کليوال له خوا ژباړل شوي متن په اريانا افغان انلاين کي په ٧ نوومبر ٢٠١٨ کي نشر سوى يو ښه اقدام ده. ددي لپاره سي دا اقدام نور هم ښه سي بايد يو وار بيا په غور سره وکتل سي او که ديوه حقوقدان له نظره تيرسي فکر کوم سي ښه کلتوري خدمت دي کړى ده.تا سو ګران کليوال ضاحب ته د داسي نورو بين المللي اسنادو دژباړى توفيق غواړم.

په درناوي


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 07.11.2018

جناب سعیدی سلام!
از توضیحات تان متشکرم. هر انسان حق دارد نظر مشخص خود را داشته باشد، تا جائیکه مخالف منافع ملی نباشد. نظر شما برای من محترم است، اما قابل قبول نیست.

گفتۀ مشهور و قبول شدۀ است که میگوید:" بگو رفیق و دوستت کیست، تا بگویم تو کیستی."

به این حساب اگر رفقای مرحوم رازق را رشید دوستم و محمد محقق و عطا محمد نور قبول کنیم، پس با سادگی می توانمیم تشخیص دهیم، شخصیت و کرکتر"جنرال" رازق را.

در افغانستان کنونی با درد و دریغ که تمام ارتباطات و مراوده ها و زد و بند های سیاسی-نظامی، فقط و فقط روی منافع شخصی و گروپی تعیین میگردند.

جنرال رازق در راه منافع ملی قربانی نشد، چون در جبهات نبرد شهید نشد، بلکه در حضور جنرالان امریکائی کشته شد، یعنی بعد از ختم دستوراتی که از سوی جنرالان امریکائی به آنان داده شد.

این بحث سر طولانی دارد،اما ارزش پراختن به آنرا ندارد، البته از نظر من.

یک سخن دوستانه! نوشته های تانرا قبل از فرستادن، لااقل یکی دوبار مرور کنید، زیرا صرف نظر از اغلاط املائی، انشائی و طباعتی، اکثراً ارتباطات در جمله بندی ها مفقود اند و یک جمله را به سختی می توان به جملۀ دیگر ارتباط و پیوند داد و این مشکل برای خوانندۀ کم سوادی که من باشم، زیاد مشکل ایجاد میکند.


اسم: Hakim   محل سکونت: Deutschland    تاریخ: 06.11.2018

آریانا افغانستان آنلاین په خپله خبری برخه کې نن (۶/۱۱/۲۰۱۸)
«حکمتيار د سميع الحق پر مرګ ژاړي» تر عنوان لاندې یو مطلب د «خبریال ویب پاڼې» په حواله خپور کړ، خو سمدلاسه د اسلامی ګوند د مطبوعاتو او فرهنګی کمیسیون غړي محمد یونس فدا دغه خبر تکذیب کړ. دا مطلب د تاند په ویب پانه کې په لاندې توګه خپور شو:
تاند – د افغانستان د اسلامي حزب د مطبوعاتي او فرهنګي کمیسیون غړی محمد یونس فدا وایي چې نه د هغوی ګوند او نه یې هم مشر د پاکستان د جمعیت علمای اسلام د مشر ملا سمیع الحق په مرګ څه نظر ورکړی دی.
ښاغلي فدا دا وینا په خپل فیسبوک خپره کړې او لیکلي یې دي، «نه حکمتيار او نه هم حزب اسلامي د سميع الحق د مرګ په اړوند نظر ورکړی او نه دا هم دومره مهمه مسله ده چي مونږ پري تبصره وکړو،»
فدا له تاند سره په خبرو کې خپل نظر تکرار کړ، او ویې ویل چې نوموړی د حزب د رسنیو د کمېسیون غړی دی او هغوی داسې هېڅ بیان نه دی خپور کړی.
ښاغلي فدا وویل، «حزب اسلامي افغانستان او امير يي تر اوسه د مولانا سميع الحق د ترور په اړوند هيڅ رسنۍ ته نظر نه دی ورکړی او نه هم د هيواد او نړۍ په پيچيده قضاياوو کي دا ډيره مهمه مسله بولي. هر رسنيز چينل چي ورته خبرونه خپاره کړي د مهربانۍ له مخي دي ووايي چي مشر له کومې ليارې دوی ته نظر ورکړی. آيا غږيز پيغام يي ورليږلی، انځوريز پيغام يي ورليږلی او که يا هم کوم ليک يي ورليږلی، دا دي ځانګړی کړي. حزب اسلامي افغانستان د رسنيو دا خپل سري راپورونه د رسنيزو نزاکتونو نه رعايت بولي او دا پر دي تعبيروي چي ګويا رسنۍ خپلواکې نه دي او د نورو تر اغيزې لاندي دي،»
د شنبې په ورځ /د نومبر ۳مه/ د پاکستان له کراچۍ ښار څخه د مذهبي افراطیانو اړوند، امت ورځپاڼې، چې ویل کیږي د پاکستان د پوځ او استخباراتي ادارو له خوا حمایه کیږي، په یوه خبر کې لیکلي وو چې د اسلامي حزب مشر ګلبدین حکمتیار د ملا سمیع الحق په مړینه خفګان ښودلی او د نوموړي زوی حامد الحق سره یې خواخوږي څرګنده کړې ده.‌
امت د ښاغلي حکمتیار له قوله لیکلي چې سمیع الحق له افغان عوامو سره ښه کړي او څو چې دنیا وي د افغانستان په جهاد کې به د هغه نوم ژوندی پاتې وي.
سمیع الحق د جمعې په ورځ /د نومبر ۲مه/ د پاکستان په راولپنډۍ ښار کې ووژل شو او وروسته پاکستاني رسنیو د هغه د وژل کېدلو په کوټه کې د شرابو بوتل او یو شمېر نور نامأنوس توکي وښودل.


اسم: د. ص. سعیدی    محل سکونت: لندن    تاریخ: 04.11.2018

جناب حمید انوری و خوانندهء معزز سلام
سلام همهء ما از بک نقطه آغاز کردیم و در زندګی مراحل مختلف فهمی داریم. خوشا به حال کسانیکه که راه حق را بافتند و از آن متابعت کردند. در فراز و نشیب سیاسی مثلاً سیاست مصالحهء سیاسی و مبلغ آن و قربانی آن هرچه ګذشته داشت در جایش اما این سیاست را به مفهوم درست آن نمی توان رد کرد و بانی آن مورد ستایش من است. جنرال رازق کی بود به جایش اما در مورد حفظ عزت وطن سرداد و این را نباید فراموش کرړ. قهرمانان ملتهای های جهان از چنګیزخان ګرفته تا نیلسن ماندیلا و ګاندی فرشته های خالی از ګناه نبودند و این ماهستیم که افراد را با افراط و تفریط ګاهی دشنام و ګاهی له مرتبهء پيامبر ( العیاذ بالله ) میرسانیم. صحبت و اظهارات منشی شورای ولایتی مزار شریف و‌وحی بر عطاء محمد نور و ... را ما به یاد داریم.
مواضع و اعتقادات من در مورد و اینکه توضیحات من سبب قناعت شما نه شده خواندم. سفارش میکنم که یکبار دیګر بخوانید. اصل منافع و مصالح در سیاست اساس اند و این به جایش باقی است. تشکر سعیدی


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 01.11.2018

" کشور های اروپایی با آغاز رنسانس مبارزه با استبداد و خود سری های ارباب کلیسا را آغاز و گام به گام با س لطه کلیسا پیکار نمودند و اختناق آزادی را که به نام فرمان خدا بر جامعه تحمیل شده بود هـدف مبارزه قرار دادند. صومعه ها؛ راهب خانه و راهبه خانه ها را بستند و نگذاشتند که کلیسا نیروی کار جامعه را از زندگی اجتماعی بیرون بیارد...
هرچند غربیان این ارزش ها را اختصاص به جوامع غربی می دادند و هنوز در غرب دانشمندانی از قماش "ارنست رنان" وجود داشتند که می پنداشتند دیگر نژاد ها و به طور خاص نژاد سامی استعداد تمدن آفرینی ندارند و جوامع اروپایی باید مأموریت متمدن سازی این نژاد ها را به عهده بگیرند."


The above quotation is from our great personality Mr. M. Ishaaq Negargar article and would like to request the following:

Of course, I wouldn't totally agree with Mr. Ernest Renan extreme observation in relation to the abilities of different groups of people.

But isn't that what European did as quoted, made them more analytical in their thinking process, speed their sense of individualism and the combination of those two traits put them on top of the food chain and technology?





اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 30.10.2018

جناب آقای سعیدی سلام!
پاسخ شما به پرسش این کمترین، اصلاً قناعت بخش نبوده و به گونه ای سرسرِ پلوان دویدن است.

آنچه شما در مورد" دوست دایمی و دشمن دایمی" مرقوم داشته اید، تا جائیکه من میدانم؛ مربوط می شود به ارتباطات، دوستی ها و دشمنی ها بین کشور ها؛ یعنی اینکه گفتۀ شما در مورد ارتباطات بین المللی گویا صادق است و دوست و دشمن دایمی وجود ندارد و نظر به منافع کشور ها در تغییر و تبدیل است.

در مورد ارتباطات بین افراد و اشخاص و گروپ ها و اتحاد ها و ائتلاف ها با مقامات عالی رتبۀ نظامی و ملکی و... در داخل یک کشور که جزء مسائل داخلی یک مملکت است، این مقولۀ شما اصلاً صادق نیست.

دوست و دشمن در افغانستان به خون خفته، به همگان معلوم است.

همین جنرال رازق را یک دستی از بازار های کویته از یخن گرفت، به قندهار آورد، القاب نظامی از کیسۀ خلیفه بخشید و صاحب آرگاه و بارگاه ساخت و امکانات مادی و معنوی و نظامی بی حد و حصر در اختیارش گذاشت و شد" جنرال عبدالرازق قوماندان امنیۀ قندهار"، اما زمانیکه حکومت مرکزی تصمیم به آوردن تغییرات در کدر رهبری ولایت قندهار گرفت؛ جنرال رازق گویا دوپا را در یک موزه کرد که رئیس جمهور صلاحیت عزل و برطرفی او را ندارد، چون حکومت او را به این درجه و مقام نرسانده است؛ بلکه این مردم بوده اند که او را انتخاب کرده اند و...

این کشور دربند افتاده را چه رفته است که هر والی و قوماندان نظامی که موعد کارش به سر میرسد، دوپا را در یک موزه میکند که هیچ قدرتی وجود ندارد که قادر به برکناری آنان باشد؟

مردم افغانستان بخوبی دوست و دشمن خود را تشخیص داده اند. جنگ سالاران از هر قماشی که بودند و هستند، هرگز دوست مردم و میهن نبوده و نیستند و هر آن کسی که با آنان به گونه های مختلف و روش های متفاوت و تحت هر اسم و رسمی که باشد، در پیوند و همکاری و تبانی قرار گیرد، به یقین که هرگز خدمت گزار مردم و میهن نمی تواند باشد؛ هرچند بگفتۀ جناب شما " اتحاد جنرال رازق بی قید شرط نبود و از خود تعریف" داشته بوده باشد. تبانی با دشمن مردم و میهن، خیانت ملی است.

دوست و دشمن هر کدام تعریف مشخص خود را دارد، یا باید با دوستان مردم بود و یا بادشمنان مردم، در بین هر دو بودن، پله بین بودن است و بس.


اسم: سعیدی   محل سکونت: انګلستان     تاریخ: 29.10.2018

جناب حمید انوری خوانندهء معزز سلام
تشکر از سال شما اما منطق سوال شما قوت ندارد و یا من درک کرده نه توانستم. در سیاست منافع و مصالح است دوست دایمی و دشمن دایمی وجود ندارند. دایمی منافع اند.
دوستان امروز دشمنان دیروز و دشمنان دیروز دوستان امروز شده میتوانند. مراحل مختلف زندګی و کارهای خوب و بد در مراحل مختلف زندګی هم واقع و مواضع به اساس آن تعین میشوند. کی در قندهارچه ها کرد و نه کرد و یا قهرمان بود ویا قاچاقبر، خوبی برای خودش، قهرمانی برای قهرمان بودن خودش و یا قهرمان ساختن برای دشمنی مردم با پاکستان و یا علاقمندی ایران و روس برای دامن زدن به علایق واحساسات ضد امریکایی. همه و همه درین مبحث مطرح اند. انچه جناب شان پرسیده اند. جواب بلی است و این دو در منافات نیست و اتحاد جنرال رازق بی قید شرط نبود و از خود تعریف داشت. در چوکات تعریف این چندین جانب قضیهء افغانستان باهم جور امده میتوانند و جنرتل رازق درین قسمت استقلال نطر و مواضع خود را داشت. تشکر


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 28.10.2018

یک سوال ساده از جناب صلاح الدین سعیدی:

آیا جناب سعیدی گفته می توانند یک فردی که همزمان از جانب عطا محمد نور، رشید دوستم، محمد محقق و... مورد تمجید قرار گرفته و در گروپ آنان شامل باشد و از نبودن او آنان به فرق فرق خود بزنند، چگونه می تواند یک فرد ملی و گویا قهرمان ملی باشد؟


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 28.10.2018

تر وخت وړاندې مبارکۍ د څه لپاره؟

{د ښاغلي حکمتیار په مشرۍ حزب اسلامي، جمعیت اسلامي، د جنرال دوستم ملي جنبش او یو شمېر نورو ګوندونو
لخوا جدي اعتراضونه شوي او دوی اعلان کړی چې باید له سره انتخابات ترسره شي.
په دغسې حالت کې د امریکا د ولسمشر مرستیال د کوم منطق له مخې د افغانستان د ولسي جرګې انتخابات چې
تېره شنبه ترسره شول بریالي بولي؟}

اتفاقاً به همین دلیل گفته می توانیم که انتخابات موفق بوده است و قابل تبریکی، چون مورد قبول گلبدین، عطا نور، محقق، دوستم و... قرار نگرفته است.

آنچه مورد قبول این جنگ سالاران کثیف قرار نگیرد، یقیناً می توان گفت ملی و مردمی بوده است.

تا چه زمان باید دنباله رو یک مشت افراد جنایتکار بود؟؟؟؟


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 24.10.2018

" د افغان د ستونزو د حل یواځنی لار

... که افغانان او افغان دولت دی طرحی ته تیار نه وی او ځان ورته د دی وړ نه بریښی چی د پاکستان نه به یا په حقوقی لحاظ او یا د جنګ په ذریعه خپل محکوم پښتانه ولسونه او د دوی وطن آزاد کړلی شی. نو بیا دی د ټول د جوړیدو د پاره را وغواړی او د ډیوړنډ بیلونکی کرښی ، ملی لوی جرګی ً افغانستان نه د ملت استازی د یوی واقعا په هکله دی ورسره مشوره وکړی او د موافقی په صورت کی دی د ملګرو ملتو په دفتر کی د رسمی کرښی په توګه ومنی، او لکه د امریکا سره یی چی تړون امضا کړ همداسی دی د پاکستان سره هم د ځینو خاصو شریطو لاندی دا تړون امضا کړی…"


The above quotation copied from Eng. Sultan Jan Keliwal article and have decided to make a comment:

The first option through combination of international channels and force mobilization will be traction-less attempt, because the resources required to energize and enforce such task is now simply not exist.

The second option of solving the Durand line in favor of Pakistan, will not end Pakistan interferences in Afghanistan. First of all Pakistan is as a-matter-of-fact now using the subject line as an official border. Secondly Pakistan being an ideological state consider vital interest to at least be in control of Afghanistan foreign policy primarily to balance upper hand India. And thirdly Pakistan wants to relocate potential huge economical and center of commerce natural spot between Central Asia and South Asia from Kabul to Islam-Abad.


اسم: نسیم اسیر   محل سکونت: شهرفرانکفورت المان    تاریخ: 24.10.2018

خواهرقدرشناس وگرانقدرم ملالی نظام! خود را خوش بخت وسعادتمند احساس میکنم که می بینم، نوشته های ناچیز، اما آمیخته با درد های پایان ناپذیروطنم، مورد قبول وستایش قدرشناسان محترمی چون شما قرارمی گیرد. شما که خود با نوشته های روشنگرانه تان استوارتردرین راه قدم برمیدارید، چون مشعل درخشانی هستید درجمعیت خاموش میرمن های وطنم. به من افتخاربخشیده اید، سپاسگزارازمهربانی تان، سعادتمند باشید.


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 22.10.2018

دانشمند خبره، شاعری توانا و وطن پرست، جناب محمد نسیم اسیر سلام بر شما،

باید به عرض برسانم که هر قطعه شعر برازندۀ ملی که بدون شک از احساس والای وطنپرستی و مردم دوستی تان مشعر بوده و در آریانا افغانستان آنلاین اقبال نشر می یابد، این شاگرد را به عمق دردی که از اوضاع نا بسامان وطن و وطندار در لابلای کلمات آن نقش بسته است، میکشاند.
اینکه تأریخ نگاران سطوری را از اوضاع ماحول و عصر خویش مینگارند و یا به سراغ تحقیق و مطالعاتی در گذشته میروند، چیزی و اینکه سخن سرای عالی مرتبت دردمند و با احساسی چون جناب شما با قلبی مملو از عشق وطن و خاطری پریشان از احوال زار ملتش، میسراید، جهانیست از احساس و تصاویر عریانیست از حقایق دردناک و برهنه ای که امروز مردم نالان و پریشان افغانستان غرقه در خون و آتش مذبوحانه به آن سردچار اند.
آنچه را تحت عنوان «هرکسی مرد است، او را میکشند» ابراز داشته اید با جریانی از «استاد سر آهنگ مرحوم» که خود واقعیتی است از حقایق تلخی که چگونه جمعی فرزند ناخلف شرف باخته و وجدان فروخته، عالی ترین سرمایۀ حیات یعنی «مادر وطن» را به دشمن سپردند. شکی نیست که داستان قابل ستایش «استاد سرآهنگ مرحوم»، یکبار دیگر جریانی را از شخصیت وطن پرست و ملی دیگری از جهان موسیقی اصیل افغانی در اذهان روشن ساخته و تداعی می نماید، در مجلسی که در عصر فرخندۀ اعلیحضرت غازی «امان الله خان» و در حضور نمایندۀ انگیس برگزار گردیده بود، صدای ملکوتی «استاد قاسم افغان» با این بیت طنین انداز میگردد:
تا بدانی غیرت افغانی ام **** گر به میدان آمدی میدانیم
سرتاجان شریف موسیقی اصیل افغانی وطن پرستان قابل قدر و ستایشی بودند که به افغانستان و ملت آن عشق میورزیدند، مانند شما بزرگوار عالی مقام شعر و ادب دری که همچنان عاشق وطن و وطندار هستید.

با تقدیم احترامات فایقه،


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 19.10.2018

" وال ستریټ ژورنال سه شنبې ناوخته خبر ورکړ چې د سعودي د قونسلګرۍ کارکوونکو خاشقجی وهلی، وژلی او بیا یې ټوټه ټوټه کړی دی. ورځپاڼه وايي ترکي چارواکو په دې اړه د غږیز فایل په ګډون نور معلومات له امریکايی او سعودي چارواکو سره شریک کړي دي."


Based on updated news, one of the 15 men accused of torture killing Washington Post columnist in Turkey was himself killed by car accident in Saudi Arabia. And the case may be closed by other 14 men claiming to be an eyewitness alibi stating that only the dead man killed the journalist.



اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 19.10.2018

مضمون نهایت برازنده، تحقیقی و مستند دانشمند خبرۀ افغان جناب حامد نوید تحت عنوان«شهر باستانی آی خانم» که اخیراً در آریانا افغانستان آنلاین اقبال نشر یافته است، مثل همیشه بر گوشه هایی از تأریخ اعصار کهن و تمدن باستانی سرزمین ما روشنی می اندازد که مطالعه و پیشکش آن به دیگر هموطنان از واجبات شمرده میشود.
اسکندر مقدونی که جهان گشای عصر خود بوده است، در روزگاران قبل از میلاد مسیح، علی الرغم بعد مسافه و اراضی صعب العبور و کوهستانی ای که از سرزمین یونان تا قسمت های شمال شرق افغانستان امروزی را در بر میگرفت، مؤفق به تشکیل تمدن و حکمروایی بزرگی در اراضی بین دریای آمو و کوکچه میگردد. این مدنیت محیر العقول در طول اعصار و قرون و تأثیرات جوی در عمق زمین پوشیده باقی میماند.
شایسته خواهد بود که برای آگاهی بیشتر به جریان چنان عصری، مضمون عالی و تحقیقی محترم حامد نوید را مطالعه فرمایید، ولی علت تحریر این سطور حقیقت تلخی است که درین نوشتۀ ارزشمند و تصاویر مربوطۀ آن نهفته است، بعد از کشف مدنیت و خرابه های «شهر آی خانم» در عصر اعلیحضرت محمد ظاهر شاه، که تحقیقات و حفریات بعدی را در پی داشت، میشود تصاویر کمپیوتری شهر و استودیوم ورزشی آنرا با عکس هایی هم از آن شهر کهن بعد از حفریات را مشاهده نمود که از نظم و زیبایی عجیبی برخوردار میباشد. ولی دردا که در پایان مضمون و عکس های مربوطۀ آن، هویدا میسازد که بعد ها در دورۀ خونین جنگ های داخلی و حکومت داری فاسد «برهان الدین ربانی» چگونه این سرمایۀ معنوی اعصار و مدنیت بینظیر کشور در چنگ جنایتکاران، دزدان و غارتگران، ویران و تباه میگردد و هر خشت و مجسمه و بنای آن به بازار قاچاق جهانی و چور و چپاول سودا میگردد.
چنین است که امروز هم بار دیگر سرمایه های ملی مادی و معنوی مردم افغانستان که باید زیر بنای اقتصادی را آباد و چرخ های کار و خود کفایی را در سرزمین ما بکار می انداخت، به نحو دیگری آماج چور و چپاول عده ای غارتگر قرار گرفته است و فقری که با پیش بینی ملل متحد، ۱۳ ملیون افغان دردمند و مستمند را تحت پوشش سیاهی قرار داده، بر فضای کشور مستولی گردیده است. هیهات!!


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 16.10.2018

به آزار مردم هوس می کنند
پناهنده را در قفس می کنند

چه زیبا و بجا و رسا گفته اند شاعر شیوا بیان و سخت با احساس و وطن پرست افغان، جناب محترم" نسیم اسیر"، ملک الشعراء افغانستان.

رژیم آخندی ایران نه تنها پناهنده را در قفس کرده و میکند، بلکه هر آنکه مانند آنان نمی اندیشند، روانۀ زندانهای مخوف، شکنجه گاه های وحشتناک و چوبۀ دارد میکند، فرقی ندارد که افغان باشی یا ایرانی یا عرب یا عجم. تفاوتی ندارد که اروپائی باشی، افریقائی یا امریکائی و ...، این رژیم تازیانه و دار آهسته آهسته به مرگ خود نزدیک می شود.

از حسن نظر محترم و گرامی "اسیر" صاحب یک دنیا سپاسگزارم. سلامت و سرافراز باشند.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 08.10.2018

"آقای خلیلزاد پس از ورود به کابل به رسانه های محلی افغانستان گفت "از هر چیزی که خداوند برایم داده، از تجربۀ که در مسایل بین المللی دارم، از تجربۀ که در مسایل منطقه دارم... از روابطی که در منطقه و دنیا دارم، در این راستا {روند صلح افغانستان} کار خواهم گرفت.""

One wish that the trend of bringing peace to Afghanistan would simply depend upon Dr. Khalilzad's God given wisdom, his political connection and experience in international and regional matters. After all he was born there.

Dr. Khalilzad currently represent US state department in an official paid for capacity and as such have a bona fide duty to safeguard those interest assigned to him first, regardless of his working capabilities.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 06.10.2018

عرایضی خدمت هموطنی به نام حلیم حکیم

یقین دارم، اگر شما محترم نوشته هائی مرا، که زمانی در ارتباط با تدوین قاموس ارقام یافته اند، می خواندید، و هم آدم منصفی می بودید، در مورد من آنچه امروز فکر و اظهار می کنید، فکر و اظهار نمی کردید؛ چرا که من طی آن نوشته ها نه تنها با نفس این کار مخالفت نورزیده ام، که بار ها اقدام به این کار را درست و ضروری نیز خوانده ام.

Dear Mr.Hashim Sadeed

Rest assured that I rather not write at all than say something negative about you. You are mistakenly connecting me to the Dari/Farsi quotation I had ONLY copy printed from another author referring to "Qamusee Kabir Afghanistan" in Afghan German Online.

Only the English comment related to that quotation belong to me and represent my opinion. I hope this note clear me in your mind as I was prior to.




اسم: مجلۀ مــیــلاد   محل سکونت: کابل افغانستان    تاریخ: 03.10.2018

جناب عباسی بزرگوار،

درد شما را با تمام ذرات وجود خویش درک می کنیم.

نجوای شما ترجمان اندوه و رنج ملیون ها مردم سرزمین ماست که صادقانه و بی ریا و از عمق دل به میهن خویش عشق می ورزیدند، ولی دشمنان دین و میهن و مردم دیریست که در میان اقوام باهم برابر و برادر افغانستان تخم نفاق می کارند و از این طریق در اضمحلال مردم گرامی ما رول خائنانۀ شان را بازی می کنند.

کاش دوستداران واقعی میهن از هر قشر و قوم و قبیله و تبار و مذهب چنان باهم متحد شوند که هر خائن و وطن فروش و وابستۀ بیگانه را به دور از پیوند های قومی و تباری و سیاسی و مذهبی مردود بشمارند و به دور بیندازند.

آنگاه است که می شود به آینده امیدوار بود.


اسم: A. Halim Hakimi   محل سکونت: USA    تاریخ: 01.10.2018

"د هغو مراسمو عکسونو چې په کابل کې د چین سفارت ددغه هېواد د خلکو د جمهوریت ۶۹ مې کلیزې په ویاړ جوړ کړي ول پر خواله رسنۍ پراخ غبرګونونه راپارولي.
په دغو تصویرونو کې چې د افغانستان یو شمېر چارواکي او جهادي څېرې لکه د ولسمشر دوهم مرستیال سرور دانش، د اجراییه مشر لومړی مرستیال محمدخان او دوهم مرستیال محمد محقق او جهادي مشر صبغت الله مجددي لیدل کېږي، لږترلږه درې نڅاګرې چې "نري کالي" یې پر ځان دي د"اکرباتیکو حرکتونو"د اجرا په حالت کې ښکاري."

The faith loving personalities mention above with the exception of Mr. Sibghatullah Mojaddidi should have at least covered their eyes to avoid committing sins looking at raw female flushes.

It is no secrete that this brand of Mojaddidis are known for throwin