Skip to main content

مقالات
اخبار روز
حراست از زبان دری
لغت نامه
آرشیف ویدیوها
جنتری
سایت های افغانی
اداره
Go Search
  
 


نظریات شما

  نظر شما در مورد مطالب نشر شده    نویسنده:  آریانا افغانستان آنلاین

 
اسم: ملالی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 18.08.2019

برادر معزز ، دوست و همکار محترم احسان جان مایار سلام بر شما،
ممنون از تبصرۀ نیک تان در مورد نوشته و راپور محفلی که از جانب انجمن زنان پیشگام به مناسبت نشر مجموعۀ شعری دوم خانم لینا روزبه حیدری، ژورنالست ورزیده و شاعر توانا به نام « سیب و حوا» دایر گردیده بود. حقیقت این است که در حالت أسفبار موجوده که سرنوشت افغانستان و آیندۀ آن نهایت غیر قابل درک، پیشبینی و تاریک است، تنها اتحاد اقوام و همبستگی ملت افغانستان میتواند ناجی کشور و مردم آن ازین مخمصه گردد.
کتاب اول و مجموعۀ شعری ارزشمند خانم لینا روزبه به نام « وعدۀ بهشت»که چهار سال قبل انتشار یافت، اینجانب ازو خواستم تا اشعاری را از آن اثر برای نشر در آریانا افغانستان آنلاین ارسال دارد؛ از باور به دور بود که این خانم دانشمند با اخلاق نیک و سخاوت عالی همه نسخۀ کتاب یعنی «وورد» آنرا که کمتر چنین اعتمادی را نویسنده بر دیگران روا میدارد، به ایمیل من ارسال دارد که به تدریج در صفحات این وبسایت اقبال نشر می یابد.
بلی امروز آنچه را باید آموخت و باور داشت همانا دست اتحاد و همبستگی ملی است که باعث نجات وطن عزیز ما افغانستان و ملت دردمند آن میگردد. شما میتوانید آثار خانم لینا روزبه را از آمازون دستیاب نمایید و البته من از خود ایشان هم میپرسم اگر را ه آسانتری باشد، از نزد خودش برایتان بگیرم.
به آرزوی سلامتی،
برای مطالعۀ جریان دعوت خانم روزبه و شعرنهایت باارزش وی در مورد وحدت ملی، بر ادامه کلیک نموده ممنون سازید

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: احسان الله مایار   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 18.08.2019

خواهر عزیزم - نویسندۀ وطندوست ملال جان ! ساعتی با لینا روزبه یکی از نوشته های زیبای ملیی است که تا حال مانندش کمتر خوانده ام. متن سرود خانم روزبه را میتوان در صدر زندگی مردم افغان قرار داد، زیرا از سال ها باینطرف اشعار خانم لینا را که میخوانم جز دعوت مردم به وحدت و وطن دوستی به چیز دیگری کمتر تماس گرفته اند که از دید بنده در این برهۀ زمان داروی نجات و حیاتی برای ملت افغان است. کمبود وطندوستی و نبود وحدت ملی که دشمن های داخلی و بیگانگان در تشدید آن دامن می زنند عملیست که مارا با این بدبختی های گونه گون مصادف گردانیده است و این وظیفۀ ما که در دامان وطن زیبای افغانستان پرورده شده ایم بایست در راه نجات میهن رنجور ما، خاصتاً در تنویر اذهان مردم، مانند خانم روزبه و شما هر گونه زحمت را متقبل گردیم.
اگر مرجع ابتیاع اثر خانم روزبه را برایم معلومات دهید خوش می شوم. خدا همرا یتان


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 15.08.2019

د خوشحال بابا او د رحمان بابا د لیسو شاګردان د ستر احمشاه بابا بچیان دی.

فخر افغان خان عیدالغفار خان په خپله یوه وینا کی وفرمایل چی څه مهال احمدشاه بابا د هند د فتوحاتو څخه راستون شو، نو په جیلم ودرید او ولس ته یی په یوه تاریخی وینا کی وویل چی:
«د جیلم نه د آمو تر سینده او بیا تر هراته دا ټول د افغان ملت ټاټوبی دی.»

د لوی احمد شاه بابا د ارشاد پر بنست هغه تول قامونه چی پدی محدوده کی ژوند کوی د افغان ملت غړی دی.

انګریزی استعمار هڅه وګړه چی دا ولس د استعماری کرښو په غزولو جلا کاندی خو هغه کره وینا ده چی:
«اوبه په ډانګ نه بیلیږی.»

که اوبه به ډانګ نه بیلیږی نو یو ملت چی خدای یو پیدا کړی دی څنګه به د انګریز په استعماری کرشو جلا شی.

این خیال است و محال است و جنون
سردار داؤد خان د ټولو منفی اړخونو په څنګ کی د کلک ملی احساس او ملی شعور خاوند وه. داؤد خان ددی دباره چی ثابته کړی چی د کوزی پښتونخوا او د بری پشتونخوا اولاد د یوی نیا او ابۍ زامن دی د خوشحال بابا او د رحمان بابا د لیسو د ودی او انکشاف دپاره یی په پوره ایماندارۍ ملا وتړله، ددی دواړو لیسو څخه ننګیالی زلمیان د هیواد او د ولس د خدمت دپاره وروزل شول.
پاتی دی نوی چی د مرحوم علی احمد خان پوپل چی د نوی معارف پلار ورته ویلای شو او واقعا ملی شخصیت وه، خدمتونه هم پدی لیار کی د قدر وړ ګڼل کیږی.

ایران مشربه عناصر او د ایران مزدوران ددی لیسو د جوړخت اهداف د خپلو، ستمی او ایران پرسته منافعو او انګیزو سره به تضاد کی ولیدل او په مظاهرو کی به یی علی احمد خان پوپل ته فاشیست خطاب کاوه.

ستمیان او ستمی شیطانی حرکت هم د ایران او هم د شوروی اتحاد لخوا حمایت کیدل.
طاهر بدخشی په خپله د روسانو ګوداګی وه.
د شورای نظار او جمعیت ستم برچم ډلی، پښتانه اصلا د افغانستان نه بولی او دوی ته د هندوستانی مهاجمو مهاجرینو په سترګه ګوری.

متأسفانه داسی بی کلتوره بیړا سرداران هم شته چی د ستمیانو او شورای نظار به اصتطبل کی شخوند او نیشخوار وهی او د خوشحال بابا او د رحمان بابا د لیسو شاګردانو ته د پردی او بنجابی او باکستانی وګړو په سترګه ګوری.

د خدای لعنت دی پر داسی بی کلتوره پښتون تباره وطنوالو شی.
پنخه شبیته کاله د مخه د احمد علی خان درانی بی کلتوره زامنو به به کابل کی زموږ د لیدو سره غپیدل شروع کړل چی.

افغانه ګفنم راشه، چپلی به پایش باشه ....
افغان تبرغان چمچه ......
فارسی شیر و شکر است، افغانی .......
خو د ملی شعور خاوند شاعر داسی فرمایی:
دخیبر دره خو لار د تلو راتلو ده
په کابل او پیشور کی افغان یو دی

په درناوی


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 14.08.2019

اگر حق میگویی و نمی ترسی، ضرورت به اینهمه جان و قربان و پرده پوشی چیست؟
دفاع از حق و حقیقت بخصوص زمانی یک امر ملی و وجدانی است، که مسءله منافع ملی مطرح گردد، زمانیکه یکه شخص تعمدا و یا از روی اشتباه به ارتباط مسایل ملی و رول منفی ذواتی در تاریخ مطالبی مینگارند، وجدان ملی حکم میکند که به تصحیح همچو مجعولات و اباطیل پرداخته شود، خموشی در همچو موارد دلالت بر وجدان ضعیف ملی میکند.
دانشمندان و بخصوص مؤرخین بمثابه چشم و گوش جامعه هستند، همین مؤرخین اند که نسل موجوده و نسل های آینده را از واقعیت های تاریخ گذشته آگاه میسازند و گفتار و نوشته های مسلکی شان به حیث مؤخذ و مدرک نویسندگان و محققین قرار میگیرد، لذا یک مؤرخ در نظر خود باید بینهایت محتاط باشد، تا مطلبی رقم نکند که مورد محاکمه تاریخ قرار گیرد، حکم تاریخ عظیم ترین احکام در تاریخ یک جامعه حساب میګردد.
اکنون اگر شخصی با وجدان و وطن دوست و حقیقت گرا، به ارتباط یک فرد جامعه در گذشته و یا در یک مورد مشخص تاریخی، معلومت ثقه و کاملا مغایر به نوشته یک مؤرخ سطحی نگر، ارایه میکند، ضرورت به جان و قربان و معذرت خواهی نیست.
خوشحال بابای کبیر میفرماید:
زوړ او بوډا شوم به رشتیا رشتیا ویلو.
با عرض حرمت


اسم: نوراحمد خالدی   محل سکونت: North Lakes    تاریخ: 13.08.2019

شرکت در مذاکرات بین الاافغانی
در این حساس ترین روزهای تاریخ معاصر افغانستان، که بار دیگر تمدن در برابر ارتجاع قرون وسطایی قرار گرفته است، درحالیکه جنگسالاران جهادی در صدد معامله برای حفظ منافع شخصی خویش اند تنها دولت برای بقای تمدن، نظام جمهوریت، دموکراسی، قانون اساسی، نیروهای امنیتی، حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی در مقابل یک تفاهم ننگین امریکا با طالبان ایستاده است! هیچ معامله از سرنوشت شوم معامله گران نمیتواند جلوگیری کند. بنابرآن سرنوشت حکم میکند کسانیکه در ۱۶ سال گذشته در پرتو این قانون اساسی زندگی کرده اند حالا در صف واحد دولت قرار گرفته همصدا با دولت در هرنوع مذاکرات بین الافغانی سهم بگیرند نه زیر نام تنظیمی و حزبی خود!


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 13.08.2019

که شورای نظاری وی نو ملی کیدی نشی
شورای نظار، جمعیت، ستم پرچم او داسی نور دهیواد په ملی تاریخ عقیده نلری، دوی د تعصب، افتراق پر نیلی سپاره اودهیواد دملی منافعو د هغه معاندینو له ډلو څخه شمیرل کیږی چی د وطن په تاریخ کی سابقه نلری.
که امرالله صالح شورای نظاری وی نو منطقا نه ملی کیدای شی او نه با ایمانه عنصر.
د ملی او با ایمانه عنصر د شخصیت د تشکل اساسی بنسټ د هیواد په ملی تاریخ عقیده او په ملی وحدت اعتقاد دی، نه د شورای نظار په تاریخ.
داسی سیاسی لوبغاړی چی د وخت د اقتضأ په حساب ځینی مهال د بیزوګانو چمونه کوی، هغه مرکوب ته ورته وی چی ځانله کته یی بدله شوی وی او بس.
نه تنها من همیګویم : که امرالله ....
خدا خود ګفته در قرآن که : امرالله ......


اسم: ملالی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 09.08.2019

در اخبار چند روز قبل مرگ شیخ آصف محسنی یکی از پیشگامان اهل تشیع در افغانستان راپور داده شده و مختصری هم از سوانح نامبرده ابراز گردیده بود، ولی آنچه را وی در قسمت قانون «احوال شخصیۀ زنان اهل تشیع» در افغانستان بنیاد گزاری نمود، در خبر به نظر نخورد. در عصر ریاست جمهوری حامد کرزی که سر سر پلوان رفتن و مصلحت گرایی وی یقین ثبت تأریخ عصر او خواهد گردید، یکی هم تسلیمی رئیس جمهور در مورد قانون متذکره می باشد که حد اقل آزادی یک زن مسلمان اهل تشیع را که ملیت افغان دارد، تا سرحد اختناق و دقیقاً دور از هر نوع پرنسیپ حقوق بشر، پائین آورد.
درین قانون که حامد کرزی بر آن مهر تائید«توشیح» گذاشت، زن مظلوم افغان اهل تشیع بدون اجازۀ شوهر و تنها، طفل مریض خویش را به داکتر و یا دوا خانه برده نمیتواند. در حریم منزل هر نوع اقدام و حتی خشونت شوهر باید با اطاعت محض زن همراه باشد.
زن افغان منحیث تبعۀ سرزمین خویش که قانون اساسی تا حد زیادی به وی حقوق مساوی با مرد را تعیین نموده است، بدون اجازۀ شوهر برای تحصیل یا منزل اقارب خویش رفته نمی تواند.
شیخ آصف محنی که اصلاً از ولایت قندهار بود، قسمتی از عمر خویش را در جوامع اهل تشیع عراق و زمانی را هم در قم جایگاه خمینی، سپری نموده و میراث اختناق و سخت گیری های بیموجب را از همان اجتماعات به ارمغان آورده بود.
این قانون، درست در زمان انتخابات دور دوم حامد کرزی به « توشیح» نامبرده رسید و البته آرای پیروان شیخ آصف محسنی در صندوق های رأی دهی به مؤفقیت کرزی سرازیر گردید. ازماست که برماست.


اسم: نوراحمد خالدی   محل سکونت: North Lakes    تاریخ: 08.08.2019

اشرف غنی در سخنانی در پکتیا گفته است که مردم افغانستان صلح می‌خواهند اما "طالبستان" نمی ‌خواهند. همچنان رهبری دسته انتخاباتی دولت ‌ساز در اجتماع کمپینی‌اش در پکتیا بر مقدم بودن انتخابات بر صلح تأکید کرده است!
هردو موضوع بسیار مهم و اساسی اند.
من قبلا نوشته بودم که پروسۀ صلح دینامزم خودرا دارد و شاید ماهها طول بکشد. اخیراً سیاستمداران و اردوی پاکستان توافق صلح افغانستان را با فروکش کردن بحران کشمیر مرتبط ساخته اند. قرار اطلاعات مطبوعات، افسران عالیرتبه اردوی پاکستان در دوحه با هیات طالبان مذاکره کرده بودند. بیدلیل نبود که خلیلزاد از دوحه مستقیما به دهلی رفت.
با بیان صریح این پالیسی، پاکستانیها تلویحا تأیید کردند که طالبان و ادامۀ جنگ در افغانستان، دانۀ شطرنج آنها در جنگ نیابتی با هندوستان میباشد. بنابرآن امیدواری برای رسیدن توافق صلح با طالبان به این زودیها از میان رفته است!
با توجه به اوضاع جاری از سیاستمداران مطرح افغانستان توقع میرود تا با اتخاذ یک موقف متحد ملی در مورد صلح توجه خود را به اجرای انتخابات معطوف داشته از تخریب بنیاد های انتخاباتی ابآ ورزیده و در برگزاری یک انتخابات سالم با همدیگر و ارگانهای مربوطه همکاری کنند.
متاسفانه از اعلامیهء اخیر تیم حنیف اتمر بر می آید که آنها میکوشند ناکامی خود را در ایجاد یک توافق سیاسی میان خود به شکست پروسۀ انتخابات برای همه تیمها مبدل سازد! این یک اقدام بسیار ناجوانمردانه و خطرناک است. باید هیچ شک نداشته باشند که با تخریب و شکست پروسۀ انتخابات به پیروزی و ایجاد "طالبستان" کمک کرده بادستان خود حلقه های دار را به گردنهای خود می اندازند!


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 08.08.2019

پیاوړی او پتمنی خور میرمن نظام
دسلام او ادب د څرګندولو څخه وروسته
موږ د هیواد د ثقافت او تاریخ د هغو دشمنانو څخه چی د ملی ارزشتونو سره د شمنی ورته په وراثت رسیدلی ده ګیله نلرو.
شورای نظار، جمعیت، ستم، پرچم، د ایران د فاشیستی رژیم پوری تړلی هشتګانه جهادی ډلی او ځینی وګړی لکه روان فرهادی، رسول رهین، مخدوم رهین «لعین» غلام حضرت کوشان، خلف الصدق یی قوی کوشان او داسی نور د ایران لخوا تمویل کیږی او دوی د ایران لخوا ګمارل شوی دی چی زموږ د هیواد ملی هویت، خړ کاندی تر څو څرګنده کړی چی زموږ د هیواد تاریخ،د ایران د تاریخ جزء دی.
زموږ ګیله له هغو کسانو څخه ده چی ځان ته ملی ګریایان او د هیواد د ملی هویت مدافعان بولی.
څو کاله دمخه، یوه مؤرخ د غازی امان په مورد کی خپل یو کتاب ماته واستاوه، پدی کتاب کی سر تر پایه د پوهنتون پر ځای د دانشګاه نوم لیکل شوی وه.
ده به خبلو مضامینو کی هم د دانشګاه کلمه استعالوله،
آخر می خلق خورا تنګ شو او پر ده می په افغان جرمن کی په کلکه انتقاد وکړ.
نوموړی مؤرخ چی لکه سردارانو خود خواه او دغرور په خره سپور وه عصبی شو او زه یی د « تعصب زیر لحاف » په اتهام متهم کړم.
خو ځینو ذواتو د ملی شعور په رڼا کی زما په حمایت کی ودریدل، او دی شلخی بارکزی پښتون عقب نشینی وکړه.
چو کفر از کعبه بر خیزد، کجا ماند مسلمانی.
په درناوی


اسم: عبدالباري جهاني   محل سکونت: MANASSAS Parkl    تاریخ: 08.08.2019

محترم نوري صاحب سلام و احتراماتم را بپذیرید. از لطف بي پایان شما جهان سپاس. میدانم که هر ویب سایټ در حصه به نشر سپردن مضامین پالیسي های بخصوص دارند و بنده هم دراین زمینه به خود حق شکایت نمیدهم. منتهی، مضامینی که، بعضاً، مربوط موضوعات روز میباشند اګر به همان روز یا حد اقل کمی زود تر به نشر سپرده نشوند اهمیت خودرا از دست میدهد و به تکلیف خواندن نمی ارزد. باقی اختیار باشماست.
از لطف نهایت بی پایان شما یکبار دیګر ممنون هستم.
ارادتمند شما


اسم: ملالی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 08.08.2019

برادر محترم شاغلی داوود مهمند سلام بر شما،
در مورد استعمال لغات صادر شده و یا نا مأنوس در زبان دری اصیل افغانستان که مهد آن همین سرزمین زیبای کهن است، در حقیقت گل گفتید و در سفتید. از آغاز قرن جدید میلادی که راه اعمال نفوذ، حتی تجاوز فرهنگی اولیای امور آخوندی ایران بر فرهنگ و لسان معمول، عام فهم و رایج کشور ما، البته با ملیون ها مصارف بودجۀ تیل ایران و به کمک عمال ایرانی در داخل، بسیار باز گردیده است، به هر طرف که نگاه میکنیم، مطبوعات سچۀ ما آغشته به صد ها لغت و اصطلاحات نامأنوس گردیده است. این سیل نا جائز تا حدی روان است که با استحالۀ لغات بیشمار، احتیاج به لغت نامه و ضرورت ترجمان بی میان می آید.
بلی، در تقسیمات جغرافیایی ما، افغانستان یک مملکتی است دارای ولایات و ولسوالی ها که تابعین یا اتباع مربوطۀ آن در آنها مقیم هستند؛ پس کلمۀ جدید شهروند که باید وابستگی به
«شهر» را تمثیل نماید، نمیتواند جای اتباع افغانی را طوریکه در سراسر افغانستان موارد استعمال طولانی داشته است بگیرد، چونکه تابعین واتباع، همه نفوس افغانستان را ارائه مینماید نه مردم یک شهر را.
درحالیکه لغت مروجی که تحقیقات باشد در محیط ما رایج بوده و مفهوم داشته، امروز آنرا به «یافته ها» مبدل نموده اند که گویا چیزی گم شده «؟» و بعد یافت شده است. پناه بر خدا!!
بگذریم که چه مذخرفاتی را از خواندن آمار و تنش، واکنش، چالش و ش ش ش باید به عوض کلمات سچه ای مانند احصائیه، اختلافات، عکس العمل و مشکلات که نسل های ما با آن خو گرفته اند و بین خانواده کاملاً معمول است، متحمل گردیم. این بحث به این مختصر نمیگنجد.

به آرزوی سلامتی،


اسم: ولی احمد نوری   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 08.08.2019

شاعر محترم وطن و مردم ما، جناب عبدالباری جهانی معزز!
نمی دانم از حضور شما در وبسایت خود تان، وبسایت " آریانا افغانستان آنلاین " چگونه احساس مسرت خود را بیان کنم،
باور کنید این وبسایت همیشه سعی بر آن داشته تا آثار نامورترین و تواناترین دانشمندان، محققان، نویسندگان و شاعران هموطن ما را به نشر برساند،
ولی در کنار آنان جایگاه شما از جهات مختلف خاص است، شما به حیث یک محقق پرتلاش آثار تان را بر بنیاد داشته های علمی تان مطرح می کنید، اشعار شما صرف احساسات تان نیست، بلکه درخشش و محصول کار های علمی تان نیز می باشد.
شما سرایندۀ سرود ملی وطن ما هستید، شما بنا بر قابلیت های تان در مقام وزارت اطلاعات و فرهنگ ایفای وظیفه نمودید و با سربلندی، خود، آن پُست را کنار زدید. بر اساس همین علل گردانندگان وبسایت آریانا افغانستان آنلاین از حضور شما خشنودند.
من شخصاً به حیث مسؤول وبسایت، آثار با ارزش تان را از روز های نخست "خوش آمدید و صفا آوردید" گفتم.
نکتۀ مهمی را که خدمت جناب شما متذکر می شوم این که بنا بر تجربۀ نشراتی ما، مقالات تحقیقی مفصل و بیش از چهار پنج صفحه را در چند روز، به صورت بخش ها، به نشر می سپاریم، زیرا مخاطبان ما مقالات مفصل را به دلیل بی حوصلگی تا پایان نمی خوانند. حتی ما از نویسندگان خود بعضاً خواهش می کنیم، تا کارهای مفصل شان را در چند بخش بنویسند. همچنان تنظیم و اهتمام نمودن مقالات مفصل وقت زیاد را گرفته و باعث تعلل در نشر آن می گردد،
از جهت دیگر مقالات بسیار مفصل در حد یک کتاب جا می گیرد که نشر آن در ردیف مقاله ها نوعی بی تناسبی را افاده خواهد کرد. بدین جهت نشر مقالات مفصل در چند بخش فقط به سبب همین دلایلی که عرض شد، به عمل می آید.
وبسایت آریانا افغانستان آنلاین از خود تان است و همیشه در نشر مقالات علمی و اشعار ناب تان همه امکانات خود را به خدمت خواهد گرفت. با صمیمیت
ولی احمد نوری
مسؤول وبسایت آریانا افغانستان آنلاین


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 07.08.2019

استعمال اصطلاحات ایرانی
مضمونی با محتوای نهایت عالی را که با تفکر ملیگرایانه نوشته شده است مطالعه نمودم.
گرچه گفته اند:
در پر طاووس که زر پیکر است
سرزنش پای کجا در خور است
ولی به حکم وجدان از تجاسر کار گرفته, معروض میدارم که دو اصطلاح وارداتی ایرانی یعنی ویژه و شهروند در آن مضمون استعمال شده است که البته ما در السنه وطنی خود اصطلاحاتی در مورد داریم و نیازی به استعمال و ترویج اصطلاحات ایرانی نداریم.
علامه داکتر اقبال در زمینه ارشادی دارند:
بوریای خود به قالینش مده
بیذق خود را به فرزینش مده
با عرض حرمت


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 06.08.2019


پیاوړی شاعر او لیکوال وزیر صاحب جهانی

زما نیکی هیلی ومنۍ
په افغان جرمن کی می ستاسی پر مضمون « سیاسی نومونه او کرغیړنی لوبی » تر عنوان لاندی سترګی ولګیدی چی په هغی کی مو د اشرف غنی نه په کلکه سر ټکولی دی چی ده ولی په کندهار کی د ځینو کامونو د خوشحالولو دپاره د کابل د پولیسو د اکادمی د جنرال عبدالرزاق به نامه کړ، ترڅو د اڅکزیو د کام ووټ تر لاسه کړی او د کندهار هوایی دګر یی په همداسی منظور د پوپلزیی د کام د رایو تر لاسه کولو د پاره د لوی احمد شاه بابا په نامه کړ.

تاسی همداسی فرمایلی دی چی د نورو دپاره داسی امکانات ندی برابر، تاسی د جنرال عبدالرزاق په مورد کی لیکلی دی چی هغه یو بی سواده سړی وه.

محترم وزیر صاحب ستاسی نه هیر شوی دی چی دا لمړی ځل ندی چی اشرف غنی داسی سیاسی کرغیړنی لوبی کوی.

لمړی ده د کابل هوایی ډګر چی د کابل په تاریخی او لرغونی نوم مسما وه د امریکایی ببرک کارمل یعنی حامد کرزی په نامه کړ.

همدا راز تر جنرال عبدالرزاق نه بد تر بیسواده ملی خاین یعنی رشید دوستم ګلم جم چی دبچه سقاو نه کم نه وه د خپل معاون په توګه وتاکه.
زما سؤال ستاسی څخه دادی چی په هغه مهال مو ولی پر اشرف غنی دا نیوکی و نکړی او حتا د هغه د کابینی وزارت هم ومانه؟
زموږ د ولس مشهور متل دی چی د اوښ څخه پوښتنه وسوه چی دا غاړه دی ولی داسی کږه ده؟
اوښ ځواب ورکړ چی کوم ځای می سم دی چی ته زما د غاړی په غم کی یی.

په هیواد کوم سیاسی لوب غاړی او ډلی ټپلی د هیواد او ملت په برخه کی دخدای په حقه لیار روان دی چی ته د اشرف غنی نه ګیله کوی.

وایی چی ژوندی پاتی شی د لیوانو به خنګل که به لکه لیوانو آوازونه باسی.

که نور سیاسی بی ناموسه لوب غاړی او ملی خاینان لکه دبل عبدالله، کرزی، اتمر بی نوره عطا محمد، محقق او داسی نور ددی سیاسی تاکتیکونو څخه کار اخلی څه کفر کیږی چی اشرف غنی د کندهار د کامونو د رایو دپاره دا مراکز د لوی احمد شاه بابا او جنرال عبدلرزاق چی خورا زړه ور او باتور سړی وه او دخپل کام به زړونو کی خاص خای درلود، به نامه کړی.

تاجکان ورونه وایی:
ګر ضرورت بود روا باشد.
به درناوی


اسم: محمد داؤد مومند   محل سکونت: متحده ایالات    تاریخ: 03.08.2019

وفات المناک یک ژورنالست معروف کشور محمد حسن ولسمل.
با تأسف امروز اطلاع یافتم که محمد حسن ولسمل دیشب در کابل رحلت نمود.
مرحوم ولسمل یک شخصیت چند بعدی بود، او یک شخصیت سیاسی، شخصیت ادبی شخصیت ولسی و ژورنالست توانا و مسلکی بود.
موصوف اصلاً از کامۀ ننگرهار بود، بعد از فراغت از تحصیل از لیسۀ رحمان بابا، شامل فاکولتۀ ادبیات گردید و تحصیل خود را در رشته ژورنالیزم به پایان رسانید، وی آدم نهایت جسور پر شور و بیباک بود، در مظاهراتی که علیه رییس پوهنتون وقت محمد عثمان انوری آغاز شد وی رهبری این تظاهرات را به عهده داشت، سر انجام حکومت حاضر به پذیرفتن تقاضای محصلان گشته و از ایشان سوال کردند که کی را شما برای ریاست پوهنتون در نظر دارید؟
ولسمل اولین شخصی بود که بانگ بر آورد که ما صمد حامد را میخواهیم، به پیروی از او تمام محصلین صدا کردند که ما صمد حامد را میخواهیم، همان بود که داکتر صاحب به این مقام توظیف گردید.
ولسمل باری با عزیزالله واصفی والی ولایت ننگرهار گفتگوی بسیار شدیدی به عمل آورده و واصفی چند روزی او را محبوس ساخت.
ولسمل روابط نزدیک با سردار داود خان نیز داشت.
در دورۀ دهۀ دیمکراسی موصوف مدیر مسؤل جریده افغان بود.
بعد از هجرت در پشاور به انتشار جریده مجاهد ولس پرداخت که استاد پژواک در اخبار وی نوشت که : « ملت افغان عدیم الاهلیت نیست و دولت و حکومت پاکستان حق ندارد در مجامع جهانی از آن ملت نمایندگی نماید.» همان بود که استاد پژواک به امر ضیاءالحق ملعون فورا اخراج و ولسمل را زندانی ساختند.
ولسمل بعد از رهایی از زندان پاکستان، به کشور ناروی پناه گزین شد و برای سالیان متمادی به نشر جریدۀ افغان ولس پرداخت.
موصف به تکلیف فلج مبتلا بود و در کابل زندگانی داشت.
من موصوف را از یک عمر به اینطرف میشناختم و همکار قلمی او بودم.
روح و روانش شاد.


اسم: ملالی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 01.08.2019

نادر شاه جان سدوزی ، سلام و محبت میرسانم،

ممنون ازینکه به نوشتۀ من ترتیب اثر دادید. در حقیقت این دریچه برای مذاکرات مسالمت آمیز و نظر به پالیسی این وبسایت، بر عکس بعضی از سایت های دیگر بر کرامت انسانی و ادب مطبوعاتی نهایت استوار است و نویسندگان و خوانندگان با نظر داشت آن خصائل اعلای انسانی، با هموطنان محترم با پیش آمد نیک داخل مذاکره میگردند و تبادل افکار می نمایند.
در مورد مرحوم محمد موسی شفیق، باید عرض نمایم که نه تنها ما، بلکه همه شاگردان و محصلین ‎پوهنځی حقوق و علوم سیاسی در دهۀ 60 میلادی به نامبرده ارادت و حسن نظر عمیق داشتند، طوریکه در پهلوی دانش و آموزندگی، رفتار و پیش آمد مذکور با همه یکسان و در نهایت محترمانه و صمیمانه بود.
در حقیقت بعد از فراغت از پوهنتون و نپذیرفتن کدر علمی که خود داستانی دارد، از قضاء در بیروت و در پوهنتون امریکایی آن که تعداد زیادی محصل افغان داشت، من و شوهرم با استاد سابق روبرو شدیم. محترم شفیق که سفیر در قاهره بود برای سرکشی به قنسلگری افغانی به لبنان آمده بود و نظر به مسلک شریف استادی و احساس مسئولیت، به دیدار محصلین افغان به پوهنتون مذکور یعنی « ا یو بی» رفته بود. باور بفرمایید که در پهلوی تشریحات در مورد اوضاع وطن و انکشافات مهم آن؛ رفتار وی با محصلین افغان و پرس و جوی هرکدام در مورد تحصیل و مشکلات شان، بسیار پسندیده و انسانی بود.
به هر حال جای افسوس است که برای کشور ما فرصت های عالی اصلاحات و کناره گیری از سلطۀ شوم شوروی چنین نابود گردید. در مورد اینکه شما معتقد به افشاء گری رویداد ها و عملکرد های شخصیت های تأریخ کشور نیستید، البته که روش خاص خود تان است، ولی نسل های کشور حق دارند تا از «حقایق» هرقدر تلخ وطن بصورت مستند و مستدل آگاه شوند.
قسمت روس روی سیاه اصلاح میشود، مطمئن باشید.

خدا حافظ تان،


اسم: نادرشاه سدوزی   محل سکونت: پاریس فرانسه    تاریخ: 01.08.2019

محترمه ملال جان نظام،

لطفاً سلام و محبت خالصانۀ من را بپذیرید.

من ازارتباط نزدیک شما بامرحوم موسی شفیق خبر نداشتم. خوب شدکه موضوع را روشن ساختید و به حیث شاگرد وفادار وی ازآن مرحوم دفاع می نمائید.
این را باید بدانید که من هیچ وقت در نوشته های خود در تلاش افشاء گری نبوده و نیستم. چونکه این میتود اقشاءگری یک میتود دقیق در نویسنده گی نیست.
بهر صورت از نوشتن روس و درپهلوی آن که"روسیه" اضافه شده مطلب از روس «روی سیاه» بوده که به غلط تایپ شده. از لطف و یادآوری شما تشکرمی کنم به شما و شوهر محترم تان سلام های فروان می رسانم.
با احترام

نادرشاه سدوزی


اسم: ملالی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 31.07.2019

محترم آقای نادرشاه سدوزی،
بعد از سلام، در مورد مقالۀ اخیر تان که بالای چگونگی فوت و شهادت شخصیت ملی، استاد لایق، سیاستمدار و حقوقدان خبرۀ افغان مرحوم محمد موسی شفیق است، کار خوبی نمودید که این فرزند صدیق و وفادار وطن را «مختصراً» به خوانندگان محترم معرفی نمودید. کار نامه های ملی و مترقی مرحوم شفیق که در مدت بسیار کم خدمتگاری و تدریس وی در جامعۀ افغانی رونما گردید، بدون تردید، احساس وطنپرستی و پلان های ارزشمند و مترقی وی را برای ارتقاء جامعه و نجات وطن از ساحۀ تاریک نفوذ اتحاد شوروی وقت اثبات می نماید.
بلی افسوس که همگامی و تقویت گروهی از اسلام و افغانیت برگشته هایی به نام حذب پرچم وابسته به سفارت شوروی در کابل و البته پیروان و هواخواهان شناخته شدۀ آنان، ذریعۀ یکی از اقارب شاه که سرداد محمد داوود خان باشد، همه پلان های نجات بخش، ملی، مترقی و صادقانۀ آن فرزند نیکوی وطن را نقش بر آب کرد.
خوب بود در مضمون افشاگرانۀ تان این حقیقت مسلم را متذکر میشدید چونکه بدون حمایت سردار فقید هرگز اتحاد شوروی وقت تنها با اتکاء به حزب وابستۀ خود نمیتوانست اقدام به کودتای سرنوشت ساز « 26 سرطان» نموده، مقدرات و آیندۀ افغانستان را چنین واژگون نموده و تا به حال به خون و آتش بکشد.
گرچه شما در مضمون تان تذکری در زمینۀ مهم وقوع کودتای سرطان که قدم اول پلان معروف «بریژنف» منحیث مرحلۀ عبوری یا گذرا باشد، نداده اید ولی این حقیقت امر را شهود عینی، اوراق تأریخ و استدلال منطقی و استناد، بهر حال به اثبات رسانیده است. در سالهای جمهوریت، مرحوم شفیق آن شخصیت آزاده بطور « خانه قفلی» در منزلش در قرغه بسر میبرد و آزادی اش صلب گردیده بود، در حالیکه گناهی به جز آزادگی، وطنپرستی، آرزوی اعتلای افغانستان و البته نجات مملکت از سلطۀ روز افزون اتحاد شوروی و حفظ عدم انسلاک این سرزمین، نداشت. من و شوهرم گاهگاهی به دیدن ایشان تا دم دروازۀ آهنی میرفتیم و در حضور عساکر محافظ ادای احترام شاگردی شان را بجا می آوردیم.
در مورد اینکه احزاب کمونیست افغانستان وابسته به روسیه « اتحاد شوروی وقت» بودند شکی نیست، ولی اینکه نوشته بودید «روس های روسیه»، این ادعا نمیتواند روشن باشد، چونکه در اتحاد شوروی آن زمان، ملیت های گوناگونی تجمع نموده بودند که بیشترین شان مردمان ممالک الحاقی آن ابر قدرت بودند. پس همه روس نبودند.
از جانب دیگر کاش در مضمون آموزندۀ تان همان طور که از عنوان آن مشعر است، در پهلوی تشریح مختصر حیات مرحوم شفیق، چگونگی شهادت این بزرگ مرد تأریخ کشور را بیان میداشتید. انشاالله وقت دیگری.
به آرزوی سلامتی،


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 27.07.2019

باید خاطر نشان کرد اینکه نه تنها شهید داود خان، بلکه تمام زعمای قانونی و غیر قانونی افغانستان القاب بخصوص به خود را داشتند.

از عبدالرحمن خان گرفته تا حبیب الله خان و از غازی امان الله خان گرفته تا حبیب الله کلکانی و از نادر شاه و مرحوم ظاهر شاه گرفته تا تره کی و ببرک و امین و نانجیب، از مجددی گرفته تا ربانی و ملا عمر و کرزی و غنی و...

پسندیده نیست تا یکی را برجسته ساخته و از دیگری چشم پوشی کنیم.

من به خوب و بد بودن لقب بخشی ها کاری ندارم، اما هیچ استثناء ای در مورد وجود ندارد.

از روی لطف زمینه را مساعد نسازید تا یک یک را برشمارم.


اسم: نگارگر   محل سکونت: برمنگهم    تاریخ: 27.07.2019

من نگارش جناب مومند لالپوروال را خواندم وبه یاد آوردم که ایشان با نگارش من در بارهٔ طالبان زیرعنوان اسلام یا کاریکاتور اسلام در آیینه افغانستان صرف بدین دلیل مخالفت فرموده بودند که طالبان پشتون استند ومن مختصر برای شان پاسخ داده بودم که تره کی وامین نیز پشتون بودند.وقتی یکی می آید واز یک نگارش "برداشت" میکند اودرواقع بر استنتاج خود بحث میکند ولی من هرگز دربارهٔ بیست وشش سرطان بحث نکرده ام وتا هنوز دراین مورد نظر خودرا ابراز نکرده ام ودرتأیید یا تردیدِ آن سخن نگفته ام وحالا میگوییم که اختلاف میان شاه وداودخان بیشتر ناشی از اختلافِ نظر سردار ولی وداودخان بود که هردو سخت دارای استبداد رای بودند وشاه درمیان هردو درمانده بود یعنی یک سو داماد وپسر عمش بود ودیگر سو شوهر همشیره وپسر عمش اما من بارها کودتا را دزدی قدرت خوانده ام واشتباه داودخان از نظر من دراین بودکه یک استقرار چهل ساله را ازپا افگند(هرچند این استقرار به طور خاص در اواخر دورهٔ دموکراسی ده ساله منجر به بی نظمی شده بود وسقوطش اجتناب نا پذیر جلوه میکرد)وراه کودتا های بعدی را بازکرد.هدف هر سیاستمدار رسیدن به قدرت است وبرای رسیدن به این هدف با سیاستمداران قدرت طلب دیگر متحد میشود وبعد برسر قدرت گرفتار اختلاف میشوند وبه همین دلیل است که اژدهای هر تحول یا انقلاب یا کودتا پیش از دیگران فرزندان خود را می بلعند.اشتباه شاه را که قانون احزاب را تا آخر زیر زانو نگاه داشت بارها مطرح کرده ام واینک میگویم خدا هردو را مغفرت کند که درمیان خود اختلاف بسیار جدی نداشتند ولی اکنون هواداران هردو چنان به جان هم افتاده اند وهمدیگر را شاه پرست وسردارپرست میخوانند که آدم مجبور میشود به هر دو بگوید:"فکر نانی بکن این خربُزه آبست حاجی!"آن هردو با خوبی ها وبدیهای خود چشم از جهان بسته اند وبرحال هیچ اثری ندارند وشما هم خوبی های یکی وبدیهای دیگر را مطلق نسازید وبه جان هم نیفتید.حرف آخر من اینکه من تا هنوز دربارهٔ بیست وشش سرطان هیچ چیز نگفته بودم ودر مجلسی که درلندن هم صحبت کرده ام سخنان من دربارهٔ دوران صدارت واصلاحات اقتصادی او بو که بالطبع شاه نیز با آن اصلاحات مخالف نبود اما داودخان در سفزبری کذایی پاکستان وبرهم زدن مناسبات نسبی پاکستان وافغانستان هم اشتباه کرده بود.ولی آن خطابهٔ من قرار نبود که یک تحلیل علمی وتاریخی باشد ومن همان گونه که خدمت جناب غلام حضرت عرض کرده ام برخورد من با حوادث واشخاص تاریخی بر خورد مطلق نیست وبیشتر به نسبیت در تاریخ اعتقاد دارم وهمین اکنون نیز به اکراه دربارهٔ اشتباه هردو سخن گفتم که نه داود بدخواه وطن خود بود ونه هم شاه ولی هردو به مقتضیات عصر خود عمل کرده اند که نتایج بعدی آن خوب یا بدبوده است که اگر خوب هم بود هرکس به حساب استنباط خود برآن قضاوت مثبت یا منفی کرده است وبرخی ها تا آنجا پیش رفته اند که بر اشخاص تاریخی قضاوتهای بسیار بیرحمانه کرده اند واشخاص را خاین وغدار خوانده اند.من تواضع وفروتنی ظاهرشاه وغرور ملی داود هردو را دوست دارم خدای بزرگ هردو را غریق رحمت کند وبه هواداران هردو توفیق بدهد که میان خود نیز صلح کنند وهمانند نحویان عرب همیشه عمرو وزید را به جنگ نیندازند.از جناب داود لالپور وال سپاسگزارم که مقالهٔ خودرا نشر نمودند که من سخت مخالف سانسور افکار استم ونگارش ایشان مایهٔ آن گردید که من آنچه را نگفته بودم بالاخره گفتم.با عرض حرمت واحترام.نگارگر


اسم: صلاح الدين    محل سکونت: انگلستان    تاریخ: 23.07.2019

آقای ترامپ!
جنگ برده نمی شود، صلح را ببرید!

ترامپيزم و جهان!

• ترامپ او د هغه بې ځایه او بې عزته پټکې به د امریکې او د امریکې د خلکو عزت له تباهۍ سره مواجه کړي!
• که ترور او دهشت نړۍ او امریکې ته خطرناک دی، همداسې د ترامپ بې منطقه او پوچ اظهارات به امریکه تباه کړي او ورته سخت خطرناکه دی!
• د امریکې با عزته خلکو امریکې ته له ترامپه نجات ورکړئ!

وها آقای ترامپ زور ات را با ایران و پټکه هایت را در مورد ایران و نتایج اقدامات را جهان دید. ابرویت در حال ریختن و امپرتوری در سیر نزولی است!
• گوش کردن و مطابعت سياستهای مکار پاکستان و مکاری استابلشمنت پاکستان بالاتر از فهم ات است!
•بعضی اشتباهات و از جمله توهین به عزت افغانها به امریکا سخت قیمت و کُشندهء غیر قابل جبران تمام شده میتواند!

•شما آقای ترامپ افغانها را به اجماع ضد امریکایی بسیج ساختن میکشانید و میبرید. این را برای شما سفارش نمی کنم!
بقیه اختیار شما!
۲۳/۰۷/۲۰۱۹
--------------------------


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 19.07.2019

داکتر سید عبدالله کاظم!

گذشت زمان حقیقت را روشن خواهد ساخت!

این قلم:

واقعیت ها روشن و مبرهن است و با درک مسؤولیت ملی به تحلیل گرفته شده،برای روشن شدن ضرورت به گذشت زمان نیست. وقایع را که در زمان حال رخ داده چرا روشن شدنش را در زمان های بعدی سراغ نمود. جناب نهایت محترم داکتر صاحب کاظم از توجه شما سپاس گزارم.

داکتر سید عبدالله کاظم!

بزعم شما واقعیت ها روشن است. به این اساس شما به قضاوت تاریخ اعتقاد ندارید و حرفهای امروز کسان را به مثابه تاریخ قاطع حساب میکنی،.مثل آنکه سالها در پی شاه امان الله غازی چنین صحبت ها صورت میگرفت و حتی کوشیده شد تا اسناد تاریخی
آن دوره را با نام او از صفحه تاریخ بزدایند، اما امروز بعد از صد سال حق بجای خود قرار گرفت و حرفهای گذشته و ادعای های وارده به باطله دانی تاریخ سپرده شد. من شخصاً به قضاوت تاریخ باور دارم. میگذارم هرکس را با نظرش.


این قلم:

داکتر صاحب معزز و محترم!
امروز وقت آن رسیده که تواریخ و مؤرخین را مورد قضاوت قرار داد. دوران سلطنت اعلیحضرت امیر امان الله خان هم با تمام جهات آن از این اصل مستثنی نیست. و این حق مسلم فرزندان امروز و فردای مملکت است، که اگر شرائط به حال عادی بر گردد، هر دوران و هر زمام دار را در روشنی واقعیت های عینی و بر بنیاد منافع ملی و پیامد های سیاست های شان مورد قضاوت قرار دهند. اما هیچ قدرتی واقعیت ها را به زباله دان تأریخ گزلک نمی تواند، و حقیقت محو نمی شود. مؤرخین هم فرشتگان آسمان نیسند و بعضی تواریخ هم کتاب مقدس نیست. الله پاک به بندۀ خود عقل و خرد و قوۀ تمیز نیک زبد داده و به قدرت خداند دنیای اطلاعات و معلومات هم وسیع و پهناور شده که بشر را در قضلوت سالم مددگار است. وبرای یافتن حقایق باید کنجکاو و متجسس بود و در ابراز آن صادق، امانت کار متقی و پرهیزگار.

داکتر سید عبدالله کاظم!

به شرطیکه انسان در محدوده نظر خود منجمد نماند و ازتلاش برای پی بردن به عمق حقایق دست نکشد. متأسفانه استند کسانیکه مرغ شان فقط یک لنگ دارد.

این قلم:

باید به عرض رساند که در آنچه من در این تحلیل گنجانیده ام مظهر انجماد اندیشوی نبوده سعی بلیغ به رفتن به عمق حقایق حتی الوسع صورت گرفته، با بهره گیری از از موهبت آزادی بیان و درک عمیق مسؤولیت، وجیبه و رسالت تأریخی حقایقی که آفتاب گونه در جامعه متجلی شده و عواقبی که از این دوره پدید آمده به بحث گرفته شده. بعذ از این کودتا متأسفانه وطن ما میدان جنگ رقبای جنگ سرد و گسترش نفوذ قدرت های دور و نزدیک منطقوی قرار گرفته و این ملت را پیهم جبراً در غل و زنجیر استبداد حزب گماشته و فرمان بردار کرملن و متعاقباً اسیراستبداد فروخته شدگان پاکستان و اجیران سی آی ای قرار دادند و گروه تندر و عقب گرای افراطی به نام طالب خلق و ملت را به اسارت کشاندند که در اثر این جنگ ها و بحرانات ملیون ها کشته و ملیون هایی آواره و بهترین ها، دانایان، اهل فن و دانشمند افغانستان متواری و در دیار های غربت با بیچارگی و حسرت شاهد ویرانی و بربادی وطن بودند و استند و سپس تجاوز زورمندانۀ امریکا و متحدین آن و بازی متقلبانه به سرنوشت این مملک زیر نام دولت سازی و دموکراسی و نقش مفتنانۀ سفیر امریکا زیر نقاب افغان الاصل بودن و به قدرت رسانیدن مشت جنایت کار، ناقضین علنی حقوق بشر در جدول ملل متحد، غاصب، فاسد و چپاول گر و در نتیجه وضع بی سرو سامان کنونی مملکت با کم ترین امیدی برای بهبود. مغز متفکر ژرف نگر حقیقت جو را به سوی منشأ و عامل می کشاند. اگر گذر شما به قریه و منطقۀ بیفتد با فیل سنگ ها و آثارویرانی ها را ببینید مردم از وقوع یک سیلاب شدید یاد می نمایند و یا خرابۀ دیگری زلزلۀ قوی را به یاد می آورد . همگون بحران چهل و چند سالۀ افغانستان که تا حال مصائب آن گریبان گیر این وطن است دلائل و عوامل خودرا دارد که باید با احساس مسؤولیت مبری از حب و بغض شخصی بیان شود. من ادعا نمی کنم که بر همه حقایق دسترسی دارم جه بسی اسرار در قید سینۀ رفتگان باقی ماند و راه یافتن به صندوق اسرار سیاسی شوروی، امریکا، پاکستان و ایران و دیگران محال است ولی وقایع و گزارشات زمینۀ قضاوت را برای محققی تا حدی میسر می سازد. من به شیوۀ که مرغ من یک لنگ دارد ننوشته ام و اگر چنین می بود به نشر مقاله ام در وبسایت اآریانا افغانستان آنلاین اکتفاء می کردم ولی برای نظر خواهی آن را روی صفحۀ فیس بوک گذاشتم و درب اظهار نظر مفتوح است و یک بر رسی فیصدی مؤافقین و مخالفین را نشان می دهد.توقع می رود که اگر دوستان بر کل و یا بخش نوشته نظر خاص دارند و آن را با دلائل معقول و مستند رد می کنند لطفی است که در حق من می نمایند، هم می آموزم و هم متوجه اشتباه خود می شوم.نویسندگان مرغ من یک لنگ دارد شهامت و حرأت تبارز بین بیش از ۴۵۰۰ بیننده و خواننده را ندارد. با عرض حرمت.

داکتر سید عبدالله کاظم!

نمیخواهم بیشتر در زمینه تبصره کنم. تشکر از توضیحات شما


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 19.07.2019

جناب محترم وهاب زاده صاحب! نوشته هایی مانند نوشتۀ شما ایجاب تبصره را می نماید. اول این که من با حکمرانان سابق هیچ نوع نزدیکی به جز قرابت قومی نداشتم. در کوچۀ گل آلود باغ علیمردان به دنیا آمده با زندگی پایان تر از متوسط مثل هزاران اولاد وطن پای پیاده به مکتب حبیبیه رفته به زحمت و کوشش خود مکتب را تمام و فاکولتۀ اقتصاد شامل شده و بعد از فراغ به حیث مأمور در وزارت زراعت شامل کار و از هیچ گونه امتیازی برخوردار نبوده فهم و دانش و حب وطن برایم موقع خدمت در چوکات برنامه های انکشافی زراعتی میسر ساخت که افتخار همکاری با سه وزیر وطن پرست، صادق،و دانشمند و اهل فن را داشتم و کدام موقف بلند رتبه نداشته صداقت، زحمت و مساعی ام مددگار و موجب افتخارم بود. منظور از این تحلیل ملامت نمودن و برائت دادن کسی نیست ولی بر شمردن عوامل و انگیزه هایی است که زمینه ساز مداخلات صریح کشور های خارجی در کلیه امورو گرفتن قدرت توسط گروه های خون آشام چپ گرا به حمایت علنی شوروی قتل دو ملیون انسان و ویرانی سرتاسری وطن و خلقت حلقات تند روان مذهبی بامداخله و پول و حمایت بیگانگان و تحولات مصیبت بار بعد از 2001 تا امروز. که منشأ همه در درهم شکستن نظامی بود که مناسب حال و احوال کشور بوده امکانات و امیدواری بهبود و اصلاح در همان نظام عنعنوی وجود داشت و باقی عرایض بر بنیاد حقایق بوده نه حب و بغض شخصی. در یک مورد با شما از صمیم قلب موافقم که ما همه ملامتیم و قشر منور به نام بیطرف وسیل بین در مواقع حساس دست زیر الاشه نشسته مسؤولیت و رسالت خود را ایفا نکرده با انتقادات سطحی نگرانه و چک چکی چپی ها خود زمینه سازی کردند و ابتکار عمل را اخوانی و افراطی های چپ و راست گرفته نقش روشنفکر محو گردید. در همین چهار دهه ما در خارج برای وطن چه کردیم؟ و دیگرانی در داخل. تشکر از ابراز نظر تان.


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 18.07.2019

دوست و برادر ارجمند، حمید جان انوری،
بعد از سلام، یک جهان ممنون که از یک جریان ناراحت کنندۀ محیط جنگ زده و فلاکت بار وطن، این خواهر تان را باخبر ساختید. چون کشتار های بیدریغ و خون و آتش مذابی که حیات رقتبارهموطنان بیدفاع ما را در سراسر کشور، از خرد تا بزرگ فرا گرفته است، گمان بردم که مردمان هر منطقه و محله هم گروپ های دفاعیۀ غیر رسمی برای رفع و دفع حملات قوای مسلح طالب و داعش بین خود تشکیل داده اند. چه بدانم که در مملکتی که از خود اردو و قوای پلیس دارد که برای دفاع هموطنان، هر روز جان های شیرین شان در خون و آتش غرق است، ملیشه های غیر رسمی متعلق به مجرمین جنگی و جنگ سالاران سیاه کار که موجودیت آنان هم سبب ظهور طالب و امثالهم گردیده است، هنوز فعالیت دارند و اسم شریف « مردمی» بر آنان نصب گردیده است.
بازهم از روشنی اندازی بر چنین موضوع مهمی ، یک جهان ممنون


اسم: محمد خبير وهابزاده   محل سکونت: بن    تاریخ: 18.07.2019

آقای عباسی مضمون شما را مطالعه کردم با تعجب و تأسف درک کردم که جناب شما نظر به نزديکي شما به حکمرانان وقت همه اتفاقات ناکوار را در زيادتر از چهار دهه سلطنت به کردن سردار شهید محمد داود خان انداخته، و ديگران رااز ماجرای آنوقت افغانستان برائت داده ايد.
افغانستان را کی تنها متعلق به روس کرد و کی ديموکراسي نيمه را بر پا و قانون احزاب را قانونی نه ساخت که جز ديموکراسی است ،

اما احزاب که نوکر خارج بودند آزاد گذاشت، و در باغ ارگ ملاقات ها و دست بوسى ها صورت ميگرفت. بنده به اين عقيده هستم که نه تنها سلطنت و نه تنها جمهوری اول بلکه تمام مردم عاقل، بالغ و به گفته آنوقت روشن فکران ملامت و مقصور هستند.

اگر به گفتۀ شما يک نفر ملامت بود . پس چرا ديکران آن ملامت را به شکلی از اشکال ګه به ده ها هزار مى رسيد يارى کردند. و باز چرا بعد از بين رفتن ملامت تا امروز افغان‌ ها قادر به آرامى، پيشرفت اين ملک نشدند.
ملامت ها رفتن غير ملامت ها چه کردند، آيا افغان نبودند، هوشيار نبودند، مسلمان نبودند، و انانيکه آنوقت به افتخار کافر بودند چه کردند،

همه شان سه چارک نه، سه سير خود را دانسته مگر نتيجه سفر . محترما مردم افغانستان، خودخواه و قدرت طلب هستند. تأسف و تأثر من اين است که به شدت که آن ملامت را ملامت نموده ايد جفاست و خود را خداى ناخواسته در رديف دل تنگان قرار داده ايد.

در اخير بايد گفت که بنده در وقت سلطنت متعلم در داخل و در وقت جمهوريت محصل در خارج بوده ام کدام مدعا و مقصد در ميان نيست. از همان زمان تا امروز مانند شما مهاجر هستم و به شب و روز به داخلی و خارجی در جد و جهد هستم که اين ملک حق دارد آرام و اباد شود و باشد. از گذشته پند ميگيرم اما به آينده سازی عقيده دارم.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 18.07.2019

به ارتباط نوشتۀ محترم حفیظ الله خالد که در مقدمۀ داستان سفر سردار محمد داوود خان به ولایت لغمان و آخرین بیانیۀ آن شهید در مقدمه می نویسند که "در مورد داوود خان هرکه دیدگاه شخصی خود را انعکاس می دهند و تأریخ بر زمام داران گذشته قضاوت عادلانه خواهد کرد".

باید به عرض رساند که ابراز نظر بر یک دور تأریحی و شخصیت های سازنده ای آن یک رسالت و مسؤولیت ملی است که با صداقت، امانت داری و مستند و منطقی صورت گیرد. و دیدگاه و نظر شخص را ارائه نمودن ، گرچه متکی به اصل آزادی بیان مجاز است؛ به حیث نظر شخصی، ولی در چنین موارد بسیار حساس تأریخی تکیه به دیدگاه شخصی و قضاوت را بر آن بنیان گذاشتن صواب نبوده مدار اعتبار نیست.نوشتن بر چنین اشخاص و زمام داران باید بر بنیاد واقعیت ها بوده و عاری از احساسات و علایق شخصی باشد. قضاوت یک تحلیل گر صادق و معتقد به مسلک و تقوای نویسندگی خود تأریخ است که گزارشات در زمان حیاتش به وقوع پیوسته و او شاهد عینی بوده. تأریخ از آسمان هفتم و از بلاد دیگر نمی آید بلکه همین محققین و تحلیل گران زمان اند که تأریخ را می سازند.

من چندین مضمونی را که پیرامون اولین جمهوریت خواندم گه تراوش اندیشه های ملی گرا، صادق و واقعیت پسند نویسندگان فرهیخته بوده من اثری از دیدگاه شخصی در آن ها نیافتم.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 17.07.2019

خواهر نهایت گرامی و مهربان ملال جان سلام بر شما!
بازهم بر یک نکتۀ خیلی ها مهم و حیاتی افغانستان انگشت گذاشته و تبصرۀ مؤجز و مستدل بر آن نوشتید که دستان مبارک تان درد نکند.

مگر چار ناچار بر یک نکتۀ آن عاجزانه انگشت میگذارم تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

شما می نویسید:"... کشتار بیدریغ غیر نظامیان، قوای پلیس و جوانان
اردوی افغانستان با گروه های خیزش مردمی در سراسر افغانستان...".

از نظر این کمترین در کشور برباد داده شدۀ ما هیچ، بازهم تکرار میکنم، هیچ " گروه خیزش مردمی" وجود خارجی ندارد و اصلاً مردم کدام گروه خیزش ندارند که ندارند .

این افراد و اشخاص مسلح و غیر مسؤل، وامانده های ملیشا های دوستم و شورای نظار و چند جنگ سالار دیگر در حال احتظار اند که سلاح های دست داشتۀ خود را بنام"خیزش مردمی" حفظ کرده اند و اکثراً مصارف و اباته و اعاشۀ شان نیز به دوش دولت است.

باشندگان مناطقی که این گروه های چکه چور در آنها حضور دارند، بارها از ظلم و ستم و بی بندو باری آنان فریاد برآورده اند، اما کجاست گوش شنوا؟


اسم: حامد نوید   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 16.07.2019

هم میهنان فرهیخته ونهایت گرامی، خانم ملال نظام، محترم جناب عباسی صاحب و جناب حمید انوری با ابراز سپاس از اینکه بخش های اول و دوم مضمون بحثی در رفع ابهامات تاریخی، مورد توجه تان قرار گرفته و با تبصره های بزرگوارنهٔ تان بر من منت گذاردید. هدف از نگارش این مضمون تثبیت حقوق فرهنگی افغانستان در برابر اداعای تاریخی غیر واقع بینانهٔ کشورهمسایهٔ ما ایران است و بس، اما تشویق های مهرآمیز شما بزرگواران همواره درنزدم گرامیست،

ممنون محبت تان،

حامد نوید


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 12.07.2019

نشر بخش دوم مضمون نهایت پر محتوا، عالمانه و آموزندۀ دانشمند محترم محقق، مؤرخ و باستان شناس جناب حامد نوید مژدۀ صحت یابی شان را می دهد. دعا می کنم که همیشه از نعمت صحت برخوردار باشند تا ما از روشنایی دانش شان فیض برده در مواردی که هیچ نمی دانیم و یا کمترک می دانیم معلومات ثقه، مستند و علمی حاصل نماییم.
با تقدیم احترام و آرزوی صحت و سلامتی.


اسم: ملالی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 12.07.2019

دوست و برادر معزز، آقای حمید انوری سلام بر شما،
در مورد خبر ضبط و نمایش سر ها و مجسمه های بودای تخریب شده و به سرقت رفته که به تأریخ کهن و باشکوه افغانستان متعلق بوده است، در برتش موزیم، با نظر تان موافق هستم که نگهداری چنین آثاری مراقبت و توجه زیادی را ایجاب می نماید. البته همانطوریکه قبلاً بیان داشتم در خود برتش موزیم و بعضی دیگر از موزیم های انگلستان، آثار گرانبهای عهد عتیق افغانستان موجود است، پس این آثار هم جایی در آن جا خواهد یافت. ولی ارسال دوبارۀ آثار تأریخی کشور ما در پانزده سال اخیر از ممالک گوناگون جریان دارد، چنانچه قسمت زیادی را که دولت سویس چند سال قبل دریافت نموده بود، به موزیم کابل تحویل داد. گمان نکنم حفظ آثار به این طریق، یعنی بصورت امانت بین ممالک موجود باشد. بازهم شاید بشود.
تصاویر و تشریحات آثار افغانستان که در موزیم های انگلستان به نام مدنیت پارس ثبت شده است، همه در کتاب و اثر مستند محقق خبره آقای حامد نوید به نام «هنر افغانستان در عرصۀ تأریخ» برای اثبات و آموزش و شناسایی نسل های افغانستان عزیز منتشر شده است که انشاالله روزی هویت اصلی آن برای همیشه ثبت و معرفی میگردد.
در خبر و تبصره ای که دیروز در زمینه منتشر شد، عکس دیگری از میدیای انترنتی را که هر 9 مجسمۀ نهایت ظریف و متنوع سر های بودا را نشان میدهد، اضافه و دوباره نشر گردیده است که خالی از دلچسپی نیست.

به آرزوی سلامتی،

برای مطالعۀ خبر صدای امریکا درین زمینه، لطفاً بر «ادامه» کلک نمایید.

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 12.07.2019

این جانب به نظر محترم جناب حمید انوری در مورد استرداد آثار ارزشمند تاراج شده ای تأریخی وطن توسط انگلستان موافقم. و لو که طالبان به قصر های زرین راه یافته و در بستر های آرام هوتل های شش ستاره می خوابند، بهترین غذا ها تناول نموده و فرحت بخش ترین مشروبات می نوشند و خود را در مقام امر می بینند. کسانی که کلوخی برای تنظیف نجاست و دوله آبی برای استنجا نداشتند و حالا مستراح خود کار معقد شان را آب پاشی می کند.این ها همان طالبی اند که بودند، موزیم ویران کردند و مجسمه های به ارزش ملیون ها دالر بشکستند و چیزی دیگری ذی قیمتی که از تاراج باند ربانی باقی مانده بود باخود بردند و بت های بودا ویران کردند.
حالا هراس بر قدرت رسیدن آنها پیداست او چه داند فرق کشمش و پندانه! و برای آثار تأریخی چه ارزشی قائل است و همه را آثار دوره های کفر و جهالت می دانند!!!
بهتر است این معامله برای مدتی به تعویق افتد. در همان جا محفوظ است


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 11.07.2019

معروفی صاحب محترم در یکی از نوشته های قبلی شان ضمن ذکر خیر از این جانب مورد لطف و تفقدم قرار داده اند، که با معذرت در تأخیر، نهایت سپاس گزارم.
ما در این جمعیت برای وفاق پیوسته ایم نه شر اندازی، نفاق و تفرقه. ما چون آموز گاریم فیض بردار از هر خرمن دانش و پدیدۀ هر صاحب نظر عالم فرهیخته.
وضع ناگوار و اسفناک و خون بار زادگاه و مأوای محبوب ما رسالت نوینی به صاحب قلم داد، که دیگر به جای اسطوره ها تمثیل تخیلات، تحریف حقایق و بت تراشی و بت پرستی به دیار حقایق شتافت و افسانه و حماسه های غم ها، درد ها، رنج ها و مصائب و عاملین آن را در چهل و چند سال و حال و احوال مردمان محکوم، مظلوم و اسیر این وطن را به نوشتن گرفت.
ما با پائین بردن کسی بلندی خود را سراغ نکرده به آن چه تعهد بسته ایم وفادار و صادقیم. آزادی بیان را حرمت می نمائیم که فارغ از اهانت و تعرض و تجاوز به عقاید مطابق منافع ملی دیگران باشد. تا زمانی که حاکمیت منطق برجاست ضرورتی به هتک حرمت و دو دشنام نیست. احترام در گفتار و نوشتار متجلی فضیلت و اصل آدمیت است. قلم را تبرک و تقدسی است که نباید این مقامش با کثافات خود خواهی، عقده های شخصی، زور گویی بی منطق، خصومت ها و علائق خلاف اصول آدمیت آلوده گردد.
آنانی که در مباحث بیچاره و ناتوان می شوند و دارایی استدلال و منطق شان ته می کشد و یا کور کورانه مرید درگاهی می شوند ویا قلندر مستانۀ زیارتگاهی و همواره در تحمیل عقیدۀ خود با پوشاندن حقایق مصرانه سعی می ورزند و در این پابندی عقیدتی غیر قابل قبول اصل خجستۀ تحمل پذیری و قائل شدن حق به دیگران را فدای خطا نگری خویش نموده ناسزا گویی و اهانت را به حیث حربۀ جهل و تاریک بینی خود به کار می گمارند. با تأسف این نا بخردان را حامیان و پناه دهندگان ومدد گارانی به نام مؤرخ و محقق است.
بسی اوقات خوب می دانید که یک شخص معلوم الحال نویسندۀ مضمون نشر شده نیست چون به سطح تحصیلی و سواد و سویۀ نوشتاری او آگاهی دارید ولی اربابی وی را زیر بال گرفته به نامش می نویسد و باز به نام مستعار خطاب به آن ناتوان نموده نوشتۀ خود را تعریف می کند. چرا؟ که روزی در موقع ضرورت برای کوبیدن و تحقیر و توهین دیگری این مدیون خود را مورد استفاده قرار دهد.
این است شمۀ از خیانت ها و جنایات رسانوی و بی حرمتی به تقدس قلم.
اگر رهروان طریقت راستی در معرض سنگ باران هرزه گان فاقد اهلیت اخلاقی و اعتبار اجتماعی قرار گرفتند مجامله و مناقشه با این قماش را بیهوده یافتند خرد و تدبیر برای حفظ آبرو و حیثیت به کوچه بدل کردن(کوچه ای که دوست داشتی و در آبادی و نیک نامی اش زحمت کشیدی) تا زبان بدل کردن سفارش می کند. .


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 11.07.2019

خواهر معزز و با احساس ملال جان سلام بر شما!

خبر یا گزارشی را که از صدای امریکا انتخاب کرده اید و گاه گاهی این نوع گزارشات را انتخاب کرده و در مورد تبصره های مختصر می نویسید، همه قابل قدر اند و عشق و علاقۀ وافر تانرا به کشور ابائی و مردم دربند کشیده شدۀ آن به وضاحت آشکار می کند که در خور هزاران تمجید است. دستان تان درد نکند.

تبصرۀ تازۀ تان در مورد آثار باستانی و نیز برگرداندن آثار متذکره در خبر مورد نظر هم بسیار مستدل و قابل قدر است. ممنون شما

اما من در مورد همین خبر متذکره و برگرداندن آثار باستانی افغانستان از موزیم های انگلستان به افغانستان، یک نظر دیگر دارم و آنهم اینکه ایکاش انگلیس ها فرستادن آن اثار منحصر به فرد را لااقل برای ده سال دیگر به تعویق اندازد و فعلاً از ارسال آنها به افغانستان خودداری ورزند.

از یک جانب طالبان را از دو گوش گرفته به افغانستان می فرستند و از جانب دیگر آثار باستانی کشور را.

چه ضمانتی وجود دارد که این آثار ارزشمند تاریخی، یا توسط زورآوران دوباره چور و قاچاق نشوند و یا هم توسط تاریک مغزان طالب تخریب نگردند؟

در همین جا لازم می دانم از گرانقدر محترم جناب" حامد نوید" و مساعی خستگی ناپذیر شان در ارتباط با"رفع ابهامات تاریخی..." و ارتباطات مداوم شان با موزیم های انگلستان جهت رسانیدن حق به حقدار، اظهار سپاس نمایم.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 11.07.2019

گرانقدر محترم انجنیر صاحب"معروفی" سلام بر شما!

از نبشته های شما همیش یک دنیا می آموزم، به قلم تان برکت.

در مورد اینکه چرا در چهلمین سال درگذشت زنده یادان"صوفی عشقری" و "احمد ظاهر"، از یک کمتر یاد شد و از دیگری بیشتر، از نظر این کمترین می تواند یک دلیل محکم وجود داشته باشد و آنهم اینکه روانشاد"عشقری" به مرگ طبیعی از دنیا رفت و اما "احمد ظاهر" در اثر یک دسیسۀ شوم توسط جلادان "حزب دیموکراتیک خلق"، شاخۀ حفیظ الله امین- ترون، نامردانه به قتل رسید.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 09.07.2019


آن چه در اعلامیۀ مشترک مذاکرات بین الافغانی در دوحه طی هشت ماده تذکر رفته حاوی پیشنهادات و تبادل نظر است. تطبیق آن در عمل پابندی و صداقت طالبان را در این تعهدات تثبیت می کند.
اما حد اقل از این مذاکرات نتیجۀ حاصل شد.
در آینده باید برای ملت افغانستان روشن شود که معیار انتخاب اعضای این هیأت شصت نفری چه بوده؟ و توسط کدام مرجع انتخاب شده اند؟ اگر وزارت خارجۀ قطر و یا جرمنی از ایشان دعوت کرده باشد به معرفی کدام مرجع؟


اسم: ملالی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 09.07.2019

در مورد قطع نامۀ جلسلت دو روزۀ جمیعت 60 نفره ایکه از افغانستان برای مذاکره با طالبان، به دوحه پایتخت قطر رفته اند، مواد مندرجه تاحد زیادی ظاهراً به صورت مناسبی مطرح گردیده است. اینکه در عمل مخصوصاً در مورد حقوق حقۀ مختلفۀ زنان افغان آیا امکاناتی را در بر میگیرد یانه، خداوند عالم است. اما در زمینۀ مذاکرات صلح در مورد نظریاتی از جانب طالبان، برای تغییر اسم رسمی دولت افغانستان، امارت پیشنهاد گردیده باشد، مسخره است که نه تنها موردی ندارد، بلکه این لقب آشکارای خودمختاری گروه طالبان که از ختم جنگ داخلی1996 بصورت گوناگون خاطرات کشتار، آتش و بربادی مردم افغانستان را در اذهان زنده میسازد، دور از پذیرش است!
همچنان قانون اساسی افغانستان منحیث بالاترین مرجع قانونی رسمی کشور، البته که در مواردی و شرائط خاصی قابل تغییر و تعدیل است، ولی نه اینکه به اختیار و تصمیم گیری گروهی عقبگرا و خشونت پیشه ای چنان اوراق معتبری، مشتت و پراگنده گردند.
البته که ملت افغانستان بیشتر از همه امکانات به یک صلح و امنیت پایدار و سراسری محتاج است، ولی این روزنه با مشکلاتی که با گروهی که امتحان دیگری هنوز هم میدهد، بسیار دور از دسترس به نظر میخورد.
ضمناً: در راپوری که از صفحات 8 صبح در آریانا افغانستان آنلاین به نشر رسیده است، جنگ های خونین مردم افغانستان چهار سال گزارش داده شده است، درحالیکه از این مصیبت رقتبار ملت، بیشتر از چهار دهه میگذرد.


اسم: ولی احمد نوری   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 09.07.2019

قطعنامۀ گردهمآیی بین ‌الافغانی در دوحه پایتخت قطر
اجلاس بین ‌الافغانی برای یافتن صلح در افغانستان در دوحه، پایتخت قطر با صدور یک قطعنامۀ هشت ماده ‌یی به پایان رسید.

خلص مواد مهم این توافقنامه اینست:
۱- رهایی بی و قید و شرط زندانیان کهن سال، معیوب و بیمار.
۲- تضمین امنیت تمام مؤسسات عام المنفعه از قبیل نهاد های دینی و مذهبی، شفاخانه ها، مؤسسات تعلیمی و تحصیلی ملکی، بازارها، بندهای آبگردان و محلات کار در سراسر کشور.
۳- تضمین امنیت موسسات تعلیمی از قبیل مکاتب، مدارس، پوهنتون ها و سائر مؤسسات تعلیمی.
۴- تعهد بر حفظ جان، مال، عزت و منازل رهایشی مردم؛ و تلاش برای تقلیل تلفات ملکی به حد صفر
۵- تأمین حقوق زنان در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، تعلیمی و فرهنگی در چارچوب ارزش ‌های اسلامی و نیز تأمین حقوق «اقلیت‌ های مذهبی»


برای معلومات بیشتر در باره، در پایان بالای [ادامه] کلیک کنید


متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: ملالی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 08.07.2019

به ارتباط اخبار اخیر که در همین وبسایت به تاریخ امروز به مشاهده میرسد، از یکجانب جمیعت بزرگی مشتمل بر جهادیان خاص و خوش سابقه «؟!» و دسته های متفرقۀ محیطی، با میانجی گری دولت آلمان در هوتلی واقع دوحه، با طالبان مذاکرات صلح را انجام میدهند و خلیلزاد و پومپیو هم گفتگو های اخیر در راه صلح را بسیار امید بخش میدانند، از جانب دیگر کشتار و خونریزی بیگناهان و مخصوصاً اطفال، به امر طالبان به اوج دهشت و وحشت خود رسیده است. لطفاً به اخبار امروز این وبسایت در مورد حملۀ اخیر در غزنی و فاریاب نظری بیندازید و اجساد کودکان هموطن تان را مشاهده بفرمایید! آیا هیئت نشسته در جلسه، چنین اخبارخونین و آتشبار وطن خویش را هم مطرح مینمایند؟!


اسم: سلطان جان کلیوال   محل سکونت: کاناډا    تاریخ: 07.07.2019

قدردان پوه او د کڼو غوږو ته د وطن د زوریدلی انسان د دردونو او فریادونو رسونکی دروند عباسی صاحب. زه له ډیری اوږدی مودی راهیسی ستاسو په قلم لیکل شوی هغه حقایق چی زمونږ د هیواد د ټولو بدمرغیو سببونه جوړوی په ډیر دقت لولم او ډیر څه تر زده کوم. داچی زما شعر ستاسو د پاملرنی وړ کرځیدلی دی، داسی احساسوم چی دا حتمی ښه شعر دی چی د یوه دانشمند دوست توجه یی
جلبه کړیده. ستاسو له مینی او پیرزوینی نه یوه دنیا مننه. دایمی روغتیا او سلامتیا دی په برخه.


اسم: نبیل عزیزی   محل سکونت: آلمان    تاریخ: 06.07.2019

جناب محترم آقای معروفی عرض سلام و احترامات
نوشته جالب شما تحت عنوان سجده بر درگاهِ "احمد ظاهر" را مطالعه نمودم.
گذشته از آنکه چه تعداد و چه نوع سالگرد هنرمند توانا و همیشه جاویدان شادروان احمد ظاهر را تجلیل کردند، قسمت دوم نوشته شما در قسمت نام های مستعار که شما روی آن اشاره کردید جالب است. از جمله افرادی که در گذشته بنام های پغمانی،لغمانی و..... صدا ها نام دیگر نوشته میکرد شخص خود شما بود. بهتر خواهد بود که انتقاد را از خود آغاز کنیم تا اینکه دیگران را مورد انتقاد قرار بدهیم.
با عرض حرمت


اسم: محمد عارف عباسی   محل سکونت: کلیفورنیا    تاریخ: 06.07.2019

دیر درانه او اندیشمند لیکوال کلیوال صاحب!

شعر احساس برانگیز«ژړای» شما که مبین احساس و عواطف والای انسانی شما اود درشتنیو هنداره وو در قلبم جا گرفت و سخت مورد پسندم واقع شد. ستاسو په لوړاندیشنو او قلم برکت


اسم: .محمد عارف عباسی   محل سکونت: کلیفورنیا    تاریخ: 04.07.2019

دوست عزیزالقدرم محترمه ملالی موسی نظام!

از توافق نظر شما در مورد پیشنهادم از صمیم قلب ممنون و مشکورم. طول عمر با سلامتی شما آرزوست.


اسم: ملالی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 04.07.2019

دوست و برادر معزز، حمید جان انوری سلام بر شما،
مضمون اخیر تان که تحت عنوان «بنیان گزاران داره ماران مجرم اصلی است» در همین وبسایت منتشر گردیده است، در حقیقت صفحاتی از حقایق عریانیست که با تأسف در جامعۀ امروز افغانی هر روز به وقوع میپیوندد و قدرت طلبی و تخریب خانۀ مردم افغانستان به دست همین گروه بی مروت، استفاده جو و بی ترحمی صورت میگیرد که منافع شخصی و چور و چپاول شان حدود و ثغوری نمیشناسد. همانطوریکه بیان نموده اید، فرصت دادن و به قدرت رسانیدن چنین شناخته شده های مفسد که در هر زمانی پا بر روی منافع مردم کشور و ثبات ملی گذاشته و حتی با نام مبارک افغانستان دسیسه بازی نموده، امنیت را به خطر مواجه می سازند، صرف با همگامی و همکاری شخصیت جاه طلب، ضعیف و بی کفایتی چون «حامد کرزی» صورت گرفته و به اوج رسیده است.
فراموش نمی شود که حین ورود «حامد کرزی» از ایطالیه، قسیم فهیم با سابقۀ سیاه و سواد ابتدایی، از وی در مورد نگهبانان و گارد محافظ وی میپرسد و وی با افتخار خود آن شخصیت بی ارزش را نشان میدهد. بلی بازی با مقدرات مردم افغانستان، از همینجا شروع میشود.
در اخبار امروز متوجه نام گزاری میدان هوایی بین المللی قندهار به اسم بانی افغانستان نوین یعنی «احمد شاه بابا» از جانب اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان گردیدم که قدمی است برازنده و ملی. متأسفانه اسم نا مناسب و مسخرۀ میدان هوایی پایتخت کشور هنوز هم لوحۀ نا مناسب «حامد کرزی» را نشان میدهد. امیدواریم روزی اسم خود پایتخت مثل قبل و یا اسم «اعلیحضرت محمد ظاهر شاه» بر بالای این عمارت مهم بدرخشد.
به آرزوی سلامتی،


اسم: محمد عارف عباسی   محل سکونت: کلیفورنیا    تاریخ: 03.07.2019

با عرض امتنان و سپاس ارادت مندانه خدمت دوست زیبا نویسم جناب محترم "حمید انوری» که نوشتۀ مختصر این قلم در مورد "حمید خراسانی" مورد توجه شان قرار گرفته و با روشنی افگندن مزید به
به عمق موضوع قلم فرو برده آن را بی نهایت واقع بینانه تحلیل، ارزیابس و حلاجی نه"ندافی" نموده اند.
انوری صاحب محترم! واقعاً "حامد کرزی" در این وطن در طول سیزده سال زمام داری اش مرتکب نه تنها خیانت های بزرگ بلکه جنایات عظیم غیر ملی شده. کرزی برای بقای خود و ثروتمند ساختن اقارب، نزدیکان و حامیان خود منافع ملی افغانستان را به حراج گذاشته و رسمی را متداول ساخت که تا امروز خلاق تمام مصائب به شمول خود سری ها؛ تمرد ها، قانون شکنی ها زور گویی ها و داره سازی ها و قیام های ضد مردمی علیه منافع ملی است. عطای «چور» یونس قانونی ، خانوادۀ فهیم، اسمعیل خان، خلیلی، محقق ، بسم الله خان و دوستم و آل قدیر از دست پروردگان مدرسۀ خیانت و جنایت کرزی است.
کرزی در حاتم بخشی بالاخص غلام حلقه به گوش شورای نظار بود. اگر به احصائیۀ تشکیلات وزارت دفاع، خارجه و داخله در زمان کرزی مراجعه شوذ فیصدی های بلند تقرر اعضای این شورا مبین این واقعیت است.
شخصی به نام جنرال «یفتلی» رئیس امور صحی وزارت دفاع بود که با همدستی بسم الله خان محمدی، وزیر دفاع وقت، ۲۰ ملیون دالر ادویه جات و وسائل طبی کمک حکومت امریکا را به شفاخانۀ سردار داوود خان بکلی غارت کردند که اثری از آن پیدا نشد، مقامات امریکایی لست مکمل کمک را با اسناد تسلیمی آن به دفتر رئیس جمهور فرستادند، مگر به دستور کرزی دوسیه حفظ شد. امروز یفتلی به حیث وکیل بدخشان در شورای ملی نشسته و محکمه بنابر جرمش او را به ۶ ماه حبس محکوم نموده ولی او قبول ندارد.
کرزی دوسیۀ تجقیق ۱۴ څارنوال را در مورد اختلاس و غصب جایداد های شخصی و دارایی های عامۀ اسمعیل خن به امر خود حفظ کرد.
عطای نور با شرکاء دغلش یک دستگاه تقلبی و غیر فنی را به نام دستگاه تصفیۀ پطرول در حیرتان نصب و ملیون ها دالر را تحت الجیب نمود و هیأت تفتیش تخنیکی وزارت معدن راپور دادند که یک دستگاه مجهز تصفیه سرمایه گزاری بلیون دالر ایجاب نموده و تجهیزات خاص تخنیکی در کنار دریا ضرورت دارد این ماشین عطای نور به هیچ وجه دستگاه تصفیه نیست. ولی کس توجه نکرده و شکایت کنندگان تهدید به مرگ شده یکی شان مقیم ترکیه است و از ترس جان وطن رفته نمی تواند.
عطای چور زمین های ملکیت عامه و مردم را غصب نموده به نام والده صاحبه و خانم صاحبه شهر و عمارات ساخت. اشپایگل جرمنی راپور داد که قسمت بیشتر دارایی عطاء از مدرک قاچاق مواد مخدره بوده در از بکستان و تاجکستان و حتی روسیه سرمایه گزاری و تشبثات دارد و یک بلیونر منطقه است.
محاسبه جایداد دوست قدیم القاعده خانوادۀ حاجی قدیر به چنذین مدیر محاسبه و مستوفی ضرورت دارد.
از اعمال غصب دارایی عامه توسط سیاف و سید اسحق گیلانی مپرسید که یکی پغمان و دشت چمتله را غصب و دیگری منطقۀ بهسود جلال آباد را میراث پدری قلمداد نمود.
درقرار داد خرید مواد نفتی و زارت دفاع ۵ ملیون دالر به وزارت دفاع و مالیه رشوه پرداخته شد، داوطلبی با پیشنهاد ۳۰۰ ملیون پایان تر در روز داوطلبی توسط دسیسۀ بسم الله خان در روز داوطلبی توسط پولیس ترافیک محبوس و در داوطلبی شرکت نتوانست. خوش بختانه در شروع کار اشرف غنی این موضوع تحت غور قرار گرفته قرار داد لغو و پنج جنرال وزارت دفاع به شمول بسم الله متهم به این فساد شدند ولی با مداخلۀ عبدالله عبد الله هیچ یک مجازات نشد.
کریم خلیلی با قباله های جعلی هزاران جریب زمین دامنۀ کوه قرغ شروع از چشمۀ چنغر، دشت برچی الی قصر دارالامان که بیشتر علفچر کوچیان بود غصب نموذه به نام برادرش حاجی نبی شهرک عصری همگون شهرک های ایران ساخت.
نا پدید شدن ماهانه ۵۰۰ ملیون ړالر عواید گمرکات اسراری بود که فاش نشد.
از رنگین داد فر اسپنتا یاد کردید در ۲۷ پست پر عاید ولایت هرات اقارب و خویشاوندان او مقرر شده بودند.
از این نوع مثال ها چون چپاول کابل بانک به هزاران وجود دارد که در زمان درخشان زمام داری کرزی صورت گرفته این دور دزدان و قاچاق بران و متناقضین علنی حق بشر بوده است و هر زور آور از خود گروه های لچک، هرزه، بی بند وبار و اوباش مسلح داشتند وظیفۀ شان سرقت، قتل مخالفین و اختطاف و باج گیری از مردم بود که معاش و مصارف شان به نام پولیس محلی از بودجۀ دولت پرداخته می شد.
دردا و دریغا و حسرتاا که فاجعه با ختم کار کرزی پایان نیافت تا هنوز در قصری با سفرۀ گسترده نشسته و مصروف فتنه انگیزی، شیطنت و دسیسیه بوده با استفاده از هر فرصتی در تلاش اعادۀ قدرت برای خود و شرکاء جرم خود است.
بلی! «حمید خراسانی» و گروه های مشابه مسلح در مملکت از خود بانیان و حامیان قدرت مندی دارند که هنگام ضرورت زنجیر و قلادۀ شان را باز و به جان مردم ورکش کش می کنند.
«حمید خراسانی» با اظهار پیروی از راه آمر صاحب یک بار دیگر با تعصبات متخاصمانۀ خود علیه یک قوم نقاب از چهرۀ پیشوایش برداشت.


اسم: ملالی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 03.07.2019

برادر معزز و محترم آقای عارف عباسی،
بعد از عرض سلام، در موضوع ختم قضیِۀ مرگ مرحوم احمد ظاهر خوانندۀ هنرمند و توانای افغانستان، با شما موافقم که آنچه را از هموطنان خوانده و شنیده اییم، برای فراموش ننمودن آن شخصیت هنری و جای پای عمیق او در جاودانگی انقلابی که وی در روش و شیوۀ هنر خوانندگی به ارمغان آورد، کافی بوده و بهتر است به همین اصل مهم اکتفا نمود.
احمد ظاهر با استعداد سرشار خدا داد، انتخاب و جان بخشیدن به اشعار ناب و خلقت آهنگ و موسیقی دلپسند به کمک استادانی چون مرحوم فضل احمد نینواز، به تائید نظر شما، پیشتاز شیوۀ خاصی گردید که همیشه مورد قبول نسل هایی در داخل و خارج کشور میگردد که به آن السنه تعلق کلتوری و فرهنگی دارند که این به ذات خود خدمتیست ملی و مردمی.
به آرزوی سلامتی،


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 03.07.2019

پیشنهادی دارم محترمانه، بیطرفانه و بی غرضانه، که طبعاً در چهلمین سال مرگ احمد ظاهر «شهید» «مرحوم» منظور همه از یاد و بود هنرمند بی همتای کشور و صدای شور آفرین، احساس برانگیز و مسحور کننده اش با نو آوری های شگفتش که به موسیقی افغانستان جلای خاصی بخشید و موسیقی را از حیطۀ اندوه، افسردگی و غم بیرون ساخته دیوار کهنه ویران و شهر نوی ساخت می باشد. زمانی که سراینده در محفل عروسی می سرود که«خواهران و بردران مرا یاد کنید – تابوت مرا به خاک سیاه مانده و فریاد کنید.» که موسیقی ما آمیخته به غم بود. تعداد انگشت شماری با موسیقی کلاسیک و مکتب های راگ هندی بلدیت داشته و برای دیگران غیر قابل فهم و دلگیر بود.
احمد ظاهر این رسم برشکست و برای پیر و جوان سرود و در گلستان هر ذوقی گلی نشاند و طراوت بخشید،اگر در سروده اش از مرگ گفت آن را با چنین شور و مستی خواند که شنونده احساس غم نکرد. او یک نو آور و یک انقلابی بود و بی نظیر بود، و این یگانه دلیلی است که جایش خالی ماند، نه با صدایش کسی هم سویی کرد و به نوایش و نه به مکتب و شیوه اش.
هنرمندان مشهور جهان اکثراً با حوادث گوناگون از این دنیا رفته اند. موضوع مرگ شان کوتاه مدت مطرح بوده ولی در یاد و بود از شخصیت و موقف هنری شان تذکری از چگونگی مرگ شان نمی رود و از شخصیت هنری شان هر سالی بطور شاندار تجلیل به عمل می آید..
من دوستان بسیار نزدیک به اصطلاح شبا روزی احمد ظاهر را می شناختم که روایاتی داشتند اززبان مرحوم آصف. چون شهر ما شهر آوازه ها و افواهات بود، یک زاغ و چهل زاغ، من در وصف نامه ام در این وبسایت ذکری از آن روایات نکردم.
لذا در چنین مواقع ما به وصف تابناکی آن ستارۀ دائم در خشان آسمان هنر وطن بسنده شده از نبوغ و استعداد و صدای ملکوتی و دلپسندش یاد نموده بسنده شویم .
اصرار ورزی در حدوث واقعۀ ترافیکی ولو که مقرون به واقعیت باشد به نحوی آب انداختن بالای دستان خون آلود آن رژیم ملعون و جنایت کار است، آیا فضل احمد نینواز در حادثۀ ترافیکی جان باخت، به صد ها هزار جوان از هر قشری ازتیغ برهنۀ این جلادان مصون نماند.
و محسوب نمودن آن به حیث یک قتل دسیسوی با پهلوی هم ماندن دلائل مقنع و منطقی به شیوۀ وکلای مدافع ماهر و مجرب شاید، احتمالاً و امکان دارد که بی گناهی را بدون ثبوت متهم ساختن باشد، چه در نبود یک محاکمۀ واقعی عدلی و باز پرس از راکبین موتر یعنی شاهدان عینی نتیجه گیری مورد سؤال قرار می گیرد.
شخصی به نام محبوب الله ،مشهور به پاچاه صاحب فریاد بی گناهی بر می آورد، درکست های مجالس خانگی احمد ظاهر از وی به کرات یاد شده و معلوم است که از دوستان بسیار قریب و مورد اعتماد وی بوده. مرا به هیچ صورت نیت حمایت از محبوب الله نیست ، اما در انگلیسی ضرب المثلی است که «هیچ کس را از مفاد شک محروم نسازید».
Give everyone the benefit of the doubt

بیائید که دامنۀ این بحث دنباله دار را برچیده به اوصاف احمد ظاهر بسنده شویم.


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 03.07.2019

بازهم در زمینۀ ماجرای مرگ احمد ظاهر

درینکه با چهل ومین سال وفات خوانندۀ خوش آواز و با استعداد افغان که با نو آوری های جاودانه و سبک و روش نهایت دلپسند موسیقی و انتخاب اشعار و ابیات زیبا و مورد پسند همه گان، انقلابی را در جهان موزیک کشورش به ارمغان آورد، یکبار دیگر در مطبوعات افغانستان و دنیای مجازی مطرح میگردد، ایرادی ندارد ولی متأسفانه ماجرای مرگ زودرس وی با نظرات ضد و نقیضی اذهان و خاطرات نسل نو و نسل قبلی را با حدسیات و خاطرات گوناگون به بازی گرفته است.
اگر منظور یاد بود و تقدیر از یک هنرمندی است که آواز و هنر کم نظیر وی بعد از چهار دهه، به همان شهرت و محبوبیت حتی در کشور های همسایه هم باقیست، چه بهتر؛ ولی اگر در پهلوی این انگیزه، تلاشی دوامدار همچنان بر علل مختلۀ وفات وی و نحوۀ قضاوت درین مسئله صورت میگیرد، باید عرض نمود که این قضیه به درازا خواهد انجامید. بعد از مطالعۀ نظریات گوناکون اخیر در مورد علت مرگ وی و تعدادی از ارزیابی های قابل درگ، متأسفانه احساسات، حدسیات و گمان های مختلفه قضیه را رنگ دیگری میبخشد.
لطفاً برای بقیۀ مطلب بر «ادامه» کلیک نموده ممنون سازید.

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 01.07.2019

با عرض سلام و احترام خدمت دوستداران زنده یاد احمد ظاهر!

از روی لطف این کلیپ در یوتیوب را به دقت تماشا کنید و به آهنگ آن گوش فرا دهید:

https://www.youtube.com/watch?v=mzUvaHhVf68


اسم: نوراحمد خالدی   محل سکونت: آسترالیا    تاریخ: 25.06.2019

محترمه ملالئ نظام و محترم عباسی سلام!
ازتبصره های با ارزش شما درمورد برخورد سالم و وطپرستانه با زبانهای ملی پشتو و دری ابراز امتنان میکنم. موفقیتهای مزید شما را در راه روشنگری مردم و بخصوص جوانان کشور تمنا دارم.
نوراحمد


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 24.06.2019

تعصب در برابر زبان مظهر جهالت است و آموختن زبان دیگر کمال فضیلت. در جامعۀ که دو زبان رسمیت قانونی داشته باشد دری زبان ضرورت دارد که برای مراودات اجتماعی و اقتصادی به پشتو تکلم نماید و هم چنان پشتو زبان اما خصومت بالاخص در برابر پشتو خله و چکۀ بیرونی دارد.
در امریکا انگلیسی زبان رسمی است ولی نظر به کثرت نفوس مردمان لاتین زبان هسپانوی یک ضرورت بوده و از ایجابات بعضی مشاغل دانستن زبان هسپانوی است . در مؤسسات علمی امریکا زبان های مختلف چون فرانسوی، جرمنی، روسی ، چینایی و عربی تدریس می گردد و وارد بودن به یک زبان غیر انگلیسی خود یک اعتبار علمی است و مخصوصاً در جورنالیزم و سیاست حائز اهمیت است.
بدبختانۀ جامعۀ ما در درون مملکت با بسی امراض مبتلا است که شاید درخشش نور علم ظلمت چنین تعصبات جاهلانه را بزداید.


اسم: ملال موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 24.06.2019

محترم داکتر صاحب نور احمد خالدی سلام برسد،
مثل همیشه به نکتۀ مهمی از مسائل ملی مردم افغانستان اتکاء و روشنی اندازی نموده اید؛ اینبار موضوع دو لسان ملی و رسمی کشور یعنی دری و پشتو میباشد، اینقلم در تحلیل عالمانۀ تان اضافتی نمی نمایم، ولی برای ادامه عرض میشود که برعلاوۀ آنچه بیان داشته اید، متأسفانه در بی موازنگی این دو زبان مردم افغانستان، اصل تعصب بی جا و پایین نگری هم سهم به سزایی داشته است. نمیتوانیم منکر شویم که این تعصب در همه گروپ ها و ولایات مختلفۀ پشتو زبانان به کمترین حد رایج است، در حالیکه بیشتر دری زبانان آشنایی یا فراگرفتن زبان اکثریت مردم خود را غیر ضروری میدانند. طور نمونه در فامیل بزرگ پدری من در قندهار، در نسل های قبلی دختران اکثراً تعلیمات خانگی داشتند، طوریکه خود هم برای اطفال هسایگان رضاکارانه تدریس مینمودند؛ ولی همه «بلی همه» در حالیکه اجباری نداشتند زبان دری را تکلم نموده و حتی تا سویۀ کتب اشعار مثل حافظ و سعدی، تدریس هم میکردند، البته پسران و مردان طوریکه معلوم است به خاطر تحصیل، کار و نداشتن تعصب و ارزشمندی دسترسی به دو زبان، جلو تر رفته اند. در نتیجه از لهجۀ محلی پشتو که بگزریم، هیچ مشکلی مرد و زن شهری در ایالات پشتون نشین، با افهام و تفهیم لسان دری نداشته اند.
در جواب آن هموطن نا وارد به مسائل فرهنگی وطن، باید گفت که بلی، پشتون ها مکلفیت اخلاقی و عقیدوی دارند که از هردو لسان ارزشمند و رسمی افغانستان بهره بردارند!
به آرزوی سلامتی،


اسم: نوراحمد خالدی   محل سکونت: North Lakes    تاریخ: 23.06.2019

تکلم به زبانهای پشتو و دری!
دوستی در فیسبوک نوشت: "آيا تنها پشتون ها مکلف استند که در هر جا ودر هر مجلس به دو زبان ملی صحبت کنند يا که برادران دری زبان ما هم مکلفيت دارند؟"
یکی از دری زبانان با غبغبه و تعصب پاسخ داد:
"این دوست این را باید بداند که برادران پشتون مجبور نه شده اند بلکه نظر به ضرورت های شدید زبان فارسی را یاد گرفته اند. شما کوشش کنید کتاب های داستان، قصه ، علمی و ..... را بزبان پشتو ترجمه و در کتابخانه ها بگذارید تا جوانان به آنها دسترسی پیدا کنند".
اتفاقا این آقا راست میگوید! اجبار و ضرورت سبب ایجاد است. اگر زبان محاوره و خط و کتابت دولت از احمدشاه ابدالی تا امروز پشتو میبود، همچنان، هرگاه تعلیم و تربیه در موسسات تعلیمات عالی کشور در زمان ۳۰۰ ساله حاکمیت پشتونها بزبان پشتو میبود، حالا کتابخانه های ما هم پر از تالیفات علمی و ادبی بزبان پشتو میبودند و هزاران کتاب علمی دنیا هم بزبان پشتو ترجمه شده در کتابخانه ها موجود میبود و تمام دری زبانهای ما هم مانند بلبل بزبان پشتو صحبت و کتابت کرده و حالا قادر به تکلم به هردو زبان ملی کشور میبودند!
متآسفانه این جبر و ضرورت تنها برای پشتوزبانان و بخصوص جوانان پشتو زبان موجود بود چون عملا زبان محاوره و خط و کتابت دولت از احمدشاه ابدالی تا امروز زبان دری بود. جوانان پشتو زبان مجبور بودند که برای موفقیت در موسسات تعلیمات عالی کشور و کارکردن در دولت زبان دری را یاد گیرند و برای دری زبانان هیچ اجباری در کار نبود!


اسم: ملالی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 23.06.2019

دوست و برادر معزز، حمید جان انوری،
خوشحالم که در زمینۀ مصرع شعری از استاد خلیلی، تبادل افکار و تجسس ادبی ای میسر گردیده است. در حقیقت مثل اینکه مقابل هم به مذاکره قرار داریم. اینک از ده ها وبسایت های ادبی، شمرده ای را تقدیم میدارم.
به آرزوی سلامتی،
________________________________________

برگشت به استاد خلیلی برگشت به ردۀ شاعران
________________________________________

هم‌نظر بوعلی، هم‌قدم بوالعلا
هم‌نفس رودکی، هم‌دم سلمان کجاست؟
مرد نميرد به مرگ، مرگ ازو نام‌جوست
نام چو جاويد شد، مردنش کجاست؟

سایت فارس نیوز:

مرد نمیرد به مرگ، مرگ از او نامجوست
نام چو جاوید شد، مردنش آسان کجاست؟

سایت ارغوان:

هم نظر بوعلي هم قدم بوالعلا
هم نفس رودكي هم دم سلمان كجاست
مرد نمير د به مرگ مرگ از او نامجوست
نام چو جاويد شد مردنش آسان كجاست

garm.blogsky.com/1388/04/page/3

هم نظر بو علی، هم قدم بوالعلا
هم نفس رودکی، هم دم سلمان کجاست؟
مرد نمیرد به مرگ، مرگ از او نامجوست
نام چو جاوید شد، مردنش آسان کجاست
استاد خلیل الله خلیلی - 05:18 ب.ظ | محمد مصطفی ح تیموری | چاپ یادداشت | 0 نظر

لطفاً تابلوی زیبای مضمون محترم راهیاب منتشرۀ همین وبسایت را در مورد احمد ظاهر - 14 جون همچنان مطالعه نمایید. گرچه اگر تعمق شود فرمودۀ شما بیشتر قرین حقیقت است که همانا«نام جست» به معنی شعر بیشتر نزدیک می باشد. ممنون.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 22.06.2019

خواهر گرانقدر ملال جان سلام بر شما!

مضامین زیبا و مستدل تانرا مطالعه کرده از آنها بسیار می آموزم. بر قلم تان برکت.

در مضمون معنون به "تاریخ سازی و..."، به فکر این حقیر شعر استاد خلیلی چنین است:

مرد نمیرد به مرگ، مرگ از او نام جست
نام چو جاوید شد مردنش آسان کجاست؟

موفق و سرافراز باشید


اسم: عبدالقیوم میرزاده   محل سکونت: هلند    تاریخ: 21.06.2019

دانشمنمد معزز جناب محترم عباسی صاحب سلام عرض کرده و احترام فراوان خدمت تان میرسانم.
در گام نخست از تقریض بسیار با ارزش و دانشمندانه تان که بیانگر ید طولأ تان در عرصه های تاریخ و جامعه شناسی میباشد یک جهان سپاسگذارم.
از اینکه من کمترین را با سخاوت عارفانه با القاب بس بزرگ یاد کرده ایید بازهم نشان از بزرگی شما دارد و من یک کهکشان سپاسمند شما محترم میباشم.
در بحث تاریخی آگاهی مردم ما از منافع ملی من در این نوشتار آورده ام که برای حفظ میهن در بهبوهه تجاوز خارجی و مقاطع معین برای دفاع از تمامیت ارضی چنین اتحاد هایی بوده ولی برای رفاه همگانی، پیشرفت و ترقی در نظرداشت منافع ملی این آگاهی در اهرم و قاعده بنابر عواملی که از آن بحث کرده ام یا هیچ نبوده و یا بسیار در حد اقل که برای کشور و ملت ما تغییر محسوس ببار نیآورده است. اما به نظر شما دانشمند گرامی به دیدهٔ قدر مینگرم.
در باره تدابیر مشخص عملی با آنکه من کارشناس متخصص عرصه های مختلف اداره کشور نیستم ولی با آنهم با عقل قاصر خویش در بخش نتیجه گیری و چه باید کرد ها مختصر خطوطی را برای اداره کشور مطرح کرده ام ولی در حال حاضر از ملاقات هایی چندین ساله که به کرات با کتگوری های مختلف جوانان داخل کشور داشتم من این قشر را مناسب ترین و با انرژی ترین وارث مطمئین اوضاع نا بسامان کشورم یافتم. اما این قشر هنوز بسیار سرگران و سرگردان اند. آنچه را من بسیار ضروری پنداشتم همانا آگاهی دهی این قشر از راه درک سالم از منافع ملی بسان جوانان کشور های اروپایی بعد از جنگ دوم جهانی و روشن ساختن تجارب تلخ و خونبار چهار دهه اخیر کشور میباشد. جوانان ما باید انتباه بزرگ از اشتباهات گذشته گان شان بگیرند.
عباسی صاحب بسیار محترم امیدوارم جسارت مرا در ارائه مطالب بالا با بزرگواری تان مورد عفو قرار دهید. همچنان پیوسته از شما آرزومند برخورد نقادانه در باره نوشته هایم که در سایت آریانا افغانستان آن لاین منتشر میگردد، هستم.
برای شما در کنار خانواده عزیز تان عمر طولانی با صحتمندی، سعادت و سر افرازی های فراوان آرزو دارم.
با حرمت مزید
ارادت مند شما میرزاده


اسم: نوراحمد خالدی   محل سکونت: North Lakes    تاریخ: 20.06.2019

محترمه ملالی موسی نظام
مقاله پرمحتوای شما را مطالعه کردم. ممنون و مرهون محبتهای شما. همیشه موفق باشید.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 20.06.2019

هموطن گرامی نور محمد بارور سلام!
نخست اینکه این کمترین نه تنها ژورنالیست نیستم، بلکه حتی از یک کوچۀ آن هم عبور نکرده ام، اما از حسن نظر تان ممنون.
از اینکه علاقه گرفته و سیه مشق این کمترین را مطالعه نموده و ابراز نظر نمودید از شما سپاسگزارم.
در مورد پروسیجر های طب عدلی و باقی مطالب صادقانه خدمت تان عرض شود اینکه شما بهتر از من میدانید که رژیم کودتا درست قبل از سقوط، تا حد امکان و توان تمام اسناد مهم را که دال بر محکومیت آنان نماید، نیست و نابود کردند، بعد هم چکه چوران تنظیمی هر آنچه از کاغذ و کتاب و دوسیه بود، به آتش افگنده و از آنها به عنوان مواد سوخت کار گرفتند و حتی به کتاب های خطی آرشیف ملی و موزیم نیز رحم نکردند، اما شاید چیز چیزی در طب عدلی باقی باشد که من از آن اطلاع ندارم. شاید هم.طن گرامی ما جناب "حسین فرهنگ" در مورد معلومات بیشتر داشته باشند که در صورت مطالعۀ این سطور لطف نموده ما و شما را در جریان گذاشته ممنون سازند.
در مورد "محبوب الله" نام، خدمت عرض شود که نخست خود زنده یاد احمد ظاهر به همسر شان تذکر داده اند که فکر میکنند آن شخص مشکوک را پیدا کرده اند و بعد از خانم خود می خواهند تا "محبوب الله" را به خانه راه ندهند، اما قرار گفته های " عبدالصمد داردار"، که گفته های همسر محترمۀ زنده یاد احمد ظاهر را تکرار می کند، در همان روز 24 جوزا "محبوب الله" که خوب می داند راز او افشا شده است، به بهانۀ سالگرد تولد احد ظاهر، دو خواهر خود را جلو انداخته و بعد خودش وارد منزل احمد ظاهر می گردد و باقی ماجرا...، پس این خانم احمد ظاهر نبوده است که این قضیه را پیش انداخته باشد."صمد دار دار" و نیز"صفی الله ثبات" هر دو در مورد صحبت کرده اند.
و اما جناب "عبدلصمد دار دار" در طی چهل سال پسین بار بار همین سخنان را از طرق مختلف بدون اندک ترین تغییر، بیان داشته اند و چندین نفر دیگر از دوستان و خانوادۀ احمد ظاهر آنرا تائید کرده اند.

در مورد باقی سوالات تان از روی لطف به نوشتۀ"عرض مختصری..." مراجعه کنید.

رژیم کودتا از احمد ظاهر هرگز وحشت نداشتو این سخن شما را من تائید میکنم، اما یک هنرمند قابل تائید برای آنان نبود، بخصوص که جاسوسانی از قماش"محبوب الله" احوال مجالس خصوصی و خانگی احمد ظاهر را برای آنان می رساندند و همه خوب می دانیم و کلیپ های خانگی احمد ظاهر در انترنت نیز موجود اند که مقامات کودتاچی را در محافل خصوصی خود مسخره میکرد، به شمول حفیظ الله امین جلاد. بازهم تکراراً خاطر نشان باید کرد که احمد ظاهر هنر خود را چون ناشناس و ظاهر هویدا و مسحور جمال و احمد مرید و... لیلام نکرد و هنر فروشی پیشه نکرد. در خاتمه با شما موافقم که " ... اصل بیطرفی ژورنالستی را کمتر رعایت" کرده ام، چون در چنین مواقع ( خیانت به یک دوست و رفیق) واقعاً قادر نیستم احساسات خود را مهار کنم، من از جناب شما صمیمانه معذرت می خواهم، اما در مورد" محبوب الله" نظرم همان است که بود.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 20.06.2019

محترم و گرامی عباسی صاحب سلام بر شما!

ممنون از معلومات تان در مورد نوشته ها با نام های مستعار. من فقط نظر خود را ابراز داشتم، ورنه خسروان صلاح کار خویش دانند. صحتمند و سرافراز باشید.


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 20.06.2019

تأریخ سازی و افتخار آفرینی کاذب ایران مشربان بی ارزش میگردد

محقق و نویسندۀ توانا، داکتر نور احمد خالدی، سلام بر شما،
تحقیق و ارزیابی مستدل تان در صفحۀ تحقیقی تحت عنوان « حدود خراسان در عهد صفوی» در مورد موجودیت منطقه ای در روزگاران قدیم به نام خراسان با ارائۀ نقشۀ مستند و آشکارای همسایگان آن که ذریعۀ نقشه بردار و جغراقیه دان آلمانی در عصر صفویان ترسیم گردیده، واقعاً هر نوع ادعای پوچ و بیهوده ایرا که در نیم قرن اخیر ایرانیان، جمعی از ایرانی مشربان افغان و گروه های سیاسی وابسته به آنکشور به میان آورده اند، نقش بر آب مینماید. احسنت بر شما که طی چنین مقالۀ مختصر آنچه را که سالهاست عده ای یاوه سرا و بیزار از افغانیت و منکر از تأریخ و افتخارات آن به منظور تفرقه اندازی بین اقوام شریف افغانستان و پامال ارزشمندی تأریخی این خاک کهن و حتی اصالت لسان دری که زادگاه آن، این خطۀ ارزشمند بوده است، با شتارت و کجروی پیشکش جامعۀ افغانی نموده اند، با یک صفحه از تحریر منطقی تان، رد نموده اید!

اخیراً مضمون نهایت آموزنده و مستندی هم از محقق، هنرمند، نویسندۀ خبره و دانشمند افغان محترم حامد نوید هم تحت عنوان «شرحی در رفع ابهامات تأریخی» در وبسایت آریانا افغانستان آنلاین اقبال نشر یافته است که لینک آن هم در همین مختصر پیشکش میگردد. درین تحلیل فوق العاده، متوجه میگردیم که ادعا های میان خالی ایران امروزی تا چه حد خود ساخته و بی بنیاد و غیر مستند است. مطالعۀ قسمت اول آن اثر قیمتدار را هم برای هموطنان محترم توصیه مینماییم.
برای مطالعۀ مضمون مربوطه ، لطفاً بر ادامه کلک نموده ممنون سازید.

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 19.06.2019

چون مسؤولیت نشر مطالب این دریچه به من سپرده شده، در آینده از نشر مطالب کوتاه و یا دراز تحت نام مستعار بدون ایمیل آدرس ثقه خودداری می کنم. مگر این که نوسنده توسط ایمیل جداگانه نام و تخلص اصلی خود را تذکر داده و دلیل انتخاب نام مستعار را توضیح کند. در صورت بروز اختلافات و مشاجرات باید ادارۀ وبسایت بر اساس مسؤولیتی که دارد نویسندۀ اصلی را تشخیص کند.


اسم: نور محمد بارور   محل سکونت: کوپنهاگن    تاریخ: 19.06.2019

نظری پیرامون استنباطات بعضی از وطنداران در بارۀ چگونگی مرگ احمد ظاهر مرحوم
با مطالعۀ نظرات محترمان هر یک حمید انوری (ژورنالیست) و داود موسی (حقوقدان و وکیل مدافع) اینجانب نیز مصمم گردیدم تا نکاتی را در بارۀ مرگ احمد ظهار آواز خوان عظیم کشور و بلبل موسیقی افغانستان ابراز بدارم، همانطور که آقای موسی متذکر شده اند، سعی خواهم کرد در ابراز نظرم اصل بیطرفی را به طور جدی رعایت کنم، چرا که ابراز نظر در بارۀ یک حادثه و رویداد مهم، هم مسؤلیت دنیوی دارد که ممکن باعث لغزش موضوع از مسیر حقیقی آن به کج راهه گردد و شخص مسؤل عذاب وجدان بکشد و نیز مسؤلیت اخروی هم دارد که در روز حساب انسان از تأئید ناحق بر جای حق، در برابر حق تعالی پاسخگو خواهد بود. پس رعایت بیطرفی سرنوشت جوانب متعدد موضوع را رقم خواهد زد.
این پهلوی مسأله را نیز باید واضح ساخت که حمایت از"واقعۀ ترافیکی" مرگ احمد ظاهر، برای شستن روی قیرآلود پرچم و خلق نیست، چرا که آنها چنان دوسیه های زخیم جنایات علیه انسان و انسانیت دارند که احیاناً دست نداشتن شان در واقعۀ مرگ احمد ظاهربه هیچ صورتی ازجنایات تأریخی آنها نمی کاهد.
و اینک نکاتی که این بندۀ الله در موضوع ملاحظه کرده است:
- جناب انوری مدعی اند که شادروان دکتور بالمکنداس، رئیس طب عدلی وقت از وجود یک سوراخ محل مرمی در عقب سر احمد ظاهر تصدیق کرده است؛ تا جای که معلومات وجود دارد، طب عدلی در هر زمانی دفاتر اندراج و ثبت های دقیق رجوع واقعات، افراد، نوع تقاضای معاینه و مرجع تقاضا کننده، مشخصات کامل شخص ، جسد وثبت حال دقیق جسم مورد معاینه حین قبل از ارزیابی و بعد از ارزیابی و خلاصه تمام جوانب موضوع در تمام اندراج ها به ثبت و قید میرسد.
هر گونه ابراز نظر فنی و طبی خارج از این طی مراحل و بدون تصدیق قانونی دکتوربارزس ومهر ادارۀ طب عدلی، به طور قطع اعتبار قانونی و حقوقی ندارد. فکر میکنم این پروسیجر را نسبت به هر کسی شادروان بالمکنداس حتماً دقیق میدانسته است. حال اگر ثبت های در مورد ارزیابی جسد احمد ظاهر در طب عدلی بوده باشد، جناب انوری ادعای شان را مستند سازند، بدون وجود مستند سازی اعتبار این دلیل منتفی است.
- اتکاء به اظهارات بیوۀ مرحوم احمد ظاهر مبنی بر اینکه "محبوب الله پاچا" نیت و ارادۀ قتل احمد ظاهر داشته است، با احترام و حرمت کامل که به اوشان دارم وحق شان میدانم که به خاطر حفظ کانون خانوادگی شان به هر روشی که مناسب میدانسته اند، مبادرت ورزیده باشند، واقعه نشان میدهد که محبوب الله نام دوست قریب و "محرم راز" احمد ظاهر بوده است، خانم ظاهر به خاطر حراست از شوهر خود با قصه جور کردن اینکه « محبوب الله خائن و در صدد قتل احمد ظاهر است» سعی نموده تا شوهر خود را از محبوب الله دور نگه دارد تا این دو رفیق "خلوت های" منافی کانون فامیل احمد ظاهربه عمل نیاورند. حریم شخصی و خصوصی افراد ایجاب میکند که در این مورد فقط همینقدر بنویسم.
- مرحوم دکتور ظاهر( پدر احمد ظاهر) به یقین که جسد پسر نامراد خود را ارزیابی کرده و از "حادثه بودن" واقعه آگاه شده بوده است و هم قطعاً قابل تردید است که آصف ظاهر( برادر احمد ظاهر مرحوم) به خاطر حمایت از برادر زنش ( محبوب الله نام) حقیقت واقعه را پنهان نموده باشد.
- همچنان با احترام عمیقی که به جناب آقای "عبدالصمد" دارم ایشان از باشندگان شریف چنداول ما هستند و شخصیت دارای احساسات پاک و حساس می باشند، تذکرات شان توأم با احساسات " در حالی که گیریه خود را جلو گیری کرده نمی توانستند" صرف اثر عمیق حزن در عواطف جناب عبدالصمد قبول شده می تواند نه یک مدرک معتبربرای اثبات چگونگی مرگ احمد ظاهر، و متهم گردیدن محبوب الله نام.
- موضوع اساسی که در این خلال فراموش شده است، "انگیزۀ" احیاناً کشتن احمد ظاهر است، او شخصیت سیاسی خطرناکی برای سفاک صفتان پرچم و خلق نبود، اگر او از سوی کدام دوشیزۀ خلق و پرچم محبوب بود مگر عقل قبول میکند کسی که دوست داشته می شود باید به قتل برسد...؟ و دگر اینکه واقعه پردازی رویداد ترافیکی مرگ احمد ظاهر با شیوۀ کار استخبارات حاکمیت خلق و پرچم متفاوت است، اگر احمد ظاهر را می خواستند واقعا محو کنند مثل سایر بیگناهان میبردندش و او را تیر باران میکردند و جسدش را هم به خانواده اش تحویل نمی دادند، چنانچه این شیوه را در برابر هزاران هموطن بیگناه و شهید ما به کار بردند.
- از مطالعۀ متن نوشته های جناب حمید انوری چنین بر می آید که اوشان در این موضوع اصل بیطرفی ژورنالستی را کمتر رعایت کرده اند، جناب شان بر علیه پرچمی ها و خلقی ها چنان صحبت میکنند که خصومت ریشه داری در بیانات شان محسوس است. و نیز در بارۀ متهم بودن محبوب الله نام چنان با غضب می نویسند که حتی زنده بودن محبوب الله را نامطلوب مطرح میکنند باین جمله که « او فکر میکند که زنده است...» چنین روحیه ی در تذکرات جناب انوری که ژورنالیست هم هستند، کاملاً بیطرفی شان را در این رویداد خدشه دار ساخته و زیر سوال می برد.
- این هم قابل یاددهانی است که استنادات ضعیف مقتول بودن احمد ظاهر، برای متهم قرار دادن پرچم و خلق، صحت و ثقم هزاران مدرک و سند جنایات شان را تضعیف خواهد نمود، باید در ارزیابی حقایق بیطرف و حقیقت جو بود.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 19.06.2019

محترم و گرامی عباسی صاحب گرانقدر سلام بر شما!
شما کاملاً درست می فرمائید، اما با درد و دریغ که اگر لست هنر فروشان را ادامه دهیم، سخن به درازا می کشد، از همینرو متذکر گردیدم که دریای از خون بین هنرمند و هنر فروش خط فاصل می کشد.

در همین جا لازم می دانم تذکر دهم که این کمترین شدیداً مخالف نشر نوشته های افرادی در این دریچه هستم که با نام مستعار می نویسند، چه هم وقت خود را تلف میکنند و هم از ما را، "پکول" هر کی است، برای اولین و آخرین بار برایش تذکر می دهم که در کودتای سفید 26 سرطان، ما همه در کابل شاهد بودیم که مردم عام به جاده ها ریخته و رقص و شادی و پاکوبی می کردند، به داود خان احترام داشتند و از جمهوریت بصورت گسترده استقبال کردند و احمد ظاهر هم جزء همین مردم بود و ...، اما در کودتای خونین روسی چنین چیزی هرگز صدق نمی کند.

در آینده خواهشاً از نشر نوشته هایی با نام مستعار خودداری کنید ورنه از این دریچه بگفتۀ عزیزی" دیک دلده و دال" جور خواهد شد.


اسم: غ.حضرت   محل سکونت: سویدن    تاریخ: 19.06.2019

در کشورهای مانند کشور ما ، هنرمند مأمور است و معذور.
مأمور یعنی مکلف و مؤظف بود که همچو سائر اقشار جامعه از طریق کسب و کار ( هنر نمائی) معشیتِ خویشرا تأمین کند که اصلاً این کار مذموم و ناپسند نبود.
معذور بود یعنی مجبور بود که به خواسته های حاکمیت وقت تمکین کند، چنانچه مثلاً صاحب یک دُکان و مغازه مجبور بود که دروازۀ دُکان خویشرا از ترس عواقب سرپیچی از دستور رژیم دژخیم و رجیمِ خلق- پرچم با رنګ سُرخ ( که رنګ دو تا دروازه با هم نه میخورد، هر چند هر دو سُرخ) رنګ آمیزی می کرد.
بناً حرف دل:
هنرمندان بخصوص آواز خوانان نه برای من و شما از صمیم قلب می خوانند و نه برای حاکمیت بلکه فقط بخاطر رونق بخشیدن و شګوفا ماندن هنر خویش منحیث منبع در آمد مالی ( که تأکید میشود یک امر پذیرفته میباشد) هم خویشتن را و هم دیګران را راضی نګهمیدارند که این کار رمز بقای تمام موجودات زنده تلقی میشود.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 18.06.2019

انوری صاحب محترم و گرامی!

«ماشتر غنی» فراموش نشود. که مرده اش را به درخت آویختند، «سیفو» که به رتبۀ دگروالی ارتقاء یافت، قمر گل و منگل هم سر و کمر شور می دادند، ف. عبادی را چگونه می توان از یاد برد. تعداد بیشمار دیگر زن و مرد که به حیث ممثل و نطاق در خدمت نظام بودند و حالا در تلویزیون مأوراء سرحد می غرند و از آدمیت سخن می سرایند..


اسم: پکول   محل سکونت: مرادخانی    تاریخ: 17.06.2019

احمد ظاهر هنرفروشی نکرد. آهنگ جمهوریت جمهوریت ما مبارک ... این را کی خواند؟


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 17.06.2019

محترم و گرامی عباسی صاحب گرانقدر سلام بر شما!

از فرصت استفاده نموده با تائید نظرات تان در مورد زنده یاد احمدظاهر خدمت عرض شود اینکه از نظر این کمترین قتل احمد ظاهر توسط جنایتکاران خلقی، دو جهت داشت، هم مسائل فامیلی و هم سیاسی هر دو. از نگاه سیاسی هم شما از من بهتر میدانید که احمد ظاهر هرگز هنر خود را به لیلام نگذاشت، یعنی هرگز هنر فروش نبود و برای رژیم کودتا با فشار های روز افزون جنایتکاران خلق- پرچمی ، هرگز حاضر نشد آهنگ بخواند، درست بر خلاف یک تعداد از هنر فروشان زمان که با فشار یا به میل و علاقۀ خود، هنر را به مزایده گذاشتند، طور مثال می توان از هنر فروشان ذیل نام برد که غیر از هنر فروشی کاری نداشتند:
1- احمد مرید
2- ناشناس
3- ظاهر هویدا
4- محسور جمال
5- گل زمان
6- خان قره باغی
7- سیما ترانه
8- بخت زمینه
این لیست با تأسف سر دراز دارد

فقط باید متذکر گردید که در چهل سال پسین یک دریای از خون بین هنرمند و هنر فروش ایجاد گردیده است که نباید از نظر دور داشت.

در یکی از نوشته ها که نمی دانم از کدام هموطن ما بود، در کنار قدردانی از احمد ظاهر، تعدادی از نام های هنر فروشان که در بالا آمده است نیز ذکر شده بود و از آنها قدردانی به عمل آمده بود که جای تأسف است.


اسم: هیچ   محل سکونت: هیچ آباد    تاریخ: 16.06.2019

سلام علیکم.
نوشتۀ عیدانۀ مؤرخ چهارم جون سال جاری جناب اقای عباسی صاحب مظهر و ترجمان احساسات بی آلایشِ ایشان در قبال هموطنان عزیز خویش میباشد، در واقع بیان تلخ از یک واقعیت تلخ و با اشک تلخ تجلی یافته.
امّا در مورد " خاله گلکالی " که یکی از نظر دهندگان محترم آنرا به وبسایتها تعمیم داده عرض شود
بلی، امروز شاهد به اجراء درآمدنِ سناریوی ( خاله گلکالی، یا همان گودی بازی یا به قولِ عروسک بازی)در سلول های مغز های روشنفکران وطن خویش هستیم، روشنفکرانیکه ظاهر و شمائل شان
فرا تمدنی می نمایاد ولی کِشتی افکار شان در بحیره های قرون وسطی مشغول به سیر و سیاحت است.
از فرط روشنفکری چشمان شان به اثر اصابتِ نورِ روشنفکری دچار ضعف و حتی تناقض بینی و تناقض گوئی شده اند بناً با جسارت تام مکرراً تأکید می کنم که روشنفکران ما افلاس زده ترین روشنفکران عالم بشمار می آیند که البته این تقصیر ذاتاً مربوط خود شان نی بلکه شرائط بغرنج و پیچیدۀ سیاست جهانی اینها را به این حال و روز انداخته.
از یک طرف خویشتنرا به لباس لیبرالیزم آراسته و خواهان تثبیتِ مقوله ها و مؤلفه های دموکراسی و آزادی اندیشه و بیان میباشند و تاختن بر دین و معنویتِ جامعۀ خویش را مظهر تمدن و پیشرفت و روشنفکری و روشنگری می پندارند و از طرف دیګر با پیوند های ایدیولوژیکِ یک کشور بزرګ کمونستی (که امروز تبدیل شده به معجونِ تماشائی مارکسیزم- کاپیتالیزم) تحملِ انتقاد از عملکرد های طالبِ ستم پیشه را از خود سلب نموده و به معترضین طالب طعنه ها حواله می نمایند.این مگر غیر از آن ( خاله گلکانی کومیک و در عین حال تراتژیک بزرگ سالان) تلقی خواهد شد؟
بیائید یا اینقدر روشنفکر و روشن بین و روشن خوان و روشن بیان باشیم که به سفید، سفید بګوئیم و به سیاه، یا بیائید دست از ادعای روشنفکری برداشته و قوانین مثلاً پاکستانی ( در پاکستان و کشور های مانند آن بی قانونی و عدم تمکین به قانون، خودش یک قانون محسوب میشود) را پذیرفته و از داشتن هیچگونه افکار سیاه و سفید و زرد و سُرخ و سبز عار نداشته باشیم تا همه چیز در نزد ما قانونی جلوه دهند.
روشنفکری ما هم عجیب منظرۀ زیبا دارد!
پدر و مادرِ همسرم از به اصطلاح محمدزائی های نسبتاً سرشناس و خوش نام شهر ما بودند. پدر همسرم پنج دهه قبل به رحمت حق پیوسته.برادران همسرم نیز اینجا زندګی می کنند، خواهر فقیده ام نیز همسر یکی از این به اصطلاح خُسر بره هایم بود. اینها آدم های بسیار بسیار شریف و نجیب و متواضع و زحمت کش و درس خوانده اند، شاید از نظر اخلاقیات درونی یعنی عقائد خصوصی با هم تفاوت داشته باشیم ولی سی سال را در کمال احترامِ متقابل باهم سپری نموده و کوچکترین کدورت بین ما ایجاد نشده ( نه فکری و نه خانوادګی) و مثل برادران خود دوست شان دارم و ضمناً اعتراف می کنم که خواهر شان نیز یک فرشتۀ تمام عیار میباشد.
چون تمام انسانها دارای خصائلِ یکسان نیستند ( حتی چند تا برادر) بناً یکی از برادران همسرم که یک شخص برومند و باسواد و مدعی روشنفکری میباشد به اقتضای سلیقه اش با داوود خان علاقۀ مفرط دارد.
این عزیز از چندین سال ( که بعداً فهمیدم) باینطرف دارای کارتِ روزانۀ ورود به جنګلِ فیسبوک بوده
من هم متأسفانه دو سه ماه قبل هوسِ قدم زدن به جنګل فیس بوکی در خود پروراندم و اکونت درست و داخل این جنګلِ بهاری و خزانی و تابستانی و زمستانی شدم.بعد از چند روز قدم زدنِ مختصر، چشمانم به حضور این مرید داوود خان افتاد که مینویسد و می بافد و می چربد و می نالد و می بالد و می خندد و می ګرید و......
اکثراً کُفتر بازیهای اش بر فراز باغِ سبزِ! داوود خان انجام می ګیرد.من که یک آدم لجوج و سخت در قبال استدلالِ سخیف حساس هستم در یکی از نوشته هایش که راجع به فضیلت داوود خان بود یک کامنتِ بنظر خودم منطقی نوشتم و داوود خان را از مقام فرشته بودن به مقام سرشته بودن تنزل دادم و این عزیز سخت بر افروخته شد که البته کامنت های مشاجره گونه ما بسیار داغ و تا حد انفجار رسید که البته بنده بنا به مصلحت و حفظ مناسبات دوستی از ادامۀ مشاجره خود داری نمودم که متأسفانه هر دوی ما احساس می کنیم که احساسات و عواطف یکدیگر را جریحه دار نمودیم.
این آقا مرا متهم به قوم( عشیره) پرستی نمود در حالیکه من اصلاً به اصالت قوم و عشیره و برتر پنداری قومی هیچ عقیدۀ ندارم، در مذهب من عقیده داشتن به قوم و قبیله و عشیره و تبار ( بخصوص از جنس غلجائی- درانی) ننگ بشریت و ننگ افغانیت و ننگ اسلامیت پنداشته می شود.
بلی، سنگ های کلان را میتوان در عِمارت یک ساختمان بکار بُرد، به زبان دیگر اقوام بزرگ از قبیل تاجک و (پشتون) و هزاره و ازبک را میتوان در تنظیم و تشکلیلِ ملت- دولت بطور عالمانه و منصفانه تعبیه و فعّال نمود زیرا این اقوام به شکل انفرادی قابل تجزیه نیست بلکه یک هیکل است ( هر چند برای یک انسان و یک افغان و یک مسلمان خوب نیز نباید قوم اولیت داشته باشد و هر بد و خوب را فدای قوم خود کند) امّا سنگ های ریزه به زبان دیگر عشیره سازی و عشیره پنداری اگر در دامن یک قوم بزرگ ( مثلاً پشتون) شکل بگیرد بسیار خطر ناک و حتی باعث انهدام سنگ بزرگِ بکار گرفته شده در عمارت، خواهد شد.
منظور از بیان داستان فوق، به نمایش گذاشتن تصویرِ خنده آور و تعجب آور و تأسف بارِ ادعاهای روشنفکران امروز ( مثل بعضی بُت تراشان)بود و بس.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 15.06.2019

دوستان ارجمند و عزت مند و واجب الاحترام محترمه ملالی موسی نظام و حمیدجان روشنی قلب و چشمم، بدون نیت خود را مگس دوغ ساختن، به اجازۀ شما در بحث دلچسپ و موضوع روز تان شامل می شوم. صفحۀ دارم در فیس بوک تحت نام "محمد عارف عباسی" که بیش از ۴۰۰۰ بیننده وخواننده دارد ، و مثل مدیر مسؤول یک روزنامه حد اقل یک یا دوبار در هفته یا خود می نویسم و یا از منابع دیگر اقتباس می کنم که الحمدلله صفحه به یک محل تبادل نظر بی حد محترمانه تبدیل شده و اعتباری کسب نموده.

من هم دین خود در برابر مقام ارجمند هنری احمد ظاهر ادا و مطالبی از انقلاب هنری اش و ره یافتنش به قلب ملیون پیر و جوان افغانستان نوشتم و حتی الامکان کوشیدم که بحث را بر محور استعداد خارق العاده، صدای افسونگر و عشق بی سرحدش به موسیقی بچرخانم و این که که کی کشت و چرا کشت. دوری جستم.
ولی عناصر بی حیا و بی شرم و دیده درای مربوط آن حزب و یا بعضی عقده مندان بی خرد بحث را به کج راهه بردند.
راز قتل احمد ظاهر را برادرش آصف ظاهر، روی هر دلیلی که بود مخفی نگهداشت. آصف ظاهر دختر مرد خطرناک جلاد را که به رضای خود به حانۀ شان آمده بود با عذر و زاری از خانه بیرون کرد. این قتل سیاسی نبود.
به تائید انوری صاحب آقای صفی الله ثبات زیاده روی نمود زیاد لافیدند و بافیدند.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 15.06.2019

خواهر گرانقدر و بی اندازه مهربان ملال جان سلام های گرم و احترامات فراوان خدمت تان تقدیم است!
نخست از همه از ذره نوازی های همیشگی تان یک دنیا ممنون.
و اما دو دنیا ممنون تان که متوجه یک غلطی فاحش گردیدید و مرا متوجه ساختید، ورنه من اصلاً متوجه نشده بودم و شاید هیچ وقت هم متوجه نمی شدم.
همین لحظه که این سطور را می نویسم، به کلیپ های تازۀ رفیق شفیق احمد ظاهر،" صمد داردار" دقیق شدم و گوش فرا دادم و نیز مصاحبۀ "صفی الله ثبات" در تلویزیون " میوند". که هر دو تازه اند و به مناسبت چهلمین سال شهادت احمد ظاهر تهیه گردیده و در یوتیوب قابل دریافت اند. البته هر دو نفر تائید می کنند که یک گلوله به پیشانی احمد ظاهر فیر شده بود که از عقب سر بیرون شده بود، اما آنچه"صفی الله ثبات" در تلویزیون در مورد خود و احمد ظاهر بیان داشته است، نه تنها جناب"صمد داردار" را عصبانی ساخته و در همان تلویزیون بصورت واضح گفت که سخنان"صفی الله ثبات" دور از حقیقت بوده است، این کمترین نظر به شناختی که از صفی الله ثبات دارم و یکی دوبار آنگاه که مدیر مسؤل نشریۀ "قلم در خدمت جهاد" بود و با وی همکاری کم و بیش داشتم، خوب می دانم که لاف میزند.

به هر حال از فرصت استفاده کرده و مختصراً می خواهم به یک مطلب در این دریچه اشارۀ داشته باشم، آنهم اینکه یک عده از هموطنان ما، هر ازگاهی تکرار می کنند که رژیم سفاک کودتاچیان ثور، هیچ ضرورتی نداشتند تا جهت کشتن احمد ظاهر، دسیسه چینی کنند، بلکه می توانستند بصورت مستقیم او را سر به نیست کنند.

من اما با این ادعا کاملاً مخالف هستم. درست است که رژیم سفاک، خونریز و بی بندوبار کودتا هزاران هزار هنرمند، سیاستمدار، مبارز، استادان پوهنتون، وزی و سفیر و افراد عام و خاص را شبها بردند و زنده به گور کردند و یا در پلیگونهای متعدد گلوله باران کردند و آب از آب تکان نخورد و...

و اما رژیم سفاک خلقی- پرچمی که از محبوبیت بی حد و حصر احمد ظاهر آگاه بود، هرگز شهامت انجام همچو جنایتی را نداشت و واهمۀ قیام مردم آنان را سخت وحشت زده ساخته بود و رژیم هم بسیار شکننده می نمود.

من خودم شاهد روز به خاکسپاری احمد ظاهر بودم. از دقیقۀ که جنازه را برداشتند تا آن لحظه ای که جسد خونین او را به خاک سپردند. آنگاه که موتر سیاه جنازه که همۀ آن گُل پوش گردیده بود به صوب شهدای صالحین حرکت کرد، هزاران هزار مرد و زن و پیر و جوان، موتر را تنگاتنگ دنبال می کردند، هنوز مصافتی طی نگردیده بود که جوانان تلاش کردند موتر جنازه را بالای شانه های خود برداشته و سر شانه تا شهدای صالحین ببرند و....

قصه کوتاه، از همان جاه که جنازه برداشته شده بود تا شهدای صالحین، تمام سرک ها و خیابان ها و چهار راهی ها را پولیس های مسلح رژیم زیر کنترول داشتند و نیز در بین مردم عام، به صد ها مامور مخفی رژیم حضور گسترده داشتند که با هزاران هیله و ترفند، مردم را به گونه های مختلف از عصبانیت رژیم می ترساندند، اما هر قدر تلاش کردند تا مردم را از دادن شعار های ضد رژیم مانع شوند، سودی نبخشید و مردم در تمام طول راه شعار های ضد کودتاچیان را فریاد می کردند و سردمداران رژیم را تب لرزۀ مرگ فرا گرفته بود....

اینکه چه تعداد از هموطنان ما بعد از مراسم به خاک سپاری توسط رژیم دستگیر و روانۀ زندانها گردیدند، برای من معلوم نیست.

پس باید مجسم کرد که با یک چنین دسیسه، مردم چنان خشونت و نفرت نشان دادند، اگر احمد ظاهر را به مانند هزاران هزار هموطن دیگر ما گرفتار، محبوس و نابود میکردند، آن رژیم شکننده و لرزان، با خشم مردم با یقین سرنگون می شد و این حقیقت را سردمداران رژیم کودتا خوب می دانستند.


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 14.06.2019

دوست بزرگوار و برادر دانشمندم آقای حمید انوری سلام بر شما،
مضمون نهایت تحقیقی و همه جانبۀ تا را تحت عنوان «این نودۀ بلوط است پیوندش نمی گیرد»، به مناسبت چهلمین سال مرگ احمد ظاهر ستارۀ جاودان و پیگشام موسیقی خاص و ماندگار افغانستان مطالعه نمودم؛ واقعاً که این حادثۀ جانگداز از همان آغاز، با افواهات و آوازه های گوناگون به نحوی در ابهام قرار گرفته است. چیزی که واضح هست در ابتدای عصر خونین و سیاه تسلط جمهوری دیموکراتیک خلق، نه تنها ترکی و حفیظ الله امین، ببرک و امثال آن گروه وطن فروش و خاین به خاک و مردم، به عیش و عشرت و دستیابی به امکانات تجملی و البته سپردن ملت و وطن پرستان به دست جلادان و ایجاد قتل و قتال وسیع، پرداختند بلکه فامیل های شان هم در آن روزگار خون و آتش، فضا و افق جدید و خوش آیندی را رو برو گشتند. در آغاز کودتای ثور، پرواز طیارۀ آریانا در لندن ساعت ها عقب افتاد چون ساعت «رولکس» فرمایشی آموزگار بزرگ خلق، نور محمد ترکی با بوت های وی که از مغازۀ «بالی» از بودجۀ سفارت خریداری میشد، باید در همان پرواز به رهبر زحمت کشان افغانستان میرسید!!
دختر بزرگ حفیظ الله امین که گویا از صنف دوازده فارغ گشته بود، به ازدواج مصلحتی اسدالله امین برادر زادۀ وی در آمد و بعد تر محفل باشکوهی به نام مبارکی، در ارگ برگزار گردید که در آن احمد ظاهر را اجباراً وادار به اشتراک در آن نمودند. این آوازه که این دختر سخت هواخواه و علاقمند احمد ظاهر بوده است، با شواهد و چشم دید ها، حقیقتی بود که حتی در همان موقع بر این افواه دامن میزد که علت نابودی احمد ظاهر میتواند، چنین انگیزه ای داشته باشد.
اما در مورد شعر استاد خلیل الله خلیلی که احمد ظاهر آنرا سروده است و چنین آغاز میگردد:
ناله به دل شد گره، راه نیستان کجاست **** خانه قفس شد به من، طرف بیابان کجاست
در مضمون آموزندۀ شما، بیتی چنین آمده است:
مرد نمیرد به مرگ، مرگ ازو نام جست**** نام چو جاوید شد، مردنش آسان کجاست
در شعر مکمل استاد خلیلی، به عوض «نام جست، نام جوست» آمده است، مخصوصاً که در محاسبۀ وزن در هیچکدام تغییری پدید نمی آید؛ البته در تحقیق انترنتی در جاهایی هم به صورت«نام جست» آمده است. صرف یک تذکر دوستانه است.
ناگفته نماند که این بیت پر معنی در سایت « کانون افغانستان در اطریش» برای قدرمندی داکتر نجیب، یکی از جلادان تاریخ کشور و عضو مطمئن کی جی بی که آدم کشی را چون سرگرمی ای پیشه نموده بود، انتخاب گردیده است. بیشرمی هم حدی دارد.
به آرزوی سلامتی،


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 12.06.2019

دوست نهایت محترم و عالیقدرم جناب انجنیر صاحب احسان الله مایار!

مضمون حاوی پیشنهاد با مفهوم و ارزندۀ شما را به سر لوحۀ «هوا خواهان و هواداران تأریخ» با دقت و دلچسپی خواندم.
مقدم بر همه باید افزود که تأریخ هوا خواه و هوادار نمی خواهد. وطن شناختن جزء خود شناختن است و این شناخت را تأریخ میسر می سازد، که با صداقت، امانت داری با درک و فهم این رسالت و مسؤولیت نوشته شده باشد.اکثر مؤرخین ما از مکتب تحلیلی و ارائۀ برذاشت و نظر خود در شرح رویداد ها و گزارشات کار گرفته که اختمالاً شرائط و زمینۀ تحقیق و جمع آوری اسناد میسر نبوده و یا خصلت انسانی نا رضایتی های شخصی او را عمداً وا داشته که برای تمثیل علایق خود تأریخ را وسیله قرار دهد ولی در کل در آفرینش آثار تحقیق علمی صورت نگرفته و به ندرت به اسناد قابل اعتبار مراجعه گردیده و بیشتر نقل قول ها بکار رفته و دیده شده که گاهی واقعیت ها فدای احساسات شخصی گردیده و در قضاوت به اسناد مراجعه نشده و درقضاوت بر شخصیت های مطرح پرهیزگاری مسلکی صورت نگرفته و حب و بغض شخصی مشهود است که الته این تذکر شامل حال همه مؤرخین نیست.
تاریخ نور افگن زندگی وطنی در ادوار مختلفۀ تأریخ است و مؤرخ مسؤولیت اخلاقی و مسلکی دارد که برای آیندگان حتی الوسع واقعیت ها را بنگارد.
متأسفانه بعد از سقوط نظام پرچم و خلق و به قدرت رسیدن تنظیمی ها و بالاخص نفوذ گستردۀ شورای نظار بر کلیه امور مملکت تأریخ هم در امان نمانده مطابق علایق قومی و منطقوی تحریف و درج کتب درسی معارف گردیده و معلومات جعلی درج تأریخ گردید.
آثار مؤرخین پیشین و معاصر منابع و مأخذات مهم است ولی علاقه مند تأریخ به یک اثر نه چسپیده آن را کتاب مقدس نپنداشته بعد از مطالعۀ چندین اثر قضاوت سلیم خودرا بکار اندازد.
در پهلوی مطالعۀ آثار مؤرخین وطن خواندن آثار مؤرخین کشور های دیگر که اکثراً محصول مسافرت های متواتر در منطقه بوده و امکانات دسترسی به اسناد و مدارک برای شان به مراتب مساعد تر است و در خلقت اثر تحقیق علمی می کنند و مستند می نویسند بی نهایت آموزنده و سود بخش است.
سال گذشته من کتابی را شنیدم(چون در خواندن مشکل دارم) تحت عنوان «عودت پادشاه» توسط یک نویسندۀ سکاتلندی که چندین بار به افغانستان و سه بار به هندوستان سفر کرده، و راه کتاب «بازی بزرگ» "The Great Game" را تعقیب ولی در مورد رقابت روس و انگلیس در منطقه و سیاست های وقایوی انگلیس از «الماس تاج شاهی» یعنی هندوستان و بار آوردن تباهی و بربادی افغانستان که به اساس اسناد نویسنده یک کشور ثروتمند منطقه بود در رفاه می زیست و عواید سالانۀ سند و کشمیر و به خزانه اش می ریخت، چگونه رقابت دو مخبر انگلیس و راپور های جعلی یکی زمینۀ اتخاذ نابخردانۀ تجاوز انگلیس را بر افغانستان میسر ساخت. نویسنده پرده از روی جنایات وحشیانۀ اتباع مملکت متمدن اروپایی در افغانستان بر می دارد. شنیدن این کتاب بسی موضوعات را برایم روشن ساخته و بسیار ابهامات را مرفوع گردانید، کتاب موقف بی نهایت دشوار زمام دار وقت افغانستان را در بین دو آسیاب سنگ استعمار روس و انگلیس توضیح و برای نجات خاک های متصرفه اش چه جان فشانی که نمی کند. و کتاب بطور مستند بر اتهامات پوچ و بی اساس و عقده مندانۀ بعضی مؤرخین افغان خط بطلان می کشد.
صادقانه بدون اندک ترین نفوذ علایق من مطالعۀ کتاب را به نسل جوان توصیه نمودم که به واقعیت های بسیار ناگواری راکه قبل از تجاوز روس این وطن پشت سر گذرانیده مطلع شوند چه ترجمۀ کتاب برایم مقدور نبود.
شما پیشنهادی خیلی ارزشمندی را ارائه کردید که متأسفانه عملی به نظر نمی آید. چنین فعالیت ها مستلزم ایجاد تشکلاتی بر مبنای عقلانیت، خرد و حب وطن است تا برای صیانت هویت ملی و ارزش های فرهنگی کشور در خارج کار عملی و مؤثر صورت گیرد که ترجمۀ چنین آثار جزء وظایفش باشد.
متأسفانه همان گونه که در این چهل سال ما قادر به ایجاد یک تشکل سیاسی نشدیم در این جهت هم توجه نکرده مصروف کوبیدن بر سر هم دگر و مسیر بخشیدن سیل انتقادات در مورد امور مملکت استیم.
و هیچ گاه گریبان خود نگرفته ایم که ما برای وطن چه کردیم؟


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 10.06.2019

توضیحی مختصری خدمت معروفی صاحب محترم!


به فرمودۀ جناب شما در این«پرموچی» سن و سال زندگی مرا نیت و ارادۀ باز نمودن درب هیچ نوع مشاجره و مناقشه بی ثمرنیست و نمی خواهم یکی از ممثلین بازی«خاله گکانی» باشم.
در مورد طنز هم وطن محترم ما«یونس نگاه صاحب» من ضمن قدر دانی از نقد و توصیف شما چون اقبال خواندن آثار دیگر شان میسر نشده بود من عقیدۀ شخصی ام را که حق مسلم من بود، در مورد این طنز شان ابراز داشتم و پیچاندن یک طنز را در «آذان محمدی» کلمۀ«شهاده» و «سورۀ الفاتحه» بی حرمتی به دین اسلام و پیروانش دانستم و این که جناب شما آنرا بر اصول آزادی بیان توجیه نمودید. ای کاش ما اهل امریکا و جرمنی می بودیم که تحمل ما در طول تأریخ برای پذیرفتن آرادی بیان مطابق قوانین این ممالک پرورش می یافت. شما حتماً به خاطر دارید که در همان دیار های آزاد منش مطبوعات در برابر نشر کاریکاتور حضرت محمد"ص" چه محشری که بر نخواست و برای مطبوعات غرب خط سرخی ترسیم شد.
مقالۀ من در پیام عید بازگو کنندۀ درد و رنج و اندوه بیکرانم در برابر اعمال وحشیانۀ طالبان در مقدس ترین ماه اسلامی بود. کشتار خواهران و برادران بی گناه هزاره، تاجک، ازبک و پشتون به شمول زنان و اطفال واقعاً قلبم پاره کرد و کشتن شش جوان در «حربی پوهنتون» و گریۀ طفل شش ساله بالای مزار پدر ش که پولیس بود و در بینی حصار کشته شده بود دل سنگ پاره می کند خشم و غضبم بر افروخت و شاید چیز هایی از فرط قهر نوشته باشم که مناسب قلم من نبوده باشد. در حالی که مذاکرات صلح چالان و شصت نفر وطن فروش با این گروه در ماسکو جلسۀ بی نتیجه می کنند.
من احساس انسانی، افغانی و اسلامی خود را در این پیام عید تبارز دادم و این اعمال طراحی شدۀ پاکستان را خلاف نصوص قرآن, فرهنگ افغانی و اصول آدمیت خواندم. شاید احساس من و و«یونس نگاه» مشترک باشد ولی طرز بیان متفاوت بوده و من به مقدسات دینی توهین نکرده ام.
این مضمون در فیس بوک هم نشر شد و اکثریت تائید کنندگان علمای دینی و برادران و خواهران پشتون بوده اند.
لطفاً پای مرا در این «خاله گکانی» ها نکشانید که برای من حوصلۀ بگو مگو و مشاجره باقی نیست و سر م پر از سودای بحرانات عظیمی است که تباهی و نابودی افغانستان در آن متصوراست و من از بیچارگی خود و ملیون های دیگر می نالم و می گیریم.
من به شخصیب، علمیت و احساس وطن پرستی شما احترام داشته و به عقاید تان کاری ندارم.





اسم: محمد نعیم بارز   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 10.06.2019


محمد نعیم بارز

آقای معروفی گرانقدر سلام!

خواندن نوشته های شما همواره برای من چیز های تازه، آموزنده و لذت بخش بوده، یکی هم همین نوشته « خاله گکانی » واقعاً خاطره انگیز و بسیار احساس بر انگیزه بوده است، زیرا من بار ها گدی بازی یا «خاله گکانی» دوران کودکی دخترانم را با دختران همسایه ها دیده و رد و بدل شدن حرف های شیرین و دیالوگ مهمانی رفتن و مهمانی آمدن ها و به تصویر کشیدن آشپزی، همچنان قهر و آشتی آنها را دیده و شنیده ام و نوشته نماد گونۀ « خاله گکانی» شما و سخنان تان در بارۀ رفتار و کردار مالکین سایت ها و همین طور اشاره ای به یکی از نوشته ها و طرز کار یکی از نویسندۀ محترم که بسیار به جا و زیبا بیان یافته است، خوشم آمد. اقبال تان بلند و بلند تر باد. 10/06/2019 نعیم بارز.


اسم: داکتر محمد اکبر یوسفی   محل سکونت: المان    تاریخ: 10.06.2019

زړه ته نږدی دوست سیدال جان هومان!

په ډیره خواخوږی سره زه هم د محترمی خور د مړینی په مناسبت تا او ستا پواسطه ټولو خویندو او وړونو ته او هم د محترمی خور د تر شا پاتی د کورنی غړو او دوستانو ته تسلیت غواړم. د هغی روح دی ښاد وی.

د الله د دربار څخه ورته د جنت فردوس آرزو لرم. دغی لاری باندی موږ ټول روان یو. د منزل آخره نقطه همدغه ده.

یو ځل بیا ټولو ته د صبر طاقت غواړم


اسم: احسان الله مایار   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 09.06.2019

برادر و دوست گرامی سیدال هومان! با تأسف عمیق از وفات همشیرۀ محترمۀ تان اطلاع حاصل نمودم. بدینوسیله از جانب خود و اعضای خانوادۀ مایار بشما و بازماندگان مرحومه صفورا جان بورگی تسلیت عرض نموده و از بارگاه الهی برای میرمن بورگی جنت فردوس التجاء می نمایم.
انا لله و انا الیه راجعون


اسم: عبدالقیوم میرزاده   محل سکونت: هلند    تاریخ: 09.06.2019

دانشمند محترم نوری صاحب معزز!
از الطاف بزرگمنشانهٔ تان در حق این کمترین قلباً سپاسگذارم. زحمات بدون وقفه تان در گرداننده گی این ویب سایت خواندنی و روشنگر قابل تمجید فراوان و ستایش است. از اینکه بر علاوه این همه مصروفیت های روشنگرانهٔ تان برای تصحیح، ویرایش و تدوین کتاب ( ملت، منافع ملی و دولت ملت در افغانستان) از این قلم قبول زحمت فراوان کرده و وقت بسیار گرانبهای تانرا صرف میکنید نهایت ممنون و مشکورم. از ته دل آرزوی طول عمر با صحتمندی و خوشنودی تانرا دارم. با حرمت فراوان
عبدالقیوم میرزاده


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 08.06.2019

دانشمند محترم و دوست گرامی ام نوید صاحب!

من همواره از آثار پر بهای شما فیض برده ام. ممنون توضیح مهربانانۀ تان. الحمد لله که صحت یافتید. موفقیت شما را در ایفای این مسؤولیت ملی و خدمت ارزنده از خداوند می خواهم
در کهن سالی طبیعت ها نازک می شود.


اسم: حامد نوید   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 08.06.2019

دوست دانشمند و هموطن نهایت گرامی جناب عارف عباسی،
با ابرازپوزش که بجواب تبصرهٔ مهر آمیز وعالمانهٔ شما دیرترمیپردازم. البته دلیل آن مریضی کوتاهی بود که عاید حالم گردیده بود که مرا از نوشتن باز میداشت، شادمانم که این نوشته مورد توجه تان قرار گرفت.شما لطف فراوان دارید ولی من وظیفهٔ خود میدانم تا آنچه را در مورد مدنیت پارینهٔ میهن عزیزما افغانستان وحوزه های فرهنگی کشور های همجوار تحقیق نموده ام بر مبنای شواهد تاریخی در اختیار هموطنان عزیز بگذارم تا باشد صحت وسقم وقایع تاریخی با ارائهٔ اسناد دردسترس علاقمندان تاریخ و فرهنگ منطقه قرار گیرد. چون هر قدر موضوع آشکار تر گردد، قضاوتها و داوری های سالم تر در مورد تمدن های شگوفا شده در میهن ما وسرمینهای همجوار آن صورت میگیرد.

متأسفانه هجوم تبلیغاتی کشور های همسایه از یکسو و عدم توجه خود ما به تاریخ تمدن و فرهنگ کشور ما از سوی دیگر باعث آن گردیده تا خلایی درین رابطه ایجاد شود که شاید نسل های آینده را بسوی بی هویتی و عدم اعتماد به ارزشهای ملی سوق دهد. ازطرف دیگر در سطح جهانی یکتعداد "خاورشناسان" غربی هستند که هریک با طرز دید وآجندای خاص خود بر موضوع مینگردند و با استدلال های عمومیت گرایانهٔ شان تاریخ فرهنگ وتمدن افغانستان وبرخی از کشورهای آسیای مرکزی را به دیدهٔ اغماض مینگرند که درینمورد باید تیمی ساخت و با مسئوولین موزیم های جهان برای احقاق حقوق فرهنگی افغانستان دست بکار شد.

بازهم ممنون از توجه تان. امید است بخشهای دیگر نوشته مورد علاقهٔ تان قرار گیرد.

باعرض حرمت
حامد نوید


اسم: آریانا افغانستان آنلاین   محل سکونت: پاریس فرانسه    تاریخ: 08.06.2019

اطلاعیۀ آریانا افغانستان آنلاین
در مورد رسالۀ «ملت، منافع ملی و دولت – ملت» اثر ارزندۀ جناب قیوم میرزاده.
آریانا افغانستان افتخار دارد مقالات ارزندۀ محترم عبدلقیوم میرزاده را تحت عنوان «ملت، منافع ملی و دولت – ملت در افغانستان» در بیست بخش نشر نموده و به دسترس خوانندگان خویش قرار داده است. جناب میرزاده در این اثر شان مطالب مهم اجتماعی و سیاسی افغانستان عزیز را برون داده اند و آریانا افغانستان آنلاین با مباهات این مقالات ایشان را ترتیب، تنظیم و تدوین نموده به شکل یک "رساله" در آورده که عنقریب نشر و زینت بخش کتابخانه و آرشیف این وبسایت می گردد.
ما این این ابتکار عمل را انجام داده ایم. ادارۀ آریانا افغانستان آنلاین


اسم: ملالی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 07.06.2019

در اخبار امروز که از سایت رادیوی آزادی پراگ پخش گردید و درین وبسایت قابل مطالعه می باشد، خبری هم از «هفتۀ حفاظت از محیط زیست» استکه خبرنگار آن وبسایت به نام « نصرت پارسا» ادعا نموده که شهر کابل در حقیقت آلوده ترین پایتخت جهان است. فعلاً میگذریم که خبر نگاران جوان دستگاهای نشراتی مربوط افغانستان در خارج به پیروی آشکارا از ایران تا چه حد لغت پردازی و اصطلاح سازی مینمایند که به حال خود می گرییم، اما اینکه در مسائلی که احصائیه گیری «نه آمار» و ارقام حکم مینمایند، نمیشود ادعا نمود که مثلاً کابل آلوده ترین پایتخت جهان است. البته که دلایل هوای کثیف پایتخت همه مستند تحریر شده است و حقیقت اینست که نفوس زیاد و فابریکات و سوخت وسایل نقلیه و امثالهم مشکل بزرگی را در شهر های بزرگ کشور بوجود آورده است، ولی فراموش کردن بیژینگ و تهران و شهر های صنعتی ایکه مردم اجبار پوشیدن ماسک را دارند، نباید چنین خودسرانه فراموش گردد.
البته آلودگی هوا در شهر کابل یکی از مشکلات عمدۀ رو به ازدیاد است که نمیتوان منکر آن گردید و باید حتی المقدور توجه جدی در مورد آن به عمل آید.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 06.06.2019

آثار بی همتا و پر محتوایی که در این وبسایت و یا هر منبع دیگر به نحوی به امروز دیروز و فردای وطن ارتباط می گیرد سزاوار ستودن و اندیشۀ والا و هنر عالی نویسنده در خلقت آن در خور توصیف و ستایش است. مثل نوشتۀ اخیر فوق العدۀ عالی بارز صاحب و مضمون بی نهایت دل پستد و زیبا و رسای انوری صاحب«مرده شو ...«
پدیده هایی که احساس بر می انگیزد و شور عشق وطن می آفریند گاه گاهی مورد نقد و ستودن دوستان قرار می گیرد نه به توقع شنیدن «آفرین خیر ببینی» از طرف نویسنده، ولی فرهنگ ما ایجاب یک امتنان به اصطلاح خشکه را می نماید ولی اغماض چنین نیات احسن و تشویقات، طبعاً شک خود ستایی و تکبر و بی تفاوتی می آفریند، که در طریقت فضل گرایان مطلوب نیست.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 04.06.2019

خواهرمحترمه و معززه ام ملالی موسی نظام!

زحمات شما در سبیل اطلاع دیگران از خدمات برازندۀ علمی و فرهنگی خبرگان و نخبگانی چون محترم حامد نوید در خور تقدیر و ستایش است. برای شما و نوید صاحب آرزوی صحت مندی و موفقیت دارم. عید مبارک.


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 04.06.2019

برادر معزز آقای عباسی،
به ارتباط آثار و زحمات خستگی ناپذیر دانشمند خبره، آقای حامد نوید، از قلم ماند تا بیان نمایم که آثار گرانبهای اعصار قدیم افغانستان که در موزیم های فرانسه وبیشترین در موزیم «گیومه» پاریس نگهداری میشوند، همه نظر به قرار دادی که اعلیحضرت امان الله خان با آن کشور به عمل آورده بود، به همان منوال به نام مملکت مربوطۀ آن معرفی میگردد. ولی این برتش موزیم و دیگر موزیم های برتانیه است که اکثراً نظر به تلاش ایران و طرق گوناگون، داشته های عهد عتیق و گرانبهای افغانستان تحت عنوان آثار ایران باستان«؟!» ثبت شده است. در حقیقت آقای حامد نوید این آثار ارزشمند را تلاش دارد تا به اسم مملکت مربوطۀ آن راجستر و معرفی گردد. اگر نظر به وعده سفارت افغانستان درین زمینه اقدام رسمی نماید، تعقیب آن البته به کمک آقای حامد نوید و همکاری اینجانب میسر خواهد گردید. وسلام.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 03.06.2019

محترم داکتر خالدی!

از توجه شما نهایت ممنونم. بلی KGB در 13 مارچ سال 1954 تأسیس شد. اما دفتر استحبارات مرکزی حزب از بقایای دفتر استخبارات زار ها در سال 1917 ایجاد و تا تأسیس KGB تحت نام های مختلف، ولی براساس عین اهداف و لایحۀ وظایف فعالیت می کرد.


اسم: نوراحمد خالدی   محل سکونت: North Lakes    تاریخ: 03.06.2019

محترم عباسی سلام
از نوشته تکمیلی تان یکدنیا تشکر. البته در زمان نشر کتاب، من استفاده از بعضی اصطلاحات را دوباره مرور خواهم کرد. بهرصورت فکر نمیکنم ک ج ب در وقت نادر خان موجود بوده باشد. همچنان لازم نمی بینم که معرفی کسانی از خاندان وی را که این درس را مرور کرده اند، کار مناسب باشد . موفق باشید.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 03.06.2019

جناب محترم داکتر نور احمد خالدی!

با عرض امتنان خدمت دانشمند محترم داکتر صاحب میر عبدالرحیم عزیز و ملاحظات عالمانۀ شان.
تعجب من اینست که که داکتر صاحب خالدی اصطلاح «آل یحی» را اسم با مسمی می خوانند. در تأریخ از آل قارون و آل فرعون و آل موسی و دیگران یاد شده. این اصطلاح ساخته و پرداختۀ ببرک نی بلکه دستور خاص ک ج ب بوده و ورد زبان تمام اعضای حزب خلق و پرچم بود.
هم چنان کلمۀ«نادر غدار» اطلاق به اعلیحضرت محمد نادر شاه تکیه کلام مردم کوهدامن نی بلکه برگزیدۀ دفتر خاص ک ج ب بنابر دلائل خاص سیاسی بود که مربوط حمایت سردار نصرالله خان و سپه سالار محمد نادر شاه از نهضت آزادی خواهان مأورالنهر در زمان سلطنت امیر حبیب الله خان و همچنان تعقیب سیاست درب های بسته در برابر شوروی در دوران زمام داری اعلیحضرت محمد نادر شاه بود که شوروش شش بار هیأت های دپلوماتیک را برای اعادۀ روابط دوستانه بین مملکتین به کابل فرستاد ولی تغییری در موقف سلطنت افغانستان وارد نشد. لذا اعلیحضرت محمد نادر شاه در لست سیاه کرملن شامل بود و به چاکرانش دستور داد تا این شعار را متداول سازند.
در مورد روابط سپه سالار محمد نادر شاه با امیر امان الله خان توضیحات مزید بر بنیاد شواهد عینی وجود دارد که در این درس تأریخی از آن سطحی گذر شده.
اگر منظور از تدریس تأریخ است باید کلمات و اصطلاحاتی که بین یک حزب مروج بود و در فرهنگ افغانستان وجود نداشته از این درس حذف شود ورنه بدون شک اشتباه پیوند نویسنده یا معلم را با همان گروه تقویت می نماید.
داکتر صاحب خالدی گفته می توانند که کدام یک از اعضای خانوادۀ سردار یحی خان این اثر شان را قبل از نشر خوانده اند.


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 03.06.2019

دوست و برادر عزیز و دانشمند آقای عارف عباسی،
بعد از سلام، درست فرمودید که مضمون اخیر محقق، شاعر و نویسندۀ دانشمند افغان محترم حامد نوید تحت عنوان «شرحی در رفع ابهامات تأریخی» دریچۀ روشنی است از حقایق بی چون و چرای تأریخ صده های سرزمین کهن ما افغانستان عزیز، آثار ماندگار آن و البته کلتور و فرهنگ خاصی که موجودیت داشته های آنرا از همسایگان و مخصوصاً از منطقه ای که امروز ایران نامیده میشود، دقیقاً و بصورت مستند و مستدل متمایز می سازد. واقعاً که هزاران تهنیت بر زحماتی که وی در راه شناسایی و تحقیق از هر گوشه ای از تأریخ وطن متقبل گردیده است.
کاش میشد که دیدار دوستانه ای میسر میگردید که از مجلس چنین شخصیت متواضع، بی تکلف، شکسته نفس و در عین حال جهانی از فضل و دانش که همه در قبال افتخارات وطن عزیز ما فراهم گردیده است، مستفید میگردیدید.
آقای حامد نوید، در آغاز سال جاری سفری به انگلستان و فرانسه داشت که البته از آثار افغانستان در میوزیم های آن ممالک برای چندمین بار دیدن نمود. این شخصیت ملی، بار هاست که تلاش دارد که آثار گرانبها و بینظیر تأریخ کهن افغانستان را که زیر نام مدنیت فارس«؟!» با دلایل و تحایفی ثبت است ، با اسناد و مدارکی که در دست دارد، به اسم کشور خویش معرفی نماید. متأسفانه تا هنوز چنین نتیجه ای بدست نیامده است؛ ولی اولیای موزیم را قناعت داده است که با اقدامی رسمی از جانب سفارت افغانی، درین راه گام هایی برداشته شود که البته مؤفقیتی خواهد بود بینظیر.
به آرزوی سلامتی،


اسم: ملالی موسی نظام   محل سکونت: ایالات متحدۀ امریکا    تاریخ: 03.06.2019

محترمه خانم ماهرخ عباسی سلام بر شما،
لطف نموده مضمون نهایت برازنده و تحلیل بسیار بجایی را در قالب تحریر شایسته ای در مورد خانم های اول در افغانستان پیشکش وبسایت آریانا افغانستان آنلاین نمودید. حقیقت امر هم آنچه هست که شما نوشتید، مخصوصاً که به یک نکتۀ مهم وحساس حیات میرمن های حرمسرای افغانی اشاره نمودید که همانا موقف و شرائط تعداد «اغلباً» کثیری از زنانی بوده است که به طرق و بهانه های گوناگون در قصر های شاهان افغان راه می یافتند. شکی نیست که حتی در قرن بیست و یکم، زن مطلوم افغان اکثراً با داد و گرفت و فیصلۀ دیگران نصیب مرد ناشناسی میگردد«اگر ازدواج فامیلی نباشد»، ولی حالات و طرز زندگی خانواده و موجودیت فرزندان گوناگون در محوطۀ حرم خود داستان ها و روابطی را قلم میزدند که از زندگی افراد آن جامعه متفاوت میبود.
رقابت های زنان حرم و توجه زیاد و کم شوهر تاجدار، در احوال خود و اطفال آنان بدون شک مؤثر واقع میشد، تا حدی که گاهی تأریخ ساز شده و سرنوشت را به سوی دیگری مواجه میساخت.
این قلم سال گذشته مختصری از احوال و فعالیت و توانایی زنان اول تأریخ افغانستان را تحت عنوان «اندر اوصاف میرمن های اول در تأریخ افغانستان»، در پنج قسمت از عصر «سلطانه رضیه» تا خانم رولا «بی بی گل» غنی از لابلای سطور دست داشته جمع آوری و درین وبسایت تقدیم خوانندگان نمودم که در آرشیف اینجانب موجود می باشد. در صورت علاقمندی برای مطالعه، لطفاً بر «ادامه» کلک نموده ممنون سازید.
به آرزوی همکاری بیشتر،

متن مکمل این مضمون را اینجا کلیک کنید و بخوانید...

اسم: نوراحمد خالدی   محل سکونت: آسترالیا    تاریخ: 03.06.2019

محترم میر عبدالرحیم عزیز
از نوشته تکمیلی تان یکدنیا تشکر. البته در زمان نشر درس ششم در جمع درسهای ده گانه بصورت یک کتاب، من از نوشته شما استفاده خواهم کرد. در این درس برای جلوگیری از طولانی شدن بیشتر از کسانی نام برده شده که در قضایای تاریخی نقشی داشته اند.
در مورد کاربرد آل یحیی از اشاره ببرک کارمل به این نام مطلع هستم اما اسم با مسمای دیگری نمیتواند این خانواده را خلاصه کند. علاوه بر آن این نوشته را چند نفر ازاعضای این خانواده که در قید حیات هستند مرور کرده اند و کدام مخالفتی در مورد کاربرد "آل یحیی" نکرده اند. باز هم در وقت چاپ کتاب در مورد بیشتر فکر میکنم. تشکر از نظر تان.


اسم: سلطان جان کلیوال   محل سکونت: کاناډا    تاریخ: 02.06.2019

د مبارک اختر د راتلو په مناسبت:
د اریانا افغانستان د درنې نشراتی پاڼی ټولو درونو کارکونکوته، ټولو قلمی همکارانو او لوستونکو ته، ټول افغان ولس ته او د دنیا ټولو سوله دوستو مسلمانانو ته د زړه له کومی مبارکی وایم. هیله من یم چی د همدی مبارکو ورځو په راتلو سره په ګران وطن کی د سولی په مخ ټولی بندی دروازی بیرته او د وینو توېدو ټولی بهانی له منځه و لاړشی او زمونږ له وطن نه د غم ټغر د تل د پاره ټول شی. په درنښت. کلیوال


اسم: صلاح الدين سعيدي   محل سکونت: انگلستان    تاریخ: 02.06.2019

دور هفتم مذاكرات صلح آغاز شد!

خطاء های مبدایی در پيشبرد مذاکرات صلح و مذاكرات سياسي تحت نام مصالحهء سیاسی با طالب وجود دارند و یکی از آن مغالطهء مصالحهء سیاسی با مصالحه ء ایدیولوژيکی است.
مردم افغانستان و جهان ، عقل سلیم و شهامت میطلبد که مصالحهء سیاسی شود. اما ما با طالب و دید طالب مصالحهء ایدیولوژيکی نمی خواهیم. این را باید قبل از همه کسانی بدانند که مسوول مذاکرات اند.
مذاکره با طالب بدون فهم از دین و عدم فهم از تعابیر غلط و درست از
دین ناکام اند....
تراژيدي ملت افغان ادامه دارد!
د. صلاح الدین سعیدی
٢/٦/٢٠١٩


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 02.06.2019

"شرحی در رفع ابهامات تاریخی"

من این مضمون جامع، پر محتوا، عالمانه و مکتبی محقق، مؤرخ و باستان شناس طراز وطنم دانشمند محترم جناب حامد نوید را شرح نی بلکه نور افگنی یافتم که بر زوایای تاریک از خود پنداری های بی اساس مفاخر، مشاهیر، علما و عرفای نه تنها کشور ما بلکه منطقه را در کل روشن ساخته، نه بر سبیل غلبۀ احساسات و بی بنیاد سرایی، بلکه با برگه ها و شواهد معتبر علمی ذهن خواننده را با بر اندختن نقاب کذب و ریا روشن ساخته اند.
منی هیچ مدان این مکتب و شاگرد مبتدی این نوشتۀ ناب را که بر پایه های تحقیقات مستند علمی بنا یافته اثر نی بلکه گنجینه یافتم که چه دلپسند و زیبا نوشته شده. البته رسم روزگار روا ندارد که شاگردی استادی را آفرین گوید ولی من همین قدر می دانم که بگویم برای من یک مأخذ گران بهای معلوماتی بود و بسیار آموختم.
با بی صبری منتظر نشر بخش های بعدی ام.
با کمال احترام از ادارۀ محترم آریانا افغانستان آنلاین خواهشمندم که چنین آثار بکر را به شکل رساله در آورده زیب آرشیف خود سازند.


اسم: ‌‌‌‌‌‌ډاکټر صلاح الدین سعیدي   محل سکونت: لندن    تاریخ: 02.06.2019

د امارت اسلام د مشر د دفتر مشر امیر خان متقی د یوتیوب روستي پيعام ته!

سلام
جناب امیر خان متقی ته سلام!
ستاسې جذباتي وینا مې واورېده. داسې ښکاري په خبرو دې باور لرې او درته سمې ښکاري خو داسې نه ده.
ښکاره خبرې نه کوې. هسې هسې عامې ګ‌‌‌‌‌‌ډې و‌‌‌‌‌‌ډې غږیږې.
زه د کابل ادارې کس نه یم خو که غواړې چې ځان پوه کړې ماته زنگ شه چه زه دې پوه کړم . په هغو خبرې دې پوه کړم چې ستاسې سر پرې لا خلاص نه دی او سر به مو خلاص شي!
تاسې اوله خبره روښانه کړئ چې تاسې د حاکمیت د ایجاد میکانیزم کوم دی او د ملت نقش هغه کې؟
تر څو دغې پوښتنې ته ځواب نه شې دا نورې خبرې دې هسې د وقت ضایع کول دي.
ستاسې مواضع افغانستان ته با عزته سوله نه شي راوړلای. تفاصیل به درکړم که زنګ شې
مننه
تیلفون مې دادی:
۰۰۴۴ ۷۸۸۶۴۷۴۶۳۸
داکتر سعیدی


اسم: Salah. Sayedi   محل سکونت: UK    تاریخ: 01.06.2019

د سولې ناکامې هڅې ناکامې نه دي!

هو په همدې ناکام حالت کې هم دا هڅې کامیابې دي که افغان _ کابل حاکمیت د هغه نه درسته ګټه واخلی.
دا هڅې کامیابې دي که ددې هڅو او د سیاسي مصالحې د سیاست او تګلارې پر بنیاد یو افغان هم د وطن د ورانولو او انسان وژلو نه لاس واخلي، د پاکستاني استابلشمنت د لاس آله پاتې نه شي او د خپلې نسخې او اسلامی امارت ته د رسېدو لپاره د ملت مشروعیت تر لاسه کولو اصل ومني.
دا ومني چې د خپلو مطالباتو او نسخو د عملي کولو لپاره ټوپک نه کاروم.
دې باندې اعتراف پکار دی چې سیاسي مصالحه د خپل هویت او نسخو نه تېرېدل نه دي.
که سیاسي مبارزه د سیاسي مصالحې د توافق په صورت کې سیاسي مبارزه متمدن شکل ته اړول وي چې ده، نو هدف خو د سیاسي مصالحې په چوکات کې همدا په متمدنو وسایلو سیاسي مبارزه کول دي او په دې خبرې توافق وشي نو بیا دا بریا ده او هو دا سیاست بیا کامیاب دی.
د افغانستان او د سولې او استقرار په اړه د طالب د یوې ‌‌‌‌‌‌ډلې سره په قطر، دوحه، مسکو کې د امریکې او د یو شمېر افغانانو مذاکرات او خبرې په ریښتنې مانا ناکامې دي.
اما دا ناکام مذاکرات هم ناکام نه دي که ترې مثبته استفاده واخیستل شي!

ویل کیږي چې دغه طالب ‌‌‌‌‌‌ډلې مسکو کې په راتلونکي اختر کې په درې ورځني اور بند باندې توافق کړای. که اور بند د جګړې تیاری هم وي، مطلوبه نه ده خو بیا هم بریا ده.
داسې سوله چې د بلې جګړې ټول مشخصات او تابیاوې په کې نغښتې وي د منلو نه ده.

له بلې خوا د طالب ممکن اوربند د نورو ‌‌‌‌‌‌ډلو لکه د داعیش، د طالب نورې ‌‌‌‌‌‌ډلې، د مخدره موادو د وینو او باروتو تاجرانو، د افغانستان د معادنو، اوبو او لرګو تاجرانو او حاکمو مافیایی او دقوم او سمت پر سر د تجارت ټيکه دارانو شتون ددغه طالب نه د اوربند د عملي کولو توان، امکانات او عملي کونې توان نه لري!.
د طالب د افقی رهبرۍ مشرتابه، د طالب د عمودي رهبرۍ تر مشرتابه متفاوت فکر کوي. د طالب عمودي مشرتابه سیاسي محاسبات لرلای شي خو د طالب افقي مشرتابه خپلې دیني فتواوې لري چې د تناقض په صورت کې عمودي مشرتابه له خپلو صفوفو تجریدای شي چې دا کار د عمودي مشرتابه د تشویش موجب هم ده.
خو همدا ناکام مذاکرات به ناکام نه وي که مونږ، افغان _ کابل حاکمیت نړۍ، ملت او نړېوالو ته په مستند ‌‌‌‌‌‌ډول ووایي اود مذاکراتو جزئيات وړاندې کړي چې چا، څوک او ولې د سولې او استقرار د رسېدو خن‌‌‌‌‌‌ډ او مانع شول.
مونږ ته په کار دي چې مونږ د سولې په راوستو کې خپله انساني هڅه وکړو. افغان حاکمیت او کابل حتی دا هم ومنله چې طالب او امریکه سره اول د طالب_ پاکستان په غوښتنو سره مذاکراتو ته کښېني او مذاکرات سره وکړي خو نتایج او پایلې دغه دي چې ورته د ناکامو خبرو لقب ورکوو!
پاکستان او د طالب په نامه د امریکې او یو شمېر افغانانو سره مذاکراتو ته ناستې د افغان واقعیت یوه مهمه برخه یعنې افغان _ کابل حاکمیت د پاکستان او د طالب ددې ‌‌‌‌‌‌ډلې لخوا دوامداره نفیه کول واقعیتونه ردول او عملي موضع نه ده.
د افغان ملت نه د حاکمیت د مشروعیت لپاره چې دحاکمیت د مشروعیت مرجع ملت دی، پاکستان او دغه طالب ‌‌‌‌‌‌ډله ښکاره او عملي دریځ نه لري.

اما له بلې خوا د افغانستان خاوره د تاریخ په اوږدو کې د مرکري حاکمیت تر تسلط لاندې په ‌‌‌‌‌‌ډول چې مونږ نړۍ کې پېژنو نه وه. محلی مشرانو او قوتونو همیشه له مرکزه بهر په محلاتو کې خپل حاکمیت لرو او دا حالت دوام لري.
د کابل او افغان حاکمیت لخوا په دې روستیو څه کم 5 کلو کې د زور واکانو محدودیدل او د قانون د حاکمیت د پلي کولو هڅې او روستي انتخابات او د جمهوري ریاست ټاکنو حالات، مرکزي حکومت ته د لن‌‌‌‌‌‌ډغران او زور واکانو تهدیدات ټول دې ته زمینه سازي وکړه چې یوشمېر نور محلات هم د مرکزي ادارې له حاکمیته ووځي. دا حالت د طالب د قوت نه بلې د نورو بهرني غیر طالب لاملونه دي او هغسې چې طالب ادعا کوي د افغانستان خاوره ددوی په لاس کې هم نه ده. اما که دېرش فیصده هم وي، بیا هم باید د قضې طرف وي.
د غمیزې د اوږیدو او عدم استقرار نه باید مخنیوی وشي او دا ممکنه ده.
کابل _ افغان حاکمیت ته په کار ده چې نړۍ ته مستند کړي چې افغان _ کابل حاکمیت پر دغې طالب ‌‌‌‌‌‌ډلې خپله غاړه خلاصه کړه او پاکستاني استابلشمنت سره یې خپلې د خېر او سولې هڅې وکړې. حتې چې د افغان پر زمکه د پاکستان اغزن سیم د تېرېدو زهرناکه جام یې وزغمه.
نو چې دا ټولو نتیجه ورنکړه مجبوره یو چې دښمن په کلکه وټکوو او دا د نړېوالې ټولنې وجیبه هم ده چې ددې نړېوال خطر مقابل کې جړه چې افغانستان یې لمړۍ کرښه کې ولاړ دی، خپله برخه او رسالت ادامه کړي.
نو اوس دې دښمن ځان ټينګوي چې هر سنګر کې به نابودیږي!
دامرگ،ژوبله او تراژیدۍ به د افغان اولس او خیر په ګټه نه وي او نه دی خو حالات همدا پر مونږ تحمیلوي او جنگ نه مو را کاږي.
مونږ جنگ نه غواړو، خو که مو جګړې ته را کاږي نو جګړه مو زده ده!

نو دا هغه حالت کیږي چې د ناکامو مذاکراتو نه کامیابه گټه واخلو!
و من الله التوفیق
31/05/2019


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 31.05.2019

سلام و احترام و عرض ادب خدمت عباسی صاحب گرانقدر !

از اینکه نوشته های کج و معوج این کمترین مورد تائید شما قرار گرفته و ذره نوازی کرده اید، ممنون شما. شما خود بهتر میدانید در همچو مواردی که سخت غم انگیز و درد آور است، بی نهایت مشکل است قلم کش کرد، اما چاره چیست؟
من و شما و هر هموطن دیگر این تجربه های تلخ و جانگداز را بار بار شاهد بوده ایم. درد از دست دادن عزیزان چنان طاقت فرسا است که هیچ قلمی قادر به تشریح آن نیست. شما خود شاهد شهادت نابهنگام جوان نامرادی بودید که فقط ۲۶ بهار را تجربه کرد و درست زمانی که به ثمر رسید، دست گلچین فلک او را پر پر کرد. شاعر چه خوش گفته است:
گلچین روزگار عجب خوش سلیقه است
می چیند آن گُلی که به عالم نمونه است
بلی عباسی صاحب بزرگوار! زنده یاد "مرجان کمال" و نیز روانشاد خواهر زادۀ نامراد شما هر دو گُل های نمونه ای بودند که دست گلچین روزگار آنانرا ظالمانه از گلشن زندگی شان چید و خلقی را در غم و ماتم و اندوه فرو برد. برای شما و نیز خواهر گرامی و برده بار شما بار دیگر نسبت آن ضایعۀ غم ناک، صمیمانه تسلیت عرض میکنم. برای آن سفر کردۀ نامراد روح و روان شاد خواسته و برای همه بازماندگان آن عزیز از دست رفته، صبر جمیل آرزو میکنم.
یک بار دیگر ممنون از ذره نوازی های تان.


اسم: حمید انوری   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 31.05.2019

بزرگوار محترم مایار صاحب سلام بر شما!
با عرض معذرت که فرصت میسر نشد تا از ذره نوازی های شما زودتر اظهار امتنان نمایم. دستان مبارک شما را صمیمانه می فشارم. در مورد کودتای منحوس هفتم ثور ۱۳۵۷ و وقایع نکبت بار بعدی تا ایندم با شما کاملاً موافقم، اما یک حقیقت را نباید از نظر دور داریم و آنهم اینکه ما استقلال کشور خود را"به مفت" نباختیم، بلکه با تقدیم بیشتر از یک و نیم میلیون شهید پاک، با شهامت تمام از آن دفاع کردیم، اما نظر به خیانت یک مشت افراد جبون و ذلیل و فروخته شده و جاسوس، آن خونهای پاک پامال شد و آن حماسۀ سترگ، با خاک برابر شد. من با این حقیقت غیر قابل انکار کاملاً موافقم که" افغانها همیش در میدان های جنگ برنده و در میدانهای سیاست بازنده اند".
از اینها که بگذریم در مورد گری شارون نخستین جاسوس سی آی اِی که در پنجشیر پیاده شد، تا جائیکه به خاطر دارم در همان کتاب نوشته شده بود که
بعد از آنکه صندوق های چوبی مملو از دالر را بین جاسوسان داخلی شان تقسیم می کردند، بین عطا محمد نور و عبدالرشید دوستم جنجال آغاز گردید، عطا محمد با افراد گرد آوردۀ خود که مربوط به جمعیت اسلامی و شورای نظار می شدند، جنگ را در مقابل افراد و ملیشه های دوستم و در نتیجه جاسوسان و افراد سی آی ای آغاز کردند و اوضاع از کنترول خارج می شد و... و اما این دوستم نبود که طرح تقسیم صندوق های دالر را پیشکش کرد، بلکه جاسوسان سی آی ای بالای دوستم فشار وارد کردند تا یک حصه از آن پول های بی حساب و باد آورده را در اختیار عطا محمد بگذارد تا غایله خاموش گردد.
این اما دقیقاً درست است که این نوع افراد و اشخاص، به شمول کرزی و باند مافیائی او افراد خریداری شده به دالر و پوند و ریال و درهم و دینار اند و منافع افغانستان و مردم آن برای شان پشیزی ارزش ندارد، اما من از صمیم قلب آرزو میکنم که شخصیت شخیصی مانند شما، شاهد محاسبه با آنها باشید. عمر طولانی توام با صحت و سعادت برای تان تمنی میکنم. موفق و سرافراز باشید.


اسم: فریده نوری   محل سکونت: فرانسه    تاریخ: 31.05.2019

برادر گرانقدر، انسان با احساس، نویسندۀ خارق العاده حمید جان انوری،
در عین بدبختی، مصبیت و درد جانگداز که شب و روز در آن می سوزم و می سازم، اگر بگویم که خداوند رحمتی به من روا داشت، کم گفته ام. بلی نویسنده توانا، وآن رحمتی ایست که از روی نبشتۀ های ناب و فوق العادۀ شما من افتخار آشنایی با شما را یافتم.
شما با زحمات تان روح مرجان را شاد، وبرایش آرامش ای که در زندگی نظر به عوامل مختلف که قسمت عمدۀ آن را بدبختی وطن و هموطنانش تشکیل داده بود، راه نیافت، ارزانی نمودید با زحمات تان که همه مضامین وی را بعد از ترجمه، اصلاح، قابل فهم، مرتب و آمادۀ نشر می سازید.
من مدیون و سپاسگذار شما هستم، از نبشتۀ خیلی عالی شما که دیروز، روزِ وداع مرجان جهت غم شریکی به من لطف نمودید، بسیار تشکر می کنم و از خداوند (ج) تمنا می کنم که آن انگشتان شما را از گزند در امان بدارد.
از غم شریک عالیقدر محترم عباسی صاحب، اظهار امتنان و روح خواهرزادۀ جوان شان را شاد و برای آن جوان ناکام بهشت ابدی تمنا می نمایم. آمین،
با عرض حرمت،
فریده.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 31.05.2019

دوست بی نهایت عزیز و گرامی ام محترم حمید انوری!

نوشتۀ بی همتای پر سوز و دردناک شما را که تراوش قلم توانا و رسای شما بود و استادانه و کم نظیر نوشته شده بود در مورد سال رور مرگ المناک «مرجان» نازنین دو بار خواندم. آری این تنها جوانی و شادابی و قلب پر آرزوی او نبود که رهسپار خاک شد بلکه او فرشتۀ در قالب آدمی بود که خدمت به مخلوق خدا را در صدر عبادات قرار داده بود و خدمت به چه نوع مخلوقی که همه محتاج، درمانده، ابتر و پریشان و گرسنه و پا برهنه ظلم کشیده و جفا دیده محتاج یک لقمه نان و جرعۀ آب زلالی. او دخت قهرمان که نه زمستان دید و نه تابستان، نه کوه و نه بیابان و نه ترس از مرگ خدماتی کم نظیری به حیث یک دختر در پر خطر ترین محیط انجام داد که کم تر سابقه دارد.
من بر پدیدۀ عالی شما چیزی جز غم و درد و احساس قلب شکسته و افگارم را اضافه نمی توانم.
شما به حیث یک قلم به دست متبحر با گرد آوری آثار گران بهای این قهرمان واقعی کمر همت بر بستید که قابل تحسین و ستایش است و خداوند برای شما اجر نصیب کند.
من به خواهر محترمه ام فریده جان نوری و خانوادۀ نجیب نوری عرض تسلیت و تعریت دارم و می گویم فخر به شما مادری که چنین اولاد فرشته صفت به جامعه تقدیم کردید. عمرش کوتاه بود ولی نامش زندۀ جاویدان است. الله به شما و به خواهرم مسعوده که پسر ۲۶ ساله اش را از دست داد به رحمت ایزدی اش صبر نصیب کند.
دنیای سپاس و امتنان از شما انوری صاحب محترم.


اسم: نوراحمد خالدی   محل سکونت: آسترالیا    تاریخ: 30.05.2019

سخنان اخیر سفیر امریکا با بی بی سی!
سفیر امریکا در کابل گفنه است که رییس جمهور و رییس اجراییه نباید در دوره تمدید شده ریاست جمهوری تا ختم انتخابات به اقدامات بزرگ دست زنند. او این دوره را دوره خاص خوانده که از سالهای اول ریاست جمهوری متمایز است. این اظهارات نزد تعداد زیادی تعجب آمیز و مداخله آمیز در امور داخلی بوده است.اینگونه برداشت نشان میدهد که بسیاریها از تعامل ممالک پیشرفته دموکراسی در همچو موارد آگاهی ندارند.
اگر دوستان بخاطر داشته باشند من در یک نوشته به ارتباط تمدید کار رئیس جمهور نوشته بودم که این تمدید کاملا قانونی است منتهی در این مدت حکومت در حالت "سرپرست" قرار میگیرد. در حالت سرپرست در کشورهای غربی بشمول استرالیا که بعد از اعلام تاریخ انتخابات تا حلف وفاداری حکومت جدید ادامه دارد حکومت بسر اقتدار از امور جاری روزمره نظارت کرده کدام پروگرام نو و یا ابتکار نو را روی دست نمیگیرد و در روابط خارجی هم به کدام ابتکار جدید دست نمی زند.
حالا انتقاد سفیر امریکا از اینکه در این مدت مخصوص تغییرات در کابینه نباید صورت میگرفت بستگی به آن دارد که تغییرات اخیر در کابینه در جمله کارهای معمولی و روزمره است یا از جمله اقدامات مهم و فوق العاده؟
این سخنان سفیر امریکا را نباید مداخله تلقی کرد چون آمریکا از تطبیق توافق حکومت وحدت ملی ضمانت کرده است و ادامهء ثبات سیاسی در افغانستان برای سلامتی پرسونل نظامی امریکا در افغانستان اهمهت بسزآ دارد. این سخنان به نظر من بیشتر جنبه آموزشی دارد. بهرصورت تغییرات در کابینه نشان میدهد که رئیس جمهور غنی و مشاورین او متوجه موجودیت "دوره سرپرست" و محدودیتهای آن نبوده اند و هشدارهای دیگران را هم نخوانده و توجه نکرده اند!
به نظر من رییس جمهور اشرف غنی نباید به اینگونه تغییرات در "دورهء سر پرستی" دست میزد. این نشان میدهد که او و مشاورین او از تعامل کشورهای دموکراسی غربی در چنین حالات مطلع نیستند. من این نظر را بر اساس تجربه کاری در دپارتمنت صدراءظم و کابینهء آسترالیا در مقام مشاور ارشد ابراز مینمایم.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 30.05.2019

جناب محترم حسیب گبیر!

از مهربانی و محبت شما متشکرم. شما از روی لطف استادم خطاب کرده اید که من تا حال به آن مقام نرسیده ام.

بلی برادر عزیز! وطنی داشتیم باهمه مشکلات مثل هر جامعۀ انسانی. همه با عزت و کرامت در فضای صمیمیت و هم بستگی می زیستیم نه تفرقۀ قومی بود و نه اختلافات مذهبی. قالب ها ریخته شده جامعه خود اهلیت و شخصیت و موقف هر که را تعیین می کرد. غربت بود، ولی تلاش برای بهبود وجود داشت. درب های امیدواری برای برخورداری از یک نظام مردم سالار باز گردیده بود.
اما این طوفان مهیب فلاکت بار ویران گر ساخت دست دشمن برای تصرف افغانستان توسط عناصر خود فرخته این وطن را به سوی تباهی و بربادی برد و تهداب همه مصائب این وطن توسط آن انقلاب!!! ملعون و آن انقلابیون برده صفت و وجدان کشته شده گذاشته شد.
امروز هر مصیبتی و هر سیاه روزی که در وطن می نگریم ماحصل آن حزب وطن فروش وتجاوز وحشیانه، ظالمانه و جابرانۀ شوروی است که وارث آن «پوتین» و فدراسیون روسیه است.
خدا کند که این قماش نوکر صفت صدبار روسیه بروند اما شرکت در محفلی به نام«صدمین سال روز دوستی افغانستان و روسیه» کمال بی غیرتی، دنائت و پستی و بخشیدن خون دوملیون افغان به پوتین است.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 29.05.2019

برادر محترم،بزرگوار و شخصیت صاحب فضل و دانشم جناب انحنیر صاحب احسان الله مایار!

می دانم که در این نوازش نامه مرا تشویق و مورد لطف، شفقت و مرحمت قرارداده ومرا متصف به صفاتی ساخته اید که امیدوارم شایستۀ آن باشم.

اما این تبارز احساس پاک، شریفانه و وطن پرستانۀ شما ناشی از عشق سرشار شما به وطن بوده بوده که این بحث خاکستر نشسته بر آتش این عشق را با نسیم واقعیت ها دور کرد و شعله های این آتش که هرگز خموش نشده بالا گرفت.
ما وشما را فیصله به آن شد که این وبسایت را صحنۀ مداحی نساخته واز رسم ناپسند، بی جهت برای بالا بردن ناحق، من لالا باشم و شما کاکا بپرهیزیم.
قلم را عزت و کرامت در آن است که فرآوردۀ آن حقیقت باشد و نباید وسیلۀ برای استفاده خلاف آن قرار گیرد.
ما را متأسفانه رسم بر آن است که از نیکویی ها، خجستگی ها و کردار های والا و انسانی کسی در زندگی اش یاد نمی کنیم و در زندگی اش اورا قدر دانی لازم نه نموده مورد تحسین و توصیف قرار نمی دهیم.
به تأسی از تعهد حقیقت گویی، به اغتنام از این فرصت، به عرض میرسانم که با مطالعۀ کتب و آثار شما و صحبت های طولانی تلفونی با هم دگراین حقیقت را دریافتم که به مجرد پا گذاشتن به دیار غربت عشق بیکران شما برای افغانستان عزیز و رهایی مردم شریف آن از چنگال اسارت نوکران این و آن شما، مایار صاحب، آرام نه نشستید و در صف دیگر فرزندان صدیق آرزومند استقلال و برقراری یک نظام مردمی و عادلانه پیوستید. در زمان تجاوز شوروی صدای مردم تان را در قارۀ اروپا بلند کردید و در حکمروایی تنظیمی ها بربادی و نابودی افغانستان را با خرد و فراست درک نموده درهر مرجع که نور امید بخش دیدید شتافتید و صادقانه و مسؤولانه بی هراس بدون هیچ ملاحظۀ برای وطن تان سهم گرفتید و ابراز نظر کردید. شما یک عالم گوشه نشین و مقاله نویس و یا فرضیه گراء"تیوریسن" نبوده بلکه شخصیت فعال واقع بین سیاسی بوده برابر به توان و مساعدت اوضاع خدمات صادقانۀ تان را برای وطن و وطن داران به قدم و قلم انجام داده اید، و می دانم که با داشتن عالمی از مشکلات در زندگی شخصی عشق وطن آرام تان نمانده با پدیده های ناب تان و نشر اخبار روزمره و اقتباس ازمنابع مختلف پیرامون اوضاع وطن وبسایت وزین وملی آریانا افغانستان را زیب و زینت می بخشید.
علایق دوستی و روابط شخصی را باید بجایش گذاشت، این تذکرات مختصر من بر بنیاد اسناد است که در حافظۀ افغان جرمن آنلاین و آریانا افغانستان آنلاین و کتب و رساله های مایار صاحب ثبت و درج است.
با تقدیم این عرایض دامنۀ این تبادل نظر را بر می چینیم.


اسم: Hasib Hakim   محل سکونت: Deutschland    تاریخ: 29.05.2019

استاد بزرگوار عباسی صاحب سلام علیکم

با تشکر از نوشتۀ عالی تان. واقعاً که نشست مسکو همه افغانان که داغدیده از مظالم روسها و مزدوران شان هستند و هنوز هم زخم های این دورۀ سیاه التیام نیافته، در این حال یک مشت مزدور و ابن الوقت فرصت طلب مثل کرزی این اجنت چند بعدی، عطای چور و اتمر خادیست در کشوری جمع میشوند که خود عامل اصلی بربادی کشور عزیز ما افغانستان میباشد. از همه بد تر طالبان که خود را یک حرکت ناب و غیروابسته می پندارند، با این عمل زشت ثابت کردند که اینها نیز دنباله رو مزدوران روس و فرصتطلبان چون کرزی و عطای نور و غیره هستند. طالبان باید این را بدانند که روسها عامل اصلی این همه بدبختی ها در کشور ما هستند. روسها اگر میخواهند صداقت شان را ثابت کنند، باید مسئولیت ویرانی افغانستان را در دهه ای هشتاد بدوش بگیرند و غرامات تجاوز و جنگ خانمانسور را قبول کنند، در آنصورت میتوان گفت که واقعاً روس از تجاوز اش نادم است، در غیر آن روس و امریکا هر دو دشمنان مردم افغانستان اند.




اسم: احسان الله مایار   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 29.05.2019

دوست عزیزم عباسی ای دانشمند و مردانه صفت! جان ها فدای چنین گفتار صاف و سچۀ افغانی. واقعاً انسان تعجب میکند که یک تعداد فرومایگان به دعوت روسها می شتابند تا از صد سال روابط نیک همدیگر و دو همسایه یاد کنند.
نمیدانم به کدام قلم در نوشتۀ تان جمله ای را ایزاد کنم که صدای ناله و زجر ملیون های فرزندان ما را به گوش جهانیان برساند. گویند جائیکه آتش سوزد می توان از داغی آنجا صحبت کرد. درد تباهی را کسانی درک کرده می توانند که فرزندان شان زیر چکمه های روس آخرین هوای افغانستان را تنفس کرده اند. این کسانی که در ماسکو شرکت دارند به صد دروازه خود ها را عرضه کرده اند و مانند روسپی پول خدمت خود ها را دریافت کرده اند. فکر میکنم این خوش خدمتی روس ها بنابر دوستی! به شخص مرموزی خواهد بود.


اسم: عارف عباسی   محل سکونت: goleta    تاریخ: 28.05.2019

سالگرۀ صد سال کدام دوستی؟

برای یک افغان با وجدان، با عزت، با کرامت و صاحب شرف و غیرت این ننگ و عار ، خجالت و شرمندگی و سر افگندگی و وطن فروشی نیست که به ماسکو رفته در چنین محفلی اشتراک می ورزد، مخصوصاً که تا دیروز به مجاهد بودنش افتخار می کرد.
بلی بسیاری برای مقاصد مختلفی روسیه رفته اند و اعتراضی نیست. نمی دانم که ارباب قدرت روسیه ریختن خون دو ملیون انسان این وطن و آواره ساختن هفت ملیون و و ویرانی سرتاسری افغانستان را جشن می گیرند.
بلی افغانستان اولین کشوری بود که رژیم خون آشام ،شداد و مستبد شما را به رسمیت شناخت و بالمقبل شما افغانستان را به حیث یک کشور آزاد و مستقل به رسمیت شناختید.
به سردی گرائیدن روابط برای مدتی که بربنیاد خرد و فراست سیاسی زمام داران دراک این کشور بود، ولی در دهۀ پنجاه شرائط خاصی درب آرزو های دیرینۀ تان را به روی تان بکشود و افغانستان با شما سر دوستی گرفته و با تعهدات و شعار های محیلانه و دروغین حسن هم جواری، به رسمیت شناختن حاکمیت ملی و تمامیت ارضی یک دگر، عدم مداخله در امور داخلی یک دیگر به حیث نمونۀ روابط حسنه بین دو مملکت با رژیم های متفاوت، با کمک های سخاوتمندانه ما را اعواه نموده از خوش باوری ما سوء استفاده شده ماهرانه برای اشغال این کشور غرض تحقق آرمان زار ها و شمول افغانستان به حیث مستعمره در اقمار شوروی طرح ریزی نموده و دسیسه ساختید و بالاخره شرائط را چنین مساعد کردید که اول مزدوران تان را برای برآورده ساختن اهداف نهایی تان گماشتید که ناکام مانده، ورشکست، درمانده و وامانده شده شوروی با جهنمی ترین ساز و برگ نظامی بر این وطن تجاوز نموده از هیچ نوع قصاوت، ظلم، جنایت و وحشت و بربریت در برابر این ملت دریغ نکرد.
ندانست که حریفی در کمین دارد که با استفاده از احساسات و خون افغان در این تنور داغ نان خود می پزد و شوروی ابر قدرت با سرافگندگی و شکست از پل عبور نموده خود مکتب و دیوانش متلاشی می شود.
پارلمان روسیه درسال ۱۹۹۲ حملۀ افغانستان را اشتباه بزرگ و خلاف اصول حزب کمونست شوروی فیصله کرد، ولی دوماه قبل «دوما» شورای ملی فدراسیون روسیه به اکثریت فیصله کرد که مداخلۀ نظامی شوروی زمان در افغانستان بر بنیاد وظایف و مسؤولیت های بین المللی شوروی بوده اقدام مطابق منافع ملی شوروی بود.
شما ای نامردان بی احساس بی شعور که تا دیروز به نام مجاهد شانه ها بالا انداخته در مراسم یاد بود شهدا بیانیه های غراء می دادید،، و تو ای کرزی جبون بی شهامت که در زمام داری ات رهروان هیچ مدانی را به نام مجاهد بزرگترین مقامات را بخشیدی امروز در محقل قصابان ملت افغان چپن شور می دهی . ای نامردان بی شعور از کدام دوستی تجلیل می کنید؟
تا حال بیست بار روسیه رفته و پای پوتین بوسیده اید ولی حد اقل به حرمت خون دو ملیون شهید و ملیون ها بیوه زن و یتیم و ویرانه های این وطن در چنین محفلی اشتراک نمی کردید.
شما ای روندگان ماسکو و اشتراک کنندگان این محفل به نام آبرو، عزت، غیرت، شرف و وقار برای افغانستان چیزی باقی نماندید.
ای طالب غلام غلامان زمانی که رهبر شما ملا محمد عمر غازی در حنگ با قوای شوروی چشم خودرا از دست داد و آن را با چاقو بیرون کرده برای وطن در سنگر غزل می خواند، تو امروز با رفتند روح آن مبارز را می آزاری و به روی همۀ شما تف می اندازد.
هم وطن! صادقانه بی ریا برایت می گویم که سخت متأثرم و احساسم بیحد جریحه دار شده، زمین و زمان برسرم می چرخد وسرشک نومیدی از دیده ام نی بلکه از دلم می ریزد، و تصور به این پیمانه پستی و دنائت را نمی کردم.
کدام دوستی صذ ساله؟


اسم: احسان الله مایار   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 28.05.2019

دوست دلسوز به وطن و مردم بیچارۀ افغان، آقای حمید انوری!
فرصت مساعد شد تا تعریف و تحریف قانونمندی را از نگاه کثیف عطا نور (تاریک) زیر عنوان ، قانونمندان بی قانون، و چگونگی آنرا از قلم رسا و توانای تان، مطالعه نمایم و در ختم مطالعه و استدلال قوی تان دست مودت و برادری خود را بشما پیش نمایم.
برادر عزیز! سر آغاز شیوع نکبت و بدبختی بالای خاک و مردم ما از سال 1978 نحس میلادی آغاز شد و آنچه را بدان افتخار می نمودیم و استقلال می نامیدیم به مفت باختیم.
به هر کیفی که بشماریم بحث ما بالای خاک اشغال شدۀ ما است و چهره های ایکه در خدمت بیگانگان قرار دارند، ساخت و بافت و خیاطی شدۀ بیگانگان بوده که نظر به حکم و صوابدید و حفظ منافع شان هر آنچه حکم کنند، اجرا کنند.
به خاطر دارم که در اثر گری شروین، اولین شخصیکه از سی آی ای به آستانۀ پنجشیر با هیلوکوپتر از تاجکستان پیاده شد، بحث وی با همکارانش طوری بود که صنادیق دالر را در اطاق خواب و کارش جا به جا کنند و بعد از آن در بارۀ توزیع آن به نوکر های شان تصمیم بگیرند. تا جائیکه در حافظه دارم انجنیر عارف همکار قسیم فهیم از صندوق دست لاف، بحساب دوکاندار ها، اول را تسلیم شد و در بارۀ سهمیۀ فهیم نیز صحبت شد که باید چاقتر و بیشتر باشد. مبالغیکه بالای آن بحث می شد از خواب و خیال افغانها خارج بود و هر آنکه همای لک بخش ها بسر شان می نشست بعد از تسلیمی در بیرون می رقصیدند و شاید می گفتند "خداوند چی احمق های را به حال زار ما نازل نموده" که مارا لایق این همه برگزیده است. در اثر وی بالای سهم عیدالرشید دوستم در جوزجان نیز بحث در میان است و بعد از مشوره با وی، دوستم به وی پیشنهاد می کند که به عطا که در مزار است نیز سهمی تعیین کند که این پیشنهاد در عمل پیاده شده است.
برادر عزیز! این اشخاص خود فروخته به دهل بیگانگان می رقصند و خواهند رقصید تا زمانیکه ملت افغان قادر به محاسبه با آنها شود، که من در پائین عمر شاهد آن نخواهم بود.


اسم: نوراحمد خالدی   محل سکونت: آسترالیا    تاریخ: 28.05.2019

ارگ زیر حملات پیهم:
وقتی مردم اتهامات فاشیزم ارگ را نخریدند، اتهامات حمایت از طالب و داعش میان تهی برامد، به اتهام افتتاح کلیسا در ارگ خندیدند، و تاکید بر ختم کار رئیس جمهور در اول جوزا قبل از انتخابات اعتبار قانونی نداشت، مخالفان حالا به یاد زمان شورش ضد امان الله خان افتاده اتهامات موجودیت فحشآ را وارد کرده و حیثیت هزاران دختر و زن پاکدامن و با عفت افغان را که درمجموع دولت افغانستان و از جمله در ارگ ریاست جمهوری بکار شرافتمند مصروف هستند مورد سؤال برده اند. این افراد میخواهند تا از تحریک احساسات غیرت و ننگ و آبروی مردم برای رسیدن به مقاصد خود سؤ استفاده کنند! آیا برای رسیدن به مقام ریاست جمهوری باید به این سطح نزول کرد و حیثیت بلند ترین مقام اداره دولت را مورد سوال قرار داد؟
بیایید بیطرفانه ببینیم اتهام جنرال احمدزئ چگونه وارد شد. جنرال احمدزئ از مقام مشاوریت در ارگ استعفآ میکند تا در انتخابات ولسی جرگه به شورای ملی راه یابد. موصوف در انتخابات شکست میخورد. بعد از شکست موصوف دوباره به ارگ مراجعه میکند تا به وظیفهء مشاوریت گماشته شود. تا این زمان موصوف هیچ مشکلی با ارگ ندارد و ارگ یک مقام خوب و سالم برای کار کردن است. اما وقتی ارگ دوباره اورا نمیپذیرد، ارگ مسؤل شکست موصوف در انتخابات قلمداد میشود و اتهامات فحشآ در ارگ از جانب این شخص وارد میگردد. حالاوقتی میگویند باید در محکمه اتهامات خودرا ثابت کنی میگوید به شرطی در محکمه حاظر میشوم که سیاف و حکمتیار نیز حاظر باشند! به این آقا باید تفهیم شود که جرم عمل شخصی است و این شخص متهم است که با اتهامات بی دلیل و مدرک به حیثیت مقام ارگ لطمه زده است و اگر نتواند با دلیل و مدرک موثق ادعاهای خودرا ثابت کند به جرم افترآ به زندان خواهد رفت!


اسم: احسان الله مایار   محل سکونت: ویرجینیا    تاریخ: 28.05.2019

دوست دانشمند محترم جلیل هروی !
باور کنید که شانه این بندۀ عاجز خداوند وزن این همه لطف تان را برداشته نمی تواند، لیک دریای امتنان سرحد ندارد و آنرا با محبت بشما میرسانم. در نوشتۀ تان که از تنها نبودن بنده در مبارزات راه آزادی و حکم رسالت روشنفکری و روزشنگری اشاره شده نزدم وضاحت کامل دارد و این تقویۀ روح و جسم من بوده که تا لب گور مرا تنها نخواهد گذاشت، اما سؤالی بعضی اوقات در خاطرم باعث وسوسه ام می شود که آیا تقوی، نیکوکاری، حسن خلق، عزت نفس انسان را در راه خدمت به خاک و مردم مدد میکند و یا اینکه عکس این صفات کتله ای را بالای گردۀ مردم می نشاند که وطن را دستخوش حوادث می گرداند و قدرتی وجود ندارد در برابر شان قیام نماید. اگر قضاوت درست نمائیم گفته می توانیم که آنهمه صفات خجسته در وضع امروزی خیالی است که با این افزار به هدف رسیده نمی تواند.
به خاطر دارم هیئتی از دوستان که در رأس آن مرحوم جناب داکتر محمد یوسف قرار داشت، شخصیت ایکه شما در نوشتۀ تان از ایشان به واقعیت و حقیقت یاد نموده اید، و در جملۀ اعضای هیئت مرد مبارز و آزادیخواه داکتر احمد ولید حقوقی و داکتر عطامحمد نورزی و یکی دو محترمان دیگر سفری به امریکا داشتند تا داعیۀ افغانستان را بسمع کارگردانان این کشور برسانند. در بازگشت مرحوم داکتر صاحب بمن گفت: امریکائیها بمن واضح گفت که :"ما کسانی را که جنگ می کنند کار داریم و آنها را حمایه و کمک میکنیم نه کس دیگری را".
ما می بینیم که ملت و خاک ما در بازی بزرگ قدرت ها قرار گرفته و نجات آن تنها و تنها در ید قوی کسانی قرار دارد که در رأس تفکر شان رحم و دلسوزی تهداب دوامدار سیاست شان شده نمی تواند.
شما را یک انسان منور و دلسوز افغان می شناسم، خداوند مدد گار تان.
احسان الله مایار


اسم: جلیل غنی هروی   محل سکونت: امریکا    تاریخ: 26.05.2019

دانشمند گرامی جناب مایار احتراماتم را به پذیرید
یاد داشت «نامی از وطن آزرده» نه تنها احساس پاک و وطندوستی بی شائبۀ شما را به وطن و وطنداران با عزت افغانستان تبارز می دهد بلکه همچنان یأس و نا امیدی را بیان می دارد که دامنگیر آنانی گردیده که از چهل سال به این طرف بیاد وطن و جستجویی راه حلی به این مصیبت عظمی، هستند و در سنگر دفاع از آزادی، تمامیت ارضی، منافع ملی، افتخارات و فرهنگ غنامند این سر زمین مبارزات سیاسی، روشنگرانه، مقاومت های مسلحانه و تدویر کنفرانس ها و اجتماعات و حمایت از آنانی قرار دارند که صادقانه و عاشقانه از این خاک و مردم نجیب آن دفاع کرده اند و می کنند. با تأسف که تعدادی بی باور به همه موازین اخلاقی و ملی و تعهد به ارزش ها و موازین وطن داری و وطن دوستی، برای حصول و حفظ منافع اکثراً نا مشروع شخصی، هم این ملت به خون خفته را گرو گان گرفته اند و هم وطن را ویران نموده اند. این یأس و نا امیدی شما صدای رسا و صادقانۀ اکثریتی را در وطن و بیرون از وطن فریاد می کشد که سالها قبل مرحوم مغفور جناب داکتر محمد یوسف یکی از سر آمدان جنبش دموکراسی و یکی از صادق ترین خدمتگاران افغانستان، بلند کرده بود و تا آخرین رمق زندگی این فریاد را می کشید ولی گوش شنوائی نبود و امروز بار دیگر چنین فریاد رسائی از قلم مبارک شما به گوش می رسد. درین کاروان جناب مایار تنها نیستید و رسالت روشنفکری و روشنگری حکم میکند که نباید گذاشت این صدای حقیقت را عناصر منفعت جو و کرسی پرست و دیوانۀ مقام و منافع شخصی و گروهی بتوانند خفه سازند.
دیر زمانی است که به مصداق این یاد داشت، ما تشنگان مقالات علمی و تحلیلی تان را شاد نساخته اید به امید اینکه بعد از این از مقالات شما بیشتر مستفیض شویم. با تجدید احترام و محبت
جلیل غنی هروی


اسم: نگارگر   محل سکونت: برمنگهم    تاریخ: 26.05.2019

من از هردو برادر ارجمند که بر یکی از نگارش های من نظر لطف وخوشبینی افگنده اند یعنی جناب حلیم وجناب سدید قلبا سپاسگرازی میکنم.من میدانم که جناب مرحوم حضرت صاحب نفوذ روحانیت خویش را با نوعی نفوذ سیاسی به هم آمیختند وبدبختانه به نفوذ روحانیت خویش نیز تا حدی قابل توجه صدمه رساندند ومن امیدوارم که باز ماندگان شان از تجربهٔ منفی آن بزرگوار عبرت بگیرند که دیگر&#